گفتگو با “رمضان نیکنهاد” فردوسی تالشی زبانان؛ تلاشی ۱۵ ساله برای نگاشتن شاهنامه به زبان تالشی
در کنار همه تلاشهایی که در دو دهه اخیر برای جلوگیری از خاموشی زبان با هویت و اصالتی چون زبان تالشی صورت گرفته به جرات میتوان کار سترگ رمضان نیک نهاد را بزرگترین آنها دانست. چنان کاری که شیون فومنی با گیله اوخان برای زبان گیلکی کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، گرچه نگرانی دائم از کم توجهی یا بیتوجهی به زبانها و گویشها وجود دارد اما همیشه بودهاند و هستند جوانمردانی که بار سنگین زنده نگهداری یک زبان، فرهنگ و هویت را حتی به تنهایی و با رنج فراوان بردوش میکشند چنانکه فردوسی برای زبان فارسی کرد.
در کنار همه تلاشهایی که در دو دهه اخیر برای جلوگیری از خاموشی زبان با هویت و اصالتی چون زبان تالشی صورت گرفته به جرات میتوان کار سترگ رمضان نیک نهاد را بزرگترین آنها دانست. چنان کاری که شیون فومنی با گیله اوخان برای زبان گیلکی کرد.
چنانکه فردوسی پس از هجوم اعراب به ایران و در پس آن حکومت ترکان غزنوی، فارسی را در خطر فراموشی دید و با رنجی ۳۰ ساله و سرایش شاهنامه عجم، زنده کرد، حالا رمضان نیکنهاد، با تلاشی ۱۵ ساله آن شاهنامه فارسی زنده نگهدار را به تالشی برگردانده تا فردوسیوار کاری کرده باشد، بلکه با این گام موثر و ماندگاری که برداشته، زبان تالشی زنده بماند و برای هزار سال دیگر هم گویشور داشته باشد.
در ادامه حاصل گفت و گو با این نویسنده و اندیشمند پرتلاش با علی علیزاده ازبری را میخوانید.
لطفا خودتان را به صورت کامل معرفی بفرمائید.
نیکنهاد رمضان: با شایستهترین درودها خدمت شما دوست بسیار ارجمندم جناب علیزاده ازبری، از تلاش ارزشمندی که برای پویایی فرهنگ و رفع مشکلات مردم گیل و تالش فومن دارید و همچنین افتخارگفتگویی که به ما دادید، با جان و دل سپاسگزارم.
رمضان نیکنهاد هستم، سال ۳۸ در ماکلوان فومن از یک خانواده روستایی بهدنیا آمدم. سال۵۰ در روستای گسکره که زادگاه من است، دوره ابتدایی را پایان برده و سال ۵۶ از دبیرستان امیرکبیر فومن در رشته طبیعی دیپلم گرفتم. سال تحصیلی ۵۷.۵۶ وارد دانشسرای راهنمایی شده و سال ۵۹ با کاردانی علوم تجربی در روستاهای فومن دبیر آموزش و پرورش شدم.
سال ۶۹ در رشته برنامهریزی آموزشی وارد دانشگاه پیامنور شده و سال ۷۴ با رتبه اول لیسانس گرفتم. همان سال در دانشگاههای ساری و رشت در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شدم. سال دوم دوره ارشد از دانشگاه رشت به دلیل مشکلی که برای یکی از فرزندانم پیش آمد و برای پیگیری درمانش مجبور به انصراف از ادامه تحصیل در دانشگاه شدم. سال ۷۶ به پیشنهاد دوست ارجمندم، جناب فرامرز کمالی، معاون فنی ایشان در هنرستان باهنر فومن شدم و پس از یازده سال همراهی با آن بزرگوار در سال ۸۷ بازنشسته شدم.
چرا و چگونه به فکر ترجمه شاهنامه به تالشی افتادید؟
نیکنهاد رمضان: در سالهای فعالیت در هنرستان شهید باهنر توانستم، تمام نوشتههای فارسی، تالشی و آموزشی خود را سامان داده و به تدریج آنها را که پیرامون مسائل فرهنگی بودند در نشریات گیلان منتشر نمایم. در این سالها بود که به سبب کمبودی که در زمینه ترجمه تالشی احساس نمودم، به فکر ترجمه تالشی افتادم.
سال ۸۱ وبلاگ «کادوس ماسولهرودخان» را ساختم تا نوشتههای فرهنگی تالشی خود و دیگران را به اشتراک بگذارم. پس از چند سال تلاش مستمر وبلاگ نویسی، در فیسبوک گروه «گلواژههای تالشی» را ساختم که بیش از چندهزار نفر از فرهیختگان تالش مدام به واکاوی زبان تالشی و واژگان ناب تالشی میپرداختند. شاگردی و میزبانی آن گفتگوها برایم بهمانند دانشگاهی برای آموختن زبان و ادب تالشی بود و بسیار از همه آن ارجمندان آموختم و این گروه سالها پویا بود تا اینکه تلگرام و اینستاگرام وارد دنیای مجازی شدند، پس از آن بیشتر تلاشهای فرهنگی ما در تلگرام ادامه یافت.
