واقعا فکر می کنید حکومت اسرائیل حکومت بنی‌اسرائیل است؟!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا برخلاف گفته آقای یونسی، تنها متنی که به آزادی سران یهود اشاره می‌کند همان «تورات» است و هیچ سندی، مصری یا یونانی یا ایرانی یا بابلی و غیره، این ادعا را تأیید نمی‌کند. در استوانه کورش نیز نامی از یهودیان یا آزادی ایشان نیست

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا عبدالله شهبازی در این یادداشت در مورد محتوای مبنای علمی و تاریخی اظهارات حجت الاسلام یونسی  در مورد پرچم «شیر و خورشید» ، سخن گفته است.

متن یادداشت به شرح ذیل است:

شهبازیاینجانب قصد نداشتم، به احترام دولت محترم، متعرض سخنان آقای یونسی در شیراز شوم، ولی اکنون گمان می‌کنم برای حمایت از دولت پاره‌ای توضیحات، علاوه بر مسئله «شیر و خورشید»، ضرور است زیرا آقای یونسی با این‌گونه سخنان نه تنها به نزدیکی اقوام و مذاهب ساکن ایران کمکی نمی‌کند بلکه افتراق نیز ایجاد می‌کند چنان که بر سر نماد شیر و خورشید فعلاً شیعه را به دو فرقه «هوادار شیر» و «ضد شیر» تقسیم کرده‌اند.

سخنان ایشان را بر اساس گزارش دست اوّل محلی خواندم. حرف‌های جالبی زده‌اند. مثلاً این یکی:

«دستیار ارشد رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌ها خاطرنشان کرد: وقتی که کوروش بزرگ به حکومت رسید و بابل را فتح کرد، بسیاری از بزرگان بنی‌اسرائیل که در میان‌شان پیامبران بزرگی هم بودند، از زندان بخت‌النصر آزاد کرد. این داستان در تورات هم آمده و در حالیکه در تاریخ مکتوب متأخر ایران اسمش نبود، در تورات و اسناد مصر و یونان به آن اشاره شده است… بررسی سنگ‌نوشته‌ها و تحقیقات ۱۵۰ سال اخیر ثابت کرد که آنچه در تورات درباره کوروش آمده صحیح است…» (خبر پارسی، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳)

اول، برخلاف گفته آقای یونسی، تنها متنی که به آزادی سران یهود اشاره می‌کند همان «تورات» است و هیچ سندی، مصری یا یونانی یا ایرانی یا بابلی و غیره، این ادعا را تأیید نمی‌کند. در استوانه کورش نیز نامی از یهودیان یا آزادی ایشان نیست. بگفته دیوید بن‌گوریون، اولین نخست‌وزیر دولت اسرائیل، «هیچگونه نامی از یهودیان در استوانه کورش که در بین‌النهرین در سال ۱۸۷۹ کشف شده است و یا در سنگ‌نبشته‌هایی که در سال ۱۸۵۰ در این منطقه از زیر خاک در آمده، برده نشده است. در ادبیات یونان که راجع به کورش نوشته شده است نیز اسمی از رابطه کورش با یهودیان برده نشده است. رابطه کورش با تبعیدی‌های بابل و بازگشت به صیون فقط توسط منابع تورات بر ما معلوم است.» (نطق دیوید بن‌گوریون با عنوان “کورش شاه ایران” در: بزم اهریمن: جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی به روایت اسناد ساواک و دربار، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۱۶۷)

دوّم، داستان «تبعید بابل» در «تورات» هم نیامده است، در «عهد عتیق» آمده است. «عهد عتیق» با «تورات» فرق می‌کند. «کتاب مقدس» یهودیان به سه بخش تقسیم می‌شود: تورات، کتب انبیاء (نبیئیم) و نوشته‌ها یا صحیفه‌ها (کتوبیم). تورات همان پنج کتابی است که به موسی(ع) نسبت داده می‌شد. این مجموعه «اسفار پنجگانه» یا «پنتاتوک» نیز خوانده می‌شود. پنتاتوک واژه یونانی است به معنی کتب پنجگانه. تورات واژه عبری و به معنای آموزه و دستور است. این اسفار یا کتب عبارتند از سِفر پیدایش، سِفر خروج، سِفر لاویان، سِفر اعداد و سِفر تثنیه. در گذشته، یهودیان بر این اعتقاد بودند که تورات همان کتابی است که در کوه طور بر موسی (ع) نازل شد. از سده هفدهم میلادی این اعتقاد تضعیف شد و امروزه محققین معتقدند که اسفار پنجگانه در سده‌های ششم و پنجم پیش از میلاد بر مبنای متونی که از گذشته در دست بوده تدوین شده است.

سوّم، بخت‌النصر داماد پادشاه ماد (ایران) بود و در قشونی که بیت‌المقدس را فتح کرد «سواران پارسی» نیز حضور داشتند یعنی این لشکرکشی متحد بابل و ایران بود علیه فرعون مصر و اقمارش از جمله دولت کوچک یهودیه. دولت یهودیه فاجر بود و بر بنی‌اسرائیل ظلم می‌کرد. در «کتاب دوّم پادشاهان» درباره یهویاکین، شاه وقت یهودیه، چنین آمده است: «آنچه را که در نظر خداوند ناپسند بود، موافق هر آنچه پدرش کرده بود، به عمل آورد.» در این زمان نحوشطا، همسر یهویاقیم و مادر یهویاکین، چهره اصلی و مقتدر دربار یهود است. ورود بخت‌النصر به اورشلیم به آرامی و بدون خون‌ریزی انجام شد و سخنی از قتل و غارت و کشتار در میان نیست. شاه نوجوان یهود، به همراه مادر و درباریان و بزرگان شهر، به استقبال پادشاه بابل رفت و بخت‌النصر به شهر وارد شد. بخت‌النصر، یهویاکین و مادر قدرتمندش را با گروهی از بزرگان و کاهنان قبایل یهودا و بنیامین و لاویان، بهمراه هزاران تن از غلامان و کنیزان و خوانندگان و نوازندگان ایشان، بهمراه خود به بابل برد و عموی ۲۱ ساله یهویاکین بنام صدقیا را در سمت نایب‌السلطنه شاه یهود در اورشلیم منصوب کرد. مورخین یهودی، جمع کسانی را که به بابل برده شدند ده هزار نفر گزارش کرده‌اند که شامل «زنان پادشاه و خواجه‌سرایان و بزرگان و مردان جنگی و صنعتگران و آهنگران» نیز می‌شد.

