چالشهای مزمن مدیریتی در علوم پزشکی گیلان؛ از فرافکنی تا پنهانسازی ناکارآمدیها
بیتردید این واقعیت که حوزهی بهداشت و درمان گیلان در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، دیگر بر کسی پوشیده نیست. واقعیتها را نمیتوان برای همیشه پنهان کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، در حالیکه شاخصهای رسمی وزارت بهداشت از افت محسوس عملکرد دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سالهای اخیر حکایت دارد، برخی رسانهها به جای مطالبهگری و نقد عملکرد، به سفیدشویی مدیریتی پرداختهاند؛ رویکردی که نهتنها واقعیتها را پنهان نمیکند، بلکه نشانهای از فرسودگی مزمن مدیریتی در حوزه سلامت استان است.
«الگویی تکراری از فرافکنی مدیریتی»
دکتر آشوبی در چندین اظهارنظر، علت بروز اشکالات در شاخصهای درمانی، بهداشتی و پژوهشی دانشگاه را «عدم همکاری سایر بخشها و سازمانهای ذیربط» عنوان کرده است. او همچنین در خصوص موضوع «جوانی جمعیت» اظهار داشته که فقط «بخشی از مسئولیت این امر بر عهده دانشگاه علوم پزشکی گیلان است».
این در حالی است که در سطح ملی، با وجود نقشآفرینی چندین نهاد در اجرای سیاستهای جوانی جمعیت، مسئولیت اصلی این حوزه بهطور رسمی بر عهده دانشگاههای علوم پزشکی استانها گذاشته شده و برخی کارشناسان این رویکرد را نوعی تلاش برای تقسیم مسئولیت میان نهادها تعبیر میکنند.
«کی بود کی بود من نبودم» دیگر صرفاً یک ضربالمثل طنز نیست، بلکه به یکی از شایعترین عارضههای مدیریتی در کشور تبدیل شده است. این بیماری، با سلب مسئولیت از مدیران و انتقال تقصیر به دیگران آغاز میشود و در نهایت، با پدیدهای تازهتر به نام «درد مدیریتی» تداوم مییابد.
در این سازوکار، نه مدیران بلکه حلقهای از حامیان و ذینفعان آنان، با وارونهنمایی واقعیتها و بزک چهره مدیریتی، افکار عمومی را فریب میدهند و هر نقدی را به دشمنی تعبیر میکنند.
سفیدشویی در خدمت بقا، نه پاسخگویی
در هفتههای اخیر و پس از انتشار گزارشی درباره عملکرد یکساله دکتر آشوبی، برخی رسانههای نزدیک به رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بدون اتکا به آمار یا مستندات رسمی، تلاش کردهاند از عملکرد مدیریتی او دفاع کنند.
این در حالی است که ارزیابیهای رسمی وزارت بهداشت از افت محسوس شاخصهای خدمات سلامت در گیلان حکایت دارد و گزارشهای میدانی نیز از نارضایتی گسترده ذینفعان دانشگاه در بخشهای مختلف خبر میدهد.
در گفتوگوهایی که با اساتید، کارشناسان و کارکنان حوزه سلامت انجام شد، بسیاری از انتقادات بهدلیل رعایت اصول حرفهای خبرنگاری و پرهیز از سیاهنمایی، حذف یا تعدیل گردید؛ اما واقعیتها را نمیتوان برای همیشه پنهان کرد.
وقتی رسانهها بهجای پرسشگری، به توجیه ضعفها میپردازند، «فرهنگ پاسخگویی» جای خود را به «سفیدشویی برای بقا» میدهد؛ فرهنگی که نتیجهی آن چیزی جز بیاعتمادی عمومی، تضعیف اعتبار نهادها و فرسایش سرمایهی اجتماعی نیست. این چرخهی معیوب، اگر اصلاح نشود، نهتنها مانع پیشرفت نظام سلامت گیلان خواهد شد، بلکه فاصله میان مردم و مدیران را نیز بیش از پیش افزایش میدهد.
از سزارین تا ریترکت؛ شاخصها سخن میگویند
طبق دادههای رسمی وزارت بهداشت، گیلان همچنان با نرخ ۸۰ درصدی زایمان سزارین، رکورددار کشور است؛ در حالی که بسیاری از دانشگاههای علوم پزشکی کشور ظرف چند سال اخیر موفق به کاهش این آمار شدهاند. نسبت تختهای بیمارستانی به جمعیت در گیلان نیز پایینتر از میانگین کشوری و درواقع استان گیلان در این شاخص بسیار مهم سلامت، جزو استانهای آخر کشور و جزو استانهای زون قرمز وزارت بهداشت است. و در حالی که چندین پروژه بیمارستانی با پیشرفت فیزیکی بیش از ۸۵ و ۹۰ درصد در زمان تحویل به دکتر آشوبی آماده بهرهبرداری بودند، اکنون بیش از سه سال است که هنوز بهره برداری نشده اند. بیتردید اگر این پروژه های بیمارستانی در استانهای دیگر بودند، طی یک سال به بهرهبرداری میرسیدند. آیا میتوان این تأخیرها را صرفاً به گردن سایر دستگاهها انداخت؟ یا باید پذیرفت که ریشه در ضعف مدیریتی دارد؟
از سوی دیگر، پرونده بازپسگیری (ریترکت) مقالات علمی دانشگاه، نهتنها اعتبار علمی گیلان را خدشهدار کرده بلکه ضعف نظارت مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی را نیز آشکارتر ساخته است. وزارت بهداشت پیشتر در همین زمینه چندین بار به رئیس دانشگاه تذکر داده بود، اما بیتوجهیهای مکرر نسبت به این هشدارها، در نهایت به بروز وضعیت کنونی انجامیده است.