در ادامه با توجه به اثرگذاری که شاهنامه فردوسی بر ماندگاری زبان ملی داشت، با تکیه بر زبان مادری و دانش اندک خود و دانشی که در بیش از پانزده سال تلاش مداوم از بزرگان ادب تالش آموخته بودم و با توجه به فراغتی که پس از بازنشستگی در سال ۸۷ داشتم، جسارت یک کار بزرگ فرهنگی را پیدا نمودم.
از آنجایی که گنجینه نوشتاری ما از گذشته بسیار کم است. به نظرم راه جبران آن این است که بخشی از کمبودها را باید با ترجمه پر کرد، اگر به شیوهای ترجمه کنیم که کمتر از واژگان غیرتالشی استفاده شود، ترجمه میتواند برای همیشه تاریخ به زبان تالشی کمک نماید. البته ترجمه باید به گونهای باشد که بتواند در مدرسه، دانشگاه و رسانهها کاربرد داشته باشد.
به دلیل فقر منابع نوشتاری، بسیاری از واژگان ریشهدار تالشی یا فراموش شدهاند و یا با بکارگیری از حروف دخیل عربی تغییر شکل یافتهاند.
متاسفانه هنوز افرادی هستند که بدون نیت بد، بسیاری از واژگان ریشهدار تالشی را به شکل غیرتالشی مینویسند. کار بدانجا رسید که حتی واژه تالش را با «ط» طالش مینوشتند، مگر میشود زبانی با تاریخ درخشان چند هزارساله برای مفاهیم اولیه و روزمره زندگی واژهای نداشته باشد! با این همه ستمی که خواسته و ناخواسته به زبان تالشی شده، خوشبختانه دامنه فرهنگ واژگان تالشی در گویشهای مختلف آنچنان پهناور است که گاه برای یک مفهوم روزمره، دهها واژه تالشی داریم. با توجه به توان بالای فرهنگ واژگانی که داریم و نیز با تالشیسازی واژگان نو و در مواردی بهرهگیری از واژگان زبان ملی، میتوان آثار کلاسیک جهان را به تالشی ترجمه نمود.
کتاب شاهنامه تالشی در چند جلد تدوین شده و شامل چند بخش است؟
نیکنهاد رمضان: شاهنامهی تالشی در سه جلد و حاوی سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی، برگردان یک دورهی کامل از داستانها و اندرزهای شاهنامهی فردوسی است و به همت انتشارات ترجمان نگار منتشر شده است. در نگارش این کتاب، کوشیدهام تا از واژگان ناب تالشی بیشتر بهره ببرم. در واقع در شاهنامه تالشی نزدیک به نیم میلیون واژه تالشی بکار رفته است. بیگمان نگارش شاهنامه به تالشی سره، آن هم برای اولین بار، کاری کمایراد نیست. امید آن دارم که توانسته باشم ضمن حفظ امانتداری و پایبندی به محتوای اصلی اثر، در بیان مقصود به زبان تالشی در حد قابل قبولی درست عمل کردهباشم.
از ویژگیهای کتاب شاهنامه تالشی و نحوه نگارش آن جهت سهولت خوانش بگوئید؟
نیکنهاد رمضان: نگارش این کتاب، ابتدا به شیوهی تالشینویسی رایج در دهههای اخیر تالش جنوبی صورت گرفت؛ ولی در ادامه، شیوههای دیگر را هم آزمودم. شوربختانه همهی آن شیوهها به سبب نداشتن نویسهی مناسب برای شماری از واجهای تالشی و بهدلیل به کارگیری افراطی اعراب گذاری، مشکلات بسیاری در خواندن و فهم مطالب ایجاد میکرد؛ از اینرو، بهناچار از همهی آن شیوهها، با وجود ارزش و اهمیتی که در جای خود دارند، گذشتم و سرانجام برگردان تالشی شاهنامه با الفبای کادوس به نگارش درآمد. الفبای کادوس، شیوهی نوینی است برای دقیق نوشتن متون گویشهای گوناگون تالشی گخ در چند سال اخیر با همراهی و همفکری دکتر فرزاد بختیاری مرکیه و جمعی از فرهیختگان تالشزبان شکل گرفتهاست. در این رسمالخط، برای هر واج تالشی یک حرف یا نویسه تعریف شدهاست.
در این راه چه افرادی به شما کمک یا مشاوره رساندهاند که شایسته یادآوری و تقدیر هستند؟
نیکنهاد رمضان: سال ۸۷ با پایان یافتن سی سال آموزگاری، ترجمه شاهنامه تالشی را آغاز نمودم و در سال ۱۴۰۴ پس از ۱۷سال به چاپ رساندم. در زمان نگارش شاهنامه تالشی از دانش بسیاری از فرهیختگان بهره برده ام. زندهیاد دکتر علی عبدلی و استاد علی ماسالی بسیار کمک و همدلی نمودند. راهنمایی و کمک هنرمند نازنین دکتر آرمین فریدی برای چاپ کتابها راهگشا بود. همچنین دهها کنشگر دلسوز فرهنگی برای ادامه کار با مهرشان به ما دلگرمی دادند که در این مجال آوردن نام شریف همه آنها ممکن نیست. همچنین برای یافتن واژگان کهن از پدر و مادر نازنین و روانشادم بسیار بهره بردم و اینکه همسر فرهیخته و تالش زبانم نیز در همه جا یار و یاورم بودند.
