قتل بیمار مبتلا به سرطان با قرص برنج | قاتل: او ناامید بود و از خودکشی حرف میزد!
مردی که با قرص برنج زن مبتلا به سرطان را به قتل رسانده بود، سکوت خود را شکست و اعتراف کرد و گفت: او بسیار ناامید بود و از خودکشی حرف میزد. از من خواست قرصهایش را بدهم و من قرص برنج را به او دادم. بعد از خوردن آن، حالش وخیمتر شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از جامجم، اردیبهشت امسال زن ۴۰سالهای که مطلقه بود و در یکی از محلههای تهران زندگی میکرد، در خانهاش حالش وخیم شد. وی پس از انتقال با اورژانس به بیمارستان، جان خود را از دست داد. پس از تحقیق اولیه از خانوادهاش مشخص شد که وی به سرطان مبتلا بوده و آنان از مرگ او شکایتی نداشتند. اما با گذشت هفت ماه، پزشکی قانونی اعلام کرد علت فوت بیماری نبوده، بلکه مسمومیت با قرص برنج بوده و احتمال قتل در میان است.
با کشف این سرنخ، خانوادهاش در روزهای پایانی آذر دوباره احضار شدند و احتمال خودکشی دخترشان به دلیل درد بیماری را مطرح کردند. با استناد به این ادعا، مقام قضایی دستور تحقیقات گستردهتری صادر کرد که در نهایت مشخص شد او هنگام حادثه در خانه بوده و یک مرد با تماس اضطراری از اورژانس کمک خواسته است. این مرد حتی همراه زن جوان به بیمارستان نرفته بود و همین موضوع، شک پلیس را برانگیخت. از اینرو او به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفت و چند روز پیش بازداشت شد. وی در بازجویی مدعی شد مدتی است با زن بیمار دوست بوده و آن روز هم طبق خواسته خود زن که حال مساعدی نداشته، به او قرص داده و در مرگش نقشی نداشته است.
با توجه به تناقضگوییهای مرد ۴۰ ساله، تحقیقات درباره او ادامه یافت تا اینکه دیروز در شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی تهران به قتل زن بیمار اعتراف کرد و گفت: مدتی بود با این زن دوست شده و به خانهاش رفتوآمد داشتم. برایم تعریف کرد که به سرطان مبتلا شده و با وجود درمان، امیدی به زنده ماندن نداشت. این وضعیت روحیه مرا خراب کرد و دیگر نمیتوانستم صحبتهای مداوم او درباره خودکشی و رهایی از درد بیماری را تحمل کنم. تصمیم گرفتم او را بکشم تا از رنج بیماری خلاص شود.۱۰ روز قبل از اجرای نقشه، به بازار رفتم و از فردی قرص برنج خریدم. روز حادثه زن بیمار را دیدم و سوار خودرو کردم و در شهر چرخی زدیم. او بسیار ناامید بود و از خودکشی حرف میزد. بعد به خانهاش برگشتیم. حالش بد بود و دچار سردرد و گیجی شده بود. از من خواست قرصهایش را بدهم و من قرص برنج را به او دادم. بعد از خوردن آن، حالش وخیمتر شد. ترسیدم و عذاب وجدان گرفتم. هر کاری کردم بهتر نشد. وقتی حالش بدتر شد به اورژانس زنگ زدم و او را به بیمارستان رساندند، بعد متوجه شدم که فوت کرده است. از ترس فرار کردم. در این مدت عذاب وجدان رهایم نمیکرد، وحشت از قصاص مانع فاش کردن راز جنایت شد.»
محسن اختیاری، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران با تأیید این خبر به جامجم گفت: با اعتراف این مرد ۴۰ ساله او به اتهام قتل عمد در بازداشت به سر میبرد تا بعد از پایان تحقیقات، صحنه قتل این زن بیمار را بازسازی کند.
دیدگاه