مرتضی سخایی:

گذری کوتاه بر زندگی و زمانه معین‌الرعایا؛ به مناسبت ۲۲ خرداد سالروز شهادت حسن خان آلیانی

معین‌الرعایا روزهای ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ در این مریضخانه بستری می‌گردد و حالش رو به بهبودی بود تا اینکه با زهرآلود کردن پمادی که با آن زخم سرش را باند پیچی می‌کردند نهایتاً در روز ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، مرتضی سخایی پژوهشگر نهضت جنگل و مؤسس رسانه میرزایی‌ها به مناسبت ۲۲ خرداد سالروز شهادت حسن خان آلیانی (معین‌الرعایا) نوشت:

اگر معین‌الرعایا را صدیق‌ترین یار میرزا و نفر دوم نهضت جنگل [در بازه زمانی اردیبهشت ۱۲۹۸ تا آذر ۱۳۰۰ = نزدیک به سه سال] بنامیم سخنی به گزاف نگفته‌ایم. بگذارید از آخر شروع کنیم.

در آخرین نامه میرزا کوچک خان یعنی نامه‌ای که در مورخه ۵ عقرب [آبان] ۱۳۰۰ خطاب به میرآقا عربانی نگاشته شده از یاران باقیمانده که شاخص‌ترین چهره در میان آنها معین‌الرعایا است چنین یاد شده است: «رفقای همراه به هیچ وجه لغزشی در افکار آنها راه نیافته و باکمال قوت قلب، مصمم [به] دفاع و فداکاری هستند».
این یعنی اینکه دست کم تا این تاریخ، افکار، رفتار و کردار معین‌الرعایا مورد تأیید شخص میرزا کوچک خان جنگلی بوده است.

حال کمی جلوتر می‌رویم و از نحوه شهادت این بزرگمرد گیلانی مواردی را اجمالاً عرض می‌کنم:

۲۲ خرداد هر سال سالروز شهادت معین‌الرعایا است. آری شهادت و نه فوت، مرگ یا هر عنوان دیگری. فضل الله زاهدی رئیس تیپ مستقل شمال که حتی عاملیت وی در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ بر علیه دولت دکتر مصدق هم زبانزد خاص و عام است در ۷ شهریور ۱۳۰۴ نامه‌ی فوق‌العاده مهمی به رضا خان می‌نویسد و در آن اذعان به دو مورد حائز اهمیت می‌کند:

– ایجاد یک جنگل تازه توسط معین‌الرعایا

– استفاده از افراد بازمانده از دوران جنگل (منظور مشتی علیشاه چمثقالی هوشنگی و برادران حیدرخان و قره خان فشتالی دیلمی می‌باشند) و انتصاب آنها توسط معین‌الرعایا در شفت و سیاهکل و املش و…زاهدی در این نامه تلویحاً درخواست حذف معین‌الرعایا را نیز می‌نماید.

این درخواست به طور دقیق در ۱۷ خرداد ۱۳۰۵ خورشیدی توسط شخصی به نام «نائب ابراهیم خان بحری مشهور به سه شنبه‌ای، ندامانی و پشت مَساری» به اجرا در می‌آید. بدین نحو که در ساعت حدود ۱۰ شب ۱۷ خرداد در روستای کُلسَر در هنگامی که معین‌الرعایا برای حسابرسی از استخر ماهی خود در منزل کدخدای آن روستا به نام اسماعیل حضور داشت، تیری به سر معین‌الرعایا شلیک می‌کند. این تیر او را درجا نمی‌کشد و محافظان و راننده شخصی او پس از کسب تکلیف از سرهنگ عزت الله خان جهانبانی معاون زاهدی با همین وضعیت و با خودروی شخصی‌ معین‌الرعایا که از نوع فورد مدل ۱۹۲۶ تی بوده او را به مریضخانه تیپ مستقل شمال یعنی به دهان گرگ منتقل می‌کنند.

این مریضخانه همان خانه آوادیس در خیابان سعدی رشت است که هنوز هم خوشبختانه به یادگار مانده و در حال حاضر در مجتمع خاتم الانبیاء رشت قرار دارد.

