«حزب اللهی» بودن کسب و کار نیست!
به فرض (فرضی کاملا غلط) که بتوان با ۴۰۰ نیروی جوان حزب اللهی که از تابستان همین امسال هم به سرعت وارد وزارت ارشاد میشوند «تغییر» ایجاد کرد. اولین سوال از آقای وزیر این است که معیار و شاخص «حزب اللهی» بودن چیست که بتوان این تعداد را با توسل به آن شناسایی و با این سرعت وارد وزارت ارشاد کرد؟!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا حسین علی زاده در الف نوشت:
«۴۰۰جوان حزب اللهی تا پایان سال استخدام میشوند تا تغییر به وجود آید!»
این جملهای است که به نقل از وزیر ارشاد از روز گذشته در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است. نخستین چیزی که به ذهن یک شنونده باتجربه میآید این است که شاید اظهارات وزیر دقیق منعکس نشده و ماجرا چنین نباشد اما مراجعه به اصل این اظهارات هم نشان میدهد متاسفانه این مضمون از زبان آقای اسماعیلی صادر شده و ظاهرا دیگر نباید در سالهای پیش رو از چیزی تعجب کرد!
«بدنه نیروی انسانی این وزارتخانه با یک کار سخت و پرمانع در آستانه یک تحول جدی قرار گرفته است و ۴۰۰ نیروی جوان حزب اللهی بعد از ۲ سال کار جدی تا پایان تابستان وارد این وزارتخانه میشوند تا تغییر در بدنه به وجود آید.»
این جملات فارغ از معنای «ورود» افراد یاد شده (استخدام باشد یا همکاری- که با توجه به تعبیر «پرمانع» در کلام وزیر احتمالا مراد «استخدام» باشد) متاسفانه نشاندهنده اوج ساده انگاری در نگاه به مقولههای فرهنگی و حاکی از سیطره یک الگوی مکانیکی، کمی و تقلیل گرایانه در این حوزه است که علی القاعده هیچ تناسبی با یک وزارتخانه بزرگ فرهنگی ندارد: کافی است این پیچ و مهرهها یا قطعات دیگر را عوض کنیم همه چیز حل میشود!
به فرض (فرضی کاملا غلط) که بتوان با ۴۰۰ نیروی جوان حزب اللهی که از تابستان همین امسال هم به سرعت وارد وزارت ارشاد میشوند «تغییر» ایجاد کرد. اولین سوال از آقای وزیر این است که معیار و شاخص «حزب اللهی» بودن چیست که بتوان این تعداد را با توسل به آن شناسایی و با این سرعت وارد وزارت ارشاد کرد؟! آیا حزب اللهی بودن در پیشانی افراد حک شده؟! یا در شناسنامه افراد ویژگی حزب اللهی بودن ثبت میشود یا سایر نشانههای ظاهری دیگر برای این امر تعریف شده اند؟ توجه داشته باشید که ایشان از تعداد زیادی حزب اللهی سخن میگویند که پس از دو سال تا پایان همین تابستان قرار است وارد ارشاد شوند. طبیعی است که در چنین موقعیتی نمیتوان به شاخصهای کیفی و دقیقتری که مستلزم صرف زمان بیشتر در شناخت چنین کسانی است متوسل شد.
معنای این نگاه میتواند این باشد که کسانی طی دههای طولانی بر مصادر مهم کشور جای داشتهاند که تناسبی با آرمانها و ارزشهای انقلاب نداشته اند. آیا به فرض صحت این ادعا، این افراد بیبهره از صفاتی بودهاند که ایشان به نام «حزب اللهی» میشناسند؟! آیا آنها از اول هم «حزب اللهی» نبودند یا بعدا از این سلک خارج شدند؟ اگر از اول هم نبودند پس گزینشهای مبتنی بر شاخصهای حزب اللهیشناسی کارآمد نیست. اگر بعدا عوض شدند، با توجه به حجم زیاد افراد تغییر کرده (ادعای امثال آقای وزیر) چه تضمینی به کارآمدی توسل به این شاخصها هست؟!
باز هم به فرض غلطی دیگر، گیریم این افراد از طریق یک فرایند دوساله کیفی و با توسل به شاخصهای مطمئن دیگری به عنوان «حزب اللهی» شناسایی و وارد ارشاد شدند. مساله «تخصص» چه میشود؟!
توجه کنید که وزیر محترم از ورود این افراد برای «تغییر» سخن میگوید نه ورود به بدنه اداری و کارمندی ارشاد.
این ماجرا را میتوان در مختصاتی فراتر از وزارت ارشاد هم نقد کرد. تقلیل دادن ملاکهای استخدام یا همکاری با دولتها به «حزب اللهی» بودن، با شاخصها و معیارهای سطحی و آشنایی که از آن سراغ داریم این تعبیر و شاخص کیفی را برای بار دوم در تاریخ انقلاب به «ابزاری» جدید برای شغل آفرینی دولتی نیز تبدیل میکند.
هر چند سابقه جذب نیرو در دستگاههای اجرایی چنین سیاستی را تایید نمیکند.
نباید روزی برسد که شاهد چنین سوال و جوابی هم در خواستگاریها باشیم:
شغل «آقازاده» چیه؟ –
«حزب اللهی» هستم!
دیدگاه