گفتند گیلان را گلستان کرده ایم اما فقط مصوبه بود/امانتداری و صداقت عامل استقبال مردم از دولت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا رییس جمهور وقت چهار سفر به گیلان داشته و در هر سفر هم ۱۸۰ تا ۲۰۰ پروژه را مصوب می کردند، ولی وقتی نگاه می کردم، خیلی بندرت- بی انصافی نباشد- پروژه ای اجرایی می شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا اشاره…برایم قابل درک است که گرفتن یک مصاحبه با استاندار یک استان،می تواند خیلی دنگ و فنگ داشته باشد؛به خصوص استاندار استانی مثل گیلان،آن هم در دولتی که فکر می کنم اگر همه چیز همه چیز همه چیز هم داشته باشد،شانس چندانی نداشته است:از یک طرف توقعات انباشته ی عمومی پس از ۲۴ خرداد، به ارث بردن گره های عجیب و غریب گذشته،مخالف خوانی ها و اظهار دلواپسی های برخی جریانهای سیاسی و…نیز از طرف دیگر فشارهای تحریم و پیش بردن مذاکرات هسته ای و ارزانی نفت و…الخ…این فضا البته در مدیریت های بومی و منطقه ای نیز اثر می گذارد.
najafi_9872اعتماد در ادامه نوشت:بنابراین شاید بتوان گفت که دولت یازدهم – پس از پایان جنگ تحمیلی – سختاورترین دولت جمهوری اسلامی ایران بوده است؛سختی قابل لمسی که تعادل بخشیدن بین آن و توقعات مردم و برنامه های اعلام شده آسان نیست.گیلان هم چنین است و مدیریت ارشد دولت در این استان همه ی سختی ها را پیش رو دارد- به اضافه ی سختی های بومی دیگری که روی میز کارش خودنمایی می کنند.
دکتر«محمدعلی نجفی»را در ساختمانی دیدم که بیش از ۲۰سال بود واردش نشده بودم؛مهمانسرای استانداری.آخرین بار هنگام ریاست جمهوری «هاشمی رفسنجانی»،وزارت«عبدالله نوری» واستانداری «علیرضا تابش»بود در کشاکش بازسازی زلزله ی ۳۱خرداد۶۹.آن موقع «نجفی» معاون برنامه ریزی و اداری- مالی استانداری بود.مهمانسرا چندان تغییری نکرده است و تا از خاطرات آن روزها بگوییم و بشنویم،از در می بینم که استاندار به تنهایی وارد محوطه ی مهمانسرا می شود. گویا سختی کار و این ور و آن ور نشستن و برخاستن و هوای متغیر گیلان زمین کمرش را بی نصیب نگذاشته است -که مرا به یاد کمر«ظریف» می اندازد!وقتی گفت و گو تمام می شود و او نیز باید به نشست شورای شهرستان برود،هنوزهم خیلی حرفها باقی مانده و هم دکتر تازه «گرم» شده است.بقیه اش را می گذاریم برای یک وعده ی دیدار دیگر که امیدوارم نزدیک باشد نه دور و دیر.آن چه می خوانید گفت و گویی است با استاندار سرزمینی که هر چقدر مدیریت کردن در پله های پایینی و میانی ساختار دولت در آن آسان است،مدیر اول بودن بسیار سخت است….دیارمیرزا

*جناب آقای نجفی! از این که بالاخره این موقعیت دست داد و برای این گفت و گو وقت گذاشتید،ممنونم.می دانم که مدیریت در استانی که بیشتر اوقات نیروهای موثر و مولد در همه ی حوزه ها یکدیگر را خنثی می کنند،سخت و خسته کننده است.از طرف دیگر دولت آقای «روحانی»کمی بدشانس هم بوده(البته به نظرمن)بحث ها و سختی هایی داشته که منحصر به فردند و دولتهای دیگر کمتر با این گونه مشکلات مواجه بوده اند.مثل برخی مخالف خوانی ها در حوزه ی سیاسی،مثل روبه رو بودن با مطالبات عمومی انباشته شده،مثل ارزان شدن بی سابقه ی نفت و…اینها البته در مدیریت های منطقه ای هم اثرگذار است.شما در گیلان با این مواردی که گفتم چه طور سر می کنید؟
**بسم الله الرحمن الرحیم.من هم در بدو امر،ضمن فرستادن درود به روح بزرگ حضرت امام(ره) و همه ی شهیدان والا مقام تاریخ انقلاب اسلامی و آرزوی صحت و سلامت برای رهبری معظم،ریاست محترم جمهوری و همه ی خدمت گزاران ،از روزنامه ی وزین «اعتماد» و مدیر مسوولش، که پیوسته و در همه ی اوقات،با منش اعتدالی خود به مردمسالاری دینی خدمت کرده و می کنند،تشکر می کنم.دیارمیرزا
قبلا هم گفته ام واقعا قصد نادیده گرفتن زحمات گذشتگان را ندارم اما آنچه که در بدو ورود به گیلان مواجه شدم وضعیت بسیار وخیم تری از آنچه که در ذهن داشتم بود.
