نشانه‌هایی از ظهور و افول جهانی‌ ایران

از ساغریسازان تا باقرآباد؛ داستان اوج و فرود امپراتوری تزارها در ایران به روایت دو مسجد 

اکنون که بیش از یک صد سال از آن روزها گذشته می‌شود خیال کرد حاج صمد خان با ساخت و وقف این مسجد، شاید کوششی مخفیانه برای ادامه فرهنگ ایرانی زندگی مسالمت‌آمیز پیروان آیین‌های گوناگون در رشت کرده باشد. آنجا که اسناد و مدارک سکوت می‌کنند پنجره‌ها و گچبری‌ها سخن می‌گویند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، در این گزارش “مهرنام بختیار” به ۲ مسجد تاریخی رشت پرداخته و نوشت است:

از مناره چشمگیر مسجد بزرگ‌ «گلدسته» ساغریسازان تا گچبری‌های چشمنواز مسجد «حاج صمدخان» در باقرآباد بیش از یک قرن تاریخ ایران و قفقاز را می‌توان در دو نقطه از رشت بازخوانی کرد. هر دوی این مساجد را تاجرانی قفقازی اهل شروان در رشت دوره قاجار بنا نهادند.

این دو مسجد تنها بناهایی مذهبی در یک شهر شمالی نیستند؛ بلکه نشانه‌هایی از ظهور و افول جهانی‌ ایرانی‌اند که روزگاری از بادکوبه و شروان تا انزلی و رشت و تبریز امتداد داشت.

جهانی که در آن شبکه‌های خانوادگی تاجران قفقازی، کالا، سرمایه، انسان و اندیشه را در دو سوی دریای کاسپین جابه‌جا می‌کردند؛ جهانی که با قرارداد گلستان دچار گسست سیاسی شد، در سایه امپراتوری روسیه تزاری به اوج شکوفایی تجاری رسید، و سرانجام با انقلاب اکتبر و استقرار حکومت بلشویکی، ساختار اجتماعی و اقتصادی آن فروپاشید.

اگر مسجد بزرگ گلدسته در ساغریسازان یادگار آغاز این عصر باشد، مسجد حاج صمدخان را می‌توان واپسین نشانه شکوه و تداوم آن جهان از دست‌رفته دانست.

داستان شروان

شروان، نام بخشی از قفقاز شرقی به مرکزیت باکو یا بادکوبه است؛ سرزمینی با تاریخی پیچیده، چندلایه و عمیقاً درهم‌تنیده با تاریخ ایران.

این منطقه تا سده‌های هفتم و هشتم میلادی بخشی از قلمرو ساسانیان بود و آیین زرتشتی در آن رواج داشت. با ورود مسلمانان، برای مدتی کوتاه زیر فرمان امیران عرب قرار گرفت، اما از سده نهم تا پانزدهم میلادی، خاندان شروانشاهان یکی از درخشان‌ترین حکومت‌های محلی جهان ایرانی را در آن شکل داد. در اوج قدرت، قلمرو آنان تا بندر «دربند» در داغستان جنوبی گسترش داشت.

شروانشاهان که مسلمانانی حنفی‌مذهب بودند، خود را وارث فرهنگ و سنت ایران باستان می‌دانستند. خاقانی شروانی و نظامی گنجوی تنها دو نام از بزرگ‌ترین چهره‌های ادب پارسی‌اند که در همین بستر فرهنگی بالیدند.

با ظهور صفویان در سده شانزدهم میلادی، تشیع دوازده‌امامی در آن سامان فراگیر شد و قفقاز به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تلاقی فرهنگ ایرانی، اسلامی و محلی تبدیل گردید. نفوذ سیاسی و فرهنگی ایران در این منطقه تا اوایل قرن نوزدهم ادامه داشت، تا آنکه شکست‌های قاجار در جنگ‌های ایران و روسیه و قراردادهای گلستان و ترکمانچای، مرزهای سیاسی جدیدی را بر این جغرافیا تحمیل کرد.

قرارداد گلستان و مهاجرت نخست

اگرچه قرارداد گلستان در سال ۱۱۹۲ خورشیدی قفقاز را از ایران جدا کرد، اما این جدایی سیاسی به معنای گسست اجتماعی و فرهنگی نبود. پیوندهای قومی، مذهبی، خانوادگی و تجاری همچنان میان دو سوی ارس برقرار ماند.

