آسیب شناسی کنسرت های گیلان؛ بایدها و نبایدهای مخاطبان و برگزارکنندگان
بد نیست در این ایام تعطیلی، به بررسی برخی دغدغههای رایج مخاطبان و برگزارکنندگان کنسرتهای موسیقی در گیلان بپردازیم.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، وحید احمدیآرا در یادداشتی نوشت:
پس از حدود دو ماه از آغاز دوباره کنسرتها پس از جنگ، با فرارسیدن ایام فاطمیه، برگزاری کنسرتها در استان گیلان وارد تعطیلی حدوداً یکماههای شد. این در حالی است که در بسیاری از استانها، این تعطیلی به چند روز محدود میشود و در استان خودمان نیز جشنهای عروسی و رستورانهای دارای موسیقی زنده اجازه برگزاری دارند، اما کنسرتهای موسیقی تعطیلی تقریباً یکماههای را در پیش دارند؛ تعطیلیای که افزون بر دو ماه تعطیلات محرم و صفر، یک ماه رمضان و سایر مناسبتهای ملی و مذهبی است که هر سال بر تعداد آنها اضافه میشود.
بد نیست در این ایام تعطیلی، به بررسی برخی دغدغههای رایج مخاطبان و برگزارکنندگان کنسرتهای موسیقی در گیلان بپردازیم.
سالنهای برگزاری کنسرت
پس از تصمیم چند سال پیش ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان مبنی بر عدم صدور مجوز کنسرت در تالارهای عروسی و سالنهای متفرقه، عملاً اجرای کنسرتهای موسیقی در استان گیلان به چند سالن محدود شد.
تالار مرکزی رشت:
خاطرم هست در زمان ساخت این تالار در دولت روحانی، مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد گیلان، افراد دستاندرکار حوزه موسیقی و نمایش را در قالب کمیتهای مسئول همراهی، نظارت و ارائه راهکار برای بهتر و کاربردیتر ساختن این مجموعه کرد و آنها را برای بازدید از پروژه فرستاد.
علیرغم اصرار فراوان اهالی موسیقی برای ساخت یک سالن استاندارد با ظرفیت بالای هزار نفر برای مردم هنردوست رشت، پیمانکار و طراح تالار مرکزی تصمیم گرفتند یک سالن گرد و تمامآکوستیک بسازند که نهتنها برای کنسرتهای پاپ و عادی کاربردی نداشت و ندارد، بلکه اساساً به درد هیچ اجرای زنده دیگری هم نمیخورد.
این سالن بهگونهای طراحی و اجرا شد که صدای خواننده یا سازهای کلاسیک، بدون نیاز به میکروفون، از روی استیج به تمامی صندلیها برسد، اما بهمحض نواخته شدن و همراهی سازهای معمول، ضربی و غیراکوستیک، چیزی جز آسیب به گوشهای مخاطبان سالن نمیرسد.
حدود ۲۰۰ صندلی پشت استیج گرد این سالن که قرار بود چرخان باشد، تازه اگر هم میچرخید، نمیدانم به درد چه برنامهای میخورد! این صندلیها تقریباً در تمامی برنامهها بلااستفادهاند و پشت خواننده و گروه نوازندگان قرار دارند.
خروجی صدای مناسب در کنسرتهای عمومی و پاپ در این سالن، خصوصاً برای مخاطبان حاضر در بالکن و گوشهها، کاری سخت و تقریباً ناممکن است و معدود صدابردارانی در کشور هستند که به واسطه چندین بار سعیوخطا و بهرهبرداری از تجربههای کادر فنی زحمتکش تالار مرکزی، میتوانند حداقل صدای نیمهاستانداردی به مخاطبان ارائه کنند.
تیم صدابرداری هر کنسرت نیز معمولاً به نظر تهیهکننده یا همراهی خود خواننده، از شهرهای دیگر صبح روز اجرا به سالن میرسد یا به واسطه کاهش هزینهها از سوی سرمایهگذاران، از صدابرداران غیرحرفهای و غیرمتخصص استفاده میشود. اینگونه است که اکثر مخاطبان کنسرتهای تالار مرکزی، در سالن موسیقی این تالار، شنونده صدای خوبی از گروه و خواننده نیستند.
سالن نمایش تالار مرکزی از نظر استیج و صدا وضعیت مطلوبی دارد، اما به دلیل تعداد کم صندلیها، حدود ۴۶۰ نفر، صرفه اقتصادی لازم برای برگزاری هر کنسرتی را ندارد.
از سوی دیگر، هجمه و درخواستهای انبوه ادارات، نهادها و دستگاههای دولتی و خصوصی برای برگزاری همایشها، جلسات و گردهماییها در این سالن، حتی از سوی دستگاههایی که خودشان سالنهای مجهز و متعددی دارند، از سهم برگزاری کنسرتها در سالنی که نام تالار موسیقی رشت را به پیشانی دارد، میکاهد.