بخش زیادی از اشتغال استان گیلان در بخش کشاورزی- بویژه در برنج،چای و ابریشم- از دست رفته بود . کشاورزی آنقدر غیراقتصادی شد تا تعدادی از کشاورزان برنجکاری،پرورش چای و ابریشم راکنار بگذارند و زمینهایشان را تغییر کاربری دهند .
در بخش صنعت هم ما صنایعی نداریم که بتوان دمثلا چند هزار نیرو را مشغول کارکرده باشد.
در محیط زیست و مدیریت پسماند نیز وضعیت بسیار اسفناکی وجود داشت و همچنین سواحل ما تبدیل به محلی برای انباشت زباله بود تا اینکه با زیبایی اش گردشگر جذب کند .تالاب انزلی هم که حال روز بدی داشت .البته گفتن این حرفها به معنی این نیست که این مشکلات حالا حل شده است .در حوزه آب و راه روستایی وبرخی دیگر از شاخصها که عقب تر از دیگر استانها بودیم.با وجود ۱۰ هزار کیلومتر خط ریلی در کشور متأسفانه استان گیلان تاکنون از این نعمت بی بهره بوده که امیدواریم با حمایت‌های مسئولین شاهد افتتاح هر چه سریعتر پروژه راه آهن استان باشیم.در مجموع اگر بخواهم در یک جمله وضعیت استان را ترسیم کنیم خواهم گفت :«مجموع اقداماتی که در گیلان شد، متناسب با شایستگی های این استان نبود.»
*آقای دکتر!شما دانش آموخته ی مدیریت استراتژیک هستید؛بنابر این من می توانم این طور فکر کنم که به گرفتن مسوولیت درگیلان قطعاً یک استراتژی ای برای ارتقای وضع این استان در ذهن داشتید. من از حضرت عالی شنیده ام که بر آن بودید یک «نقشه ی راه» استراتژیک را – توجه به تخصصی هم که دارید – برای توسعه ی استان تعریف و تدوین کنید. زیرا، اصولاً توسعه بدون استراتژی و نقشه ی راه ممکن نیست؛ نقشه ی راهی ای که ما- متاسفانه – در استان نداشتیم. محقق کردن هر راهبرد و استراتژی هم منابعی می خواهد : منابع سرزمینی،انسانی و مالی. الان که ما در بخش منابع مالی با مشکلاتی روبه رو هستیم و با این بدشانسی ای که دولت با آن مواجه است، شما توانسته اید به فرایند رسیدن به اهداف استراتژیکی که برای استان گیلان- قطعاً- داشته اید، وارد شوید و همچنان دلگرم بمانید؟
**همان طور که مستحضرید ، مهرماه سال گذشته –یک سال و حدود پنج ماه پیش- ما آمدیم و قطعاً شما هم در جلسه ی معارفه ی ما و تودیع استاندار قبلی بودید. آن جا بحثی که توسط عزیز ما، جناب آقای هاشم نیا- استاندار قبلی- مطرح شد، بحث جذب اعتبارات سه درصدی عمرانی بود. ایشان هم البته در این بخش مقصر نبودند. اما با فضای آن موقع و درآمد نفتی ۱۰۰ و خورده ای میلیون دلاری کشور، پروژه هایی تعریف و تصویب شده بود که بعضاً اجرایی نبود. رییس جمهور وقت چهار سفر به گیلان داشته و در هر سفر هم ۱۸۰ تا ۲۰۰ پروژه را مصوب می کردند، ولی وقتی نگاه می کردم، خیلی بندرت- بی انصافی نباشد- پروژه ای اجرایی می شد. به طور مثال ۶۰، ۷۰منطقه ی نمونه ی گردشگری اعلام و مصوب شده بود و می گفتند که گیلان را گلستان کرده اند. اولین جلسه ای که با رییس سازمان گردشگری و کارکنان شان داشتیم، به ایشان گفتم که علاقه مندم یک برنامه ای بگذاریم و دو تا از مناطق گردشگری تان را ببینم. دیدم این ها به همدیگر نگاه می کنند. واقعاً من کارم سیاسی نبوده، فقط می خواستم ببینم. اما گفتند که چیزی نداریم و فقط مصوبه است!