محمدحسین انصاف دوست

رشت؛ شهری که هویتش زیر آوارِ بی‌توجهی دفن می‌شود

رشت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به هویت خویش است؛ هویتی که نه در برج‌های بی‌روح پیدا می‌شود، نه در پروژه‌های پرهزینه‌ی بدون پیوست فرهنگی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، محمدحسین انصاف دوست در یادداشتی نوشت:

رشت، فقط یک شهر بارانی با چند خیابان قدیمی و کافه‌های شلوغ نیست؛ رشت یک حافظه‌ی زنده‌ است. شهری که روزی به فرهنگ، هنر، تئاتر، موسیقی، ادبیات، بازارهای بومی و زیست شهریِ منحصربه‌فردش شناخته می‌شد، امروز آرام‌آرام در حال از دست دادن همان چیزی‌ست که آن را «رشت» می‌کرد.

سال‌هاست مدیران شهری و مسئولان فرهنگی، در سخنرانی‌ها از «شهر خلاق»، «پایتخت فرهنگ» و «هویت بومی» حرف می‌زنند؛ اما در عمل، سهم فرهنگ از مدیریت شهری چیزی جز شعار، بنر و چند جشنواره‌ی نمایشی و بی‌اثر نبوده است.
اگر واقعاً فرهنگ اولویت است، پس چرا بافت تاریخی رشت هر روز بیشتر از دیروز فرسوده و رها می‌شود؟
چرا خانه‌های قدیمی یکی‌یکی تخریب می‌شوند و جای آن‌ها ساختمان‌هایی بی‌هویت بالا می‌رود؟
چرا معماری بومی گیلان قربانی سوداگری و مدیریت بی‌برنامه شده است؟

رشت، شهری بود که تئاتر خیابانی، نمایش‌های بومی و هنر مردمی در آن نفس می‌کشید؛ اما امروز هنرمندان تئاتر برای ابتدایی‌ترین امکانات سرگردان‌اند. سالن‌های نمایشی یا فرسوده‌اند یا در اختیار جریان‌هایی قرار گرفته‌اند که کمترین ارتباطی با هنر مردمی ندارند.
هنرمند بومی در شهر خودش غریبه شده؛ درحالی‌که بودجه‌های فرهنگی صرف برنامه‌های کم‌اثر و ویترینی می‌شود که فقط در گزارش‌ها زیبا به نظر می‌رسند.

صنایع دستی گیلان نیز حال و روز بهتری ندارد. هنری که باید بخشی از اقتصاد و هویت این شهر باشد، حالا در گوشه‌ی بازارها و نمایشگاه‌های موقت خاک می‌خورد.
از چادرشب‌بافی و حصیربافی گرفته تا هنرهای سنتی گیلان، همه در حال فراموشی‌اند؛ نه حمایت جدی وجود دارد، نه بازار دائمی، نه برنامه‌ای برای حفظ نسل جدیدِ هنرمندان.

و البته مشکل فقط «کمبود بودجه» نیست؛ اتفاقاً مسئله اصلی این است که این بودجه دقیقاً کجا و صرف چه اموری می‌شود؟
شهری که برای پروژه‌های تبلیغاتی، مراسم‌های پرهزینه و اقدامات نمایشی منابع پیدا می‌کند، چگونه برای حفظ بافت تاریخی، حمایت از تئاتر بومی یا نجات صنایع دستی همیشه دچار کمبود اعتبار است؟
مردم حق دارند بپرسند اولویت مدیریت فرهنگی شهر دقیقاً چیست؟
فرهنگ، هزینه‌ی اضافی نیست که همیشه در انتهای لیست قرار بگیرد؛ فرهنگ، هویت شهر است و شهری که هویتش را خرج نمایش و آمارسازی کند، دیر یا زود چیزی برای افتخار نخواهد داشت.

مسئله فقط کمبود بودجه نیست؛ مسئله، نبودِ نگاه فرهنگی در مدیریت شهر است.
شهری که مدیرانش فرهنگ را فقط در حدِ یک مناسبت مناسبتی می‌بینند، طبیعی‌ست که هویت خود را از دست بدهد.
وقتی اولویت مدیریت شهری، پروژه‌های نمایشی و افتتاح‌های تبلیغاتی باشد، فرهنگ تبدیل می‌شود به آخرین دغدغه؛ همان بخشی که همیشه می‌توان بودجه‌اش را حذف کرد و وعده‌اش را به آینده موکول کرد.

رشت امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به هویت خویش است؛ هویتی که نه در برج‌های بی‌روح پیدا می‌شود، نه در پروژه‌های پرهزینه‌ی بدون پیوست فرهنگی.
نجات رشت، فقط آسفالت و پل و سنگفرش نیست؛ نجات رشت یعنی حفظ روح شهر.
روحی که اگر از بین برود، دیگر چیزی از «شهر فرهنگ» باقی نخواهد ماند؛ جز تابلویی زیبا بر سردرِ شهری که خودش را فراموش کرده است.