معین‌الرعایا روزهای ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ در این مریضخانه بستری می‌گردد و حالش رو به بهبودی بود تا اینکه با زهرآلود کردن پمادی که با آن زخم سرش را باند پیچی می‌کردند نهایتاً در روز ۲۲ خرداد ۱۳۰۵ به شهادت رسید. این در حالی است که انتصاب یوسف خان شبان شفتی به نائب الحکومگی فومنات در ۲۰ خرداد یعنی دو روز قبل از شهادت معین‌الرعایا رسانه‌ای گردید و جالب است که او به همراه زاهدی درست در همین ایام به ملاقات معین‌الرعا در مریضخانه تیپ مستقل شمال نیز رفته بود.! این هم نشان از آن دارد که قرار نبود معین‌الرعایا زنده از روی تخت مریضخانه برخیزد.

هرچند که صحبت در این زمینه بسیار است ولی من مجبورم تا به صورت فشرده این موارد را خدمتتان عرض کنم. پایان کار معین‌الرعایا هم اینگونه بود که اجمالاً عرض شد و این یعنی اینکه او ساخت و پاختی با حکومت وقت نداشت که اگر داشت به این نحو کشته نمی‌شد.

این در حالی است که بر اساس سندی دیگر او حتی حقوق و مزایای نائب الحکومگی فومنات را نیز دست کم از ابتدای سال ۱۳۰۴ خورشیدی دریافت نکرده بود.

اگر صرفاً از روی شباهت و نه از روی تحلیل که منطبق با رویکرد تطبیقی و مقایسه‌ای در پژوهش است بخواهیم بررسی کنیم متوجه موضوعی خارق‌العاده، خاص و منحصر به فرد در مورد نحوه شهادت معین‌الرعایا می‌شویم. بر کسی پوشیده نیست که بر اساس همین رویکرد تطبیقی، شباهت بسیار زیادی بین شهادت حضرت امام حسین علیه‌السلام و میرزا کوچک خان وجود دارد. جالب است بدانیم که باز بر اساس همین رویکرد تطبیقی شباهت بسیار زیادی بین شهادت مولای متقیان حضرت امام علی علیه‌السلام و میرزا حسنخان آلیانی (معین‌الرعایا) وجود دارد. باز هم عرض می‌کنم این صرفاً بر اساس شباهت است و نه تحلیل.

۱.معین الرعایا مثل حضرت علی علیه‌السلام ترور شد.
۲. حضرت علی علیه‌السلام و معین‌الرعایا هر دو از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفتند.
۳.حضرت علی علیه‌السلام چند روزی پس از ضربت و اصابت شمشیر زنده بود و در نهایت از تاثیر سمّ شمشیر زهردار شهید شد و معین‌الرعایا هم بعد از ضربت و اصابت گلوله و متعاقباً با تاثیر سمّ به سرش به شهادت رسید.

۴.در لحظه‌ی ترور هر دو بین مردم بودند و نه در شرایط جنگی.

۵. ابراهیم ندامانی قاتل معین‌الرعایا خودش در ابتدا از اعضای نهضت جنگل بود و گفته می‌شود که ابن ملجم نیز از یاران امام علی علیه‌السلام در جنگ صفین بود.

۶. هرچند که شایسته‌ترین گزینه برای خلافت حضرت علی علیه السلام بود اما حضرت علی علیه السلام خود به دنبال خلافت نرفت و حتی ۲۵ سال بر حق غصب شده خود صبر کرد اما نهایتاً وقتی که لیاقت و کاردانی او به اثبات مردم رسید، همین مردم خلافت را به زور به او تحمیل کردند. معین‌الرعایا نیز تمایلی به نائب الحکومگی فومنات نداشت و این سمتی بود که به او تحمیل شد. چرا که نه در زمان نهضت جنگل تسلیم شد و نه درست پس از پاین نهضت، سمت حکومتی گرفت. او دقیقاً پس از اینکه از شهادت میرزا کوچک خان و پایان کار نهضت جنگل مطمئن شد ناچاراً و در اجرای درخواست بزرگان ایل آلیان تسلیم شد و تاریخ حکم انتصاب وی به نائب‌الحکومگی فومنات نیز مهر ۱۳۰۱ است یعنی ۱۰ ماه پس از پایان کار نهضت جنگل.