اما همراهی و همدلی دوست بسیار فرزانهام، دکتر فرزاد بختیاری مرکیه که دنیایی از مهر و ادب و دانش در سینه دارد، در ده-پانزده سال اخیر فراتر از دوستی بود. همراهی آن بزرگوار در دو جنبه برایم ارزشمند بود؛ اول در جواب دادن همراه با متانت و ادب به هزاران پرسش و ابهامی که در ترجمه و ویرایش تالشی داشتم، و دیگر، همراهی در تدوین شیوه نگارشی کادوس. از این جهت خودم و شاهنامه تالشی را برای همیشه تاریخ مدیون آن بزرگوار میدانم.
از سختیها و شیرینیهای کار بگوئید؟
نیکنهاد رمضان: نزدیک ۱۷ سال میانگین پنج تا ده ساعت با نشستن پشت میز کامپیوتر برای کار فرهنگی و کاستن از رسیدگی به نیازهای پایه زندگی، به خانواده خود، فرزندانم به ویژه همسر بسیار مهربانم سرکار خانم بانو آزاد شولمی ستمی چند برابری نموده ام، امیدوارم ما را ببخشند و از نتیجه کار ما و فداکاری خود خشنود باشند و در جای دیگر خیر بینند.
ترجمه شاهنامه تالشی با فراز و فرود و چالشهای زیادی همراه بود. نخستین چالش، پایبندی به متن شاهنامه و تبدیل درست آن به زبان تالشی بود. دومین آن ترجمه نسبتا سره تالشی و بهرهگیری از رسالتی که در استفاده نکردن از واژگان بیگانه و غیرتالشی داشتم و یافتن جایگزین مناسب واژه غیرتالشی بود. سومین چالش یافتن شیوه نگارش و الفبای مناسب بود تا هر واژه آنگونه که بر زبان جاری میگردد، نوشته شود؛ به شکلی که هر آوای تالشی یک نویسه یا حرف داشته باشد و در نگارش واژه هیچ آوایی به دلخواه ازبین نرود. هدفم نگارش درست و کامل واژگان تالشی بود تا نیاز به آوردن برابر لاتین یا همراهی پیام گفتاری نباشد و برای همه گویشوران تالشی و غیرتالشی در زمان کنونی و آینده مفهوم یکسان داشتهباشد. و حالا که نتیجه تلاشهای ۱۵ساله پیش روی مردم عزیز ما هست تماماً شیرینی و فراموشی همه دشواریها را در پی دارد.
از آثار و تالیفات دیگر خود بگوئید؟
نیکنهاد رمضان: پیش از شاهنامه تالشی بیش از دهها داستان کوتاه و بلند را به زبان تالشی ترجمه نمودم؛ ترجمه کتاب ماهی سیاه کوچولو، داستانهای ملانصرالدین، مثل هایتالشی و پند و اندرز بزرگان و شناساندن گلواژههای تالشی، نمونههایی از ترجمه ما بودند که در وبلاگ و چندین گروه ویژه مجازی نشر دادم. چند سال پیش کتاب مشترکی را به نام «کنایهها و مثلهای تالشی» همراه با بانو زلیخا صبا نوشتم که حوزه هنری گیلان آن را به چاپ رساند. اکنون نیز یک ترجمه کاربردی و یادگیری گام به گام زبان تالشی برای نوآموزان زبان تالشی در دست تالیف دارم که جلد نخست آن شاید تا سال آینده برای چاپ آماده گردد.
و سوال آخر، انتظار شما از مسئولان، اهالی فرهنگ و هنر و خصوصاً تالشی زبانان را بفرمائید.
نیکنهاد رمضان: بیشک همه تلاشهای فرهنگی بزرگان ادب تالش در ایران به ویژه در زمینه نشر کتاب با هر شیوه نگارشی برایم ارزشمند هستند. در جایگاهی نیستم که به دیگران راه درست را نشان دهم. در مکتب ادب تالش همیشه یک شاگرد کوچک بودهام؛ همیشه به خود میگویم در کار ترجمه باید در بهرهگیری از واژگان بیگانه زیاده روی نکنم، واژگان تالشی را فارسیسازی نکنم و در ترجمه از شیوه درست و دستور تالشی پیروی کنم. و اینکه برای شما، تالشان و همه مردم ایران، تندرستی و شادکامی آرزو دارم.
گفتوگو و تنظیم: علی علیزاده ازبری-روزنامه نگار

دیدگاه