عدم موضع گیری درباره فتنه ۸۸ پاشنه آشیل اصلاحات است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا دکتر هادی حق شناس نماینده اصلاح طلب ادوار مجلس شورای اسلامی(مجلس ششم و هفتم) معتقد است اصلاح طلبان با شفاف ساختن موضع خود درباره فتنه ۸۸ و تدوین منشور اصلاح طلبی می توانند جلوی وارد شدن هزینه های بیشتر به این جریان را بگیرند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا دکتر هادی حق شناس نماینده اصلاح طلب ادوار مجلس شورای اسلامی معتقد است اصلاح طلبان با شفاف ساختن موضع خود درباره فتنه ۸۸ و تدوین منشور اصلاح طلبی می توانند جلوی وارد شدن هزینه های بیشتر به این جریان را بگیرند.
**نظرشما درباره حوادث سال ۸۸ چیست؟

haghshenasحوادث ۸۸ حوادث بسیار تلخی بود و تندروهای دو طرف، کشور را دچار یک فتنه سخت کردند.جریان اصلاحات لازم است درباره فتنه سال ۸۸ موضع گیری شفاف کند و موجب وارد آمدن هزینه بیشتر به این جریان نشود و زمینه سوء استفاده دشمن را فراهم نکند.موضع گیری نکردن درباره فتنه ۸۸ پاشنه آشیل اصلاحات است چرا که اتفاقات زیادی افتاد که مورد تایید اصلاح طلبان واقعی نیست.

البته برخی افراد منتسب به اصلاحات از کشور متواری و پناهنده شدند و اکنون در رسانه های ضدجمهوری اسلامی مثل بی بی سی و صدای آمریکا فعالیت دارند و اینها را نه اصلاح طلب که باید خائن به این جریان نامید.اصلاح طلبان معتقد به اصول تشکیل دهنده جمهوری اسلامی هستند و معتقد به اصلاحات در چارچوب اصول و قانون اساسی هستند.

کسی ممکن است منتسب به اصلاح طلبان بوده باشد و در صدای آمریکا کشف حجاب کند و روسری بردارد در حالی که حجاب از ضروریات دین است، اصلاح طلب نامیدن چنین فردی ظلم به اصلاحات است.اصلاحاتی که اصلاح طلبان از آن سخن می گویند اصلاحات در چارچوب قانون اساسی است نمی شود که کسی به قانون اساسی اعتقاد نداشته باشد و بعد به مجلس برود چرا که آنجا می رود که در چارچوب همان قانونی که قبول ندارد کار کند.نمی شود کسی به بنیان جمهوری اسلامی اعتقاد نداشته باشد و بگوید اصلاح طلب هستم و اگر چنین کسی پیدا شود باید از وی پرسید که وقتی اصل یک نظام سیاسی را قبول ندارد چه چیز را می خواهد اصلاح کند.

افراطیون اصلاح طلب نه تنها در مقاطعی از تاریخ سیاسی کشور به منافع کشور آُسیب زدند بلکه به خود جریان اصلاحات نیز آسیب وارد کردند.

**استرات‍‍ژی اصلاح طلبان برای انتخابات های پیش رو چیست؟

اگرچه احزاب اصلاح طلب مثل مجمع روحانیون مبارز یا حزب اسلامی کار و دیگر احزاب و جریانات اصلاح طلب وجود دارند و هر کس عضو آنها باشد را اصلاح طلب می نامند اما من بیشتر معتقدم دو جریان اصلاح طلب یا اصولگرا که احزاب متعددی را شامل می شوند باید صاحب منشور باشند.وجود منشور اصلاح طلبی یا اصولگرایی در کنترل تندروهای دو طرف نیز موثر است.

با اشتباهاتی که اصلاح طلبان در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری مرتکب شدند به این پختگی رسیده اند که دیگر اشتباهات گذشته را تکرار نکنند و همه چیز را به اصطلاح مخابراتی ها صفر و یک نبینند.بزرگان جریان اصلاحات مثل سید محمد خاتمی، مجید انصاری، محمد رضا عارف که چهره های مقبولی در میان اصلاح طلبان هستند یکبار برای همیشه باید بنشینند منشور اصلاح طلبی را در چارچوب قانون اساسی بنویسند و درباره اتهاماتی که به این جریان درباره قبول نداشتن برخی از مواد قانون اساسی یا قبول نداشتن سران کشور زده می شود شفاف سازی کنند.

امروز متاسفانه هر دو جریان اصلی سیاسی کشور یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان منشور مشخصی ندارند و هر کسی که در یک طیف نگنجد را به طیف دیگر منتسب می کنند در حالی که باید منشوری داشته باشند و کسی که پایبندی عملی به این منشور داشته باشد را جزء یکی از این دو طیف بنامند.دیارمیرزا

**ارزیابی شما از ترکیب سیاسی مجلس دهم چیست؟

به نظر می رسد مجلس بعدی مثل مجلس هفتم و هشتم با اکثریت اصولگرا یا مثل مجلس ششم اصلاح طلب نباشد و متعادل تر شود.پیش بینی من این است که اقلیت اصلاح طلب موجود قویتر شوند و به لحاظ سیاسی، مجلسی مشابه مجلس پنجم تشکیل شود.

** آیا این دولت، دولت اصلاح طلبان است؟

دولت یازدهم را به اصلاح طلبان منتسب می کنند در حالی که خود روحانی پایه اش اصولگرایی بوده است.اعتدالگرایان تاکنون نتوانسته اند به عنوان یک جریان سیاسی مستقل ظهور پیدا کنند و همچنان دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا دو جریان اصلی سیاسی کشور محسوب می شوند.اعتدالگرایان به اصلاح طلبان وصل هستند به طول مثال قرار بود فراکسیون اعتدالگرایان در مجلس تشکیل شود اما عملا این فراکسیون شکل نگرفت.