۷. مولا علی علیه‌السلام خود ابن ملجم را که در مسجد کوفه به خواب رفته بود از خواب بیدار کرد و معین‌الرعایا نیز خود عامل آزادی ابراهیم ندامانی یعنی قاتلش از زندان شد.

۸. و سر انجام پیکر معین‌الرعایا در جوار مرقد مطهر، مولای مظلوم متقیان، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در وادی‌ السلام نجف اشرف در خاک آرمیده شد و گویا وی تنها یار شهید میرزاکوچک خان جنگلی است که همسایه ابدی امام علی علیه‌السلام شد.

بر اساس نگره تطبیقی و مقایسه‌ای در پژوهش اجازه بدهید شخصیتی در تاریخ معاصر را معرفی نمایم که می‌توان او را شخصیت متناظر با معین‌الرعایا نامید. تیمسار سید محمد ولی قَرَنی چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی عهده‌دار سمت‌های مهمی به سبب لیاقت، شایستگی و کاردانی بود. او در مرداد ۱۳۳۲ فرمانده تیپ مستقل شمال بود. یعنی روی همان صندلی نشسته بود که قبلتر از او زاهدی نشسته بود. جالب است بدانیم که قرنی و سرتیپ فضل الله زاهدی، از عاملین کودتای ۲۸ مرداد بر علیه دکتر مصدق بودند. به دستور قرنی کلیه افسران و درجه داران تیپ رشت آلبومی را با خون خود امضاء نموده و تجدید بقای سلطنت محمد رضا شاه را اعلام کرده بودند.

همین تیمسار قرنی با این سابقه که ذکر شد، به سبب لیاقت و کاردانی، پس از انقلاب با حکم حضرت امام خمینی (ره) به سمت فرمانده کل ستاد مشترک ارتش برگزیده شد ولی خیلی زود در ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط گروهک فرقان به شهادت رسید. امام خامنه‌ایِ شهید، دست کم در دو مورد از سخنرانی‌های خود، ارادت خود را به تیمسار قرنی بیان نموده‌اند و حتی در یک مورد خطاب به قرنی فرموده‌اند: « اگر آخوند نمی‌شدم، می‌آمدم در ارتش و با تو‌ کار می‌کردم …» این نشان از جایگاه رفیع تیمسار قرنی در نزد امام خامنه‌ای شهید دارد.


شخصیت معین‌الرعایا هم از این لحاظ که هم در دوره نهضت جنگل و هم در دوره پهلوی اول، دارای سمت بسیار مهمی بوده است، دقیقاً متناظر با تیمسار قرنی است.

حال اجازه دهید به اول برگردیم. شهریور ۱۲۹۴ کمی قبل از شروع نهضت جنگل، ضرغام السلطنه عامل روس، نائب الحکومه فومن و ماسوله بود و معین‌الرعایا به علت اختلاف با او مجبور شده بود تا خانه و اهل و عیال خود را به زنجان منتقل کند. این در حالی بود که در این مقطع زمانی عمارت شخصی معین‌الرعایا در زیده در اختیار میرزا کوچک خان قرار داشت. او با میرزا کوچک خان دست یاری داده بود و افراد ایل آلیان را هم ملزم کرده بود تا از هر خانواده که دارای سه پسر هستند دو تا در خدمت نهضت جنگل باشند.
در ۲ مهر ۱۲۹۴ اولین جنگ نهضت جنگل موسوم به جنگ ماکلوان به وقوع پیوست. فرماندهی این جنگ با سه نفر بود. میرزا کوچک خان، معین‌الرعایا و گائوک آلمانی. این سه در عمارت زیده فرماندهی این جنگ را بر عهده داشتند. پس از پیروزی در این جنگ، به خاطر تقسیم قنائم بین نیروها اختلاف افتاد و هر یک به خانه و کاشانه خود بازگشتند تا در موعد مقرر دوباره فراخوان شوند. یک ماه بعد یعنی ۴ آبان ماه ۱۲۹۴ در هنگامی که ماسوله و آلیان بی دفاع بود، نیروهای ضرغام السلطنه به فرماندهی برادرش سالار شجاع ماسوله و آلیان فومن و ضیابر را مورد هجوم وحشیانه قرار دادند. ضرغام السلطنه به علت کینه‌ای که از آلیانی‌ها داشت آنها را به شدیترین وجه ممکن غارت نمود و باز این معین‌الرعایا و آلیانی‌ها بودند که از همان ابتدا به علت همراهی با نهضت جنگل متحمل هزینه سنگینی شدند.
البته ضرغام السلطنه دیگر هیچگاه نتوانست به فومن بازگردد.

