گرانیهای بیپاسخ؛ کالابرگ چه مشکلی را حل کرد؟
مهتاب باقرزاده: کالابرگ زمانی موفق خواهد بود که در کنار آن، سیاستی جدی برای مهار تورم و نظارت واقعی بر بازار وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، این طرح نیز مانند بسیاری از برنامههای مشابه، تنها به مُسکنی موقت تبدیل میشود که درد را برای مدتی کوتاه پنهان میکند، اما بیماری اصلی اقتصاد را درمان نخواهد کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، مهتاب باقرزاده عضو تحریریه دیارمیرزا با اشاره به رشد افسارگسیخته قیمتها و کاهش قدرت خرید مردم در یادداشتی نوشت:
در شرایطی که سفره بسیاری از خانوارهای ایرانی هر روز کوچکتر میشود، سیاستگذاران همچنان از طرحهایی سخن میگویند که قرار است به معیشت مردم کمک کند. یکی از این طرحها، کالابرگ الکترونیکی است؛ طرحی که در ظاهر با هدف حمایت از اقشار ضعیف و افزایش قدرت خرید اجرا شد، اما در عمل پرسشهای جدی درباره آثار آن بر بازار و قیمت کالاهای اساسی ایجاد کرده است.
واقعیت این است که بازار ایران سالهاست از بیماری مزمن تورم رنج میبرد. هر سیاستی که بدون کنترل ریشههای تورم اجرا شود، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه ممکن است به شکل جدیدی به افزایش قیمتها دامن بزند. تجربهی ماههای اخیر نیز نشان داده که همزمان با اجرای مراحل مختلف کالابرگ، بسیاری از کالاهای مشمول این طرح با افزایش قیمت مواجه شدهاند.
سوال اساسی اینجاست؛ وقتی تولیدکننده با افزایش هزینههای انرژی، حملونقل، مواد اولیه و دستمزد مواجه است، چگونه میتوان انتظار داشت تنها با تزریق اعتبار خرید به مردم، مشکل معیشت حل شود؟ نتیجه طبیعی چنین وضعیتی آن است که بخشی از تقاضا افزایش پیدا میکند، اما عرضه همچنان با محدودیت روبهروست و همین موضوع زمینه رشد بیشتر قیمتها را فراهم میکند.
از سوی دیگر، مردم به خوبی متوجه شدهاند که مبلغ کالابرگ یا یارانهای که دریافت میکنند، در بسیاری موارد کمتر از افزایش هزینهای است که در بازار به آنها تحمیل میشود. خانواری که چند صد هزار تومان اعتبار دریافت میکند اما همزمان باید میلیونها تومان افزایش هزینه در بخش خوراک، مسکن و درمان را تحمل کند، عملاً احساس بهبود معیشت نخواهد داشت.
آنچه بیش از همه افکار عمومی را آزار میدهد، نبود پاسخگویی است. قیمتها تقریباً به صورت روزانه تغییر میکنند، برچسبهای جدید روی کالاها مینشیند و هیچ نهادی مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده نمیگیرد. در چنین شرایطی مردم این پرسش را مطرح میکنند که اگر هدف از کالابرگ حمایت از معیشت بوده، چرا قدرت خرید آنها همچنان در حال کاهش است؟
اقتصاد را نمیتوان با مسکن درمان کرد. کالابرگ شاید بتواند برای مدتی کوتاه فشار بخشی از جامعه را کاهش دهد، اما تا زمانی که تورم مهار نشود، تولید تقویت نشود و ثبات به بازار بازنگردد، هر نوع حمایت نقدی یا غیرنقدی دیر یا زود در گرداب افزایش قیمتها اثر خود را از دست خواهد داد.
امروز مطالبه اصلی مردم نه دریافت اعتبار بیشتر، بلکه ثبات اقتصادی است. مردم میخواهند بدانند چرا قیمت کالایی که هفته گذشته خریدهاند، این هفته گرانتر شده است. میخواهند بدانند مسئول کنترل بازار چه کسی است و چرا هیچکس پاسخگوی کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها نیست.
کالابرگ زمانی موفق خواهد بود که در کنار آن، سیاستی جدی برای مهار تورم و نظارت واقعی بر بازار وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، این طرح نیز مانند بسیاری از برنامههای مشابه، تنها به مُسکنی موقت تبدیل میشود که درد را برای مدتی کوتاه پنهان میکند، اما بیماری اصلی اقتصاد را درمان نخواهد کرد.
سوال مهمی که مسئولان باید به آن پاسخ دهند این است: اگر میلیاردها تومان صرف اجرای طرحهای حمایتی میشود، چرا مردم هر روز احساس فقیرتر شدن دارند؟ اگر هدف حمایت از سفره خانوارهاست، چرا سفرهها کوچکتر شدهاند؟ و اگر کالابرگ قرار است ناجی معیشت باشد، چرا بازار هر روز سیگنال تازهای از گرانی مخابره میکند؟
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، افکار عمومی حق دارد کالابرگ را نه راهحل مشکلات اقتصادی، بلکه بخشی از چرخهای بداند که در نهایت به افزایش بیشتر قیمتها و کاهش قدرت خرید مردم منجر شده است. واقعیت این است که مردم دیگر وعده نمیخواهند؛ آنها نتیجه میخواهند. نتیجهای که در قیمت کالاهای اساسی، اجارهبها، هزینه درمان و مخارج روزمره قابل لمس باشد، نه در آمارها و گزارشهایی که فاصله زیادی با زندگی واقعی دارند.

دیدگاه