بهعنوان مثال، دانشگاه علوم پزشکی و حوزههای مرتبط با درمان و پزشکی، با اینکه این دانشگاه دو سالن مجهز در رشت دارد، یکی از مشتریان ثابت و پروپاقرص تالار مرکزی برای همایشهای پزشکی است.
دغدغهها و حساسیتهای مربوط به پوشش و حجاب در این سالن نیز، به دلیل دولتی بودن آن، از دیگر حاشیههای همیشگی برگزاری کنسرت در تالار مرکزی است.
سالن ویآیپی آرشمال:
شاید بهجرئت بتوان سالن آرشمال را بهترین مکان فعلی برای برگزاری کنسرتهای پاپ در استان دانست. استقرار ثابت سیستم نورپردازی، صدابرداری و تصویر در این سالن، از زحمت برگزارکنندگان برای حملونقل این تجهیزات میکاهد و فضای مناسب و چیدمان شیبدار صندلیها، امکان بهرهبرداری شایسته از تمامی نقاط سالن را به مخاطبان میدهد.
تعلل ادارهکل ارشاد استان گیلان در صدور مجوزها در مرداد و اوایل شهریور موجب شد بسیاری از برنامهها در این سالن که تحت نظارت سازمان منطقه آزاد است، اجرا شود که خوشبختانه با استقبال خوب هنردوستان گیلانی مواجه شد.
شاید تنها نقاط ضعف برگزاری کنسرتها در سالن آرشمال، بُعد مسافت و دوری از رشت در مقایسه با تالار مرکزی و اخذ عوارض سنگین، به مبلغ ۲۰ میلیون تومان برای هر سانس، از سوی سازمان منطقه آزاد انزلی باشد؛ مبلغی که متأسفانه علیرغم مکاتبات و درخواستهای مکرر مؤسسات فرهنگیهنری برای کاهش آن، هنوز به یکی از معضلات اصلی برگزاری کنسرتها در آرشمال تبدیل شده است.
رشت سالنهای مناسب و باکیفیت دیگری نیز برای برگزاری کنسرتهای موسیقی دارد. سالن نیروی انتظامی و سالن بانک صادرات از این جملهاند که نهادهای متولی، به دلیل ملاحظات خاص، جز در موارد اندک اجازه برگزاری کنسرت در آنها را صادر نمیکنند.
سالنهای مجتمع خاتم، آرشمارکت، مانیاد، تالار نارون، سالن نامجو، سالن تئاتر شهر، سالن اداره مخابرات، تماشاخانه اکبر رادی و… از دیگر سالنهای مناسب برای برگزاری کنسرتهای موسیقی در رشت هستند که به دلیل ظرفیت کم، استقبال چندانی از سوی تهیهکنندگان موسیقی برای برگزاری برنامههای پرفروش در آنها وجود ندارد.
شهر همیشه هنردوست رشت، که پس از تهران همواره مقصد دوم خوانندگان مطرح کشور بوده است، به یک سالن حداقل هزارنفره با استانداردهای مناسب نور و صدا نیاز دارد؛ امکانی که متأسفانه به رؤیایی دستنیافتنی برای برگزارکنندگان و مخاطبان موسیقی تبدیل شده است.
بلیت مهمان؛ کابوس تهیهکنندگان
همیشه گفتهام تمام انرژی، فشار و استرسی که از نخستین لحظه تصمیم برای اجرای یک کنسرت تا مراحل اخذ مجوز، رزرو سالن، هماهنگی بخش اسکان و غذای گروه، عوامل و تیم فنی، دردسرهای اجرای زنده و مشکلات فنی و هنری، تلاش برای سر وقت آمدن خواننده و هنرمندان و آماده شدن بهموقع سالن، انتظار برای رسیدن مخاطبانی که بلیت خریدهاند اما در ترافیک گیر کردهاند و جای پارک پیدا نکردهاند، یا اساساً به دلیل دغدغهمند نبودن برخی همکاران و بعضی خوانندهها برای شروع بهموقع برنامه، سر ساعت نرسیدهاند، اصرار مخاطبان برای عکس و امضا گرفتن و اکراه و مخالفت خوانندگان، تخلیه سالن و… همه و همه یک طرف؛ فشار، هجمه، دردسر، تهدید، دعوا و گرفتاری بر سر بلیتهای مهمان هم یک طرف.
خلاصه بگویم، مبحث بلیت مهمان بهتنهایی به اندازه کل سختیهای برگزاری یک کنسرت، دردسر و استرس دارد.
بیشترین این فشارها از سوی نهادهایی است که بهنحوی در برگزاری و صدور مجوز کنسرت دخیل هستند و به طرز تأسفباری خود را برای دریافت بلیت رایگان محق میدانند.