حالا از این طرف عرض کنم که در بحث اعتبارات عمرانی، امسال را- علیرغم مواردی که گفتید مثل بد شناسی دولت و موارد دیگر- وقتی قیاس می کنیم، می بینیم بیش از ۸۵ درصد اعتبارات عمرانی ما اختصاص یافته و در بعضی بخش ها ۱۰۰ درصد اختصاص یافته؛ مثل نفت و گاز و این ها. این نشان از عزم جدی دولت تدبیر و امید برای عمران و آبادانی استان دارد که این نگاه و عملکرد دولت در کل کشور هم هست. تلاش مدیران استانی و بنده هم البته بی تاثیر نبوده است. در همین راستا بحث فعال سازی بخش خصوصی را (همان موضوع استراتژی ای که شما فرمودید)به طور جدی پیگیری کرده ایم و ماحصل آن نشاط و استقبالی است که در مردم عزیز گیلان مشاهده می کنیم. من دیشب تا پاسی از شب گذشته با سازمان های نظارتی و محوری استان با جمعی از عزیزان جلسه داشتیم. آن جا همین بحث مسایل اجتماعی و رویکرد مردم مطرح شد. با همه ی فضاهایی کهقبلاً ایجاد شده است،الآن رویکرد مردم به نظام و دولت بسیار قابل توجه است و شما می توانید – علیرغم مشکلاتی که هست – نشاط اجتماعی را در جامعه ی گیلان ببینید.اینها دلگرم کننده است. مردم هم که مستقیم و بالعینه در جریان امور نیستند.ما فقط می گوییم این مقداراعتبارات تخصیص پیدا کرده و بخشی هم هنوز تخصیص نیافته و دارد اختصاص می یابد. این یک نکته ی تخصصی در بحث توسعه و مدیریت است و اثراتش را شاید مردم عزیز ما کمتر دیده باشند و نمود بارزی نداشته باشد،اما علیرغم این مساله بازهم ما با استقبال مردم مواجهیم. پروژه های دهه ی فجر امسال ما چهار برابرپارسال بود و هزینه های صرف شده برای اجرایی شدن آن ها، پارسال ۶۲۷ میلیارد تومان بوده و امسال بیش از ۱۸۰۰ میلیارد تومان)۲۸۰۰میلیارد تومان صحیح است ) کار عمرانی در استان صورت گرفته است.شما مستحضرید که خیلی از پروژه ها در طول زمان و دیرتر خودشان را و اثراتشان را نشان می دهد، ولی مردم رویکرد مثبتی دارند. من امسال توفیق پیدا کردم و در همین دهه ی فجر به ۱۶ شهرستان و بسیاری از روستاهای استان، برای خدا قوت و خسته نباشید رفتم.ما با استقبال عظیم مردمی روبه رو شدیم که بی نظیر بود. امانتداری، صداقت و رو راست بودن با مردم باعث شده که آنها از دولت استقبال داشته باشند. درهمین جلسه ی دیشب ما این موضوع مطرح شد که عملکرد دولت در گیلان،چقدر محبوبیت برای نظام و دولت تدبیر و امید به همراه داشته است.می خواستم درباره ی فعال سازی بخش خصوصی توضیح دهم که به این جا رسیدیم. در همین پروژه های دهه ی فجر امسال ۵۵ پروژه را بخش خصوصی به اجرا درآورد…دیارمیرزا
* عذر می خواهم آقای استاندار… یکی از عوامل موثر در توسعه، مشارکت بخش خصوصی است. روزی که شما به گیلان آمدید لابد فکر و برنامه ای برای توسعه ی گیلان داشتید که بخش خصوصی هم در آن جای داشت و سهمی را برای این بخش در نظر گرفته بودید.آلان آیا به آن قدرا لسهم بخش خصوصی در توسعه ی استان نزدیک شده اید، نزدیک هستید؟
