هجوم به بازار ارز «سرمایه گذاری» نیست
د. ما مدتهاست که به جای آرامش، ترس و نگرانی را به مردم تزریق کردیم.

طی روزهای اخیر شاهد هجوم بی سابقه مردم به بازار ارز هستیم. حتی کسانی که در زندگی خود یک اسکناس یک دلاری را از نزدیک ندیده اند نگران قیمت ارز هستند و در تلاش هستند تا کفش و لباس خود را بفروشند و بدون آنکه بدانند چه میکنند به دنبال خرید دلار هستند !! بدون شک قرار دادن بخشی از تخم مرغ ها در سبد ارزی، یکی از شیوه های رایج سرمایه گذاری محسوب می شود که ممکن است شهروندان در مقاطع مختلف زمانی در مقایسه با شیوه های دیگر آن را برای بخشی از سرمایه خود انتخاب کنند اما آنچه این روزها اتفاق می افتد از یک جریان سرمایه گذاری شهروندی خارج شده است.
لطفا به این ماجرا توجه کنید: در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان شناسان اجتماعی فرانسوی با همکاری یک مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، یک مرکز شبانه روزی در اروپا تأسیس کردند. در این مرکز، نوجوانان ۱۲ تا ۱۹ سال آموزش میدیدند و بطور عادی زندگی میکردند. مدّت یک سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و در این مدت آزمایشهای مختلف کمی و کیفی بر روی آنان انجام می گرفت. در طول این یک سال، هر نوجوان در سه وعدۀ غذایی روزانه و با احتساب میان وعده ها، مقدار مشخصی غذا دریافت می کرد. پس از یک سال، کارشناسان به تدریج و بطور آگاهانه شایعه کردند که به علت وضعیت اقتصادی نابسامان کشور و عدم تامین بودجه شبانه روزی، ممکن است غذا به لحاظ کمی و کیفی جیرهبندی شود. پس از گذشت شش ماه باز این شایعه، کارشناسان متوجه شدند که میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد پنجاه درصد افزایش یافته است و هنگامی که عملاً جیرهبندی را آغاز کردند، متوجه شدند که افراد ساکن در شبانه روزی به هر نحو ممکن تلاش نمودند تا غذای دریافتی خود را به دو برابر برسانند و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، کار به جایی رسید که برخی از نوجوانان در شبانه روز بیش از ۵ برابر حالت عادی غذا میخوردند. آن روانشناسان پس از پایان بررسی های خود دریافتند؛ دلیل افزایش مصرف غذا توسط آن افراد این بود که ساکنین شبانه روزی آیندۀ خود را مبهم میدیدند. امروز به نظر می رسد این هجوم بی سابقه دلالان و شهروندان عادی و بخصوص تجار به بازار ارز بیشباهت به ماجرای آننوجوانان ساکن شبانه روزی فرانسه نیست.
از این منظر شاید بتوان این رفتار خریداران شتابزده ارز را ناشی از یک بی اعتمادی عمومی تلقی کرد. ما مدتهاست که به جای آرامش، ترس و نگرانی را به مردم تزریق کردیم. همین چند وقت اخیر را با هم مرور کنیم. موضوع فیلترینگ تلگرام که هنوز تکلیف آن روشن نیست خود به دغدغه ای برای مردم بخصوص افراد فعال در کسب و کارهای مجازی تبدیل شده است. تلویزیون و سینما هم در اقدامی هم زمان و در ایام نوروز، به جای گسترش شادی و نشاط به فکر آماده سازی ذهن مردم برای مقابله با داعش می افتند. سر تیتر اخبار هر روز رسانه ها هم شده؛ سرانجام برجام!
بدیهیست که جامعه از فردای خود نگران است و سعی می کند جیره بیشتری برای خود تصاحب کند. بدون شک اگر روند ملایم و تدریجی افزایش قیمت دلار توسط دولت مدیریت می شد و متوسط قیمت ارز در کشور به تدریج به سطح واقعی خود می رسید، میتوانست به عنوان بخشی از راهبرد حمایت از تولید داخلی و جلوگیری از قاچاق محسوب شده و در این بین هم مردم به عنوان سرمایه گذاران در بازار ارز و هم دولت به عنوان اصلی ترین تامین کننده ارز کشور از منافع آن برخوردار می شدند اما این لجام گسیختگی امروز، همه را کلافه کرده و بعید می دانم سودی از آن به کسی برسد و چه بسا ممکن است خطرات جبران ناپذیری برای آینده کشور به همراه داشته باشد.
رضا سیف پور / مدرس سواد مالی
پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای منتشر میشود.
دیدگاه