شاید بسیاری از شما ندانید که حداقل بیش از نیمی از هزینه بلیتی که بهعنوان مهمان ارائه میشود، از جیب سرمایهگذار پرداخت میشود و با توجه به اینکه روزبهروز، با افزایش قیمتها، سرمایهگذاری در حوزه کنسرت پرریسکتر و پرخطرتر میشود، این هزینه اضافی و مضاعف نیز بار کمرشکنی به تهیهکنندگان تحمیل میکند.
جالب است بدانید در کنسرتهای بزرگ پایتخت، در سالنهایی با ظرفیت بالای دو هزار نفر، تنها ۱۰ قطعه بلیت رایگان برای نظارت بر حسن اجرای برنامه در اختیار نهادهای متولی قرار میگیرد و به رسم ادب و احترام یا با هدف تبلیغات و پروپاگاندا، چند هنرمند و چهره مطرح فرهنگی و ورزشی نیز بهعنوان مهمان دعوت میشوند.
اما متأسفانه در گیلان، از نخستین اتاق ادارات موردنظر تا بالاترین طبقات این نهادها، خودشان، خانوادهشان، رفقایشان، پزشکشان، مکانیک ماشینشان و سوپری سر محلشان را محق دریافت بلیت رایگان میدانند؛ بیتوجه به اینکه مجموع این بلیتهایی که بهعنوان مهمان توزیع میشود، شاید بهجرئت معادل سود اندک و احتمالی سرمایهگذاری میلیاردی تهیهکننده باشد.
جالب آنکه در بعضی موارد، نهادها و ادارات بیربط به موضوع برگزاری کنسرت نیز طلبکارانه از تهیهکنندگان یا ادارات صادرکننده مجوز، درخواست بلیت مهمان دارند که این خود فشار مطرحشده را افزایش میدهد.
از بحث نهادها و ادارات که بگذریم، دوستان، آشنایان، اقوام، همکاران فرهنگیهنری، چهرهها و افراد سرشناس شهر و… نیز بهصورت فردی متقاضی دریافت بلیت مهمان هستند.
با یک حساب سرانگشتی، در کنسرتی که شاید با نگاهی خوشبینانه و در صورت رخ ندادن اتفاق خاص یا تحمیل نشدن هزینههای خارج از چارچوب به سرمایهگذار، سودی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان داشته باشد، بیش از ۱۰۰ میلیون تومان بلیت مهمان توزیع میشود؛ یا بهتر بگویم، به زور، تهدید، رودربایستی و هر چیزی که فکر کنید، گرفته میشود.
کاش نهادهای متولی ما به خاطر بیاورند که وظیفه ذاتیشان، صدور مجوز و همراهی با برگزارکنندگانی است که در یک پروژه پرفشار و پراسترس، در این روزهای سخت و پراندوه، برای افزایش شور و نشاط اجتماعی تلاش میکنند و چرخ یک چرخه اقتصادی را برای امرار معاش حداقل یک مجموعه صدخانواری میچرخانند.
کاش رفقای ما فراموش نکنند که این کار، شغل و محل درآمد رفیقشان است و در روزهایی که کسب روزی و درآمد سخت و سختتر میشود، عرصه را بر دوستشان تنگتر نکنند.
برادر، خواهر، حاجی، بلامیسر… اگر رفیقت مغازه گلفروشی داشته باشد، هر روز از مغازهاش گل مجانی هدیه میگیری؟ اگر دوستت رستوران داشته باشد، هر روز ناهار و شام خودت را مهمان رستورانش میکنی؟ اگر راننده تاکسی باشد، هر روز سوار ماشینش میشوی و پول نمیدهی؟
عجب دل پری در این بخش داشتم…
آداب کنسرت رفتن و چند سؤال و مسئله جانبی
کاش همانگونه که برای رفتن به منزل و مهمانی و دیدار با دوستانمان، لباس مناسب، شایسته و آراسته میپوشیم، برای تماشا و شنیدن موسیقی موردعلاقهمان هم برای ظاهر و پوشش خود ارزش قائل باشیم و به هنر، هنرمند و مخاطب هنر احترام بگذاریم.
اخیراً بارها مشاهده شده که مخاطبان با لباس راحتی منزل یا حتی گاهی با شلوارک و رکابی یا لباس ورزشی به سالنهای کنسرت مراجعه میکنند که قطعاً هر ذهن معقولی این رفتار را دون شأن مخاطب هنر میداند.
در مبحث رعایت حدود و حجاب شرعی، هرچند به نظر میرسد این امر در خیابان، بازار و پاساژ مدتهاست از منظر ضابطان قانونی مورد چشمپوشی قرار گرفته و دستگاههای انتظامی و قضایی تقریباً از مبحث حجاب عبور کردهاند، اما متولیان برگزاری کنسرت برای اخذ مجوز، تعهدات مکرر و سختگیرانهای به دستگاههای نظارتی میدهند و مسئولیت هرگونه کمحجابی و بیحجابی بر عهده آنهاست.
