موشک اصلی دشمن در بستر جنگ نرم است|تهاجم فرهنگی فقط مسائل دینی را تحت شعاع قرار نداده است

ستوده گفت: تهاجم فرهنگی و جنگ نرم ما فقط مسائل دینی ما را تحت شعاع خودش قرار نداده است، بلکه بسیاری از حوزه های اصیل بومی و ملی ما هم به واسطه ترویج سبک زندگی غربی دارد مستهلک می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا سجاد ستوده مسؤول فضای مجازی سپاه قدس گیلان گفت: گام اول مقابله با جنگ نرم دشمنان در عرصه رسانه افزایش سواد رسانه و سواد فضای مجازی است.

مشروح گفتکو با مسؤول فضای مجازی سپاه قدس گیلان بدن شرح است:

آقای ستوده امروز آگاهان سیاسی و امنیتی بر این باورند که تهدیدات نرم به عنوان راهکار اصلی استکبار جهانی برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی است، ارزیابی شما در این زمینه چیست؟

از همان روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، حتی قبل از پیروزی آن، به واسطه آرمان های انقلاب، شعارهایی که انقلاب اسلامی در دست گرفت و در سطح دنیا فریاد زد، که این شعارها، این آرمان ها، این اهداف در تضاد جدی با منافع غرب در کشور ما بوده، از همان روزهای اول و حتی قبل از آن، شاهد بودیم که غرب و نظام سلطه جهانی به مقابله عملی با انقلاب اسلامی پرداختند.

ما همان روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ترورها را داشتیم. بحث غائله تجزیه مناطق مختلف ایران در گنبد، در سیستان و بلوچستان، غائله خلق عرب در اهواز و خوزستان را داشتیم، بعد از سه چهار ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ترور شهید قرنی و شهید مطهری را داریم؛ همینطور ادامه دارد تا انفجار دفتر نخست وزیری و همچنین دفتر حزب جمهوری اسلامی، بحث تحریم های شدید سیاسی، اقتصادی و نظامی را داشتیم به ویژه بعد از اتفاقات تسخیر لانه جاسوسی، تا در اوج خودش بحث حمله عراق و ۸ سال جنگ و دفاع مقدس را داشتیم. در همه این سال ها که به یک تعبیری این ها جنگ سخت بودند، دشمن شیوه های مختلفی را، حتی بحث کودتا (کودتای نقاب و کودتای نوژه) را امتحان کرده است. اما هدفی که داشتند طی این سال ها (مقابله با نظام جمهوری اسلامی) را نتوانستند به آن برسند. در کنار این موضوع به ویژه بعد از پایان جنگ و بعد از فروپاشی شوروی؛ چون فروپاشی شوروی در دوران جنگ سرد و در آن پروسه ۱۰ ساله اش تقریبا جنگ نرمی بود که دو طرف نسبت به همدیگر داشتند و ما در سال ۱۹۹۱ شاهد فروپاشی شوروی بودیم. از طرفی بعد از فروپاشی شوروی در سال های متعدد شاهد موفقیت مدل خاصی از حمله به مجموعه ها و نظام های مختلفی در دنیا بودیم که بخشی از آن ها انقلاب های رنگی بودند که در مباحث مختلف شاهدش بودیم. عدم موفقیت دشمن در جنگ سخت نسبت به نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و از آن طرف موفقیتش در یک پارادایم جدیدی که از آن به جنگ نرم و تهدیدات نرم تعبیر میشود باعث شد که ما شاهد تغییراتی در نوع تقابل نظام سلطه با نظام جمهوری انقلاب اسلامی و انقلاب اسلامی باشیم.

چه اهدافی را دنبال می کنند با جنگ نرم و چه افرادی و چه تشکل هایی هدفشان هستند ؟

نکته ای که قبل از پاسخ به این سوال باید به آن دقت بشود، خود ویژگی جنگ نرم است. جنگ نرم در عین این که کارآمدترین، موثرترین و کم هزینه ترین مدل مقابله با امنیت ملی یک کشور است، بسیار پیچیده و خطرناک است. بین جنگ نرم و جنگ سخت تفاوت های بسیاری داریم اما در یک نقطه ای که باهم اشتراک دارند، آن هدف غایی شان است: تغییر نظام سیاسی حاکم بر هر کشوری هدف عمده این دو جنگ است و هرکدام برای رسیدن به این هدفشان اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی برای خودشان تعریف می کنند. آن چیزی که ما طی این سال ها در جنگ نرم و در تهدیدات نرم شاهدش بودیم این است که دشمن به واسطه جنگ نرم به دنبال سلب هویت ملی و فرهنگ ملی هر کشوری است، اگر در جنگ سخت دشمن به دنبال تصرف سرزمین است، در جنگ نرم به دنبال تصرف قلوب و اذهان است. اگر قلب ها و ذهن ها تصرف بشود و اگر آن گونه که دشمن میخواهد جهت دهی بشود و آن سمتی که دشمن میخواهد برده شود، اهدافش محقق میشود. ما در جنگ نرم شاهد مدیریت ذهن، نوع نگرش ها و نوع ارزش ها توسط دشمن هستیم.