**نظر شما درباره حمایت برخی جریان های اصولگرا مثل فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت از دولت چیست؟

رهروان ولایت هم بالاخره اصولگرا هستند و در چارچوب اصولگرایی فعالیت می کنند و همان طوری که بین اصلاح طلبان تند و متعادل داریم بین اصولگرایان هم رهروان ولایت متعادل هستند و در مقاطعی از دولت حمایت کرده اند و البته در مقاطع دیگری هم مخالفت خود را با رای ندادن به وزرا اعلام کرده اند.

**به نظر شما نکته ضعف مجالس در جمهوری اسلامی چیست؟

 اگر مجلس مقتدر باشد و در کنار تصویب قوانین خوب، نظارت خوبی هم بر اجرای قوانین داشته باشد خواست مقام معظم رهبری(مدظله العالی) که ریل گزاری مجلس برای دولت و نظارت بر آن برای خارج نشدن از ریل است محقق می گردد.متاسفانه در مواردی مجلس در دوره های مختلف در این مورد کوتاهی کرده و بعد از تصویب یک قانون، به آن تبصره، الحاقیه و اصلاحیه زده است.

برخی قوانینی که در مجلس تصویب می شوند از پختگی لازم برخوردار نیستند به عنوان مثال صندوق توسعه ملی با حکمت ذخیره کردن برخی از درآمد ارزی کشور برای توسعه آن تشکیل شد اما مرتب از این صندوق برای موارد مختلف برداشت می شود.

به طور مثال، قوانین برنامه ای که در مجالس مختلف تدوین شده غالبا تنها ۵۰ درصد آنها اجرایی شده اند در حالی که اگر در تدوین این قوانین و بعد هم در نظارت بر آنها دقت می شد، نباید چنین اتفاقی می افتد.یکی از مسائلی که در مجلس بر آن تاکید می شود تک رقمی بودن نرخ بیکاری یا رشد زیر ۲۰ درصدی نقدینگی است اما آیا واقعا نظارت می شود که این موارد تحقق یابند.دیارمیرزا

**آیا شایعات درباره لابی گری برخی نماینده ها در مجلس در مصوبات و رای گیری ها واقعا صحت دارد؟

بحث لابی گری در مجلس به جریانات سیاسی حاضر در این نهاد بر می گردد و اصل حاکم نیست و نقشی در تصویب قوانین تدوین آنها ندارد. لابی گری بیشتر مربوط به زمان اعتماد به وزرا یا تحقیق و تفحص از نهادهاست.

**رابطه مجلس نهم با دولت یازدهم چگونه است؟

 در دوره های مختلف، مجالس با دولت همکاری مطلوبی داشته اند چرا که به هر حال رهبری بصیر بر اقدامات تمامی قوا نظارت دارند و در موقع لزوم تذکرات لازم را می دهند.همکاری تمامی قوا از جمله مجلس و دولت اجتناب ناپذیر است و این طور نیست که در دوره ای مجلس خواسته باشد جلوی دولت بایستد.البته ممکن است در دوره هایی، همکاری مجلس با دولت یا بالعکس کم شده باشد اما اینها مقطعی بوده و اصل حاکم همکاری این دو بوده است.

به طور مثال، گفته می شد که این مجلس با دولت یازدهم همراه نیست اما دیدیم که فقط به چهار وزیر معرفی شده در ابتدای شروع به کار دولت رای نداد این در حالی است که مجلس هفتم که گفته می شد با دولت محمود احمدی ن‍‍‍ژاد کاملا همراه است نیز همین تعداد از وزرای آن دولت را در رای اعتماد به کابینه رد کرد.دیارمیرزا

**سیاست دیپلماتیک این دولت در مقایسه با دیگر دولت های جمهوری اسلامی چطور است؟

اصل تعامل با دنیا مورد پذیرش همه دولت های جمهوری اسلامی بوده و از جمله دولت قبل نیز در این راستا مکاتبات زیادی داشت و سفرهای خارجی زیادی انجام داد.در حالی که در دولت گذشته روابط ایران با برخی کشورهای دنیا و همسایگان با تنش همراه شد این دولت دنبال روابط متقابل و معقول با کشورهای جهان است.

اکنون مقامات ارشد دولت با هم ترازهای خود از کشورهای قدرتمند دنیا ارتباط دیپلماتیک دارند و این نکته مثبتی در بهبود روابط دیپلماتیک ایران با دنیاست.برخی کشورها و حتی گروه ها در دنیا تاثیرگذارترند و ارتباط با آنها می تواند تامین کننده منافع و امنیت ملی کشور باشد مثل گروه ۲۰ که این گروه هفتاد و پنج درصد تولید ناخالص ملی جهان و همچنین دو سوم جمعیت جهان را دارند و در حقیقت تعامل با آنها مثل تعامل با ۱۸۰ کشور عضو سازمان ملل است.

البته اینجا منظور این نیست که نباید با کشورهای کوچک ارتباط داشته باشیم بلکه موضوع این است که باید در کنار کشورهای کوچک با کشورهای موثر دنیا هم بر اساس احترام متقابل ارتباط داشته باشیم.زمانی کارشناسان ایران و گروه ۱+۵ با هم مذاکره می کردند اما اکنون این مذاکرات در سطوح عالی سیاسی انجام می پذیرد. در حقیقت دولت یازدهم سطح دیپلماسی کشور را ارتقا داده و روابط سیاسی را عمق بخشید.نگاه به ایران در دنیا هم عوض شده و ایران هراسی کم شده است./خانه ملت

Share