دليل استفاده از اين استايل “مانيتورينگ” خوب و طبيعی صداست

توضیح «محمد معتمدی» در خصوص استایل باستانی و کهنِ آوازخوانان

محمد معتمدی، خوانند کلاسیک و سرشناس کشورمان با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام در خصوص استایل باستانی و کهنِ آوازخوانان مشرق زمین توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، محمد معتمدی، خواننده سرشناس کشورمان با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام در خصوص استایل باستانی و کهنِ آوازخوانان مشرق زمین توضیحاتی ارائه کرد.

معتمدی نوشته است:

پاسخ به یک سوال

تصویر فوق نمونه ای از استایل باستانی و کهن آواز خوانان مشرق زمین است.

عزیزانی که در تصویر ملاحظه می کنید علیرغم استنباط عوام، موذن و یا قاری قرآن نیستند. بلکه جزو برجسته ترین خوانندگان موسیقی سنتی کشور خود هستند. احتمالاً مخاطبین حرفه ای موسیقی در این تصویر هنرمندانی چون خانم درصاف الحمدانی(تونس)، استاد عالیم قاسم اف(آذربایجان)، خانم مناجات(ازبکستان)، خانم ریما خشیش(لبنان) را به نیکی میشناسند و خوشبختانه بنده با بسیاری از این عزیزان در فستیوال های بین المللی سابقهء دوستی و همکاری دارم.

در اکثر کشورهای شرقی، در بین خوانندگان موسیقی های مقامی و سنتی، به نوعی این استایل مشاهده می شود. حتی در آذربایجان گاهی خواننده ساز “دایره” را کنار گوش خود قرار می دهد.

مهم ترین دلیل استفاده از این استایل “مانیتورینگ” خوب و طبیعی صداست.

انسان وقتی حرف می زند یا می خواند صدای خود را از گوش میانی و از درون بدنش می شنود و هرگز آنگونه که دیگران صدای ما را می شنوند خودمان نمی شنویم. بعنوان مثال همه ما وقتی صدای ضبط شدهء خود را می شنویم حس خوبی نسبت به آن نداریم و احساس می کنیم صدایمان غیر طبیعی ضبط شده است.

خواننده هنگامی که دست خود را کنار گوش می گذارد هم صدای خود را بهتر و واقعی تر می شنود و هم از شنیدن صدای طبیعی خود انرژی بیشتری می گیرد و توان و انرژی خود را کنترل کرده و دیرتر خسته می شود.

ولی چرا قاریان قرآن معمولاً با این استایل می خوانند؟؟ اجرای صوت و لحن قرائت قرآن، به لحاظ علم موسیقی در دستگاه های موسیقی کلاسیک عرب انجام می شود. همانگونه که ما به موسیقی اصیلمان “ردیف” یا “موسیقی سنتی” می گوییم نام موسیقی اصیل و کلاسیک عرب “طَرَب” یا “مقامات عرب” می باشد.

سعدی می فرماید:

اُشتُر به شعر عرب  در حالت است و طَرَب

گر ذوق نیست تو را  کژ طبع و جانوری

تمام اساتید قرائت قرآن، مسلط به اغنیهء موسیقی طرب نیز هستند. مثل مرحوم عبدالباسط که نوازندهء عود و استاد بزرگ موسیقی اصیل عرب بودند.

طبق آیهء شریفهء “وَ رَتِّل القرآنَ تَرتیلا” خداوند امر فرموده که قرآن را با موسیقی و لحن زیبا بخوانید(*).

از این رو اعراب پس از نزول قرآن بهترین و غنی ترین و اصیل ترین موسیقی خود را که همان موسیقی “طرب” می باشد به خدمت قرآن و اجرای دستور الهی در آوردند.

(*این آیهء شریفه تنها موردی است که در قرآن بصورت مستقیم به صوت و موسیقی اشاره شده و اتفاقاً در همین تنها مورد، برای استفادهء صحیح از موسیقی فعل امر به کار برده شده و خبری از نهی نیست!).

بنا براین، این استایل قرن ها پیش از اینکه استایل قاریان محترم قرآن باشد استایل خوانندگان و مغنیان موسیقی اصیل و باستانی عربی بوده است.

نکتهء جالب این است که قاریان برجستهء مصری، گاهی تلاوت هایشان بیش از یک ساعت به طول می انجامد و با اینکه در طول این یک ساعت، بدون کمک ساز، در تمامی مقام های موسیقی عرب گردش می کنند و در پایان به همان مقام اول بر می گردند ولی ذره ای تغییر کوک ندارند. این به دلیل آن است که آنها با تمرکز و به درستی به صدا و کوک خود گوش می سپارند. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان امروزی حتی با کمک گرفتن از ساز هم قادر به ثابت نگه داشتن کوک خود حتی برای دقایقی کوتاه نیستند.

در ایران قدیم نیز این استایل در بین بسیاری از خوانندگان وجود داشته است.  سعدی علیه الرحمه می فرماید:

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آنکه می خواهد در آغوش

زبانگ رود و آوای سرودم

دگر جای نصیحت نیست در گوش

دست حسرت بر بناگوش نهادن در فرهنگ و ادبیات کهن، کنایه از افسوس و دریغ خوردن است. موسیقی و ادبیات شرق معمولاً مبتنی بر یک هجران و حسرت ازلی بوده و در اکثر آواز های شرقی نیز مدام با واژه هایی نظیر: ای آمان، داد بیداد، وای، خدای من و امثالهم مواجه می شویم که حکایت از همین حسرت و هجران همیشگی دارد. نماد و ترجمان بیرونی این حسرت و افسوس، دست حسرت بر بناگوش نهادن بوده که در طول قرن ها به یک سنت و نماد تبدیل شده است.

ولی ما ایرانیان این سنت را به مرور در پیچ و خم گذر از تاریخ جا گذاشتیم،  اما در کشور های دیگر که شاید زیر مجموعه های فرهنگی ایران بزرگ بودند مثل آسیای میانه هنوز این سنت حفظ شده است.

درست مثل زبان فارسی دری که هرچند خاستگاهش سرزمین ایران و تمدن پارس است اما امروزه برای شنیدن زبان درست اجدادی خود، آنگونه که حافظ و سعدی در زندگی روزمره خود سخن می گفته اند، باید به کشور هایی مثل تاجیکستان یا افغانستان سفر کنیم.

با مهر-محمد معتمدی

Share