معین‌الرعایا خیلی زود توانست تمام اموال غارت شده را که بالغ بر صد هزار تومان بود از ضرغام السلطنه باز پس بگیرد و این عاملی بود تا میرزا کوچک خان پی به لیاقت، شایستگی و کاردانی معین‌الرعایا ببرد. بنابراین به درخواست خودش در امامزاده عبدالله علیه السلام در روستای کَلَرْم شهر فومن با معین‌الرعایا پیمان برادری بست و دختر کوچک معین‌الرعایا یعنی کربلایی رقیه خانم را برای برادر کوچک خود میرزا رحیم خان خواستگاری نمود. او از معین‌الرعایا درخواست دیگری هم داشت که آنهم احداث جاده از نرگستان تا ماسوله و از ماسوله تا طارم در زنجان بود. این بدان علت بود که مسیر دسترسی قوای عثمانی و آلمانی با نهضت جنگل که در غرب حضور داشتند هموار گردد. البته این موضوع کاملاً سری بود.

معین‌الرعایا با احداث جاده خیلی سریع موافقت نمود ولی با ازدواج دخترش با میرزا رحیم خان برادر میرزا کوچک خان با تأخیر موافقت کرد. او با این ازدواج در ابتدا موافق نبود ولی بعد، نظر موافق او توسط نزدیکان و خانواده اخذ شد.

من هرچه گوشه و کنار مستندات تاریخی در رابطه با معین‌الرعایا علی الخصوص کیفیت عبادت و خداترسی او را قیچی کنم باز هم نمی‌توانم به معنی واقعی کلمه بزرگی شخصیت معین‌الرعایا را بازگو کنم. بنابراین به موارد مورد ثقل اتکا می‌کنم چون می‌دانم برای اهالی رسانه همین نکات ثقل است که قابل اهمیت است. از آن جهت که از همین موارد بتوانندتصویر سازی کنند:

معین‌الرعایا ایام کودکی را در خانه عبدالحسین خان محمودی ملقب به مدیرالملک، حاکم فومن و ماسوله در دوره مظفرالدین شاه که در محله رازی رشت قرار داشت گذرانده بود و به این واسطه دارای اخلاق و تربیتی کاملاً مدرن بود. با سواد بود و با چهره‌های مهم و تأثیرگذار گیلان نظیر صادق خان اکبر ملقب به محتشم المُلک، مجیب السفرا و سردار معتمد رشتی یا با میرزا محمد کاشف السلطنه (پدر چای ایران) در ارتباط خانوادگی بود. او نماینده صادق خان اکبر در روستای تنیان بود. رئیس ایل آلیان بود. از مظفرالدین شاه ملقب به لقب معین‌الرعایا شده بود و کمی بعد هم نائب الحکومه ماسوله شد. به علت عقاید مذهبی دشمنانی از جنس ضرغام السلطنه و یا سید رضی فومنی که عامل روس بودند داشت.

آنها تصمیم به حذف او داشتند و معین‌الرعایا مجبور به فروش کلیه مال و اموال خود در آلیان شد و با خانواده به کربلا مهاجرت کرد. او در کربلا به تجارت پارچه مشغول بود و پذیرای زائران گیلانی بود. معین‌الرعایا در کربلا هم با علمای اعلام در ارتباط بود و بنا به درخواست آنها بود که برای یاری با نهضت جنگل دومرتبه به گیلان بازگشت.

حال که در ۲۲ خرداد یعنی سالروز شهادت این بزرگمرد گیلانی قرار داریم چا دارد که این شخصت به نحو شایسته‌ای به عموم مخاطبان و دوست داران نهضت جنگل معرفی گردد. کاری که تا به حال انجام نشده است.