ضرورت برنامه‌ریزی منسجم و مدیریت هدفمند

دست خالی گیلان در رقابت های کشتی قهرمانی ایران؛ لزوم خانه‌تکانی!

طی دو تا سه ماه اخیر، تیم‌های بزرگسالان، جوانان و نوجوانان کشتی استان گیلان در دو رشته آزاد و فرنگی به مسابقات کشوری اعزام شدند؛ اما متأسفانه این حضورها بدون دستاورد قابل توجهی به پایان رسید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، رقابت های کشتی فرنگی و آزاد نوجوانان قهرمانی ایران در شرایطی به پایان رسید که گیلان در مجموع ۲۰ وزن هیچ مدالی کسب نکرد.

در کشتی فرنگی که اساس در هر وزن بین ۱۰ نفر اول هیچ کشتی گیری از گیلان حضور نداشت و در کشتی آزاد نیز سهم گیلان ۲ مقام هفتمی و یک مقام هشتمی بود.

در همین راستا یک فعال حوزه ورزش کشتی برای دیارمیرزا نوشت: طی دو تا سه ماه اخیر، تیم‌های بزرگسالان، جوانان و نوجوانان کشتی استان گیلان در دو رشته آزاد و فرنگی به مسابقات کشوری اعزام شدند؛ اما متأسفانه این حضورها بدون دستاورد قابل توجهی به پایان رسید. به‌گونه‌ای که در بیشتر اوزان، کشتی‌گیران گیلانی حتی موفق به قرار گرفتن در جمع ۱۰ نفر برتر کشور نیز نشدند.

این نتایج در حالی رقم خورده که در سال‌های اخیر، مربیان دلسوز و پرتلاش استان با وجود محدودیت‌ها و کمبود امکانات، نقش مهمی در فعال نگه داشتن کشتی پایه ایفا کرده‌اند. راه‌اندازی و تقویت باشگاه‌های پایه در رده‌های نوجوانان و جوانان، جذب استعدادها و تلاش برای حفظ آن‌ها، بخش عمده‌ای از این فعالیت‌ها را شامل می‌شود.

بسیاری از این مربیان حتی با هزینه‌های شخصی، کشتی‌گیران خود را به اردوهای درون‌استانی و برون‌استانی اعزام می‌کنند تا سطح فنی آنان ارتقا دهند.

با این حال، واقعیت آن است که این تلاش‌های فردی، هرچقدر هم ارزشمند و قابل احترام، به‌تنهایی نمی‌تواند ضامن موفقیت کشتی استان باشد. نبود برنامه‌ریزی مدون، علمی و بلندمدت از سوی هیئت کشتی استان گیلان و فدراسیون کشتی، خلأیی جدی است که آثار آن به‌وضوح در نتایج تیم‌های اعزامی دیده می‌شود.

سؤالی که مدت‌هاست ذهن کشتی‌دوستان استان را به خود مشغول کرده این است که چگونه برخی استانها نظیر مازندران، به‌عنوان همسایه گیلان، با اتکا به برنامه‌ریزی منسجم، مدیریت هدفمند و توجه ویژه به رده‌های پایه، توانسته طی سال‌های متمادی جایگاه خود را در کشتی کشور تثبیت کند؛ در حالی که کشتی گیلان با وجود استعدادهای فراوان انسانی، مربیان پرتلاش و علاقه‌مندی گسترده، هنوز نتوانسته از این ظرفیت‌ها به شکلی مؤثر و پایدار بهره‌برداری کند.

این شرایط این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا واقعاً استان گیلان از مدیران توانمند، آگاه و کاربلدی که بتوانند مسیر درست توسعه کشتی را طراحی و هدایت کنند، بی‌بهره است؟ یا مشکل، بیش از هر چیز، به ساختار مدیریتی و نبود نگاه راهبردی بازمی‌گردد؟