کالابرگ در سایه تورم؛ وقتی عدد میماند و قدرت خرید میرود
آنچه امروز در واقعیت زندگی مردم مشاهده میشود، استمرار افزایش قیمت کالاهای اساسی است. در چنین شرایطی، ارزش واقعی اعتبار تخصیصی بهسرعت کاهش مییابد و اثر حمایتی آن مستهلک میشود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، انوشیروان مباشرامینی در یادداشتی نوشت:
پس از حذف ارز ترجیحی، اعلام شد برای هر نفر یک میلیون تومان کالابرگ اختصاص یافته تا افزایش قیمت اقلام اساسی جبران شود.
در منطق سیاستگذاری، این اقدام میتوانست بخشی از فشار معیشتی را کاهش دهد؛ اما کارآمدی آن وابسته به ثبات نسبی بازار بود.
آنچه امروز در واقعیت زندگی مردم مشاهده میشود، استمرار افزایش قیمت کالاهای اساسی است. در چنین شرایطی، ارزش واقعی اعتبار تخصیصی بهسرعت کاهش مییابد و اثر حمایتی آن مستهلک میشود.
بیشترین فشار این وضعیت بر دوش گروههایی است که درآمد ثابت دارند؛ کارمندان، کارگران، بازنشستگان و حقوقبگیران.
این اقشار امکان جبران افزایش هزینهها از طریق تعدیل درآمد خود را ندارند. وقتی قیمتها هفتگی تغییر میکند اما حقوق ماهانه ثابت است، شکاف میان درآمد و هزینه هر روز عمیقتر میشود.
در مقابل، در اقتصاد تورمی، برخی فعالیتهای مبتنی بر گردش سرمایه یا تجارت، امکان تطبیق سریعتری با قیمتهای جدید دارند.
مسئله تقابل نیست؛ مسئله تفاوت در میزان آسیبپذیری در برابر تورم است.
و امروز آسیبپذیرترین بخش جامعه، همان حقوقبگیراناند.
چند روز پیش یکی از همکاران میگفت:
«همین یک میلیون را هم که میدهند، تا برسیم خانه، قیمت روغن و مرغ و گوشت بالا رفته است. این را میگویند حمایت؟»
شاید این جمله، سادهترین و صادقانهترین توصیف از وضعیت امروز باشد.
در شرایطی که کشور هنوز از تبعات دیماه عبور نکرده و جامعه نیازمند بازسازی آرامش روانی است، تضعیف مستمر قدرت خرید اقشار ثابتدرآمد میتواند به فرسایش آرام و نامحسوس اعتماد عمومی منجر شود.
مردم پیچیدگیهای سیاست ارزی را مبنای قضاوت قرار نمیدهند؛ آنها تنها با قدرت خرید خود داوری میکنند و با این معیار میسنجند که آیا میتوانند برای ماه آینده برنامهریزی کنند یا نه.
بیتوجهی به این واقعیت شاید در کوتاهمدت واکنش تندی ایجاد نکند، اما در بلندمدت فاصله میان سیاستگذاری و تجربه روزمره مردم را افزایش میدهد.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انباشت نارضایتیهای معیشتی، اگر بهموقع دیده و اصلاح نشود، میتواند به هزینههای اجتماعی و سیاسی گستردهتری بینجامد.
اگر قرار است کالابرگ نقش حمایت واقعی ایفا کند، سه اقدام همزمان ضروری است:
• مهار جدی نوسانات قیمت کالاهای اساسی
• بازنگری دورهای میزان حمایت متناسب با تورم واقعی
• اولویتدهی به اقشار با درآمد ثابت در سیاستهای جبرانی
انتظار طبیعی جامعه این است که حمایت اعلامشده، در عمل نیز اثرگذاری خود را حفظ کند.
مسئله امروز مردم رقم اسمی حمایت نیست؛ مسئله حفظ کرامت معیشتی گروههایی است که ستونهای اداره کشورند و هر روز با حقوق ثابت، بار تورم متغیر را بر دوش میکشند.
ثبات اقتصادی امروز، نه یک مطالبه رفاهی، بلکه یک ضرورت اجتماعی است.

دیدگاه