وای اگه بارون بزنه
باران باید دوباره همان خاطره شیرین باشد؛ همان نوای زندگی که در کوچهها میپیچید. اما امروز با هر قطره باران، مردم زیر لب میگویند: «وای اگه بارون بزنه…»
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، انوشیروان مباشرامینی در یادداشتی نوشت:
باران در رشت همیشه قصهای عاشقانه بود؛ بوی خاک نمخورده، کوچههای سبز و صدای قطرات روی سقفهای شیروانی، لالایی کودکی نسلها. اما امروز کافی است آسمان چند دقیقه ببارد تا شهر به کابوس بدل شود؛ خیابانها قفل میشوند، کوچهها غرق میشوند و مردمی که باید از باران لذت ببرند، گرفتار ترافیک و گلایه میگردند.
رشت این روزها با یک پارادوکس تلخ روبهروست: بارانی که باید روح شهر باشد، به معضل روزمره تبدیل شده است. عصرهای بارانی، از میدان شهرداری تا مطهری و از معلم تا گلسار، صفی بیپایان از خودروها کشیده میشود. بوق ممتد، خستگی رانندگان، اضطراب دانشآموزان در راه بازگشت و پیادهروهایی که آبگرفتگی آنها عابران را به خیابان میراند. چرخهای باطل که هم مدیریت شهری را زیر سؤال میبرد و هم صبر مردم را میسوزاند.
این وضعیت فقط «ترافیک» نیست. باران که میبارد، زیرساختهای فرسوده شهر نیز عریان میشوند: دریچههای فاضلابی که توان دفع آب را ندارند، کوچههایی که در چند دقیقه به برکه بدل میشوند و خیابانهایی که خودروها برای فرار از آبگرفتگی به مسیر مقابل هجوم میبرند. ترکیب آب و ترافیک، رشت را به شهری غیرقابلتحمل بدل کرده است.
مشکل تنها کمبود بودجه یا تراکم خودرو نیست؛ مسئله مدیریت است. شهری که باران بخشی از هویت آن است، چطور میتواند چنین غافلگیر شود؟ مگر باران در رشت غیرمنتظره است؟ مگر سالها نیست که پاییز و زمستان این شهر با بارشهای ممتد همراه است؟ چرا هنوز با هر باران، تصاویر خیابانهای آبگرفته و ترافیک قفلشده تیتر شبکههای اجتماعی میشود؟
پیامدهای این بیتوجهی تنها اعصابخوردی نیست. وقت مردم هدر میرود، آلودگی هوا افزایش مییابد، اعتماد عمومی به مدیریت شهری کاهش میکند و رشت از شهری شاعرانه و بارانی، به شهری خسته و کلافه فروکاسته میشود.
راهحلها پیچیده نیستند: توسعه سیستمهای دفع آبهای سطحی، پاکسازی منظم کانالها و جویها، ایجاد مسیرهای اضطراری برای تخلیه خودروها در ساعات بارانی و تقویت ناوگان حملونقل عمومی. رشت باید یاد بگیرد باران را مدیریت کند، نه اینکه از آن شکست بخورد.
باران باید دوباره همان خاطره شیرین باشد؛ همان نوای زندگی که در کوچهها میپیچید. اما امروز با هر قطره باران، مردم زیر لب میگویند: «وای اگه بارون بزنه…»
دیدگاه