رشت و تئاترش

امروز بالغ بر یکصد و ده سال از اجرای نخستین تئاتر در شهر رشت می گذرد که توسط یک تروپ نمایشی ارمنی با نمایش خچوی دلال به صحنه آورده شد و از آن زمان مردم فرهنگ دوست رشت مرتب پیگیر برنامه های متنوع نمایشی بودند.

یکی از اصیل ترین شعبه های هنر متعهد اجتماعی که در روزگاری نه چندان دور یکی از قوی ترین ابزارهای ایجاد گفتگو و نقد حوزه های گوناگون اجتماعی بود هنر نمایش است.
هنری که در آن روزگارانی که در اکثر استانهای کشور به آن با بدبینی نگریسته می شد و شاغلان در این عرصه براحتی ممکن بود مورد تکفیر قرار گیرند و تعداد شهرهایی که دارای سالن اجرای تئاتر بودند به شمار انگشتان یک دست نمی رسید در رشت دارای تماشاخانه بود و گروههای نمایشی فعال و تماشاگرانی پرشور داشت.
خاطرم هست استاد عزت الله انتظامی در سفری که به رشت آمده بودند برای شاغلان جوان حوزه ی نمایش تعریف می کردند که در دهه های ۳۰ و ۴۰ ما دو ماه یک نمایش رو تمرین می کردیم با این شوق و ذوق که قراره توی رشت اجراش کنیم چون مردم رشت از همون زمان صاحب اندیشه ی بازتری بودند و تئاتر را می فهمیدند به همین جهت از گروههای نمایشی گوناگون استقبال شایانی به عمل می آوردند.
امروز بالغ بر یکصد و ده سال از اجرای نخستین تئاتر در شهر رشت می گذرد که توسط یک تروپ نمایشی ارمنی با نمایش خچوی دلال به صحنه آورده شد و از آن زمان مردم فرهنگ دوست رشت مرتب پیگیر برنامه های متنوع نمایشی بودند.
چنانکه در سال۱۲۸۹ شمسی در گیلان را با عنوان مجمع امید ترقی احداث نمودند و اساسا پر بیراه نیست بگوییم که از این پس نیز گیلانیان نخستین مردمی بودند در ایران که با هنرهای مدرن همچون عکاسی و سینما آشنا شدند.
در تمام این سالها مفاخر و برجستگان بسیاری از همین آب و خاک برخاستند که اغراق نیست اگر بگوییم حتی در عرصه های بین المللی حرفهای مهمی برای گفتن داشتند که شاید سرآمد این بزرگان بتوان به استاد اکبر رادی پدر نمایشنامه نویسی ایران اشاره کرد.
ولی بگذارید از دل غبار گرفته ی تاریخ بدر آییم و امروز را بنگریم اگر بخواهم نخستین نگاه یک ناظر بیرونی را به وضعیت نمایش و گروههای نمایشی رشت توصیف کنم باید بگویم
در یک نگاه انبوهی از جوانان علاقمند پر شور باسواد و فهیم و اهل تحقیق و تجربه که هر کدام معدن استعداد در زمینه ای از هنرهای نمایشی و غیر نمایشی مرتبط است خواهد دید
و پس از آن فقط افسوس و اسف است که چرا برای اینهمه استعداد و انرژی تلمبار شده امکاناتی و مفری برای بروز به آن اندازه که بایسته و شایسته ی نام رشت است موجود نیست.
من در این مقال نه قصدم مرثیه خوانی و افسوس خواریست و نه بار کردن گناهان ریز و درشت به گردن این و آن مسئول، صرفا می خواهم به عنوان یک نفر علاقمند به فرهنگ و پیگیر فراورده های هنری و نمایشی هنرمندانی رشتی که خواهان حمایت و توجه به این سرمایه ی معنوی ارزشمند ست چند سئوال مطرح کنم که همگان بدانند لااقل برآوردن نیازهای اولیه ی این هنرجویان و هنرمندان به چه سادگی امکان پذیرست:
برای نمونه به چه سبب شورای محترم شهر رشت در جهت کددار شدن تئاتر در ردیف بودجه ی فرهنگی شهرداری اقدام نمی کند؟
از چه رو با وجود حداقل ۱۸ گروه تئاتر و ۱۰ آموزشگاه هنرهای نمایشی در سطح شهر برای کار کردن این گروهها و هنرجویان سالن کافی با شرایط مناسب موجود نیست؟
چرا در همین سالنهای موجود برای نمایشی که شاید چند ماه وقت و انرژی یک گروه را به خود اختصاص داده و تنها هدفش اجرای آن برای علاقمندانست بیش از ۵ الی ۷ روز مجال وجود ندارد حال آنکه استاندارد اجرای هر نمایش ۱۵ روزست؟
بارها از معتبران و سرشناسان حوزه ی نمایش شهر شنیده ام که حتی سازمان ارشاد در امر تبلیغات و اطلاع رسانی به مخاطبان از کف حمایت و همیاری را دریغ می کند این برای چیست؟
به گفته و تصدیق کسانی که در این هنر مو سپید کرده اند دیگر در عمل نمی توان حتی تئاتری و هنرورز حرفه ای داشت و بسیار اندکند کسانی که صرفا با حضور جدی و تمام وقت در این حرفه بتوانند از حاشیه امنیت اقتصادی متوسطی حتی برخوردار باشند چرا پس از گذشت بیش از یکصد سال از حضور این صنف در میان مردم این شهر و پس از گذشت حدودا ۴دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی ما باید شاهد چنین تضییع در حق قشر فرهنگی هنرمند باشیم؟
از وضعیت بیمه ی هنرمندان نمی گویم که خود امری گشته است علیحده و کار را به جاهای غم انگیزی می کشاند.
سئوالات و چراجویی ها فراوانند و آنچه اصل است چاره جوییست اما به یاد آوردن این نکته برای همگان بایسته است مقوله ی هنر و در آن میان هنر نمایش پلی ست برای شناسایی و درک و مدارا و پذیرش یکدیگر میان شهروندان و در نتیجه ارتقای فرهنگ شهروندی هنر نمایش به ذات این امکان را به شهروندان می دهد که در کنار یکدیگر نشسته و به حدیث نفس هنرمندان چشم بدوزند و گوش فرا دهند و تجربه ثابت کرده تماشگر و نسلی که با این هنر زیسته و تجربه‌ی باهم بودنها و خندیدن ها و گریستن ها را در کنار هنرمندانش داشته شهروند بسیار معقول تر و آگاهتر و مسئولتری ست از شهروند جامعه ای که به لحاظ معنوی باهنر و هنرمند مردمی حمایت نشده است.

هلن حقدوست – مدرس دانشگاه

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share