جنایت وحشتناک در سوله کیک پزی | متهم به قتل پدر: پشیمان نیستم و نمی دانم چرا جسد را نسوزاندم!
بیش از ۱۲ ساعت تحقیقات قضایی شبانه درباره زوایای تکان دهنده جنایتی که در یک سوله کیک پزی درون باغی در اطراف مشهد رخ داده بود،متهم به قتل را در حالی پای میز عدالت کشاند که او با خونسردی وصف ناپذیری اعتراف کرد:«از قتل پدرم پشیمان نیستم و نمی دانم چرا جسد او را نسوزاندم!»
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، بیش از ۱۲ ساعت تحقیقات قضایی شبانه درباره زوایای تکان دهنده جنایتی که در یک سوله کیک پزی درون باغی در اطراف مشهد رخ داده بود، متهم به قتل را در حالی پای میز عدالت کشاند که او با خونسردی وصف ناپذیری اعتراف کرد: «از قتل پدرم پشیمان نیستم و نمیدانم چرا جسد او را نسوزاندم!»
به نوشته خراسان، جوان ۱۹سالهای که با انگیزه عقدههای درونی و اختلافات خانوادگی، نقشه شوم قتل پدرش را در سر داشت، بعدازظهر سه شنبه گذشته ناگهان تصمیم هولناک خود را به تار وپود افکار وحشتناک گره زد و به بهانه بیماری مادرش با برادر بزرگتر خود تماس گرفت که نزد پدرش در سوله کیک پزی، مشغول کار بود.
«سلمان» که با یک خط تلفنی ناشناس با برادرش سخن میگفت از او خواست تا مادرش را با خودرو به مرکز درمانی برساند! او ادامه داد: من نمیتوانم مادر را با موتورسیکلت ببرم و مادر حال خوبی ندارد! «ع» نیز به برادرش اطمینان داد که در مسیر بیمارستان است و خودش مادر را به مرکز درمانی میبرد. «سلمان» که با شنیدن این جمله، بخشی از دسیسه وحشتناک خود را در مرحله اجرا میدید با این ترفند برادرش را از سوله کیک پزی بیرون کشید و یقین پیدا کرد که حالا پدرش درون باغ بزرگ اطراف روستای کلاکوب تنها مانده است.
بنابراین بیدرنگ دسته چاقوی ترسناک یک دم خود را فشرد و به طرف باغ حرکت کرد. او با خونسردی و در حالی که خشمی عجیب را با عقدههای فرو خورده درآمیخته بود قدمهایش را به سمت سوله درحال احداث کیک پزی تندتر کرد و در سوله بزرگ را به صدا درآورد. پدر ۵۶ساله که نمیدانست چه حادثه هولناکی انتظارش را میکشد، انجام کارهای ساختمانی را رها کرد و در سوله را گشود اما هنوز با دیدن چاقوی ترسناکی که بالا رفته بود، حیرت زده به فرزندش مینگریست که ناگهان تیغه برنده چاقو برسر و صورتش فرود آمد و حدقه چشمش را درید!
مرد میان سال که ناباورانه به رفتارهای دلخراش پسرش اعتراض میکرد، فریاد زد: «این چه کاری است که میکنی؟» ولی پسرجوان فرصت فریاد را نیز از او گرفت و با ضربات پی درپی، چاقو را برپیکرش فرو میبرد و بیرون میکشید. مرد زحمتکش که حالا «مرگ» را به چشم میدید نگاهی به دور گلوی پسرش انداخت که به انگلیسی کلمه «مرگ» را خالکوبی کرده بود. در این شرایط ترسناک، چارهای جز فرار از چنگ «مرگ» پیدا نکرد و هراسان و سراسیمه به درون سوله گریخت اما از شدت وحشت، ناگهان پایش لغزید و روی خاکهای سوله غلتید.