در ساختار اقتصادی عصر قاجار، تجارت بر دوش پایه شبکه‌های خانوادگی و هویتی استوار بود. سرمایه، اعتبار و مسیرهای تجاری در درون این خانواده‌ها بازتولید می‌شد. پس از جدایی قفقاز، موج نخست مهاجرت قفقازیان به شهرهای شمال ایران، به‌ویژه گیلان، شکل گرفت. این مهاجران عمدتاً تاجران، پیشه‌وران و شیعیان قفقازی بودند.

پس از قرارداد ترکمانچای در سال ۱۲۰۶ خورشیدی، تجار روس و قفقازی از امتیازات گمرکی ویژه در ایران برخوردار شدند. کالاهای روسی به‌سرعت بازارهای شمال ایران را درنوردید. واژه «سماور» نیز در همین دوره وارد زبان فارسی شد و به یکی از نشانه‌های این تغییرات سیاسی-اجتماعی تبدیل گردید.

در همین زمان، تجارت ایران در دریای کاسپین به‌شدت به شبکه‌های روسی وابسته شد. بنادر انزلی و پیربازار در ایران، و مسیرهای باکو، دربند، لنکران و آستراخان در روسیه، به شریان‌های اصلی مبادله کالا تبدیل شدند. روسیه از طریق امتیاز انحصاری شیلات، احداث، بهره‌برداری و اخذ عوارض از راه‌های شوسه و نفوذ اقتصادی، جایگاه مسلطی در اقتصاد شمال ایران پیدا کرد.

در چنین بستری، مهاجران قفقازی در رشت به‌مثابه شعبه‌ای از شبکه‌های خانوادگی خود عمل می‌کردند. بسیاری از آنان در محله باقرآباد ساکن شدند و به پیشه ارابه‌سازی مشغول بودند؛ محله‌ای که به‌واسطه مسیرهای حمل‌ونقل، راه‌آهن رشت به بندر پیربازار و گاریخانه‌ها، به یکی از کانون‌های مهم اقتصادی و جابجایی کالا و مسافر شمال تبدیل شد.

مسجد بزرگ گلدسته یادگار حاجی علی تاجرباشی شروانی که در سال ۱۲۰۹ خورشیدی یعنی سه سال پس از قرارداد ترکمانچای و در گذر ساغریسازان، مرکز کفش و چرم رشت ساخته شد؛ نماد این موج نخست مهاجرت است. مهاجرانی که در واردات چرم، کاغذ، شکر، فلزات، نفت، چوب و الوار فعال بودند و در مقابل، ابریشم، پنبه، پوست، خشکبار، فرش و تنباکوی ایران را به بازارهای قفقاز و روسیه صادر می‌کردند.

مسجد حاج صمدخان و جهان پیش از فروپاشی

موج دوم مهاجرت قفقازیان به ایران، پس از انقلاب اکتبر ۱۲۹۶ خورشیدی و به‌ویژه در پی استقرار کامل حکومت شوروی در قفقاز در سال‌های ۱۲۹۹ و ۱۳۰۰ آغاز شد. اما مسجد حاج صمدخان چند سال پیش از این تحولات و در ۱۲۹۴ خورشیدی افتتاح شده بود.

این نکته نشان می‌دهد که حاج صمدخان تاجرباشی شیروانی پیش از انقلاب اکتبر نیز در رشت حضوری تثبیت‌شده داشته و بخشی از شبکه گسترده تجارت خانوادگی میان شروان، باکو و گیلان بوده است.

منبر بسیار زیبای مسجد به سال ۱۲۹۶ خورشیدی مقارن با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به سفارش رستم‌رضا قلی‌زاده بادکوبی و به دست توانای استاد حاجی بابا فرزند کربلایی علی‌نقی بادکوبی در باکو ساخته و به رشت ارسال شد. این نشان می‌دهد علی‌رغم پیروزی انقلاب بلشویک‌ها در ۱۹۱۷ تا تصرف کامل قفقاز و سقوط جمهوری خودمختار آذربایجان در ۱۹۲۱ مقارن با ۱۳۰۰ خورشیدی؛ مرکزیت شیروانی‌های رشت همچنان در باکو بوده است.

بنابراین مسجد او را نمی‌توان صرفاً محصول مهاجرت ناشی از بلشویسم دانست؛ بلکه باید آن را متعلق به دوره‌ای دانست که هنوز نظم اقتصادی و اجتماعی قفقاز دستخوش فروپاشی نشده بود.

