به ورشکستگی آبی رسیدهایم | آینده کشور قطعا در گرو تامین برق پایدار است
عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینکه در حوزه آبی به «ورشکستگی» رسیده ایم، معتقد است مشکلات حوزه آب و انرژی نه یک شبه ایجاد شده و نه اتفاق است؛ بنابراین میتوان با همکاری همگانی آن را حل کرد به شرط آنکه عزم لازم برای رفع آن وجود داشته باشد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، بخش بزرگی از منطقه خاورمیانه و ایران، در چند سال گذشته یک دوره خشکسالی طولانی را سپری کرده و وارد ششمین سال خشکسالی پیاپی خود شده است؛ کاهش شدید بارشها بخصوص در فصل پاییز امسال، نگرانیها از عمیقتر شدن این خشکسالی و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن را دو چندان کرده است.
شدت کاهش نزولات آسمانی، کارشناسان را بر آن داشته که با ریشهیابی علل مشکلات پدید آمده در حوزه آب اعم از مدیریت منابع آبی در بخشهای کشاورزی، صنعت و شرب و مهار روان آب ها، به بیان دیدگاههای خود برای مقابله با این پدیده که بخشی از آن به دلیل تغییرات اقلیمی بر ایران و منطقه حاکم شده است، بپردازند.
هاشم اورعی استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران در گفتگو با ایرنا معتقد است آنچه امروز به عنوان بحران در بخش آب و انرژی نمود یافته، نتیجه سالها سهل انگاری و بیبرنامگی در این حوزه است.
متن این گفتگو به شرح زیر است:
بحران آب و برق یک شبه ایجاد نشده است
جناب آقای دکتر اورعی، چه شد که کشور در حوزه آب و برق به نقطه بحران رسید؟
اورعی: مشکلاتی که ما در رابطه با انرژی و آب داریم و گرفتارش هستیم، اینها نه یک شبه رخ داده و نه یک اتفاق است؛ همه اینها برآیند تصمیماتی است که در طی نه یک سال و دو سال یا این دولت و آن دولت بلکه در چند دهه ایجاد شده است. میشود گفت همه آن کارهایی که باید انجام میدادیم را انجام ندادیم و اگر نگوییم همه، بلکه بیشتر آن کارهایی که نباید انجام میدادیم، انجام دادیم و نتیجه وضعیت کنونی شده و لذا اصلا نباید تعجب کنیم که چنین اتفاقاتی افتاده است زیرا خودمان کار را به اینجا رسانده ایم. امروز هیچ کس دیگری نمیتواند این مساله را حل کند؛ ما باید خودمان دور هم جمع شویم و مساله را حل کنیم.
من هم شنیدهام که میگویند مردم مقصرند یا بخشی از تقصیر رو باید بر دوش مردم گذاشت؛ من با اعتقاد کامل و با صراحت تمام عرض میکنم که اگر ما یک جایی رو بخواهیم بگوییم مردم به هیچ تقصیری ندارند، اینجاست؛ البته این بدان معنا نیست که مردم درست رفتار میکنند و یا کم و زیاد مصرف میکنند. زیرا رفتار مردم چه درست و چه غلط بازتاب و برآیند سیاستهای دولت و حکومت است. اگر من یک اشتباهی رو انجام میدهم این یعنی اینکه یا به من آموزش داده نشده یا به لحاظ اقتصادی درست سیاستگذاری نشده است.
تقاضا برای برق در جهان تا سال ۲۰۵۰ دو برابر میشود
در ماجرای انرژی و آب ما نمیتوانیم از ایران شروع کنیم؛ به عنوان مثال وقتی ما صحنه انرژی را نگاه میکنیم، ما تقریباً در میانه یک فرایند بسیار مهمی تحت عنوان «گذار انرژی» هستیم. یکی از ویژگیهای این دوره این است که سهم برق از کل انرژی رو به افزایش است یعنی تا سال ۲۰۵۰ میلادی، نقش زغال سنگ به شدت کاهش مییابد و شیب نفت و گاز کمتر میشود اما آمارهای جهانی میگوید که تا سال ۲۰۳۰ یعنی تا ۵ سال دیگر تقاضای برق جهان ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند و تا ۲۰۵۰ دو برابر میشود که دو سوم آن از محل انرژیهای تجدیدپذیر تامین خواهد شد. با این اوصاف انرژی بادی و خورشیدی سهم بالایی از تولید برق جهان خواهند داشت اما ما در ایران از این قافله عقب مانده ایم.
