تکرار درگیری، فحاشی و ضرب و شتم؛ وقتی فوتبال در گیلان از زمین بازی بیرون میزند!
لازم است توسعه فوتبال در گیلان با یک بازنگری جدی همراه شود؛ بازنگریای که در آن تعداد مسابقات، ظرفیت زمینها، امکانات برگزاری، تعداد داوران، نیروهای اجرایی و الزامات امنیتی متناسب با یکدیگر دیده شوند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، فوتبال قرار بود زمین رقابت، هیجان، دوستی و جوانمردی باشد؛ جایی که بازیکنان برای پیروزی تلاش میکنند، و هوادار با تشویق تیم محبوبش، بخشی از زیبایی مسابقه میشود. اما وقتی فحاشی جای اعتراض، خشونت جای رقابت و حمله به داور جای پذیرش تصمیم او را میگیرد، این اتفاق میتواند نشانهای از یک مسئله عمیقتر در ساختار ورزش و حتی جامعه باشد.
اتفاقات اخیر در برخی مسابقات فوتبال گیلان، از جمله گزارشهایی درباره اهانت و درگیری با داور، درگیری عوامل تیمها با یکدیگر و ورود تماشاگران به زمین و ضربوشتم داور، زنگ خطری جدی برای فوتبال استان است. در یکی از دیدارهای لیگ برتر استان در ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، گزارش شده است که سرمربی تیم تقیخواه خمام پس از اعتراض به تصمیم داور اخراج و سپس به داور اهانت کرده است. در دیدار دیگری میان ملوانان لنگرود و شهرداری کلاچای در ۱۲ شهریور، مطابق گزارش ارائهشده، دو بازیکن تیم لنگرود پس از پایان مسابقه با مدیر تیم مقابل درگیر شده و به وی فحاشی کردهاند. همچنین در مسابقه لیگ برتر نونهالان استان میان تکنیک برتر لنگرود و آبیپوشان رودسر در ۱۹ شهریور، گزارشهایی از اهانت و درگیری فیزیکی با داور و نیز ورود تماشاگران به زمین و ضربوشتم داور دیده شده که پخش فیلم آن در فضای مجازی حسابی فراگیر شده است..
فارغ از نتیجه بررسیهای انضباطی و مسئولیت هر یک از افراد در این اتفاقات، اصل ماجرا نیازمند تأمل جدی است: چرا زمین فوتبال در برخی مسابقات به محل تخلیه خشم تبدیل میشود؟
اشتباه داوری، درست یا غلط، بخشی از فوتبال است. همانطور که بازیکن ممکن است پاس اشتباه بدهد، مهاجم موقعیت گل را از دست بدهد، مدافع مرتکب خطا شود و مربی نیز در انتخاب ترکیب یا تاکتیک اشتباه کند، داور هم ممکن است تصمیمی بگیرد که از نگاه یک تیم نادرست باشد. اعتراض به تصمیم داور نیز در چارچوب قوانین، بخشی از ذات رقابت است؛ اما هیچ اعتراضی نباید به توهین، تهدید یا برخورد فیزیکی منجر شود.
فوتبال گیلان بزرگ شده، اما آیا زیرساختها هم بزرگ شدهاند؟
فوتبال در گیلان طی سالهای گذشته توسعه قابل توجهی پیدا کرده و علاقه خانوادهها و جوانان به این رشته، امری قابل انکار نیست. تعداد تیمها، مسابقات و ردههای سنی مختلف نشان میدهد فوتبال در استان جایگاه ویژهای دارد.
اما توسعه هر حوزهای زمانی پایدار است که زیرساختهای آن نیز متناسب با رشدش توسعه پیدا کند.
وقتی تعداد مسابقات افزایش پیدا میکند اما زمینهای استاندارد، امکانات برگزاری، امنیت ورزشگاهها، تجهیزات و نیروی انسانی آموزشدیده متناسب با آن افزایش نمییابد، طبیعی است که فشار بر مجموعه فوتبال بیشتر شود.
برای برگزاری یک مسابقه ایمن و حرفهای، داور، کمکداور، ناظر، عوامل اجرایی، نیروی انتظامی یا عوامل تأمین امنیت، امکانات مناسب ورزشگاه و مدیریت صحیح تماشاگران نیز لازم است.
داوری؛ حلقهای که نباید تنها بماند
یکی دیگر از مسائل مهم، وضعیت نیروی انسانی در حوزه داوری است.