**بله… همان طور که عرض کردم،امسال و در دهه ی مبارک فجر ما ۵۵ پروژه داشتیم که از سوی بخش خصوصی اجرا شده است.ما این را با دو رویکرد شروع کردیم. یک:پیگیری برنامه های خود دولت از مرکز و دیگری با ایده ها و طرح ها و گفت و گوهای معطوف به جذب سرمایه از جانب خودمان در استان. با بخش خصوصی وارد گفت و گو و رایزنی شدیم. در همین بخش ما «شورای گفت و گوی دولت با بخش خصوصی»را فعال کردیم . در جلسات این شورا، بحث را بی پرده و بی حاشیه دنبال کردیم و فعال سازی بخش های صنعت، کشاورزی و تجارت را در دستور کار قرار دادیم و پیگیری می کنیم. بخش خدمات هم که همیشه جزء کار و در کنار این سه بخش بوده است. یک گامی که برداشتیم، در حوزه ی صنعت بود که منفعل شده بود. علیرغم اینکه در دوره ی اصلاحات گام های خوبی در بخش صنعت – بخصوص صنعت فولاد – گیلان برداشته شده و حمایت هایی که از این صنعت شده و من هم این حمایت ها را دارم، ولی رویکردهای تازه ای را هم در دستور کار قرار داده ایم. صنعت فولاد در استان گیلان ، به علت ارزانی و فراوانی آب و انرژی، شاید برای تولید کننده توجیه داشته باشد، ولی با فضای طبیعی و زیست بوم و پتانسیل های قوی گردشگری استان و روح زیبای گیلان و جاده های محدودی که داریم و هنوز از راه آهن و تراتزیت آن بی بهره ایم،چندان متناسب به نظر نمی رسد.لذا باید تغییر رویکرد می دادیم که در پی آن هم هستیم.در کنار آن، ما در بخش صنعت مشکلات زیادی احساس می کردیم؛مشکلاتی که قابل لمس بود. آمدیم و بررسی کردیم و دیدیم بیش از ۱۳۵۰ پروژه ی غیرفعال و نیمه فعال داریم. لذا ، با فعال کردن کارگروه های اشتغال در بخش های مختلف و حضور میدانی مدیران برنامه ریزی، صنعتی و بانک ها در شهرستان ها، به تک تک پروژه ها ( چون همه ی ۱۳۵۰ پروژه که در رشت نبود، البته اکثراً در رشت اند) رسیدگی شد . مثلا گروه رفت لاهیجان، مدیران پروژه ها را خواستندو گفت و گو کردند. اگر با بانک ها مشکلی داشتند رفع شد، با سازمان های خدماتی مثل برق وآب و گاز مشکل داشتند، با شهرداری مشکل داشتند، اینها را حل کردند. مشکلات بیش از ۳۰ درصد از واحدهای صنعتی ما مربوط به این بخش بوده. بخش اعظم اش که بیش از ۶۰ درصد است، با سیستم بانکی مشکل داشته اند. آنهایی که نیاز به منابع تا ۳- ۴ میلیارد تومان داشتند، با فعال سازی جلسات استانی، همین جا حل شد. بعضاً هم اگر شد با مدیران عامل بانک ها در کشور گفت و گو شد. من خودم بارها در هیات مدیره ی بانک های کشورحضور یافتم و توانستیم مشکلات را حل کنیم. در بحث کشاورزی ….
