می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد!
باید بیش از گذشته توجّه نمود که رشد افسار گسیخته تخریب محیط زیست در ایران پژواک زنگ خطری ست برای همه ایرانیان و کل منطقه! درست است که ابتدا کارگزاران این حوزه مسوول، و پاسخگو ردیف اول این ماجرا هستند اما با توجه به تجربه ها و عبرتهای پیشین این مردمند که خود باید در قالب تجمعّات و دسته جات ملی و مدنی با توسّل به ساز و کار های لازم جلوی فاجعه پش رو بگیرند

«می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد!»
جان می دهیم و عشرت موهوم می خریم
چون گل همان تبسّم ما خون بهای ماست ! ( بیدل دهلوی )
فیلسوف معروف آلمان “فردریک نیچه” در جایی از مکتوبات خود، نگاه به طبیعت را چشم چرانی طبیعت دانسته است ! در حالیکه در قرآن و سنّت، تمامی طبیعت آیه و بلکه فراتر و پر معناتر از آن نمود خداوند معرفی شده است.راستی چرا ما به محیط زیست نا مهربانیم و چرا نشسته بر سر شاخ بن می بریم! ؟ و چرا فرامین و هشدار های خداوند بستان را وقت و وقعی نمی نهیم ؟! بی مبالاتی ها و بی توجّهی ها ی ما یا ریشه در جهل و نادانی های ما دارد و یا ریشه در حماقت و ابلهی های ما ! جهل و نادانی را می توان احیانا با آموزش و فرهنگ رفع و دفع نمود اما و هزار اما حماقت و ابلهی را چطور ؟! به تعبیر مولانا :(چاک جهل و حمق نپذیرد رفو !) امروز پاره ای از کشور های پیشرفته با عقلانیت فلسفی و تجربی خود تا حّد بسیار بالایی ضرورت حیاتی حفظ محیط زیست خود فهمیده و در حلّ معضل آن گامهای موّثر بر داشته اند. هر چیز برای خود عدیل و بدیلی دارد اما زیستگاه انسان که همان جهان پیرامونی اوست اگر اوراق و اسقاط شود چطور ؟!
تاسّف بسیار است که ما در ایران با توجّه به پشتوانه های عظیم و فخیم دینی و فرهنگی خود بیش از پیش به تخریب و تضییع منابع زیستی خود مشغول هستیم! گاه برای بر افراشتن تیر آهنی چند در خت کهنسال را از پای می اندازیم ! و گاه برای سهولت ، عشرت و یا هر چیز دیگر آب و هوا را به راحتی می آلاییم … اینکه مضارّ آلاینده های زیستی در هر سال تا چه میزان خسارات جانی و حیاتی بر ما وارد می کند واقعیت تلخ و تکان دهنده ای ست که شاید هیچ نهاد مسئولی هرگز شهامت باز گویی آن را نداشته باشد . با جان خود وجان آیندگان خود این گونه بازی می کنیم ! سهراب سپهری در جایی گفته است:( می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد ). البّته توجه به الهیات و متافیزیک محیط زیست در جای خود یک تبیین و راهبرد ضروری ست. خداوند محیط فراتر و فراختر از ماورای طبیعت، خود را در طبیعت و همین زیست طبیعی ما جلوه گر نموده است . پرسش این است که با این همه بی تعّهدی و جرائم زیست محیطی در این مملکت که گاه تا بیخ گوشمان می نشیند ، چه تدبیری باید اندیشید ؟ به تعبیر” عنصر المعالی” اگر بصارت عقل بر این مساله بگماریم در می یابیم که مضاف براهمیت عنصر آگاهی های کافی و لازم در این زمینه ،امروز مشکلات بورکراتیک و گره های کوراجرایی فراوان در نظام ما وجود دارد که غالبا ریشه در زیاده خواهی ها و انحصار طلبی ها و رانت جویی های اشخاص حقیقی و حقوقی دارد که صرفا با نشر الهیات و ادبیات و مشتی پند و اندرز، گشودنی نیست ! باید تعارفات راکنار گذاشت و با مجرم در هر لباس که هست قانونمندانه و مقتدرانه بر خورد نمود .به خطر افتادن زندگی عمومی شوخی بردار نیست ! باید بیش از گذشته توجّه نمود که رشد افسار گسیخته تخریب محیط زیست در ایران پژواک زنگ خطری ست برای همه ایرانیان و کل منطقه! درست است که ابتدا کارگزاران این حوزه مسوول، و پاسخگو ردیف اول این ماجرا هستند اما با توجه به تجربه ها و عبرتهای پیشین این مردمند که خود باید در قالب تجمعّات و دسته جات ملی و مدنی با توسّل به ساز و کار های لازم جلوی فاجعه پش رو بگیرند. نشست های آگاهی بخش از این دست در ساز مان مدیریت و بر نامه ریزی اسان گیلان(که البته آشوب و چالشهای خاص خود را دارد)، نقطه عطفی مناسب و موثّر است برای این عزم ملی در صیانت از این امر حیاتی ست
در اینجا باید از برادر فرهیخته ام جناب آقای دکتر کیوان محمدی ( ریاست محترم ساز مان مدیریت و بر نامه ریزی در استان گیلان) که دغدغه مندانه این گونه از مسائل را رصد می نمایند تشکر نمایم و همینطور از استاد خود حکیم متالّه جناب آقای دکتر مصطفی محقق داماد سپاسگزار باشم که چون گذشته با درایت و صداقت و همّت بلند پیشگام این معنا هستند. تحقیقا در این بلا و آشوب زمانه ، آرای حکیمانه استاد فرزانه همیشه روزنه ای برای تامّل و رستگاری ست.
مزاج دهر تبه شد از این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
دکتر سید حجت مهدوی
پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای منتشر میشود.
دیدگاه