در سنت تجاری آن روزگار، ثروت تنها انباشت سرمایه نبود، بلکه باید به اعتبار اجتماعی و مشروعیت مذهبی تبدیل می‌شد. از این منظر، مسجد حاج صمدخان همراه با یخچال، کاروانسرای گاریخانه و دیگر موقوفات پیرامون آن، بخشی از یک نظام پیچیده اقتصادی-اجتماعی بود؛ نظامی که هم کارکرد مذهبی داشت و هم کارکرد تجاری و اعتباری.

با وقوع انقلاب اکتبر، این نظم به‌تدریج فروپاشید. مصادره اموال ثروتمندان، سختگیری‌های مذهبی فراگیر برای پیروان همه ادیان و منهدم کردن ساختارهای سنتی تجارت خانوادگی، بسیاری از خانواده‌های قفقازی را ناگزیر به مهاجرت کرد. در این میان، حاج صمدخان تنها یک مهاجر نبود. عنوان «تاجرباشی» به معنای سرپرست تجار است؛ جایگاهی که نوعی رهبری اقتصادی و اجتماعی را در میان جامعه بازرگانان نشان می‌داد.

بنا بر روایت دکتر صمدزاده، نوه حاج صمدخان، که در نوشته‌ای در ورودی مسجد ثبت شده است، حاج صمد سرپرستی گروهی از مهاجران قفقازی را بر عهده داشته است؛ گروهی متشکل از تاجران، روحانیان و حتی برخی چهره‌های سیاسی که در پی تحولات قفقاز به ایران مهاجرت کردند.

یک سال پس از سقوط جمهوری خودمختار آذربایجان و تصرف کامل قفقاز توسط ارتش سرخ در سال ۱۳۰۰ خورشیدی، حاج صمدخان ۱۲ باب دکان، یک باب کاروانسرا معروف به کاروانسرای گاریخانه، یک درب خانه جنب مسجد، یک قطعه باغ مصفا و یک عمارت مدرن در امتداد ضلع شمالی مسجد و جاده راه‌آهن را برای تامین هزینه‌های ضروری مسجد وقف می‌کند. به گفته خادم مسجد، مجموع موقوفات حاج صمدخان ۲۸ مورد می‌رسد که عواید مالی آنها آشکارا چندین برابر هزینه‌های ضروری یک مسجد در ۱۰۵ سال پیش است.

به نظر می‌رسد پس از مصادره اموال آنان در شروان و مناطق اطراف شامل املاک گسترده، چاههای نفت خصوصی و امکانات مالی فراوان، بخشی از سرمایه باقی‌مانده در قالب املاک، دکان‌ها، کاروانسرا و یخچال‌ در اطراف مسجد سرمایه‌گذاری و سپس وقف شد. این موقوفات زیر نظر هیأت امنایی از خود قفقازی‌ها اداره می‌شد و جانشینان متولیان نیز از میان افراد مورد اعتماد همان شبکه انتخاب می‌گردیدند.

حاج صمدخان که تاجری خردمند بود و سرپرستی سفرهای زیارتی قفقازی‌ها به عتبات را نیز بر عهده داشت به بهانه ساخت و رونق همین مسجد روابطی دوستانه با مرجع وقت شیعیان آیت‌الله حاج سید کاظم یزدی ایجاد کرد و ریشه‌های خود و پیوستگانش در گیلان را عمیق‌تر و محکم‌تر کرد.

حاج صمدخان وصیت کرد که اداره موقوفات و مدیریت درآمدها پس از او به دو تاجر قفقازی دیگر یعنی کربلایی پاشا رمضان‌‌اف و کربلایی محمدباقر علی‌اف برسد.

این ساختار، هم از پراکندگی اموال جلوگیری می‌کرد و هم امکان تداوم فعالیت‌های اقتصادی و حمایتی جامعه مهاجر را از رهگذر آن هیات امنا فراهم می‌ساخت.

از تزار تا بلشویسم

امروز مسجد گلدسته ساغریسازان و مسجد حاج صمدخان را می‌توان همچون دو نشانه تاریخی در دو سوی یک قرن پرآشوب نگریست.

نخستین مسجد، یادگار نسلی از تاجران و مهاجران قفقازی است که پس از جدایی مرزهای قفقاز از ایران، پیوندهای اقتصادی و فرهنگی خود را با سرزمین مادری حفظ کردند و در سایه گسترش نفوذ روسیه در شمال ایران به رونق رسیدند.