چه افراد و چه تشکیلاتی مد نظرشان هستند؟

یک تفاوتی هم اینجا بین جنگ سخت و نرم وجود دارد: در جنگ سخت گام اولش نظامی ها هستند که مقابله می کنند اما در جنگ نرم بنا بر هدفی که آن کشور یا آن مجموعه ای که دارد تهدیدات نرم را انجام میدهد، میتواند مخاطبین مختلفی را تعریف کند. از نخبگان و عموم جامعه تا رهبران جامعه.اگر بخواهیم تقسیم بندی و اولویت بندی بکنیم در جنگ نرم، ما شاهد این هستیم که اول از همه رهبران مورد حمله و فشار قرار می گیرند؛ بعد نخبگان و بعد عموم جامعه، جنگ نرم به واسطه ابزار های اختصاصی خودش که ابزارهای ویژه ای است که در ادامه شاید به آن ها رسیدیم، عامه مردم را دچار خودش می کند، یعنی اگر در جنگ سخت یک جغرافیای خاصی از کشور شما مورد حمله واقع می شود، اما در جنگ نرم ما شاهد آن هستیم که بخش عمده ای از مردم در سنین مختلف و قشرهای مختلف دچار حمله می شوند و تحت تاثیر خطرات جنگ نرم قرار می گیرند.

شما به ابزارها و روش ها اشاره کردید، استکبار از چه ابزارهایی برای براندازی نرم استفاده میکند؟

پشتوانه جنگ نرم، قدرت نرم است، من نمی‌خواهم وارد بحث های آکادمیک آن بشوم، پشتوانه جنگ نرم قدرت نرم است، ابزار اِعمال قدرت نرم، رسانه است. هر آن چیزی که توسط آن بتوان پیام را منتقل کرد، ابزار جنگی جنگ نرم است. یعنی اگر ما در جنگ سخت از موشک و توپ و تانک استفاده میکنیم در جنگ نرم، رسانه (رادیو، تلویزیون، مطبوعات، ماهواره، فضای مجازی از گیم و انیمیشن و بازی تا شبکه های اجتماعی) این ابزارها به واسطه تکنیک های رسانه، ابزار جنگ نرم است. پس گام اول، بحث ابزار است.

گام دوم بحث تکنیک های رسانه ای است. دشمن از این دو استفاده می کند، تلاش میکند تا در وهله اول اثر گذاری کند و در گام دوم بتواند تسخیر بکند قلب ها و ذهن ها را. اگر بتواند این را تحقق بدهد آنوقت شیوه های دیگر را که ما در کشورهای مختلف و به خصوص در انقلاب های رنگین دیدیم، چیزهایی که ما واضح و مشخص دیدیم بحث تجمع و بعد بحث اغوای نرم است. اما نکته اصلی در استفاده از ابزار همانطور که پیشتر به آن اشاره داشتم بحث مدیریت ذهن و قلب است، این مدیریت ذهن و قلب و جهت دهی به آن ها با مدیریت ادراکات رخ  می دهد، یعنی هر آنچه که شما فکر می کنید؛ کینه های شما، نوع نگرش شما، دوست داشتنی های شما و ارزش های شما، این مورد هجمه قرار میگیرد. اگر بتواند آن ها را تغییر بدهد، اگر بتواند آن ها را مورد استحاله قرار بدهد، می دهد و به آن سمتی شما را هدایت خواهد کرد که خودش میخواهد.