در مورد آب هم باید گفت که مسئله آب فقط مسئله ایران نیست؛ به تازگی بانک جهانی کتابی درباره وضعیت آب در جهان منتشر کرد که در آن آمده در دو دهه اخیر سالانه سه درصد منابع آب شیرین جهان کم شده و در مناطق خشک این تا ۱۰ درصد هم میرسد؛ عکسهای ماهوارهای نشون میدهد که مناطق خشک جهان از جمله ایران در حال گسترش هستند؛ لذا با تاکید بر اینکه ما فقط نیستیم که مشکل آب داریم، مسئله ما این است که به دنیا نگاه کنیم و مسئله خود را حل کنیم.
سه دلیل برای کاهش منابع آب شیرین جهان
بانک جهانی سه دلیل را برای کاهش منابع آبی جهان ذکر کرده است؛ نخست گرمایش جهانی ناشی از تغییرات اقلیمی که باعث افزایش تبخیر منابع آبی و تغییر در چرخه بارشی جهان شده است؛ دوم تغییر کاربری زمینها و جنگل زدایی، توسعه بیرویه شهرسازی و آبیاری بیرویه و سوم مدیریت نادرست آب.
در کنار آنها، مشکلاتی چون مدیریت نادرست به معنی بیارزش بودن آب به لحاظ اقتصادی و فقدان مدیریت یکپارچه و همکاری منطقهای نیز از دیگر عوامل بروز مشکلات آبی شده است. در یک دوره ۲۰ساله یعنی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ میلادی مصرف جهانی آب ۲۵ درصد افزایش پیدا کرده که این میزان در مناطق خشک همچون ایران تقریبا ۳۳ درصد یعنی یک سوم بوده است؛ در نتیجه امروز ما به جایی رسیدیم که ۹۸ درصد آب موجود جهان صرف کشاورزی میشود.
بانک جهانی برای این بحران دو نسخه ارایه کرده است؛ نخست مدیریت تقاضا و دوم مدیریت عرضه؛ مدیریت تقاضا یعنی بالا بردن بهرهوری، محدودیت برداشت و آموزش عمومی و در بخش عرضه بالا بردن ارزش یعنی توجه بیشتری به بازیافت به آب شیرین کنها و بلاخره اصلاح سیستم تخصیص آب.
فکر نکنیم که فقط ما هستیم که مشکل داریم؛ البته مشکل ما به دلیل بیتوجهی طی چند دههتر از جهانه و این یعنی اینکه ما زودتر و سریعتر با این مسئله باید درگیر شویم و حل کنیم.
مشکل ما بیشتر عدم استفاده صحیح از آب است
من تاکید میکنم که مشکل ما کمبود آب نیست بلکه بیشترعدم استفاده صحیح از آب است زیرا ما سالی ۱۰۰ میلیارد مترمکعب ذخایر آب تجدیدپذیر داریم؛ سهم ما ۵۰ برابر عربستان سعودی و ۲۰ برابر متوسط کشورهای منطقه است؛ این اعداد میگوید مشکل اساسی ما کمبود آب و ناترازی نیست.
ما نباید از واژه «ناترازی» و یا «بحران آب» در ایران استفاده کنیم بلکه برای اینکه عمق فاجعه را بیان کنیم باید نامش را «ورشکستگی آب» بگذاریم؛ اگر این را نگوییم، یعنی روند گذشته را ادامه میدهیم و کار را خرابتر میکنیم. اینکه چرا ما به این ورشکستگی در بخش آب رسیدیم، پاسخ روشنی دارد و بخشی از آن مربوط به تغییرات اقلیمی است که دمای هوا افزایش یافته و پیش بینیهای دراز مدت هم نشان میدهد که تنش آبی هم بالا رفته است.
دلیل دوم این ورشکستگی آبی، تغییر مسیر آب رودخانههایی است که سر شاخههای آنها در کشورهای همسایه مثل افغانستان و ترکیه است؛ یعنی اینکه ما در دیپلماسی آب و همکاری منطقهای ضعیف عمل کردیم. دلیل سوم هم ساختار مدیریتی ناکارآمد در بخش آب است؛ یعنی پروژههای آبی که در طی چند دهه انجام دادیم مثل سدسازی ها، آب شهر، انتقال آب بین حوزهای و یا حفر چاهها این مشکلات را ایجاد کرده است.
برای مثال گفته میشود از یک میلیون چاه حفر شده در کشور نیمی از آنها غیرمجاز هستند یعنی به دلیل ساختار مدیریتی ناکارآمد کشور را تبدیل به یک آبکش کردیم و نتیجه امروز حاصل شده و کار به جایی رسیده که امروز بحث تخلیه تهران مطرح میشود. کاری ندارم که این ایده عملی است یا نه اما واقعیت این است که مسئله فقط تهران نیست. در شهر مشهد که بزرگترین شهر کشور بعد از تهران است، سدهای تامین کننده آن فقط سه درصد آب دارند.
