ماه مهر؛ قصهای پر غصه | کودکان پشت ویترین، والدین شرمنده
امروز مهر، برای بسیاری از خانوادههای ما به قصهای پرغصه بدل شده است. چه غمانگیز است که کودکی در آستانه مدرسه، بهجای شوق آموختن، نخستین درس زندگی را با طعم تلخ نداری و کمبود آغاز کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، انوشیروان مباشرامینی در آستانه آغاز سال تحصیلی نوشت:
پاییز هنوز نیامده، اما بوی ماه مهر در کوچهها پیچیده است. کودکی را میبینی که دست در دست مادر، پشت ویترین یک مغازه لوازمالتحریر ایستاده؛ با چشمهای خیره به دفترهای رنگی و مدادهایی که برق میزنند. اما مادر نگاهش را از ویترین میدزدد و گامهایش را تندتر میکند؛ او میداند جیبش توان خرید حتی همان مداد ساده را هم ندارد. این تصویر، قصهی هزاران خانواده ایرانی است که ماه مهر برایشان نه نشانی از مهربانی، بلکه یادآور شرمندگی و فشارهای طاقتفرساست.
این روزها، در حالی که باید شور و شوق مدرسه خانهها را پر کند، بسیاری از والدین با چرتکههای ذهنی خود حساب میکنند که کدام وسیله را میتوانند تهیه کنند و از کدام باید بگذرند. قیمتهای سرسامآور کیف و کفش، لباس فرم، کتابهای کمکدرسی و لوازمالتحریر خانوادههای کمدرآمد و حتی طبقه متوسط را به زانو درآورده است. دیگر خرید دفتر و مداد رنگی یک انتخاب ساده نیست؛ بلکه به معادلهای پیچیده میان «نیاز کودک» و «توان جیب والدین» بدل شده است.
ماه مهر در فرهنگ ما همیشه بهعنوان «ماه مهربانی» شناخته میشود؛ ماهی که کودکان با لبخند، قدم به کلاسهای تازه میگذاشتند و والدین با غرور به تحصیل فرزندانشان میبالیدند. اما امروز، برای بسیاری از خانوادهها، مهر یادآور حسرت و خجالت است؛ خجالتی که پدران و مادران در برابر نگاه پرسشگر کودک خود تجربه میکنند. چه پاسخی دارند وقتی فرزندشان میپرسد: «مامان، چرا من کیف جدید ندارم؟»
دولت، بهرغم همه وعدهها، نتوانسته بار واقعی این هزینهها را از دوش مردم بردارد. حمایتهای آموزشی محدود، بستههای ناکافی و کمکهای موردی هیچکدام توان مقابله با این موج گرانی را ندارند. در این میان، تنها نهادهای مردمی و خیریهها هستند که با همت خود سعی میکنند گوشهای از این بار سنگین را سبک کنند؛ اما آیا میتوانند به جای یک سیاست جامع و ملی بایستند؟
واقعیت این است که تحصیل رایگان، تنها یک شعار باقی مانده است. وقتی والدین برای ابتداییترین وسایل مدرسه مجبورند چند برابر درآمد روزانه خود هزینه کنند، سخن گفتن از عدالت آموزشی چیزی جز طنز تلخ نیست.
ماه مهر باید برای کودکان فصل رویاپردازی و یادگیری باشد، نه فصل مقایسه کیفها، کفشها و دفترها. اگر دولت واقعاً به آینده این سرزمین باور دارد، باید آموزش و حمایت از خانوادهها را در اولویت نخست خود قرار دهد؛ نه اینکه این میدان حیاتی را به نهادهای خیریه و کمکهای پراکنده بسپارد.
امروز مهر، برای بسیاری از خانوادههای ما به قصهای پرغصه بدل شده است. چه غمانگیز است که کودکی در آستانه مدرسه، بهجای شوق آموختن، نخستین درس زندگی را با طعم تلخ نداری و کمبود آغاز کند.
نباید فراموش کنیم که شادی و امنیت روانی کودکان، پایهایترین سرمایه یک جامعه است. و تا زمانی که کودکان در پشت ویترینها شرمنده والدینشان هستند، این سرمایه در خطر خواهد بود.
دیدگاه