دومین مسجد اما داستان دیگری را روایت می‌کند. تاریخ ساخت آن نشان می‌دهد که حاج صمدخان سال‌ها پیش از پیروزی بلشویک‌ها در رشت استقرار یافته و بخشی از شبکه بزرگ تجارت قفقازی در گیلان بوده است. از این رو، این مسجد بیش از آنکه نشانی از فرار از بلشویسم باشد، واپسین یادگار جهانی است که هنوز بلشویسم آن را درهم نشکسته بود.

جهانی متکی بر تجارت خانوادگی، مالکیت خصوصی، نهادهای مذهبی و پیوندهای تاریخی میان ایران و قفقاز.

انقلاب اکتبر تنها یک حکومت را سرنگون نکرد؛ شبکه‌ای از روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز از هم گسست که طی بیش از یک قرن در دو سوی دریای کاسپین شکل گرفته بود. مهاجرت اجباری، وقف اموال باقی‌مانده، شکل‌گیری کانون‌های تازه اقتصادی پیرامون مساجد و در نهایت افول تدریجی نفوذ روسیه در شمال ایران، همگی بخشی از همین دگرگونی بزرگ بودند.

در همان سالها و با قدرت گرفتن رضاخان، بازیگران تازه‌ای چون آلمانی‌ها آرام‌آرام جای روس‌ها را در اقتصاد ایران و گیلان گرفتند؛ اما گچبری‌های مسجد حاج صمدخان و گلدسته‌های مسجد ساغریسازان هنوز روایتگر روزگاری هستند که بازرگانان شروانی و بادکوبه‌ای، نه تنها کالا، بلکه فرهنگ، افکار نو، صنعت چاپ، تجدد طلبی، مشروطه خواهی و خاطره مشترک یک جهان ایرانی را میان قفقاز و گیلان جابه‌جا می‌کردند.

در این معنا، این دو مسجد صرفاً دو بنای مذهبی نیستند؛ دو سنگ‌نوشته تاریخی‌اند که بر یکی آغاز عصر نفوذ روسیه تزاری در شمال ایران حک شده و بر دیگری پایان آن. میان این دو مسجد، داستان یک قرن پیوند، تجارت، مهاجرت، شکوفایی و سرانجام فروپاشی جهانی نهفته است که روزگاری از شروان و بادکوبه تا رشت و انزلی امتداد داشت.

راز حاج صمد

 در پایان این نوشته ناچارم اسناد و مدارک تاریخی را زمین بگذارم و بر اسب خیال بنشینم. می‌دانیم که سختگیری‌های مذهبی بلشویک‌ها تنها مسلمانان شیعه را آزار نمی‌داد بلکه اقلیت ریشه‌دار و دیرینه مسیحیان شروان و ارامنه باکو را نیز گرفتار کرده بود. گروهی از آنان نیز پس از انقلاب اکتبر از قفقاز مهاجرت کردند و به گیلان و رشت آمدند تا هم تجارت خانوادگی خود را حفظ کنند هم آیین پدران خویش را. بخشی از این مسیحیان مهاجر قفقازی در محدوده فعلی خیابان سعدی و فاصله‌ای بسیار نزدیک به محله باقرآباد ساکن شدند. گرچه نمی‌توان با قاطعیت نظر داد اما اگر سری به مسجد حاج صمد‌خان بزنید و نگاهی موشکافانه به معماری این مسجد پر رمز و راز بیاندازید، پنجره‌های دایره‌ای شکل بالای در ورودی و محراب مسجد و جزییات گچبری‌ها، بی‌شباهت به برخی عناصر معماری کلیساهای قفقازی نیست. اکنون که بیش از یک صد سال از آن روزها گذشته می‌شود خیال کرد حاج صمد خان با ساخت و وقف این مسجد، شاید کوششی مخفیانه برای ادامه فرهنگ ایرانی زندگی مسالمت‌آمیز پیروان آیین‌های گوناگون در رشت کرده باشد. آنجا که اسناد و مدارک سکوت می‌کنند پنجره‌ها و گچبری‌ها سخن می‌گویند.

امید است که این نوشته چراغی در راه تاریخ‌پژوهان و آذینی بر کاخ خرد جاویدان باشد.

منابع:

آبراهامیان، یرواند – ایران بین دو انقلاب

موحد، محمدعلی – خواب آشفته نفت

کسروی، احمد – تاریخ مشروطه ایران

م.د. ساهاکیان – پناهندگانی ارامنه باکو به ایران

دانشنامه ویکی‌پدیا

مسجد تاریخی حاج صمدخان – پایگاه خبررسانی دیارمیرزا – کد ۸۴۲۵۹۲