این سطح از ندانم کاری، بدون نادانی یا فرصت طلبی قابل فهم نیست
یک کارشناس اقتصادی با انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت چهاردهم نسبت به آینده ابراز ناامیدی کرد. از نظر او تیم اقتصادی دولت چهاردهم توان هدایت اقتصاد به مسیر درست را ندارد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، سال ۱۴۰۴ در شرایطی به آخرین روزهای خود رسیده که وضعیت اقتصادی کشور دشوارتر از ابتدای سال است. شرایط دشوار از ابتدای سال آغاز شد چرا که در نیمه دوم پارسال قیمت ارز رو به افزایش رفت و آغاز جنگ ۱۲ روزه شرایط بغرنج اقتصاد ایران را، بغرنجتر کرد. پس از جنگ ۱۲ روزه رکود شدیدتری اقتصاد را در بر گرفت و این وضعیت تا پایان پاییز ادامه یافت.
در این فاصله دولت دائم از پرداخت ارز کالاهای اساسی خودداری میکرد زیرا صاحبان ارز، ارزهای صادراتی خود را نمیآوردند. این وضعیت آن قدر ادامه یافت که در اواخر آذر ماه دیگر ارز برای واردات نبود و تیم اقتصادی دولت همین کمبود را بهانه شوک ارزی کرد. این در حالی است که دولت باید قانون شکنان یعنی صاحبان ارز برخورد میکرد اما به جای آن سراغ تنبیه بخش بزرگی از مردم رفت و با حذف ارز ترجیحی، کسری منابع خویش را به مردم تحمیل کرد.
این اقدام را تیم اقتصادی دولت گامی در راستای افزایش شفافیت و رقابتپذیری اقتصاد اعلام کردند. این حرکت نه تنها با اعتراض اقتصاددانان چپ و منتقد قرار گرفت که صدای برخی از مدیران و اقتصاددانان موسوم به لیبرال را هم درآورد به نحوی که هم مسعود نیلی و هم ولی الله سیف، این اقدامات را به زیان کشور، در شرایط فعلی دانستند.
پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی، از جمله کارشناسان لیبرالی محسوب میشود که به شدت با تیم اقتصادی دولت مخالف است. او در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد مدافعان شوک درمانی باید پاسخگوی اتفاقات اخیر باشند. از نظر این تحلیلگر هم وقتی یک اقتصاد در وضعیت «غیر عادی» قرار گرفته، باید وضعیت عادی شود و سپس به سمت اصلاحات حرکت کرد.
مشروح این گفتگو را میتوانید در ادامه بخوانید.
دولت چهاردهم تحت عنوان اصلاحات اقتصادی، یک شوک ارزی را به کشور تحمیل کرد. با این حال مشاهده میکنیم که برخی از اقتصاددانان لیبرال علیه این اقدام دولت موضع گرفتند. شما چه موضعی نسبت به این اقدامات دارید؟
من با این اقدامات یکسره مخالفم و فکر میکنم بهتر است اسم این دست سیاستگذاریهای مضر را اصلاح و اصلاحات نگذاریم. تیم اقتصادی دولت از حرفهای قلمبه و سلمبه استفاده میکند که اقدامات زیان بار خود را پنهان کند. آقایان به شیوه بدی منابع کشور را اداره کردند و زمانی که پولی نداشتند شروع به شوک درمانی کردند. بعد هم برای اینکه مسئولیتشان پنهان بماند، روغن ریخته را نذر امامزاده کردند و گفتند در راستای اصلاحات اقتصادی به این کارها دست زدیم.
برخی ادعا میکردند با شوک ارزی، بخشی از مشکلات اقتصادی مرتفع میشود و اقتصاد از انحصار دولت خارج خواهد شد. فکر نمیکنید با وجود هزینههای این اقدام، چنین سیاستی میتواند جنبههای مثبتی داشته باشد؟
ببینید من به عنوان یک طرفدار اقتصاد آزاد و کسی که خودش را به نگاه لیبرال نزدیکتر میدانم، باید خدمت شما عرض کنم که این اقدام به شدت به زیان کشور، اقتصاد و مردم ایران بوده است. اینکه سیاستگذار چه توجیهی برای اقدامش میآورد را نباید خیلی هم جدی گرفت، خصوصا وقتی که آنها با اقدامات اشتباهشان کشور را وارد یک مسیر خطرناک کردهاند و این حرفها بیشتر برای سلب مسئولیت از نقششان است.
فکر میکنید تیم اقتصادی دولت در قبال وقایع اخیر و اعتراضات دی ماه مسئولیت اخلاقی دارد؟
من فکر میکنم تئوریسینهای شوک درمانی، چه آنها که در دولت جایگاه رسمی دارند و چه کسانی که در قامت مشاور و بازوی رسانهای آنها فعالند، در اتفاقات اخیر که منجر به کشته شدن بیش از سه هزار هموطن شد، نقش داشتهاند و این مسئولیت به هیچ وجه صرفا یک مسئولیت اخلاقی هم نیست. شوک درمانی همواره اقدامی چالش برانگیز است و پیش از اجرا هم مشخص بود مردم دیگر ظرفیت شوک تازه را ندارند.
