احزاب و آزمون جدی در گیلان؛ فرصتی که نباید از دست برود
جامعه از احزاب انتظار دارد که نقش واسطهگری میان مردم و حاکمیت را ایفا کنند و برای مسائل بنیادی سیاسی و اجتماعی استان، چشمانداز مشخصی ارائه دهند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، انوشیروان مباشرامینی در یادداشتی نوشت:
نشست اخیر نمایندگان احزاب و تشکلهای سیاسی استان گیلان با استاندار، فرصتی مغتنم بود که کمتر در سالهای گذشته نصیب فعالان حزبی و سیاسی استان شده است. گردهمایی فراکسیونهای اصلاحطلب، اصولگرا و مستقلین، آن هم در حضور بالاترین مقام اجرایی استان، از یک سو میتواند نشانهای از اهمیت یافتن جایگاه احزاب در مناسبات سیاسی باشد و از سوی دیگر، آزمونی جدی برای سنجش توانمندی و بلوغ این نهادها محسوب میشود.
در این جلسه که نزدیک به پنج ساعت به طول انجامید، مسائل متنوعی از حوزههای زیستمحیطی، کشاورزی، مدیریت پسماند، مباحث شهری و موضوعات فرهنگی مطرح شد.
برخی از حاضران نیز راهکارهایی در این زمینهها ارائه کردند. این نکتهی مثبت نشان میدهد که فعالان حزبی استان دغدغههای اجتماعی و معیشتی مردم را بهخوبی رصد میکنند و در پی یافتن راهحلهای عملی هستند. با این حال، آنچه در این نشست کمتر به آن پرداخته شد، رسالت اصلی و بنیادین احزاب است: سیاستورزی و ایفای نقش فعال در عرصه سیاسی استان و کشور.
اما برای واکاوی این کاستی، باید پرسید: چرا احزاب ما از پرداختن به هستهی سخت سیاستورزی — یعنی ارائهی آلترناتیو، تربیت کادر برای حکمرانی و تعیین جهتگیریهای کلان — غفلت میکنند؟
به نظر میرسد سه عامل اصلی در این زمینه نقش دارد:
اول، فقدان برنامه و اندیشهی مدون در درون بسیاری از احزاب که آنان را به واکنشگری مقطعی و تکیه بر شعارهای کلیشهای سوق میدهد.
دوم، فضای عمومیِ کمتحمل نسبت به نقد و رقابت سیاسی که احزاب را به حاشیهایترین و کمریسکترین موضوعات هدایت میکند تا مبادا هزینهای برایشان داشته باشد.
سوم، انفعال جامعه مدنی و رسانهها که مطالبهگر نقش واقعی احزاب نیستند و آنان را تنها در سطح «جشنوارههای انتخاباتی» ارزیابی میکنند.
این سه عامل، چرخهی معیوبی ایجاد کرده که در آن احزاب هم توقعی از خود ندارند و هم جامعه از آنان توقعی ندارد.
انتخابات پیش رو، چالشها و فرصتهای توسعه سیاسی، افزایش مشارکت مردم و تقویت اعتماد عمومی، موضوعاتی هستند که انتظار میرفت سهم بیشتری در گفتوگوها داشته باشند. واقعیت آن است که احزاب نباید تنها در موسم انتخابات ظاهر شوند و پس از آن به حاشیه بروند. کارکرد اصلی حزب، حضور مستمر در صحنه، تحلیل شرایط، تربیت کادر سیاسی و ارائه برنامههای روشن و مدون است.
جامعه از احزاب انتظار دارد که نقش واسطهگری میان مردم و حاکمیت را ایفا کنند و برای مسائل بنیادی سیاسی و اجتماعی استان، چشمانداز مشخصی ارائه دهند.
این جلسات، فرصتی استثنایی هستند که باید به بستری برای ارائه «برنامه سالیانه احزاب» بدل شوند.
اگر هر حزب و تشکل بتواند پیش از حضور در چنین نشستهایی یک برنامه مشخص، اولویتبندیشده و مبتنی بر نیازهای واقعی استان تدوین کند، خروجی جلسات به مراتب پربارتر خواهد بود. چنین رویکردی همچنین میتواند جایگاه احزاب را نزد افکار عمومی ارتقا دهد و آنان را از تشکلهای موسمی و واکنشی به نهادهایی پایدار و اثرگذار بدل کند.
نکته دیگر، لزوم تمرکز بر آموزش و تقویت «سواد حزبی» است. تجربه نشان میدهد که بسیاری از فعالان سیاسی ما، اگرچه نیت و انگیزه بالایی دارند، اما هنوز با الفبای فعالیت حزبی و نقش واقعی یک حزب در نظام سیاسی آشنا نیستند.
آگاهیبخشی درونحزبی، برگزاری کارگاههای آموزشی و بهرهگیری از تجربیات ملی و جهانی میتواند سطح این فعالیتها را ارتقا دهد. نشست اخیر با استاندار، آغاز مسیری است که میتواند به تحرک و پویایی احزاب در گیلان بینجامد.
اما تداوم این مسیر مستلزم آن است که احزاب خود را صرفاً در جایگاه «منتقد» یا «مطالبهگر مقطعی» نبینند، بلکه بهعنوان بازوی اندیشهورز و برنامهریز برای آینده استان عمل کنند. اگر این اتفاق رخ دهد، میتوان امیدوار بود که نقش احزاب در گیلان از حاشیه به متن بیاید و به الگویی برای توسعه سیاسی در سطح ملی تبدیل شود.
دیدگاه