نکته ای که بسیار مهم است و باید به آن دقت شود این است که گام اصلی مقابله با این فضا سواد رسانه و سواد فضای مجازی است. مردم ما تحت بمباران های شدید رسانه ای هستند. شبکه های مختلف ماهواره ای، در حوزه فضای مجازی الی غیره… لزومی به بیان همه آن ها نیست، همه در جریان آن ها هستند. اما آن چیزی که خیلی می تواند به مردم کمک بکند، بحث سواد رسانه ای است. خیلی از این فضایی که دشمن دارد برای تسخیر قلوب استفاده می کند، به واسطه تکنیک های اقناعی و شناخت تکنیک های اقناعی در رسانه قابل حل است. یا در بحث شایعات اگر مردم ما بدانند که چطور می توانند با شایعات مواجه بشوند و مقابله بکنند که گام اصلی و موشک اصلی دشمن در بستر جنگ نرم است، قطعا خیلی از آسیب هایی که به واسطه جنگ نرم جامعه را تحت شعاع خودش قرار می دهد را می توانیم حل کنیم.

از دیدگاه رهبر معظم انقلاب موضوعات فرهنگی می تواند نقش بسیار حساس و مهمی در باورسازی وجود تهاجم فرهنگی و مقابله با آن داشته باشد، نگاهی به عمر ۴۰ ساله انقلاب نشان از افزایش سرانه فرهنگی در کشور به عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی دارد از جمله ورود آثار حوزه هنرهای ایرانی به بازارهای جهانی و همچنین جهانی شدن سینما ایران. آقای ستوده ارزیابی شما در این زمینه چیست؟

نکته ای که باید به آن دقت بشود با توجه به موضوع جنگ نرم، هنر، یکی از مولفه های جنگ نرم است، الان کشوری که بتواند حرف خودش و ایده خودش را در قالب هنر، در قالب تصویر ارائه بکند، موثرتر است و گام جلوتری را میتواند بردارد. در حوزه جنگ نرم تولیدات رسانه ای به ویژه محصولات تصویری که در صدر آنها فیلم و سریال قرار دارد، بیشترین اثر را در حوزه تهدیدات نرم دارد.

امروزه فرهنگ آمریکایی یا خود فرهنگ آمریکا به مثابه نمونه و نماد فرهنگ غربی که در قالب سبک زندگی آمریکایی تعریف میشود، الان در قالب تولیدات رسانه ای و تصویری که هالیوود دارد به صورت گسترده تولید می کند، به تمام دنیا صادر می شود. این صدور فقط به ما و فرهنگ اسلامی و فرهنگ ملی ما نیست، همه دنیا دچار این موضوع هستند. امروز ابزار سینما و تصویر اگر موثرتر از موشک و تانک و… نباشد کمتر هم نیست. یک تعبیری رهبر انقلاب دارند، میفرمایند که رسانه از بمب اتم هم موثرتر است. الان این نگاه هست، همه کشور های دنیا دارند از این موضوع استفاده می کنند. برای مثال کشورهای شرق آسیا، کشور ما خیلی از آن آثار را پخش می کند. دارند به واسطه تولیدات تصویری، فرهنگ بومی خودشان را به جهان معرفی می کنند. وقتی شما شاهد این هستید که دشمن شما به واسطه تولیدات تصویری در سریال در فیلم یا در سینما دارد به شما هجوم می کند، دارد فرهنگ خودش را به شما غالب می کند، یکی از مهم ترین ابزار برای مقابله یا حتی حمله به دشمن همین ابزار سینما و تصویر است. در طی سال های گذشته هر جا که توانستیم محتوای خوب دینی و فرهنگی مان را با کیفیت مناسب، به مخاطبمان ارائه کنیم، حتی مخاطب جهانی از آن استقبال کرده است، در بعضی از کشورهای خاورمیانه و حاشیه کشور ما بعضی از سریال های ما پخش شده و ما شاهد آن بودیم که بسیاری از مسائل بومی و فرهنگی ما به واسطه همین سریال ها و فیلم هایی که ساخته شده در حال ارائه شدن و مطرح شدن است. ما هر آنچه که در این حوزه سرمایه گذاری کنیم استفاده بهتری خواهیم کرد. زبان امروز، زبان هنر است. این نکته مهمی است و ما نیز باید از این بستر به خوبی استفاده کنیم.