* ببخشید حرفتان را قطع می کنم جناب دکتر ! قبل از اینکه به بحث کشاورزی برسیم – که البته بحث بسیار عمیق، وسیع و پیچیده ای هم شده- می خواستم بپرسم آیا تاکنون از پتانسیل صندوق توسعه ی ملی، در جهت رفع مشکلات استفاده کرده اید؟
** بله. ما طرح های زیادی را به سمت صندوق توسعه ی ملی هدایت کرده ایم. علیرغم اینکه امسال قوانین شان خیلی سخت بوده، ما طرح هایی به ارزش بیش از ۱۵۰۰ میلیون دلار را به صندوق توسعه ی ملی هدایت کرده ایم که البته هنوز همه اجرایی نشده، ولی بیش از یک سوم آن تحقق یافته. ما تا ۱۵۰۰ میلیون دلار را داریم در صندوق توسعه ی ملی دنیال می کنیم. این یک فرصت است. سودش هم پایین است و برای تولید کننده مقرون به صرفه است. در بحث کشاورزی، ما ….
** باز هم عذر می خواهم آقای دکتر! در همین بخش صنعت یک حرفی دارم؛ یک سرفصل ، که اگر ممکن است درباره ی آن توضیح دهید. با توجه به زیست بوم گیلان و شکنندگی آن،همچنین با توجه به شمار زیاد نیروی انسانی دانش آموخته در گیلان،به نظر می رسد که توسعه ی صنعت در گیلان بهتر است که معطوف به صنایع «های تک»باشد که هم راندمان بهره وری بالاتری دارد و هم با زیست بوم گیلان سازگارتر است؛به طوری که….دیارمیرزا
** بله …ببخشید!… اصلاً من بحثم این است . درست می گویید.ما برای همین که گفتید برنامه داریم.اتفاقا، من فردا با دکتر «ستاری» – معاون فن آوری رییس جمهور – جلسه دارم. یکی از بحث هایی که استان باید بسیار برای حفظ محیط زیست طبیعی خودش،در جهت ارتقا و توسعه ی آن تلاش کند، بحث صنایع «های تک» است؛ چه در داخل استان، چه در منطقه ی آزاد. ما با توجه به استعدادهای خوب و انسان های نخبه و فرهیخته ای که در استان داریم، متاسفانه به جای اینکه جزو ۵ استان برتر کشور – از نظر نخبگی – باشیم، الآن نیستیم. نهم ، دهم هستیم. من این را قول خواهم داد که تا سال آینده از لحاظ فن آوری و شرکت های دانش بنیان بیاییم و در دوره های پنجم و ششم قرار بگیریم. این حرکت آغاز شده و ما الان شرکت هایی را در حال ثبت و در حال بهره برداری داریم که اگر نیاز باشد، می گویم ریزش را در اختیارتان قرار بدهند.درباره ی کشاورزی هم همین طور. ما الان در کشاورزی هم اعتقاد مان این است که باید از فن آوری های روز برای تولید در بخش کشاورزی استفاده کنیم؛ زیرا زمین و عرصه ای که ما در گیلان داریم، برای کشاورزی و افزایش تولید بسیار محدود است. ما نمی توانیم با ۶ دهم هکتار و پنج دهم هکتار برنج زار، برنج تولید کنیم؛ تولیدی که هم به سبد مصرف کشور برسد و هم کشاورز از قبل آن ارتزاق کند. بنابراین، اگر می خواهیم در بخش کشاورزی قدرت پیدا کنیم، باید از فن آوری های روز بهره بگیریم…
*آقای دکتر! در بحث کشاورزی گیلان ، یک پیچیدگی های بسیار مهمی بوده و هست که جای بحث، برنامه و سرعت عمل در اجرا دارد. دولت می گوید که زمین های کشاورزی را نباید تغییر کاربری داد. خوب، این درست است ؛ کما اینکه شما در اروپا هم نمی توانید اگر زمین داشته باشید، بدون مقررات و مجوزهای دولت حتی تقسیم کنید. اما آن جا، وقتی زمین کشاورزی دارید و محصولات کشاورزی تولید می کنید، معنی اش این است که امنیت شغلی با درآمد کافی دارید .ولی ما در گیلان با این موضوع مشکل داریم. شما تصور کنید فردی ۶۰-۷۰ ساله ی خسته و بیمار روستایی گیلان را که پنج هزار متر شالیزار (یا حتی یک هکتار شالیزار) دارد و ۴-۵ تا بچه ی بزرگ و پر هزینه (از دانشجو و دانش آموز تا جوان به اصطلاح دم بخت)آن هم با الگوی مصرفی که در گیلان تفاوتی بین شهری و روستایی نیست. این یعنی حداکثر هزینه .حالا درآمدش چیست ؟ اصولاً شالیکاری زیر یک هکتار زیان می دهد. سوال اینجاست: این کشاورز چه طور باید اولاً آن زمین را کشت کند، ثانیاً با درآمد هیچ زندگی کند؟حالا در این وضعیت، امکان فروش زمین – که خودش، و بال گران است – فراهم شده و همین کشاورز درمانده و زمین گیر می تواند بفروشدش و از پول آن برای ادامه ی زندگی خود و نجات خانواده اش استفاده کند. اما دولت می گوید اجازه ی تغییر کاربری نداری. وقتی هم که نتوان تغییر کاربری داد، پس نمی توان هم فروخت … تکلیف چیست؟
بالاخره دولت باید این معما را در گیلان حل کند.این موضوع بسیار عمیق و همه جانبه است و اگر اجازه بدهید،یک زمانی که گنجایش داشته باشد، وقتی بگذارید و در این باره گفت و گو کنیم.