چنان‌که می‌بینیم، برخلاف گفته آقای یونسی، منابع «عهد عتیق» از به اسارت بردن «پیامبران بزرگ» به دست سپاهیان بابل و ایران، به فرماندهی بخت‌النصر، سخنی نگفته‌اند.

بخت‌النصر در سال ۵۹۸ پیش از میلاد به غرب لشکر کشید و حکمرانان هوادار مصر در پنج دولت کوچک حاشیه شرق مدیترانه را، از جمله شاه و اشراف یهودیه را، بعنوان «تبعیدی» به بابل منتقل کرد. او در سال ۵۶۲ پ م درگذشت. پس از بخت‌النصر سه پادشاه در بابل به قدرت رسیدند تا سرانجام در سال ۵۵۶ فردی از قبایل آرامی به نام نبونیدوس حکومت بابل را به دست گرفت. پادشاه جدید بابل برغم مردوخ، خدای بزرگ بابلی‌ها، کوشید مردم را به پرستش سین، خدای ماه، مجبور کند و ین امر اعتراض شدید مردم و کاهنان را برانگیخت. در این زمان، نفوذ مصر در بابل افزایش یافت و در سال ۵۴۳ نبونیدوس با فرعون مصر علیه ایران هم‌پیمان شد. در بهار سال ۵۳۹ ارتش مجهز پارس و ماد از رود دجله گذشت و با شکست ارتش بابل و تصرف شهرهای متعدد سرانجام، برخلاف ادعای هرودت و کزنفون که از مقاومت بابل سخن می‌گویند و چنان‌که داده‌های باستان‌شناسی ثابت می‌کند، بدون هیچ درگیری جدی و تخریب و آتش‌سوزی پایتخت بابل را به تصرف درآورد. کورش، فرمانده قشون ایرانی، مورد استقبال گرم مردم شهر قرار گرفت. کتیبه‌های بابلی از کورش بعنوان «ناجی بابل» سخن می‌گویند زیرا نبونیدوس به دلیل ستمگری و غارت اموال مردم حتی مورد نفرت خدایان خویش قرار گرفته بود.

بنابراین، زمانی که کوروش بابل را تصرف کرد حدود ۲۳ سال از فوت بخت‌النصر می‌گذشت و اقدام کورش، مانند لشکرکشی بخت‌النصر به بیت‌المقدس، برای مقابله با گسترش مصر بود و در راستای همان سیاست. پس، در زمان فتح بابل اگر سران دولت یهودیه همچنان در اسارت بودند، اسیر نبونیدوس بودند نه بخت‌النصر.

ادامه سخنان آقای یونسی در کنیسه شیراز:

یونسی با بیان این که «یهودیان ساکن در ایران از خلط مبحث یهودیت و صهیونیسم، رنج برده و می‌برند»، گفت: «این دو موضوع از هم جداست. بسیاری از یهودیان ضد صهیونیسم هستند و حتی امروز حکومت بنی‌اسرائیل هم در نسل جدید به آنچه نسل جوان ایران در خصوص هم‌زیستی و اصلاح‌طلبی می‌گوید، نزدیک شده است.» (خبر پارسی، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳)

یعنی، آیا واقعاً آقای یونسی معتقدند که حکومت اسرائیل حکومت بنی‌اسرائیل است نه حکومت گروهی از یهودیان، نه حتی حکومت همه یهودیان (یکی از اسباط دوازده گانه بنی اسرائیل)، که «صهیونیست» نامیده می‌شوند و مورد قبول یهودیان ارتدکس نیستند؟

یهودیت «دین» نیست و امروزه مسامحتاً به دین موسوی «یهودیت» گفته می‌شود. قبیله یا سبط یهودا پیامبر نداشت که پیروانش «یهودی» خوانده شوند و دین موسوی ربطی به سبط یهودا ندارد زیرا به اعتقاد کلیمیان موسی ع از سبط لوی بود نه یهودا. مفهوم «یهود» حتی شامل تمامی ۱۲ سبط بنی‌اسرائیل نیز نمی‌شود و تنها بر یک سبط (یهودا) دلالت دارد یعنی محدودتر و بسته‌تر از اسرائیلیان است که در گذشته کاربرد داشت.

آقای یونسی نماینده رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران هستند و باید تابع قانون اساسی باشند. قانون اساسی مشروطه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گروه نژادی بنام یهودیان را به رسمیت نمی‌شناسد. آنچه در قانون اساسی ایران، هم قانون اساسی مشروطه که تا انقلاب معتبر بود و هم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که تا الان معتبر است، به رسمیت شناخته شده، «کلیمیان» است نه «یهودیان»؛ یعنی دین پیروان موسی کلیم‌الله (ع) نه گروه قومی- نژادی بنام «یهود» که آقای یونسی باید بهتر بدانند که در قرآن کریم با تعابیری بسیار تند از آنان یاد شده است.
/انتخاب

Share