با وجود این شاخصها، تطهیر و انکار، جز تداوم ناکارآمدی نتیجهای ندارد.
از «فریادهای بیبرنامه» تا بحران جمعیت
دکتر آشوبی در سالهای اخیر و پس از ابلاغ قانون «جوانی جمعیت» بارها در این زمینه اظهار نظر کرده است. در جلسات رسمی بارها درباره بحران جمعیتی سخن گفته، اما برخی کارشناسان معتقدند که این اظهارات تاکنون منجر به اقدامات مؤثر اجرایی نشده است! ضعف بزرگتر آن است که ایشان شاید توانایی لازم را نداشتهاند از ظرفیت دستگاههای موازی برای بهرهگیری حداکثری استفاده کنند، و نتیجه آن شد که طبق آمار ثبتاحوال، در گیلان مرگومیر از زاد و ولد پیشی گرفته است؛ روندی نگرانکننده که بیارتباط با سیاستهای سلامت استان نیست.
حادثهای تلخ در بیمارستان قائم رشت
حادثهی بیمارستان قائم رشت، یکی از تلخترین رخدادهای سالهای اخیر در نظام سلامت گیلان بود. در حالیکه طبق هیچ قاعده و بخشنامهای، مجوز راهاندازی آیسییو در زیرزمین پارکینگ و محوطه تأسیسات بیمارستان صادر نمیشود، چنین تصمیمی در گیلان گرفته شد و به فاجعه انجامید.
آیا باز هم باید مقصر را سازمانهای دیگر دانست؟ وقتی جان بیماران در سایه تصمیمات نادرست قربانی میشود، پاسخگویی دیگر انتخاب نیست، وظیفه است.
ورود جدی بازرسی؛ هشدار رسمی
احمد آقایی، مدیرکل بازرسی گیلان همین هفته در جمع خبرنگاران گفت: با جان مردم نمیتوان تعارف داشت؛ سوءمدیریت در بیمارستانهای استان مشهود است. این سوءمدیریت محدود به رشت نیست و در اغلب بیمارستانهای استان آشکار است.
وی ادامه داد: گزارشهای بازرسی به وزارت بهداشت ارسال شده، اما تاکنون اقدام مؤثری صورت نگرفته است. هشدار صریح از درون سیستم نظارتی استان نشان میدهد دیگر جای توجیه و مقصر دانستن منتقدان باقی نمیماند.
آب گلآلود برای چه کسانی است؟
برخی حامیان رئیس دانشگاه، منتقدان را متهم میکنند که «میخواهند از آب گلآلود ماهی بگیرند».
اما پرسش اینجاست: مسبب گلآلود شدن این آب کیست؟
بیتردید این آب نه برای منتقدان، بلکه برای کسانی گلآلود شده که با سفیدشویی، فرافکنی و بزک ناکارآمدیها راه ماهیگیری از بحران را آموختهاند؛ کسانی که از تیرهگی فضا، برای بقای مدیریتی خود سود میبرند. برخی ناظران معتقدند فضای مبهم مدیریتی زمینهساز تداوم ناکارآمدی است.
سخنی با مسوولین طراز اول استان؛ گیلان نیازمند اتمسفری تازه است
با توجه به آمار و ارقامی که مطرح شد، بیتردید این واقعیت که حوزهی بهداشت و درمان گیلان در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، دیگر بر کسی پوشیده نیست. متأسفانه عادت ناپسند برخی مدیران به نپذیرفتن انتقادات و کاستیهای مدیریتی، و نیز پدیدهی «سفیدشویی» مدیران ناکارآمد که البته در خریدن زمان و تعویق پاسخگویی بسیار کارکُشتهاند موجب شده است تا وقت مردم تلف و سرمایههای انسانی و مادی استان هدر رود.
بهعبارتی، در یک سال و حدود دو ماهی که از آغاز به کار کابینهی جناب آقای دکتر پزشکیان گذشته است، فرصت ۱۴ ماههای که به تیم ناهماهنگ دکتر آشوبی داده شد، تیمی که به گفتهی برخی کارشناسان با چالشهای هماهنگی مواجه بوده است، نهتنها برای آنان ثمربخش و مؤثر واقع نشد تا پروژههای نیمهتمام را به سرانجام برسانند، بلکه با افول شاخصها نیز همراه گردید. افزون بر آن، این وضعیت موجب شده است که زمان ارزشمند فرد و تیم بعدی که دیر یا زود جایگزین خواهند شد نیز دستکم ۱۴ یا ۱۵ ماه کاهش یابد، و همهی اینها در نهایت به معنای زیان مستقیم مردم محروم گیلان است.
در چنین شرایطی، اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان عالی استان، در برابر این اتلاف وقت و منابع، دخالتی فوری، قاطع و مؤثر داشته باشند. تداوم این روند به رویهای نادرست در مدیریت استان بدل شده است؛ رویهای که در آن به جای اصلاح ساختارها، مشکلات به حاشیه رانده میشوند و واقعیتها در غبار توجیه و پنهانکاری گم میگردند.
در حالیکه رسانهها وظیفهی ذاتی دارند هرگاه مشکلات به مرحلهی بحران و نقطهی غیرقابل بازگشت میرسند، بهموقع هشدار دهند، متأسفانه گاه شاهد سکوت یا مماشات رسانهای هستیم که خود به تداوم وضعیت موجود دامن میزند. امروز گیلان بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در ساختار مدیریتی حوزهی سلامت و اقدامی جهادی برای بازگرداندن اعتماد عمومی نیازمند است.
با آرزوی تحقق آن روز
دیدگاه