** حق با شماست ….. حتماً …. استقبال می کنم که در این باره روشنگری شود.
* بله باید روشن شود. چون خود شرکت «سفید رود» که زمین های مرغوب کشاورزی داشت و دارد، همه را تکه پاره کرد. بخشی از این شالیزارها به مسکن مهر، برخی به نهادهای دولتی و حکومتی و بخش خصوصی، بخشی هم به صنعت واگذار شد و تغییر کاربری دادند و تمام شد. اگر تغییر کاربری بد است و زمین کشاورزی تا ابد باید کشاورزی بماند، چرا خود دولت این کار را کرده است؟ جوابش غیر از این است که بر سبیل الا هم فی الاهم بوده ؟خوب، کشاورز هم الاهم و فی الاهم دارد. یک طرف ش قوانین و یک طرفش داستان مرگ و زندگی کشاورز و کشاورزی در گیلان است…..
**بله … من این ها را می دانم.متاسفانه، مثلاً بخش وسیعی را داده اند به شهر صنعتی…به مسکن مهر. دلیلش یکی این بوده که مدیریت آن جا رها شده بود. من اگر بودم هیچ وقت اجازه نمی دادم….
*گویا کمی از محور موضوع به سمت کشاورزی رفتیم که خودش سرفصل عریض و طویلی است. …
**با توجه به این کارهایی که در استان انجام شده،الآن در یک نمای کلی ،به سمت روزهای بهتر حرکت کرده ایم. یک مورد درباره ی تورم بگویم که طبق آمارهای رسمی تورم در استان ما، ۲.۵ درصد از میانگین تورم کشور پایین تر است. آخرین آمار تورم کشور پانزده و ۲دهم درصد اعلام شده که این آمار در گیلان سیزده سه دهم درصد است که حرکت بسیار خوبی بوده در خصوص اشتغال، ما وضع خوبی ندشتیم و رتبه ی دوم بیکاری را بین استانها داشتیم که خوشبختانه این الان به رتبه ی هشتم یا نهم رسیده (بین ما و گلستان ؛ یا آن ها هشتم اند و ما نهم، یا ما نهمیم و آنها هشتم) پس از نظر اشتغال زایی هم رشد کرده ایم، ولی باز هم به آن نیازی که من احساس می کنم گیلان دارد نرسیده .باید تلاش ویژه ای کنیم. سهم ما از میانگین متوسط کشوری در بحث اشتغال باید بیشتر شود. این فرصت هست؛ هم احیای کشاورزی، هم صنعت، استفاده کردن از فرصت های منطقه ی آزاد، فعال کردن بنادر، فعال کردن منطقه ی ویژه ی آستارا، فعال سازی پروژه های عمرانی، اینها باعث می شود که استان به جایگاه واقعی خودش – که بالای میانگین کشوری است برسد.

ایرج ندیمی، محمد مهدی رهبری املشی،غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی،محمدحسین قربانی ،حسن تامینی،جبار کوچکی نژاد،مهرداد لاهوتی،ناصر عاشوری،حمیدرضا خصوصی،حسن خسته بند،محمود شکری،صفر نعیمی رز،عطالله حکیمی،

Share