زمزمه های سوزناک مادر شهید دنیامالی

نماز میت بر پیکر خانم دکتر اقامه شد و سپس لحظه تدفین فرا رسید. نگاه ها به سمت حاج احمد دنیامالی بود و پدر که رمقی در بدن نداشت را جهت وداع به سوی دختر بردند. اینجا بود که صدایی سوزناک توجه جمعیت را به خود جلب کرد. صدای زنی مسن و غم دیده که در آن شلوغی بلند تر از دیگر صداها و ناله ها شنیده می شد. صدا مربوط به مادر شهید قدرت دنیامالی بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، مراسم تشییع پیکر حدیثه دنیا مالی فرزند احمدنیامالی روز گذشته در انزلی برگزار شد.

گیلان آنلاین نوشت: مرحومه دنیامالی پزشک عمومی بود که تحصیل در این رشته را سال ۸۰ در دانشکده پزشکی رشت آغاز کرده بود. اخیراً در انگلیس به سر می برد و فرزندی ۶ ساله داشت. عمر دنیامالی در این دنیا به دنبال ابتلا به سرطانی به نام استئوسارکوم به سر رسید.
روز گذشته تیتر درگذشت دختر عضو شورای شهر تهران را که در رسانه ها دیدم، فکرش را نمی کردم که این هم کلاسی سابقم هست که از این دنیا رفت. با دیدن خبر مربوطه، همچون دیگر آشنایانش اندوهی من را نیز فرا گرفت.
عصر امروز در مراسم تشییع در انزلی شرکت کردم. تشییع از درب منزل شهید قدرت دنیامالی شروع و تا گلزار شهدای انزلی ادامه یافت. جمعیت گسترده ای حضور پیدا کرده بودند، از فامیل و آشنایان گرفته تا سیاسیون و ورزشکاران و دوستداران دکتر احمد دنیامالی که در حال حاضر علاوه بر عضویت در شورای شهر تهران و سمت های ورزشی، ریاست هیئت مدیره باشگاه ملوان را نیز بر عهده دارد. خسته بند نماینده انزلی و حق شناس نماینده دور هفتم مجلس و بسیاری دیگر از شخصیت های انزلی حضور داشتند.
نماز میت بر پیکر خانم دکتر اقامه شد و سپس لحظه تدفین فرا رسید. نگاه ها به سمت حاج احمد دنیامالی بود و پدر که رمقی در بدن نداشت را جهت وداع به سوی دختر بردند. اینجا بود که صدایی سوزناک توجه جمعیت را به خود جلب کرد. صدای زنی مسن و غم دیده که در آن شلوغی بلند تر از دیگر صداها و ناله ها شنیده می شد. صدا مربوط به مادر شهید قدرت دنیامالی بود.
او با صدایی سوزناک و تاثیرگذار با نوه خود حدیثه سخن و از مهربانی های او می گفت، تا اینکه با حالت گریان گفت: « قدرت جانم، از حدیثه جانم استقبال کن، قدرت جانم امشب مراقب حدیثه جانم باش، او رو به تو می سپارم». با شنیدن ناله های غمناک این مادر شهید اشک تمامی جمعیت بی اختیار جاری شد و لحظاتی به یادماندنی را رقم زد.
این مسیری هست که همه ما طی می کنیم، درجوانی، میانسالی یا پیری؛ اما همواره شنیدن درگذشت یک آشنای جوان، تاسفی دوچندان در پی دارد.
خدایش بیامرزد.