از قافله توسعه انرژیهای تجدیدپذیر عقب افتادهایم
به دوران گذار انرژی در جهان اشاره کرده اید؛ اقدامات انجام شده در حوزه توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
اورعی: در حالی که دنیا در دوران گذار انرژی قرار دارد و برقیسازی همه بخشها از جمله خودروها، صنایع و خانگی در دستور کار است، ما از توسعه تجدیدپذیرها عقب مانده ایم. در اینکه ما باید به سرعت به سمت توسعه انرژی تجدیدپذیر برویم هیچ شکی نیست؛ امروز به دلیل مزیتهای اقتصادی انرژی تجدیدپذیر بیشتر روی بادی و خورشیدی متمرکز شده است و بیش از ۹۸ درصد آن به همین انرژی خورشیدی و بادی اختصاص دارد.
کشور ما ظرفیتهای قابل توجهی در انرژی بادی و خورشیدی دارد؛ اما گاهی طوری صحبت میشود که گویا قرار است انرژی خورشیدی ما را از این مهلکه بحران انرژی نجات دهد. طبق آمار وزارت نیرو تا پایان شهریور کل سهم انرژی تجدیدپذیر از کل برق مصرفی کشور ۹ دهم درصد است یعنی زیر یک درصد. وقتی که ۱۰۰ کیلووات انرژی خورشیدی اجرا میکنیم، در طول ۲۴ ساعت فقط ۲۵ کیلووات از آن برق میگیریم.
دولت بارها اعلام کرده ما میخواهیم تا پایان دولت چهاردهم ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر اجرا کنیم؛ سازمان انرژی هم گفته که تا سال ۱۴۲۰ تولید ۲۰ هزار مگاوات برق هستهای را در دستور کار دارد. به جای اینکه با این اعداد رویاپردازی و آینده فروشی کنیم، بهتر است ببینیم که با توجه به محدودیت ها، ظرفیتها و قابلیتهای کشور، سبد انرژی و سیاستهای انرژی کشور را تدوین کنیم که چنین چیزی امروز نداریم. ما تمام تخم مرغهای خودمان را در سبد انرژی خورشیدی گذاشته ایم؛ من مخالف انرژی خورشیدی نیستم ولی هر چیزی در شرایط خودش باید دیده شود.
به طور رسمی اعلام شده که قرار است تا تابستان سال آینده ۱۰ هزار مگاوات انرژی خورشیدی داشته باشیم گذاشتم؛ با یک حساب ساده و سرانگشتی یعنی اینکه این کار ۴.۷ درصد انرژی برق را در کشور افزایش میدهد. این تقریباً برابر با میزان افزایش تقاضای کشور است یعنی نمیتوانیم ادعا کنیم که با افزایش انرژی خورشیدی ما میتوانیم مشکل ناترازی برق را رفع کنیم.
مشکل دیگر عدم تطابق است؛ یعنی نمیتوان به مصرف کنندگان برق اعم از مشترکان خانگی و صنعتی بگوییم که وقتی خورشید بالای آسمان است، برق استفاده کند. برای رفع مشکل عدم تطابق تولید و مصرف، در دنیا از ذخیرهساز انرژی الکتریکی استفاده میشود؛ الان من میبینم در ایران وزارت نیرو نیز صحبت از باتری و ذخیره سازهاست در حالی که همان مسیر اشتباه ممکن است تکرار شود.
هزینه اجرای یک مگاوات نیروگاه خورشیدی بدون باتری امروز ۳۰ میلیارد تومان است اگر به آن باتری هم اضافه کنیم، میشود ۱۱۰ میلیارد تومان؛ اگر قرار باشد وعده دولت تا تابستان سال آینده عملی شود، بدون باتری ۲۵۵ هزار میلیارد تومان و با محاسبه باتری ذخیره ساز ۹۳۵ هزار میلیارد تومان هزینه دارد. برای فهم بهتر این عدد باید گفت که بودجه عمرانی دولت در سال ۱۴۰۴ برابر ۶۰۰ هزار میلیارد تومان است که نشان میدهد ما توان مالی به کارگیری باتریها را در نیروگاههای خورشیدی نداریم.
