بگو مگوی سفیر آمریکا و تاکر کارلسون: خداوند همه خاورمیانه را به اسرائیل بخشیده است!
من همین حالا پیدایش ۱۵ را خواندم -همانطور که بارها خواندهام – و فکر میکنم آنجا گفته از نیل تا فرات، که باز هم اساساً تقریباً کل خاورمیانه است. پس یا خدا آن زمین را به قومش، یهودیان، داده یا نداده. شما میگویید داده. این یعنی چه؟
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، سفیر آمریکا در اسرائیل، در جریان یک گفتوگوی پرتنش با “تاکر کارلسون” – روزنامه نگار محافظ کار آمریکایی – اظهار کرد: اگر اسرائیل کنترل سرزمینی را که از رود نیل تا رود فرات امتداد دارد به دست بگیرد «مشکلی ندارد» ؛ این در حالی بود که مجری برنامه او را درباره «توجیه کتابمقدسی»اش برای قلمرو اسرائیل به چالش میکشید.
مایک هاکبی، در برنامه «The Tucker Carlson Show» حضور داشت و کارلسون بارها از او درباره مرزهای کتابمقدسیای که به گفته او بهطور الهی به قوم یهود وعده داده شده پرسش کرد. کارلسون اشاره کرد که محدودهای که در کتاب پیدایش (Genesis) ذکر شده، بزرگتر از مرزهای اسرائیل امروزی است.
چنین مرزی در ایده توسعهطلبانه «اسرائیل بزرگ» مطرح میشود؛ مفهومی که شامل بخشهایی از چند کشور امروزی از جمله مصر، سوریه، لبنان، اردن و عراق و سراسر فلسطین است.در میانه مصاحبه، هنگامی که هاکبی، کارلسون را متهم کرد که بحث را از “صهیونیسم مسیحی” منحرف میکند، کارلسون گفت:«شما سه بار گفتید که خدا این سرزمین را به این قوم داده و بنابراین کاملاً منصفانه است که از شما بپرسم دقیقاً درباره کدام سرزمین صحبت میکنید، چون من همین حالا پیدایش ۱۵ را خواندم -همانطور که بارها خواندهام – و فکر میکنم آنجا گفته از نیل تا فرات، که باز هم اساساً تقریباً کل خاورمیانه است. پس یا خدا آن زمین را به قومش، یهودیان، داده یا نداده. شما میگویید داده. این یعنی چه؟ آیا اسرائیل حق دارد آن زمین را داشته باشد؟ چون شما به پیدایش استناد میکنید.»
کارلسون سپس پرسید: «منظورتان این است که آن سند مالکیت اصلی است؟»

