انوشیروان مباشرامینی

ساعت ۷ صبح، مهدکودک تعطیل؛ اداره باز!

بخشنامه جدید سازمان اداری و استخدامی، ساعت کاری ادارات را از ۲۶ اردیبهشت تا ۱۵ شهریور به «۷ تا ۱۳» تغییر داده است. هدف، مدیریت مصرف برق اعلام شده؛ اما آیا این تصمیم یکسان برای کل کشور واقعاً به صرفه‌جویی می‌انجامد یا تنها بار فشار را بر دوش کارمندان و خانواده‌ها می‌اندازد؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، انوشیروان مباشرامینی در «یادداشتی بر یکسان‌سازی بی‌رحمانه ساعت کاری» نقدی وارد کرده است:

بخشنامه جدید سازمان اداری و استخدامی، ساعت کاری ادارات را از ۲۶ اردیبهشت تا ۱۵ شهریور به «۷ تا ۱۳» تغییر داده است. هدف، مدیریت مصرف برق اعلام شده؛ اما آیا این تصمیم یکسان برای کل کشور واقعاً به صرفه‌جویی می‌انجامد یا تنها بار فشار را بر دوش کارمندان و خانواده‌ها می‌اندازد؟

اول: ایران کشوری با تنوع اقلیمی است. گیلان با هرمزگان، یزد یا بوشهر قابل مقایسه نیست. اگر هدف صرفه‌جویی است، این تصمیم باید به استانداران تفویض شود تا هر استانی بر اساس اقلیم و فرهنگ کاری خود، ساعت کاری را تعیین کند.

دوم: تصور صرفه‌جویی در مصرف برق با این تغییر، یک توهم است. وقتی ادارات از ساعت ۱۳ تعطیل می‌شوند، درهای اتاق‌ها بسته می‌ماند و گرمای ظهر و عصر در فضای بسته محبوس می‌شود. فردا صبح، کارمند با اتاقی گرم روبه‌رو می‌شود و ناچار است کولر را از همان ساعات اولیه روشن کند. نه‌تنها صرفه‌جویی رخ نمی‌دهد، بلکه مصرف انرژی به ساعات خنک‌تر روز نیز کشیده می‌شود.

نکته‌ای که هرگز پاسخ داده نشده: این طرح سال‌هاست که به صورت فصلی اجرا می‌شود، اما نه خروجی واقعی آن منتشر شده، نه هیچ آسیب‌شناسی مستندی از پیامدهای اجتماعی و روانی آن ارائه گردیده است. تکرار یک تصمیم، بدون ارزیابی نتایج آن، نه مدیریت است و نه صرفه‌جویی؛ فقط عادت است.

سوم: این تصمیم فشار سنگینی بر همه کارمندان وارد می‌کند. بیدار شدن در ساعت ۶ صبح برای رسیدن به محل کار در ساعت ۷، به‌ویژه برای کسانی که از شهرهای اطراف تردد می‌کنند، عملاً فرسایش‌آور است. حمل‌ونقل عمومی و نانوایی‌ها هنوز فعال نشده‌اند؛ کارمند ناچار است در تاریکی صبح، با استرس و عجله راهی شود. اما این فشار برای کارمندان زن دوچندان است. مادر شاغلی که مسئولیت آماده‌سازی فرزند خردسال را بر عهده دارد، با کدام مهدکودک در ساعت ۷ صبح مشکلش حل می‌شود؟ بیدار کردن اجباری کودک در ساعت ۶ صبح، نه‌تنها آرامش خانواده را بر هم می‌زند، بلکه آسیب روحی آشکاری به نسل آینده وارد می‌کند. این فقط یک مسئله اداری نیست؛ یک زخم اجتماعی واقعی است.

چهارم: حتی اگر ساعت کار اداره ۷ صبح باشد، مردم معمولاً از ساعت ۹ به ادارات مراجعه می‌کنند. در استان‌هایی مانند گیلان، دو ساعت اول روز عملاً با کمترین بهره‌وری سپری می‌شود. از سوی دیگر، ناهماهنگی زنجیره خدمات شهری (نانوایی، فروشگاه، تاکسی، سرویس مدرسه) کارمند و شهروند را در میانه راه رها می‌کند.

راهکار به جای دستور یکسان: اگر هدف واقعاً صرفه‌جویی در انرژی است، به جای «یکسان‌سازی اجباری»، مدیریت هوشمند و متمرکز بر شرایط هر استان در دستور کار قرار گیرد. اجازه دهیم استانداران بر اساس واقعیت‌های اقلیمی و زیستی مردم خود تصمیم بگیرند. مدیریت از بالا به پایین هرگز جایگزین درک تفاوت‌ها نمی‌شود.

پرسش پایانی:
آیا هزینه این تصمیم شتاب‌زده را کسانی می‌پردازند که زیر کولر و پشت میزهای مرکزی نشسته‌اند، یا مادری که در تاریکی صبح، فرزند گریانش را از خواب بیدار می‌کند و نمی‌داند او را به کدام مهدکودک تعطیل بسپارد؟