انتخابات 1405 همراه با دیارمیرزا

انتخابات شوراها: تکرار اشتباهات گذشته یا آغاز راهی نو؟

یکی از نواقص بنیادین شوراها در ادوار گذشته، فقدان انسجام فکری و چشم‌انداز مشترک میان اعضا بوده است. گرایش غالب به نامزدی فردی، اغلب منجر به شکل‌گیری شوراهایی شده که مجموعه‌ای از افراد با اولویت‌ها و منافع متفاوت، و گاه متضاد، بوده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا،  انوشیروان مباشرامینی در یادداشتی نوشت:

همزمان با نزدیک شدن به هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه، این پرسش اساسی ذهن را به خود مشغول می‌دارد که آیا این نهادهای محلی، که قرار بود سنگ بنای توسعه شهری باشند، به جای آن به عاملی برای رکود تبدیل شده‌اند؟ تجربه دوره‌های گذشته به شدت نشان می‌دهد که رویکرد غالباً فردگرایانه در انتخاب نامزدها و ترکیب شوراها، نتایج مطلوب را به ارمغان نیاورده و در بسیاری موارد، تأثیری منفی بر پیشرفت شهری داشته است. این یادداشت تحلیلی، ضمن واکاوی نقایص عملکردی گذشته، مسیری ملموس برای ارتقاء کارآمدی شوراها از طریق تغییر رویکرد به سمت نامزدهای جمعی و همسو را ترسیم می‌کند.

فردگرایی آفتِ شوراها: چالش‌های اساسی در مدیریت شهری

یکی از نواقص بنیادین شوراها در ادوار گذشته، فقدان انسجام فکری و چشم‌انداز مشترک میان اعضا بوده است. گرایش غالب به نامزدی فردی، اغلب منجر به شکل‌گیری شوراهایی شده که مجموعه‌ای از افراد با اولویت‌ها و منافع متفاوت، و گاه متضاد، بوده‌اند. این پراکندگی دیدگاه‌ها، به ویژه در دو حوزه حیاتی مدیریت شهری یعنی انتخاب شهردار و نظارت بر عملکرد وی، مانعی جدی بر سر راه پیشرفت محسوب شده است.

در غیاب چارچوب ایدئولوژیک مشترک یا برنامه‌ریزی راهبردی واحد، فرآیند انتخاب شهردار به عرصه‌ای برای چانه‌زنی‌های سیاسی و رقابت‌های شخصی بدل شده است. در چنین فضایی، شایسته‌سالاری و حکمرانی مبتنی بر برنامه، قربانی منافع کوتاه‌مدت و دسته‌بندی‌های جناحی می‌گردد. در نتیجه، شهردار منتخب، به جای آنکه بر اساس یک برنامه جامع شهری پاسخگو باشد، خود را ناگزیر به تبعیت از خواسته‌های شورایی متنوع و اغلب نامنسجم می‌یابد. این پویایی، به طور اجتناب‌ناپذیری، اقتدار و توانایی او را در پیشبرد اهداف کلان شهر تضعیف می‌کند.
علاوه بر این، نظارت مؤثر بر عملکرد شهرداری‌ها و دستگاه اجرایی شهر، وظیفه اصلی شوراهاست. اما چگونه می‌توان نظارت مستمر و کارآمدی را اعمال کرد، زمانی که خود ناظران (اعضای شورا) فاقد اجماع بر معیارهای ارزیابی، اولویت‌های مشخص، یا حتی تعاریف بنیادین موفقیت و شکست هستند؟ این فقدان انسجام ذاتی، نظارت را در بهترین حالت سطحی و در بدترین حالت، مستعد فشارهای خارجی می‌سازد.

راهکار پیشنهادی: نامزدی جمعی و لیستی

در این نقطه، راهکاری روشن و عملیاتی، گذار از مدل صرفاً فردگرایانه به سوی «نامزدی جمعی و لیستی» است. هنگامی که گروه‌هایی از افراد، با باورها، اهداف و برنامه‌های مشخص، خود را به عنوان یک گروه منسجم به رأی‌دهندگان معرفی می‌کنند، مزایای متعددی حاصل می‌گردد:

افزایش انسجام و هم‌افزایی: لیست‌های انتخاباتی به طور ذاتی، تعهد به یک برنامه واحد و مشخص را تضمین می‌کنند. اعضای منتخب از یک لیست، احتمال بیشتری دارد که با دیدگاه‌های همسو وارد شورا شوند، که این امر دستیابی به اجماع در تصمیم‌گیری‌ها، به ویژه در مورد انتصاب شهردار و تدوین سیاست‌های کلان شهری را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

شفافیت و پاسخگویی:رأی‌دهندگان با انتخاب یک لیست خاص، از پیش‌زمینه‌های فکری و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک نامزدهای مورد حمایت خود آگاهی می‌یابند. این شفافیت افزوده، مستقیماً به افزایش پاسخگویی مسئولان منتخب در قبال تعهدات اعلام شده‌شان منجر می‌شود.

تخصص‌گرایی و تقسیم کار: ائتلاف‌های انتخاباتی (لیست‌ها) قادرند به طور مؤثر افرادی را با تخصص‌های گوناگون در حوزه‌های مختلف – برنامه‌ریزی شهری، معماری، مالی، امور اجتماعی و غیره – معرفی کنند. این امر، تقسیم کار مؤثرتر و بهره‌گیری از دانش تخصصی در مذاکرات شورا را تسهیل می‌نماید.

کاهش چالش‌های انتخاب شهردار: در صورت پیروزی یک لیست یا ائتلاف قوی، انتخاب شهردار بر مبنای برنامه مشخص آن گروه صورت خواهد گرفت، که این امر احتمال بروز اختلافات عمیق سیاسی را کاهش می‌دهد. شهردار منتخب، از این طریق، از پشتوانه قوی‌تری برخوردار شده و توانایی او در اجرای برنامه‌های مصوب افزایش می‌یابد.

نظارت کارآمدتر: انسجام درونی شورا، امکان نظارت دقیق‌تر و تخصصی‌تر بر عملیات اجرایی شهرداری را فراهم می‌آورد. اولویت‌ها به وضوح مشخص شده و ارزیابی‌ها بر اساس معیارهای مشخص و مورد توافق متقابل صورت می‌گیرد.

فراخوانی برای تحول: سیاست‌گذاران و نهادهای نظارتی تشویق می‌شوند تا سازوکارهای انتخاباتی را بازنگری کرده و از شکل‌گیری و فعالیت مؤثر لیست‌های انتخاباتی حمایت کنند. در عین حال، از نامزدهای بالقوه، احزاب و تشکل‌ها انتظار می‌رود تا منافع فردی و جناحی را کنار گذاشته و با ارائه برنامه‌های مدون و تشکیل لیست‌های همسو، راه را برای تحقق «شوراهای کارآمد» هموار سازند.

در نهایت، شهروندان به عنوان ذی‌نفعان اصلی، نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. با درک این ضرورت و ارزیابی دقیق برنامه‌های لیست‌های انتخاباتی، رأی‌دهندگان آگاه می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب شوراهایی واقعاً متعهد به توسعه شهری، بهبود کیفیت زندگی و حل چالش‌های دیرینه مدیریت شهری داشته باشند. دوره هفتم انتخابات، فرصتی حیاتی برای عبور از ناکامی‌های گذشته و ترسیم آینده‌ای روشن‌تر برای شهرهایمان است.