شاید نداشتن یا نگذاشتن یک شال و روسری ساده برای خواهران و دخترانمان، امر سادهای به نظر بیاید، اما گاهی انتشار یک عکس بدون روسری از سالن یا ورودی محل کنسرت، ممکن است به عدم صدور مجوز کنسرت بعدی همان برنامهگذار یا خواننده منجر شود.
پس همانگونه که بر سردر بسیاری از فروشگاهها، رستورانها و مغازهها میخوانید: «با رعایت حجابتان ما را در تداوم شغل و کسبوکارمان یاری کنید»، این جمله را هنگام آمدن به سالنهای برگزاری کنسرت به خاطر بیاورید.
مبحث خرید بلیتهای ردیف جلو، که دغدغه طرفداران پروپاقرص خواننده است نیز از مواردی است که پرسشهای بسیاری از هنردوستان را به دنبال دارد.
توضیح اینکه در برخی کنسرتها، خواننده و مدیر برنامهاش ترجیح میدهند ردیفهای جلو به طرفداران و دوستداران خواننده که بهاصطلاح فنپیج خوانده میشوند، اختصاص یابد؛ بنابراین، پیش از شروع بلیتفروشی، تعدادی از این بلیتها از سایت خارج شده و در اختیار این افراد برای خرید قرار میگیرد.
در برخی کنسرتها نیز بعضی افراد با تمرین و ممارست، مهارت خاصی در خرید بلیت پیدا میکنند و پس از آن، این بلیتها را به قیمت اولیه یا با افزایش قیمت به خریداران میفروشند.
در برخی موارد هم متأسفانه افراد سودجو، بلیتهای خریداریشده یا حتی بلیتهای مهمان را با قیمتهای نجومی در بهاصطلاح بازار سیاه میفروشند.
در هر صورت، توصیه اکید برگزارکنندگان، خرید مستقیم بلیت از سایت بلیتفروشی یا از مراجع مورد تأیید روابط عمومی کنسرت است و با توجه به سابقه گسترده تقلب، تخلف و کلاهبرداری، خرید بلیت از سایتها و افراد متفرقه، خصوصاً اپلیکیشنهایی همچون دیوار، بههیچوجه توصیه نمیشود.
در خصوص ورود غذا، نوشیدنی و آب به سالن، بهجز ورود نوشیدنی گرم که اساساً ممنوع است، علیرغم برخی اخبار غیررسمی در فضای مجازی، هنوز بخشنامه یا ابلاغیه قطعی و قانونی مبنی بر جلوگیری از ورود و همراه داشتن تنقلات، غذا و آب معدنی به برگزارکنندگان ابلاغ نشده است.
اما جدای از بحث آلودگی صوتی و بویایی و دردسرهای نظافت سالن ناشی از خوردن و آشامیدن در سالن، آن هم اقلامی همچون چیپس، پفک، تخمه و ساندویچ، خداوکیلی اینکه بغلدستی شما، هنگامی که محو موسیقی، هنر و اعجاز آن هستید، تخمه بشکند و نوشابه سر بکشد، حسوحال خوبی نخواهد داشت.
باشخصیت باشیم
پیرامون مسئله پرحاشیه عکاسی طرفداران با خواننده، باید تأکید شود که از سوی برگزارکنندگان، هیچ منعی برای عکاسی با رعایت نظم و ضوابط سالن وجود ندارد، اما گاهی شرایط زمانی و مکانی، این امر را ناممکن و محدود میکند. در بسیاری از موارد نیز خستگی و فشردگی برنامههای خواننده موجب عدم تمایل او به عکاسی میشود که البته و قطعاً باید شرایط سخت سفر و دشواریهای کار هنرمندان را نیز در نظر گرفت و به ایشان حق داد.
و نکته آخر اینکه در خصوص عدم برگزاری کنسرتهای بزرگ و بالای هزار نفره خوانندگان مطرح در گیلان، باید به عرض برسانم که من و چندین نفر از همکاران بزرگوارم، با هماهنگی و تلاش و پیگیری مسئولان عالیرتبه استان، پیگیر اختصاص مکانی مناسب با استانداردهای اولیه برای برگزاری رویدادهای بزرگ فرهنگی و هنری هستیم.
از سوی معاونت هنری ادارهکل ارشاد استان گیلان نیز قول مساعد برای همکاری گرفته شده است که به امید خدا، بهزودی این امر محقق خواهد شد و گیلان میزبان خوانندگان مطرح و درجهاول کشور خواهد بود.
دیدگاه