به تازگی امارات قراردادی به میزان ۵۲۰۰ مگاوات با باتری منعقد کرده که ارزش آن ۶ میلیارد دلار ارزش دارد اما عربستان یک قرارداد تولید برق ۵۰۰۰ هزار مگاواتی با یک شرکت چینی امضا کرده که ۳۰۰۰ مگاوات بادی و ۲۰۰۰ مگاوات خورشیدی به ارزش ۲.۷ میلیارد دلار. این کار نیاز به باتری را اگر رفع نکند، به شدت کاهش میدهد زیرا روزها از انرژی خورشیدی برای تولید برق استفاده میکند و شبها از انرژی بادی.
پس کشورهای نفتخیز در دوره گذار انرژی نیز در حال تغییر ساختار انرژی هستند ولی مدیران ما در بخش انرژی چند دهه از ماجرای و مدیریت روز انرژی عقب هستند و به سیستمهای سنتی فکر میکنند.
من نگران گذشته نیستم، من نگران حال هم نیستم که رشد اقتصادی کشور به دلیلعدم امکان تامین برق منفی شده و با پیش بینی گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در نیمه دوم سال هم همین مشکلات وجود دارد، بلکه نگران آینده هستم چون آینده متعلق به است و اگر امروز برنامه ریزی نکنیم، از قطار آینده با توجه به توسعه هوش مصنوعی و مرکز دادهها میمانیم. نباید برق را دست کم بگیریم، چون آینده کشور و توسعه کشور قطعا در گرو تامین برق پایدار است اما امروز شیب منفی ماجرای انرژی تندتر از شیب مثبت اقداماتی است که در دست انجام است.
وزارت نیرو به دنبال نیروگاههای تلمه ذخیرهای است؛ نظر شما در این خصوص چیست؟
اورعی: این روش برای کشورهایی مناسب است که آب زیادی دارند؛ کشورهایی چون برزیل و ترکیه چون بخش قابل توجهی از برق تولیدی آنها از آب است، از این روش استفاده میکنند. این روش نیاز به آب و برق دارد که ما هر دو را نداریم. وقتی مسئله را چند دهه به روش خودت میخواهی حل کنی و نمیخواهی واقعیتها را قبول کنی، مثل مریضی است که ما روز اول میتونستیم شاید با قرص و شربت خوبش کنیم ولی الان دیگر کمتر از تیغ جراحی جواب نمیدهد.
به بخش آب برگردیم؛ وضعیت مصرف آب را چگونه میتوان مدیریت کرد؟
اورعی: نزدیک ۹۰ درصد مصارف ما در بخش کشاورزی، ۶ درصد شرب و ۴ درصد بخش صنعت است؛ من ۱۰۰ درصد با صرفه جویی در مصرف آب موافقم اما نه اینکه بگوییم مردم آب زیاد مصرف میکنند؛ زیرا ۹۰ درصد آب جای دیگری مصرف میشود.
در حوزه آب شرب فقط تهران را مثال بزنیم که باید بهترین زیرساخت را داشته باشد اما میزان هدررفت آب بالاست یعنی لولههای آب سوراخ است و آب هدر میرود و اصلاح آن هم اولویت نداشته است؛ وقتی میزان هدر رفت آب را با آب رایگان و آب غیرمجاز را با هم جمع میکنید، حدود ۳۲ درصد یعنی یک سوم کل آب شربی که تصفیه میشود، از دست میرود. یعنی ما سرمایهگذاری نکردیم، ما فناوری رو فراموش کردیم و برای بازچرخانی به کمک نگرفتیم.
کشورهای دیگر مثل عربستان که با روشهایی چون باز چرخانی آب و استفاده از آب شیرین کن مشکل خود را حل کرده اند. متخصص جغرافیا امروز در ایران گفته که ظرفی ۲۰ سال باید ۳۵ درصد جمعیت کشور در حاشیه جنوب کشور دریای عمان و خلیج فارس باید مستقر شود جالب است که بدانید بین سال های۱۳۵۰ تا ۱۳۵۴ مشاورین بین المللی گفتهاند بین ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت ایران باید در جنوب مستقر شوند. حالا بعد از ۵۰ سال به جای اینکه جمعیت را به سمت جنوب هدایت کنیم، میخواهیم درست در نقطه برعکس آب را از دریای عمان به سمت مشهد و اصفهان بیاوریم.
درست است که در موضوع آب و انرژی همدلی مردم پیش شرط لازم است اما چه جوری میتوانیم از مردم انتظار همیاری و همدلی و حمایت داشته باشیم وقتی میبینیم به مردم گفته میشود اگر ۱۰ درصد صرفهجویی کنید، مسئله آب تهران حل میشود. این یعنی جور تمام ناکارآمدیها را باید بر دوش مردم بگذاریم. این ناکارآمدی تا جایی است که هدر رفت آب در شبکه آب شرب را هم بر دوش مردم میگذارند و میگویند که روزانه ۲۵۰ لیتر در روز متوسط مصرف است و میخواهیم آن را به ۱۳۰ لیتر برسانیم. البته کاهش این میزان مصرف آب شدنی است اما اول شما باید آن سوراخها را ببندید بعد به سراغ مردم بروید. وقتی آب را به یک کالای بیارزش از نظر اقتصادی تبدیل کردید، معلوم است که سرمایهگذاری در این بخش نمیشود.
