این بار ایران خود را برای یک جنگ طولانی آماده می‌کند

تحلیل ولی نصر مشاور سابق اوباما: در ذهن تهران در مورد ترامپ چه می‌گذرد؟

تهران ممکن است محاسبه کند که هرچه جنگ طولانی‌تر شود و میزان خطرات بالاتر رود، احتمال اینکه آمریکا به دنبال راهی برای پایان دادن به آن باشد بیشتر است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، ولی نصر مشاور سابق اوباما فایننشال تایمز نوشت:

ایالات متحده به نظر می‌رسد که آماده است حمله نظامی بزرگی به ایران انجام دهد. آخرین دور مذاکرات بین دو کشور فرصتی برای ایران بود تا از جنگ جلوگیری کند، اما تهران به واشنگتن چیز زیادی ارائه نکرد.

 در ادامه این مطلب آمده: دلیل این امر این نیست که حاکمان ایران بیش از حد لجوج هستند یا در الگوهای قدیمی خود گرفتار شده‌اند؛ بلکه آنها به طور فزاینده‌ای جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌بینند. آنها مذاکرات را بیشتر به عنوان یک تله می‌بینند تا راه‌حل و ظاهراً یک جنگ اجتناب‌ناپذیر را نسبت به یک توافق ضعیف، نوعی تخلیه و رهایی می‌دانند. تمرکز آنها بر این است که چگونه آن را مدیریت کنند — و حتی از آن به نفع خود استفاده کنند.

ایران به شدت به رئیس‌جمهور آمریکا بی‌اعتماد است. این دونالد ترامپ بود که توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را رها کرد و تحریم‌های شدیدی اعمال کرد که باعث بحران ارزی شد و تهران آن را عامل ناآرامی‌های داخلی می‌داند؛ سپس تابستان گذشته، چراغ سبزی به اسرائیل برای حمله به ایران در جریان مذاکرات هسته‌ای داد و برنامه هسته‌ای ایران را بمباران کرد.

وقتی اعتراض‌کنندگان در دسامبر و ژانویه گذشته به خیابان‌ها آمدند، ترامپ آنها را تشویق کرد تا جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و وعده حمایت نظامی آمریکا برای تحقق این هدف داد.

پس از این آن، ایالات متحده خواستار توافق هسته‌ای جدید شد. رهبران تهران بنابراین قانع نشده‌اند که ترامپ واقعاً به دنبال یک توافق است و نگرانند که او هنوز به دنبال سرنگونی آنها باشد.

آزمون اصلی برای تهران این است که مذاکرات و هر توافق احتمالی باید تضمین کند که ایران مورد حمله قرار نخواهد گرفت؛ ایالات متحده به توافق پایبند خواهد بود و تحریم‌ها را لغو می‌کند و همچنین اصراری بر از دست دادن حق غنی‌سازی اورانیوم برای مصارف صلح‌آمیز نخواهد داشت. با این حال، هیچ‌یک از این مصالحه‌ها در دو دور اخیر مذاکرات ارائه نشده است. در عوض، ایالات متحده از ایران می‌خواهد نه تنها برنامه هسته‌ای خود بلکه موشک‌ها و نیروهای نیابتی منطقه‌ای‌اش را نیز کنار بگذارد.

به طور خلاصه، ایالات متحده به دنبال خلع کامل سلاح ایران است بدون اینکه شرایط دشوار کشور را تغییر دهد: فشار اقتصادی شدید و تهدید مداوم جنگ.

هدف دیپلماسی ایران تنها اجتناب از جنگ نیست، بلکه تغییر این شرایط است. در تهران اجماع فزاینده‌ای وجود دارد که ایران باید برای مدیریت جنگ آماده شود و امیدوار باشد که در نهایت این درگیری به تغییراتی منجر شود که ایران به دنبال آن است — با خسته کردن آمریکا تا جایی که آن را از ادامه تجاوز منصرف کرده و به توافق هسته‌ای مطلوب‌تری تن دهد.

حاکمان ایران برخلاف آمریکا، امیدوارند که جنگ موجب افزایش احساسات میهن‌پرستانه شود و ملی‌گرایی غالب گردد.

برای تهران، جنگ ۱۲ روزه سال گذشته شکست نبود؛ بلکه موفق شد نیروهای برتر را به آتش‌بس برساند بدون اینکه اهداف کامل جنگ محقق شود. علیرغم شوک اولیه، ایران توانست ضربات مخرب اسرائیل را جذب کند و سپس تلافی کند. در نهایت، این آمریکا بود که درخواست آتش‌بس داد. ایران در آن زمان احساس می‌کرد ممکن است در صورت طولانی شدن درگیری، دفاع اسرائیل تحلیل رود و تلفات آن افزایش یابد.

این بار ایران خود را برای یک جنگ طولانی آماده می‌کند — درگیری‌ای کشنده و پرهزینه که منافع و متحدان آمریکا در منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اما حتی اگر آمریکا حمله گسترده‌ای انجام دهد و موفق شود توانایی ایران برای تلافی علیه نیروهای آمریکایی یا اسرائیل را مختل کند، تهران ممکن است هنوز توان استفاده از نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود و هدف قرار دادن تأسیسات نفتی و مسیرهای تأمین انرژی را داشته باشد. حتی ممکن است تصمیم بگیرد بخش عمده‌ای از زرادخانه خود را علیه آمریکا و متحدانش قبل از اینکه آمریکا آن را نابود کند، به کار گیرد و در نتیجه جنگ سریعاً تشدید شود.

تهران ممکن است محاسبه کند که هرچه جنگ طولانی‌تر شود و میزان خطرات بالاتر رود، احتمال اینکه آمریکا به دنبال راهی برای پایان دادن به آن باشد بیشتر است. مذاکرات در آن زمان می‌تواند نتیجه متفاوت — و مطلوب‌تری — برای ایران به همراه داشته باشد نسبت به آنچه امروز می‌تواند حاصل شود.