در این هنگام جوان خشمگین، روی کمر پدر نشست و بازهم ضربات هولناک دیگری را به بالاتنه او وارد کرد. خون از نقاط مختلف پیکر مرد۵۶ ساله فواره میزد و بیل، آجر و دیگر لوازم را سرخ آگین میکرد. طولی نکشید که دیگر مرد میان سال دست وپا نمیزد و نفس نمیکشید. پسر جوان که حالا از «مرگ» پدرش مطمئن شده بود از روی جسد بلند شد وتصمیم گرفت تا با سوزاندن پیکر خونآلود پدرش، اثری از او برجای نگذارد اما در یک لحظه از این تصمیم هولناک خود منصرف شد. او به سختی جسد را روی زمین میکشید تا آن را با فرغون به انتهای سوله کیک پزی انتقال دهد اما قدرت بدنی کافی نداشت تا جسد را از روی زمین بلند کند. به همین خاطر هم لباسهای کارگری پدرش در دوسوی پیکر وی جمع شد و او به سختی جسد نیمه عریان را درون فرغون گذاشت تا به نقطه انتهایی سوله ببرد. ولی لاستیک چرخ فرغون کم باد بود و او نتوانست آن را حرکت بدهد. به همین خاطر جسد راکشان کشان به انتهای سوله در حال احداث برد و سپس کف زمین خاکی را حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر حفر کرد وپیکر غرق در خون پدرش را درون آن انداخت.
او سپس خاکها را روی جسد ریخت و دقایقی بعد دوباره با برادرش تماس گرفت و با بیان این که پدرش را کشته است، از باغ خارج شد و به مکان نامعلومی رفت.
بنا بر این گزارش، برادر «سلمان» که با شنیدن این جملات وحشتناک، اضطراب و نگرانی بر وجودش غلبه کرده بود، با همسایگان خود تماس گرفت و از آنها خواست به درون سوله بروند و حقیقت ماجرا را جویا شوند. همسایگان او نیز با مشاهده خونهای درون سوله، دیگر تردیدی نداشتند که حادثه هولناک قتل رخ داده است. طولی نکشید که اطرافیان و نزدیکان مرد ۵۶ساله وارد باغ شدند و مراتب را به نیروهای انتظامی اطلاع دادند.
این گونه بود که ماجرای جنایت وحشتناک در سوله کیک پزی در ساعات ابتدایی شب به قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمدمشهد) اعلام شد و بدین ترتیب با حضور مقام قضایی در سوله مذکور تحقیقات جنایی ادامه یافت. قاضی صفری که براساس تجربیات جنایی خود، چشم به گوشه و کنار سوله دوخته بود، در یک لحظه با مشاهده خاکهای به هم خورده در انتهای سوله، دستور حفر محل را صادر کرد و خیلی زود پیکر خونآلود و نیمه عریان مالک سوله از زیر خاکها بیرون کشیده شد. در حالی که برادر بزرگتر سلمان، ماجرای تماس وحشتناک برادرش را برای قاضی ویژه پروندههای جنایی بازگو میکرد، دستور ردزنی وی از سوی مقام قضایی صادر شد و بدین ترتیب گروه تخصصی کارآگاهان با هدایت مستقیم سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد آگاهی مشهد) درصدد شناسایی مخفیگاه متهم به قتل برآمدند و او را در تنگنای اطلاعاتی قراردادند به طوری که حدود ساعت ۳ بامداد، وقتی «سلمان» عرصه را تنگ دید به طرف کلانتری آبکوه به راه افتاد و خود را تسلیم قانون کرد.
در حالی که هنوز تحقیقات شبانه قاضی ویژه قتل عمد برای کشف زوایای تکان دهنده این جنایت هولناک ادامه داشت، سرهنگ روح ا…لطفی (رئیس کلانتری آبکوه) ماجرای بازداشت «سلمان» را به وی اطلاع داد و بدین ترتیب بازجوییهای مقام قضایی تا سپیده دم روز گذشته در حالی ادامه یافت که متهم جوان با خونسردی وصف ناپذیری مدعی شد از قتل پدرش پشیمان نیست و نمیداند چرا پیکر او را نسوزاند! …
بررسیهای بیشتر درباره ابعاد دیگر این جنایت هولناک در پلیس آگاهی مشهد توسط سرهنگ محمدمرادی (افسرپرونده) همچنان ادامه دارد.

دیدگاه