مهمترین چالش های فرهنگی کشور ما چیست ؟

من اگر با همین نگاه بخواهم مهمترین چالش فرهنگی کشور را در این فضا بیاورم، تعریف مشخصی که انجام می دهم این است که ما الان با یک چالش بزرگ مواجه هستیم که همه چالش های فرهنگی دیگرمان ذیل این چالش تعریف و دیده می شوند و آن ترویج گسترده سبک زندگی غربی در ابعاد مختلفش است و این در حالی است که ما هیچگونه برنامه تقابل و مقابله با این گونه سبک زندگی غربی به شکل منظم، دسته بندی شده و برنامه ریزی شده نداریم. کارهایی در حال انجام هستند اما این کارها منظم و دسته بندی شده نیستند، این ترویج سبک زندگی غربی متاسفانه دارد نتایج زیادی در جامعه ایجاد می کند، که من دو نتیجه عمده اش را که بسیار خودش را نشان می دهد و در حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی اثرش را می‌بینیم، از همه مهم تر می دانم.

یکی ترویج سکولاریسم پنهان در ابعاد مختلف زندگی است، ما از دین دم میزنیم و می‌گوییم زندگی دینی داریم اما در عمل می بینیم رفتارهایمان اینطور نیست، در اقتصادمان، در سیاستمان، در اجتماعمان، گام اصلی آن همین موضوع است و گزاره دوم که به واسطه ترویج سبک زندگی غربی در کشور دارد نهادینه می شود کم شدن باورها و توجه به باورهای اصیل دینی، بومی و فرهنگی ما است.

این تهاجم فرهنگی و جنگ نرم ما فقط مسائل دینی ما را تحت شعاع خودش قرار نداده است، بلکه بسیاری از حوزه های اصیل بومی و ملی ما هم به واسطه ترویج سبک زندگی غربی دارد مستهلک می شود. خیلی از آموزه های اصیل بومی ملی ما که فرهنگ هزار ساله ما بوده است به واسطه همین موضوع دارد از بین می رود. به نظرم چالش اصلی که نخبگان جامعه در وهله اول و بعد رسانه ها علی الخصوص صدا و سیما باید برای آن فکر کنند، برنامه بگذراند و راهکار تعیین کنند و به واسطه نهادهای اجرایی، این راهکارها را در کف جامعه بیاوریم و از مهد کودک گرفته تا زندگی عمومی خودمان ترویج بدهیم، الان مردم جامعه ما از کودک ۴-۵ ساله به واسطه عروسکش تا پیرمرد ۷۰-۸۰ ساله یا آن جوانی که تازه قصد ازدواج دارد در ابعاد مختلف و در قالب های مختلف و حتی در ابزار های مختلف، تحت تاثیر این ترویج سبک زندگی غربی است و ما باید به شدت در رابطه با این موضوع یک تأمل ویژه داشته باشیم.

بدون شک تعامل مردم با حاکمیت و همینطور نخبگان فرهنگی کشور که خودتان هم اشاره داشتید، می تواند در ارتقا دستاورد های فرهنگی موثر باشد در این زمینه ارزیابی تان چیست؟

ما در طول این چهل سال، فرقی هم نمیکند که کی و کجا، هر وقت که خطری انقلاب را تهدید کرده مردم همه جوره پای کار بودند، همه آزمون ها را هم مردم موفق از آن ها بیرون آمدند، گام اصلی در این زمینه به خصوص همین نوع تعامل که می‌فرمایید، کمک و تلاش برای پای کار نگه داشتن مردم پای انقلاب است. هر آنچیزی که در حوزه تهدید نرم سبب بشود که مردم پای انقلاب نایستند، مثل ۲۲ بهمن امسال نیایند پای کار و دیدیم که چطور امسال پرشورتر از قبل آمدند پای کار و بازهم پای کار انقلاب بودند، این بزرگترین ضربه را به انقلاب میزند. این نکته ای است که باید به آن توجه بشود. باید تلاش بکنیم نیازهای مردم را برطرف بکنیم، خواسته هایشان را بشنویم و بفهمیم این خواسته ها را و براساس این خواسته ها نیازها را برطرف کنیم، مردم پای کار انقلاب هستند.

نکته دوم تبیین موضوعات مختلفی است که انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف و در زمان های مختلف با آن روبرو میشود؛ این وظیفه نخبگان است. این تعامل نخبگان، مردم و حکومت، یعنی این سه ضلع اگر رخ بدهد و منظم همانطور که ما دراین چهل سال شاهدش بودیم، همیشه اینطور بوده و هست و از این به بعد خواهد بود، ان شاء الله مسیری که انقلاب اسلامی درحال طی کردن است روز به روز روشن تر جلو خواهد رفت و این مشکلاتی که به ویژه در روزهای اخیر و ماه های اخیر دچارش شدیم، ان شاء الله با کمک مردم حل خواهد شد و انقلاب اسلامی به اهداف خودش خواهد رسید.

Share