مدافعان شوک درمانی این اقدام را گامی در راستای گسترش بازار آزاد میدانند و با همین توجیه شوک ارزی را تحمیل کردند. شما زمان فعلی را مناسب این کار نمیدانید؟
اقتصاد آزاد اصولی دارد و اجرای هر سیاست پیشنیازهایی را میطلبد. وقتی به این دو عامل توجه نمیشود، توجیهاتی که میآورند دیگر قابل اتکا نیست. زمانی یک اقتصاد آزاد است که واقعا قیمتگذاری ارز آزاد باشد اما امروز ما با بازار تک نرخی ارز مواجه نیستیم بلکه همچنان چندین نرخ وجود دارد که البته چند برابر ۶ ماه پیش هستند و همین به افزایش تورم منجر میشود.
در یک اقتصاد آزاد، بازرگانی خارجی هم آزاد است اما در ایران امروز چنین وضعیتی مشاهده نمیشود. تخصیص ارز همچنان آزاد نیست. درواقع این فقط قیمتها هستند که نسبت به گذشته چند برابر شدند و فقر مردم وگرنه اقتصاد ایران با وجود این همه شوکهای مهلک، با یک اقتصاد بازار محور فاصله چشمگیری دارد.
به طور کلی دولت چهاردهم را چقدر موفق میدانید؟
من این دولت را ضعیفترین دولت تاریخ میدانم که با تصمیمات اشتباه خود این شرایط را رقم زد. این وضعیت را عذرخواهی رفع و رجوع نمیکند. تمام کسانی که در این ماههای اخیر پشت شوک درمانی رفتهاند، را من در وضعیت فعلی مقصر میدانم و فکر میکنم باید پاسخگو شوند. اما متاسفانه همچنان بر مسند کار هستند و برای توجیه خود، آدرس غلط میدهند.
بعضی اقتصاددانان موسوم به لیبرال مانند مسعود نیلی یا ولی الله سیف معتقدند در شرایط فعلی امکان تک نرخی کردن ارز وجود ندارد و از این جنبه نسبت به اقدام اخیر مخالف هستند. پیش از اجرای شوک ارزی، عیان نبود که وضعیت کشور «نرمال» نیست؟
اتفاقا باید همین مدافعان شوک درمانی و نزدیکان اقتصادی دولت به این سوالات پاسخ دهند که بر چه اساس بر اجرای این سیاست، در این وضعیت پافشاری کردند.
پیش از این در گفتگوهایی که با «خبرآنلاین» داشتم که حتی اگر بنا است این اقدامات را انجام دهند باید یک برنامهریزی اصولی بکنند، از مدتها قبل به مردم اطلاع دهند و شروع به پرداخت یارانه کنند. باید مردم را پیش از این کارها قانع کرد که ریخت وپاش بودجهای تمام شده و فشار تنها بر مردم قرار نیست بیاید. اینکه با مدیریت غلط، کاری کنید پولها تمام شود و بعد از سر ناچاری سراغ کارهای تورمزا بروید، هر چه هست اقدام هوشمندانه و مفید نیست.
تحت عنوان بسته نجات مردم کاری کردند که از یک طرف بخش بزرگی از مردم عزادار شدند و از سوی دیگر تورمی به وجود آوردند که ماهها تبعاتش بر دوش مردم خواهد بود، هر چه هست شرافتمندانه نیست. قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته و حالا مردم روزهای سختتری را خواهند داشت و آقایان مدافع این کارها، حالا دارند حرفهایشان را عوض میکنند.
چه چیزی تیم اقتصادی دولت را به انجام این اقدام در وضعیت فعلی مجاب کرد؟
توجه کنید که ما از فروردین ۱۴۰۳ با شاخص شامخ زیر ۵۰ روبهرو بودیم یعنی اقتصاد ما در رکود قرار داشت و همزمان با این رکود شوک تحمیل کردند. حالا آقایان خود را به آن راه زدهاند. من فکر میکنم این افراد یا نادان هستند و یا به عمد در این شرایط این کارها را کردند تا کشور وارد مرحله بحرانیتر شود. این میان با پرداخت یک میلیون تومان کالا برگ انتظار دارند شکاف میان دولت و مردم کم شود!
این سطح از ندانم کاری، بدون نادانی یا فرصت طلبی قابل فهم نیست.
چشمانداز پیشروی کشور را چه میبینید؟
من بسیار نگران آینده کشور هستم زیرا در یک شرایط سخت و دشوار، ضعیفترین دولت ممکن سکان کشور را به دست گرفته است. دولتی که به واقعیات کشور توجهی ندارد و تنها در پی این است که هزینههایش را از سفره مردم تامین کند. ما پیش از این هم با دولتهای کارآمدی مواجه نبودیم و پیش از این نیز دولت سیزدهم سکان کشور را در دست داشت که شخصا آن زمان هم از منتقدان آن دولت هم بودیم ولی در عملکرد اقتصادی، این دولت به مراتب از دولت بیدرکتر و بیکفایتتر است. با این وضعیت شدیدا باید نگران «ایران» باشیم.

دیدگاه