هشدار می‌دهم آقای شهردار

من اهل تعارف و تملق نبوده و نیستم رک و راست به شما هشدار می دهم و می خواهم که رویه مدیریت تان را عوض کنید. از فشارهای وارده نترسید اگر صادقانه مسائل را با مردم شهر درمیان بگذارید شک نکنید که رشتوندان پشتیبان شما خواهند بود و کسی نمی تواند به اعتبار حمایت مردمی میز کارتان را از شما بگیرد.

ای فعله تو هم داخل آدم شدی امروز / بیچاره چرا میرزاقاشمشم شدی امروز / درمجلس اعیان بخدا راه نداری / زیرا که زروسیم به همراه نداری

می بینید؟ مصیبتهای صدسال اخیر جامعه مارا؟ انگار که از صدسال پیش تا به امروز فقط درجا زدیم! این دوبیت بخشی از شعر «فعله» اثر نسیم شمال است که انگار همین دیروز و برای امروز من و شما، سروده شده.

اهل قدرت داخل آدم حسابمان نمی کنند و میگویند گذرنامه(سیم و زر) نداری ما فقط وقتی به حساب می آییم که کاتب دربار باشیم و ندیم و ثناگو، حرف حق بزنی یا نقد ارباب قدرت کنی می شوی موجود ناسازگار که «سیستم پذیر» نیست.

نمیدانم این زبان لامروتم را چطور باید چفت و میخ کنم تا روزگار بهتر بگذردم، حالا گله و وصف دعوای من و زبانم بماند برای بعد؛

جانم برایتان بگوید که خیلی با خودم کلنجار رفتم تا چیزی ننویسم اما تاب و تحمل هم اندازه ای دارد حتی برای زن مطلقه؛ ایام عده قرار داده اند تا در فرصت سه ماه و ده روزه بهتر بیاندیشد.

به باو این قلم باید قاعده ایام عده را در مناسبات فردی و اجتماعی هم جاری کرد، چه ایرادی دارد از فلان وزیر و وکیل پس از صد روز گزارش عملکرد بخواهیم؟

حالا ما زورمان به وزیرو وکیل نمی‌رسد فلان عضو پارلمان شهری را که در خیابان‌های شهرمان می بینیم یا شهردار شهر جانمان رشت را که به لطف رسانه‌ها دمادم زیارت می کنیم اشکالی دارد از او بپرسیم و در این مغتنم جا (فضای مجازی) بخشی از آنچه دل تنگ مان می خواهد بگوییم؟

جناب آقای مسعود نصرتی شهردار شهر باران های نقره ای؛ شما دیگه چرا؟ ما زیاران چشم یاری داشتیم…

چی شد که اینجوری شد؟

آقای نصرتی؛ در اولین کنفرانس خبری خودتان اعلام کردید که شهر رشت را با ۷۳۰ میلیارد تومان بدهی تحویل گرفتید (عقلا و مطلعین شهر می گویند این رقم بیش از اینهاست شما مراعات کردید و اینقدرش را اعلام نمودید) برادر عزیز؛ این عدد عجیب و غریب که از آسمان به زمین نازل نشده است این بدهکاری بابت عملکرد مدیران ستادی ایجاد شده و جنابعالی پس از انتصابتان مشغول رفت و روب عملکرد حضرات شدید تا آنجا که به دفعات اعلام فرمودید حقوق پرسنل را به روزرسانی کردیم و یا اگر این بدهکاری‌ها نبود می شد فلان تعداد پارک یا بزرگراه در این شهر احداث کرد. حالا که ریش و قیچی افتاده دست شما، حالا که میزو امضای این شهر را بنام شما سند زده اند حالا که همه باید بشما گزارش بدهند من از شما بعنوان «یکی» از فعالان رکن چهارم دموکراسی گزارش می خواهم تا بدانم چه شد که اینجوری شد؟ این ۷۳۰ میلیارد تومان دقیقا کجاها خرج شد؟ محصول این بدهکاری کدام خیابان، جدول کشی، ابنیه، جشنواره فرهنگی، پل و یا… شده است؟

شما حق نداری

آقای شهردار؛ شما حق نداری شما اجازه نداری شما «نباید» در برابر سوء مدیریت در مجموعه شهرداری سکوت و مماشات کنی شما «باید» به مردم این شهر گزارش بدهی که پول عوارض شان کجاها و توسط چه کسانی خرج شده و محصول این هزینه کرد چیست؟

آقای نصرتی به چه حقی مدیرانی که مسبب این وضعیت شده اند را به کار می گماری؟ مگر قحط الرجال است آقا؟ از آن شخصی که برای خودش تقاضای خانه می کند تا کسی که خودش را کارمند نمونه می کند تا مجموعه ای که برای این شهر بدهکاری ۷۳۰ میلیارد تومانی بجا می گذارد و انگار نه انگار که خبط و خطا کرده اند راست راست در این شهر می گردند و به ریش خلایق می خندند و دریغ از دو خط مرقومه توسط جنابعالی که به نهادهای نظارتی بنویسید و بخواهید که فقط «بررسی» کنند پیگیری پیشکش!

تابحال اگر ما سکوت کردیم، می خواستیم که شما در آرامش به تمشیت امور بپردازی و شاید با چینش سیستمی -عرض کردم شاید- از همین مدیران نخبه بهره ببری و کارها را در این شهر به قاعده کنی، یک نمونه از شاهکارهای مدیریت فرهنگی زیرمجموعه تان را خودتان در ایام عید شاهد بودید که چطور با گونی مال کردن مرکز شهر؛ برای شهر اولین ها حیثیت خریدند. اگر توش و توانش را نداری که در مسیر صواب حرکت کنی، صواب این است که مانند شهردار تهران استعفا بدهی «ببم جان» و به ولایت خودت برگردی. ما با کسی عهد اخوت نبستیم.

«هشدار می دهم آقای شهردار»

من اهل تعارف و تملق نبوده و نیستم رک و راست به شما هشدار می دهم و می خواهم که رویه مدیریت تان را عوض کنید. از فشارهای وارده نترسید اگر صادقانه مسائل را با مردم شهر درمیان بگذارید شک نکنید که رشتوندان پشتیبان شما خواهند بود و کسی نمی تواند به اعتبار حمایت مردمی میز کارتان را از شما بگیرد.

خدایش بیامرزد همشهری شما «علی اکبرخان دهخدا» را که می گفت: بعد ازین برسرماها چه بلاها برسد / چه بلاها که ازین خلق به ماها برسد / به گوش ماوتوفردا چه صداها برسد / کار این ملک ازینجا به کجاها برسد(بخشی از شعر مش اسمال دهخدا)

اشتباه نکنید آقای نصرتی، من ازشما نمی‌خواهم که قهرمان باشید بلکه می خواهم به وظیفه تان درست عمل کنید. تا به اینجایش را می گذاریم به پای ماه عسل مدیریتی، شما ازین به بعدش خوب باش و جای سره و ناسره را عوض نکن. همین.

مسعود مجاوری

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share