هاکبی مکثی کرد و پاسخ داد: «اگر همهاش را بگیرند، اشکالی ندارد.» ولی سریعاً افزود:«اما فکر نمیکنم امروز درباره آن صحبت میکنیم.»
کارلسون مخالفت کرد و گفت: «چه چیزی اشکالی ندارد؟ خب دقیقاً درباره همین صحبت میکنیم. شما فکر میکنید اشکالی ندارد اگر دولت اسرائیل تمام اردن را تصرف کند؟»
هاکبی حرف او را قطع کرد: «آنها نمیخواهند آن را بگیرند. درخواست تصرفش را ندارند.»
کارلسون با شدت بیشتری ادامه داد: «اما شما میگویید یکی از دلایل مشروعیت اسرائیل و حق ذاتیاش برای وجود داشتن، این است که خدا آن را به قومش داده. و من به همان کتاب مقدسی رجوع میکنم که شما به آن اشاره میکنید و میبینم آن قطعه زمین بسیار وسیع است. پس اگر خدا آن زمین را به آنها داده، طبق تعریف شما حق دارند اکنون آن را تصرف کنند، مگر اینکه من چیزی را از قلم انداخته باشم.»
هاکبی پاسخ داد: «فکر میکنم شما چیزی را از قلم انداختهاید، چون آنها درخواست بازگشت و تصرف همه آن سرزمین را ندارند، اما دستکم میخواهند سرزمینی را که اکنون در آن زندگی میکنند، در اختیار دارند و بهطور مشروع مالک آن هستند حفظ کنند، و آن برایشان پناهگاهی امن است.»
کارلسون گفت: «اما اجازه بدهید بپرسم، چون شما در حال توضیح “صهیونیسم مسیحی”* و باورهای الهیاتی خودتان هستید و فکر میکنم همین الان گفتید اگر دولت اسرائیل تمام سوریه و تمام لبنان را بگیرد برای شما اشکالی ندارد.»
هاکبی توضیح داد: «دقیقاً منظورم این نبود.»
کارلسون اصرار کرد: «میپرسم آیا این همان چیزی است که گفتید؟ فکر کردم همین را گفتید.»
هاکبی پاسخ داد: «آن تا حدی یک بیان اغراقآمیز بود؛ یعنی اگر این همان چیزی است که شما فکر میکنید دربارهاش صحبت میکنیم، اما چنین نیست. ما درباره این سرزمینی صحبت میکنیم که اسرائیل اکنون در آن زندگی میکند و میخواهد در آن صلح داشته باشد.»
او افزود:«آنها تلاش نمیکنند اردن را بگیرند. تلاش نمیکنند سوریه را بگیرند. تلاش نمیکنند عراق یا جای دیگری را تصرف کنند، اما میخواهند از مردمشان محافظت کنند.»
کارلسون تکرار کرد که هاکبی تأکید کرده بهعنوان یک “صهیونیست مسیحی” با بسیاری از جوامع در اسرائیل همنظر است که «توجیه این کشور الهیاتی است» و او فقط اشاره میکند که «آن قرارداد شامل محدودهای از زمین است که بسیار بزرگتر از کشور فعلی است.»
هاکبی با کنایه گفت: «شاید شما حتی از یهودیانی که در اسرائیل زندگی میکنند صهیونیستتر باشید.»
کارلسون ادامه داد: «من سعی دارم پیامدهای الهیات شما برای ژئوپلیتیک را بفهمم، چون شما میگویید دولت کنونی اسرائیل حق اخلاقی دارد کشورهایی را که اکنون متعلق به مردمان دیگر است تصرف کند.»
هاکبی پاسخ داد: «نه، من چنین چیزی نگفتم، تاک.»
کارلسون پرسید: «پس چه میگویید؟»
هاکبی گفت: «من صرفاً میگویم مردمی که در اسرائیل زندگی میکنند، به نظر من حق دارند امنیت داشته باشند، حق دارند در این سرزمینی که ۳۸۰۰ سال با آن پیوند داشتهاند زندگی کنند.»
هاکبی، البته به این اشاره نکرد که تا قبل از جنگ جهانی اول، فلسطین، سرزمین ساکنان مسلمان، مسیحی و یهودی اش بود و بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی، انگلیسی ها با کوچاندن یهودیان از اروپا – و سپس سایر نقاط جهان – ترکیب جمعیتی آنجا را بر هم زدند و با خشونت و توسل به قوای نظامی، یهودیان مهاجر را در خانه های ساکنان اصلی فلسطین سکنی دادند و سپس کشور اسرائیل را تاسیس کردند.

پی نوشت:
*صهیونیسم مسیحی یک جریان فکری در میان برخی مسیحیان ، بهویژه در شاخههای انجیلی پروتستان، است که بر اساس تفسیرهایی از کتاب مقدس، بازگشت یهودیان به سرزمین اسرائیل و تداوم دولت اسرائیل را بخشی از وعدهها یا طرح الهی میداند. پیروان این دیدگاه معتقدند حمایت سیاسی و معنوی از اسرائیل با باورهای الهیاتی آنان سازگار است، هرچند میزان و شکل این حمایت در میان گروههای مختلف متفاوت است. این رویکرد در قرن نوزدهم ریشههای الهیاتی یافت و در قرن بیستم، بهویژه پس از تأسیس دولت اسرائیل در ۱۹۴۸، در برخی محافل مسیحی در ایالات متحده و بریتانیا پررنگتر شد. منتقدان آن را آمیختگی دین و سیاست میدانند، در حالی که حامیانش آن را پایبندی به تفسیر کتابمقدسی تلقی میکنند

دیدگاه