داور باید در سختترین شرایط، تصمیم بگیرد و همزمان با اعتراض بازیکنان، مربیان و هواداران مواجه شود. اگر جامعه فوتبال نتواند شأن و امنیت داور را حفظ کند، طبیعی است که انگیزه برای ورود نیروهای جدید به این حوزه کاهش پیدا کند.
اگر امروز با کمبود نیروی داوری یا افراد آموزشدیده برای برگزاری مسابقات مواجهیم، باید پرسید چه آیندهای برای فوتبال استان خواهیم داشت؟
داوری که احساس کند پس از یک تصمیم ورزشی ممکن است مورد توهین یا حمله فیزیکی قرار گیرد، طبیعتاً با چه انگیزهای باید در این مسیر بماند؟ و جوانی که میخواهد وارد عرصه داوری شود، با دیدن چنین اتفاقاتی چه تصویری از آینده شغلی و ورزشی خود خواهد داشت؟
وقتی فوتبال بیش از اندازه مهم میشود
بخش دیگری از ماجرا به فرهنگ عمومی ورزش بازمیگردد.
فوتبال برای بسیاری از خانوادهها دیگر صرفاً یک سرگرمی نیست. برای برخی، آینده شغلی و اقتصادی فرزندشان به آن گره خورده است. طبیعی است که خانوادهها آرزو داشته باشند فرزندشان ورزشکار حرفهای شود و از مسیر ورزش به موفقیت و درآمد برسد.
اما همین موضوع اگر با آموزش فرهنگی و روانی همراه نباشد، میتواند فشار زیادی را به کودک و نوجوان وارد کند.
وقتی نتیجه یک مسابقه برای خانواده، مربی و بازیکن به اندازهای اهمیت پیدا میکند که شکست مساوی با تحقیر و پیروزی مساوی با ارزشمندی تلقی شود، مرز میان رقابت سالم و رفتار پرخطر کمرنگ میشود.
بهخصوص در فوتبال پایه، باید به خاطر داشته باشیم که کودک و نوجوان بیش از آنکه به بردن نیاز داشته باشد، به یادگیری، تجربه، امنیت، احترام و لذت از ورزش نیاز دارد.
خشم روی سکوها، فقط مسئله فوتبال نیست
باید بخش دیگری از این پدیده را نیز دید؛ مسئلهای که فراتر از فوتبال است.
کاهش تابآوری، افزایش عصبانیت، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، تنشهای روزمره و کمتوجهی به سلامت روان میتواند خود را در عرصههای مختلف اجتماعی نشان دهد؛ ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست.
فوتبال گاهی فقط صحنهای است که این خشم در آن دیده میشود.
بنابراین برخورد با خشونت در ورزش نباید صرفاً به صدور محرومیت پس از وقوع حادثه محدود شود. مجازات متخلف لازم است، اما کافی نیست. باید آموزش، پیشگیری و فرهنگسازی نیز در کنار برخورد انضباطی قرار گیرد.
باشگاهها، هیئت فوتبال، مربیان، داوران، خانوادهها، رسانهها و حتی مدارس فوتبال، هر کدام در این زمینه مسئولیتی دارند.
فوتبال باید دوباره به معنای واقعی «بازی» تبدیل شود
لازم است توسعه فوتبال در گیلان با یک بازنگری جدی همراه شود؛ بازنگریای که در آن تعداد مسابقات، ظرفیت زمینها، امکانات برگزاری، تعداد داوران، نیروهای اجرایی و الزامات امنیتی متناسب با یکدیگر دیده شوند.
همچنین آموزش رفتار حرفهای باید از ردههای پایه آغاز شود. بازیکنی که از کودکی یاد میگیرد با تصمیم داور مخالف باشد اما به او توهین نکند، در بزرگسالی نیز احتمال بیشتری دارد که قواعد رقابت را رعایت کند.
مربی نیز باید بداند که اعتراض او فقط یک واکنش شخصی نیست؛ دهها بازیکن و هوادار رفتار او را میبینند و از آن الگو میگیرند.
هوادار هم باید بداند که حمایت از تیم محبوبش به معنای دشمنی با داور یا تیم مقابل نیست.
اگر قرار است فوتبال گیلان توسعه پیدا کند، باید پیش از افزایش تعداد مسابقات، به افزایش کیفیت، امنیت، زیرساخت و فرهنگ آن فکر کنیم.
چرا که بزرگ شدن فوتبال فقط با زیاد شدن تیمها و مسابقات اتفاق نمیافتد

دیدگاه