تعارض آب در برنامه هفتم
مشکلات آب و سیاستگذاریهای این حوزه فقط به دولت مربوط نمیشود، مجلس هم در برنامه هفتم ۱۴ محصول کشاورزی را لیست کرده و گفته باید در تولید اینها ۹۰ درصد خودکفا شویم و حتی برای ۵ مورد خودکفایی ۱۰۰ درصدی پیش بینی کرده است اما نگفته با کدام آب باید این محصول تولید شود. میبینیم سال گذشته تولید گندم ۱۲ میلیون تن بود و امسال به ۷.۳ میلیون تن رسیده است.
برای رفع مشکل آب در بخش کشاورزی باید به اصلاح الگوی کشت روی بیاوریم و دوباره طراحی کنیم و در یک اتاق فکر با متخصصان و کارشناسان، کار را به پیش ببریم و الگوی کشت متناسب با شرایط امروز کشور را طراحی کنید و حتی کشت فراسرزمینی را دنبال کنیم. همان کاری که کشورهایی چون عربستان و امارات انجام داده اند.
گفته میشود سیاست کشت فراسرزمینی شکست خورده و به نتیجه نرسیده است.
اورعی: اگر هم شکست خورده باشد، حتما انتخابهای نادرستی داشتهایم و یا در اجرا خوب اجرا نشده است وگرنه کشت فراسرزمینی که مسئله «دو دوتا چهارتا» است؛ همانطور که برخی کشورها مشکل کمبود آب دارند، برخی کشورها با آب مازاد روبرو هستند؛ وقتی شما به دنبال کشت فراسرزمینی میروید دیگر واژههایی چون خودکفایی و امنیت غذایی در مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود و لذا باید این تفکر عوض شود.
به جای اینکه از فناوریهای نو در حوزه آب استفاده کنیم، به دنبال انتقال آب از دریا و حتی انتقال آب بینه بین حوضهای هستند؛ به طوری که حتی من به عنوان یک شهروند عادی شک میکنم که نکند اینها محل انتفاع ذینفان و مافیای آب باشد. باید گفت کمبود آب معلول است و علت را باید در جاهای دیگر جست و جو کرد؛ نمیتوانیم این مشکل رو با تخلیه تهران حل کنیم بلکه باید بر مبنای میزان بارش در آینده، کار خود را انجام دهیم.
آیا میتوان در بخش آب هم برنامه ریزی بلندمدت داشت. مثل ترکیه که برنامه ۷۰ساله برای این بخش دارد؟
اورعی: بحث آب و انرژی موضوع یک سال و پنج سال نیست؛ افق فکری و برنامه ریزی دولتها برای سال آخر دولت است در حالی که ما باید برنامه ریزی بلندمدت بر مبنای علم داشته باشیم. ما همین امروز باید از خواب غفلت بیدار بشویم و امید و همدلی پیشه کنیم؛ جزیرهای نمیشود مشکل آب را حل کرد بلکه باید مردم را به هر طریق ممکن جذب کنیم. باید دست به دست هم بدیم و ایران عزیز را بسازیم و راه دیگری وجود ندارد.
نقش رسانهها را در این خصوص چگونه میبینید؟
اورعی: به اعتقاد من یکی از متهمین ردیف اول در حوزه آب، رسانه است؛ رسانه نقش خود را در دهههای قبل به درستی ایفا نکرد؛ اگر رسانهها بخواهند همان سیاستهای دولت را فقط به مردم ارایه کنند، به معنی ادامه مسیر کنونی است که به ناکجا آباد خواهد رسید. الان باید رسانهها منافع ملی را ملاک قرار دهند؛ نه اینکه چوب لای چرخ مجریان بگذارند بلکه باید مردم را آگاه کنند و پیام مردم را به مسئولان برسانند.
از صمیم قلب امیدوارم که فکرهای خود را عوض کنیم و طرحی نو در اندازیم زیرا ملت ایران لیاقت و شایستگی آن را دارند و امکانات و توان علمی آن هم وجود دارد؛ ما باید همه دست به دست هم بدیم و ایران را بسازیم؛ لازمه این کار این است که خودی و ناخودی را کنار بگذاریم.
دیدگاه