علاءالدین محمدی میغوش

بیمه‌های درمانی؛ وقتی امید مردم به کابوس تبدیل می‌شود

تصور کنید بیماری نیاز به جراحی فوری دارد؛ خانواده‌اش با نگرانی به بیمارستانی که «طرف قرارداد بیمه» است مراجعه می‌کنند. آنجا به آنها می‌گویند:
«ما طرف قرارداد نیستیم.» یا: «نقد بدهید، بعداً از بیمه بگیرید.»

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، علاءالدین محمدی میغوش یکی از مخاطبان ما در یادداشتی نوشت:

هر ماه مردم از حقوق خود هزینه بیمه تکمیلی می پردازند، امید دارند روزی که بیمار می شوند، بیمه و بیمارستان پناهگاه آنان باشند. اما واقعیت تلخ این است که روز حادثه، همه چیز وارونه می‌شود؛ همان بیمه‌ای که قرار بود حامی باشد، به دیواری سرد تبدیل می‌شود که بیمار پشت آن تنها می‌ماند.
تصور کنید بیماری نیاز به جراحی فوری دارد؛ خانواده‌اش با نگرانی به بیمارستانی که «طرف قرارداد بیمه» است مراجعه می‌کنند. آنجا به آنها می‌گویند:
«ما طرف قرارداد نیستیم.» یا: «نقد بدهید، بعداً از بیمه بگیرید.»
و گاهی بدتر از این: پزشک معالج می‌گوید «من بیمه قبول ندارم، آزاد کار می‌کنم.» بیمارستان هم پشت او سنگر می‌گیرد: «چون پزشک نقدی کار می‌کند، ما هم هزینه‌ها را نقد می‌گیریم.»
این همان لحظه‌ای است که بیمار و خانواده‌اش فرو می‌ریزند؛ نه به خاطر بیماری، بلکه به خاطر تحقیر، استیصال و اجبار به پرداخت‌هایی که گاه همه دارایی‌شان را می‌بلعد. پزشک به منفعت خود فکر می‌کند، بیمارستان از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند، و بیمه… سکوت می‌کند؛ شاید حتی از این وضعیت سود هم ببرد، خدا می داند.
در کشورهای دیگر، این صحنه‌ها نادر است. در فرانسه و آلمان، بیمار فقط کارت بیمه ارائه می‌دهد، هیچ پولی نمی‌پردازد و درمان می‌شود. در ایالات متحده با همه نقدهایی که بر نظام سلامت آن وارد است بیمارستان حق ندارد بیمه را در شرایط اورژانسی رد کند.
اما در ایران، بیمار در بحرانی‌ترین لحظه زندگی‌اش، در اتاق انتظار بیمارستان میان پزشک، بیمه و بیمارستان پاسکاری می‌شود.
چرا باید بیمه‌ای که هر ماه بابتش حق بیمه پرداخت می‌کنیم، در لحظه نیاز ما را تنها بگذارد؟ چرا بیمارستانی که قرارداد دارد، با یک جمله «پزشک آزاد است» از مسئولیت فرار می‌کند؟ و چرا وزارت بهداشت، نظام پزشکی و بیمه‌ها نظارت قاطع و جریمه واقعی اعمال نمی‌کنند؟
تا زمانی که شفافیت، الزام قانونی و وجدان حرفه‌ای به سیستم سلامت بازنگردد، این داستان ادامه دارد؛ و هر روز خانواده‌ای دیگر، با چشم گریان و جیب خالی بیمارستان را ترک خواهد کرد. من با همه پیگیری‌های که داشتم پاسخی دریافت نکردم هیچ نهادی پاسخ نمی دهد فقط همه تکرار مشکل می کنند پس چه کسی پاسخگو هست؟؟؟