شی جین پینگ وارد ریاض شد | چرا سفر رییس‌جمهور چین به عربستان پندآموز است؟

جنس روابط اعراب با چین و روسیه چه از جنس تاکتیک برای گرفتن امتیاز بیشتر از آمریکا باشد چه از جنس راهبرد که ذیل عبور از نظام تک قطبی قابل توضیح است، در نهایت از این جهت پند آموز است که سیاست خارجی جای ژست های شیک و روشنفکری نیست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، شی جین‌پینگ، رئیس جمهوری چین روز چهارشنبه ۷ دسامبر در جریان یک سفر رسمی ۳ روزه وارد ریاض شد تا در ۳ نشست مختلف با رهبران کشورهای عربی شرکت کند.

این سومین سفر شی به خارج از کشور از زمان شروع همه‌گیری ویروس کرونا در سال ۲۰۲۰ میلادی است؛ رئیس جمهوری چین در سال ۲۰۱۶ هم به عربستان سعودی سفر کرده بود.

او در فرودگاه بین‌المللی عربستان مورد استقبال شاهزاده فیصل بن بندر بن عبدالعزیز، امیر منطقه ریاض همچنین شاهزاده فیصل بن فرحان بن عبدالله، وزیر خارجه عربستان قرار گرفت.

از آنجا که تأمین انرژی برای چین مهم است، پیش‌بینی می‌شود که این موضوع محور گفتگوهای سران عربستان سعودی به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان و سران چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام باشد.

بنا بر اعلام خبرگزاری رسمی عربستان سعودی، انتظار می‌رود دو کشور در جریان این سفر قراردادهایی به ارزش بیش از ۲۹ میلیارد دلار امضا کنند.

به نوشتۀ این خبرگزاری، چین در حال حاضر بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی است. ارزش صادرات عربستان به چین در سال گذشته میلادی بیش از ۵۰ میلیارد دلار بوده و بیش از ۱۸ درصد از کل صادرات این پادشاهی را تشکیل می‌داده است.

عربستان همچنین بطور سنتی بزرگترین تامین‌کننده نفت چین بوده و بشکه‌های نفت سعودی‌ها حدود ۱۷ درصد از کل واردات نفت چین را تا سال گذشته تشکیل می‌داده است.

فراتر از انرژی، مشارکت شرکت‌های چینی در پروژه‌های بزرگی که در برنامه اصلاحی ولیعهد عربستان سعودی قرار دارد، یکی دیگر از محورهای گفتگوهای رهبران دو کشور خواهد بود.

یکی از این پروژه‌ها احداث شهر ۵۰۰ میلیارد دلاری به نام «نئوم» است که شرکت‌های ساخت‌وساز چینی به دلیل تخصصشان می‌توانند برای اجرای آن مفید باشند.

چرا سفر رییس‌جمهور چین به عربستان پندآموز است؟

سعید آجورلو مدرس دانشگاه و فعال سیاسی در خصوص سفر رئیس‌جمهور چین به عربستان و امضای توافقات میان پکن و ریاض در یادداشتی برای ایسنا نوشت:

سفر رییس جمهور چین به عربستان برای برخی سیاسیون ایرانی که روابط ایران با روسیه و چین را همواره از منظری ایدئولوژیک تحلیل می کردند حتما باید پندآموز باشد. برخی دیپلمات های اصلاح طلب یا چهره های سیاسی چپ گرا در طول سال های گذشته همواره با طعنه و کنایه به روابط ایران با کشورهای شرقی می نگریستند و رابطه با شرق را تحقیر می کردند و در مقابل از لزوم احیای روابط با غرب سخن می گفتند. حال آنکه خود می دانستند که روابط با غرب بیشتر از هر چیز نیازمند تفاهم سیاسی و امنیتی با آمریکا و اروپا است که تجربه برجام نشان داد تا چه میزان پیچیده است.

این نوع نگاه اتفاقا کاملا ایدئولوژیک و یک جانبه است. نگاهی که واقعیت های صحنه را به سود باورهای سیاسی نادیده می گیرد و در عمل به دام آنچه که منتقدش بودند، می افتند. منتقدان سیاست خارجی ایدئولوژیک خود ایدئولوژی زده اند. آنگاه در تحلیل روابط متحدان همیشگی آمریکا با شرق و به ویژه چین و روسیه به تناقض گرفتار می شوند.

به همین دلیل و بر مبنای همین رویکردها ، روابط ایران و چین پس از سفر رییس جمهور چین به ایران در دولت آقای روحانی رو به افول می گذارد و حتی بعد از انتخاب آقای لاریجانی به عنوان نماینده ویژه این روابط در یک مسیر رو به جلو پیش نمی رود. چرا که واقعیت قدرت چین را غرب زودتر و بهتر از شرق درک کرده بود؛ آن گونه که هراس از چین را به خوبی در کلام ورفتار و سیاست مداران غربی و به ویژه ترامپ شاهد بودیم. متاسفانه پس از گذشت بیش از یک سال از روی کار مدن دولت جدید همچنان با وجود تغییر نگاه، در سطح اجرایی و عملیاتی به اندازه کافی جدی نبوده ایم.

یک سیاست خارجی واقع گرایانه و هوشمند که اهمیت اقتصاد در دیپلماسی را به خوبی درک می کند هم باید قادر به پاسخ به تحولات و تغییرات در نظم جهانی در حوزه قدرت و امنیت باشد و هم منافع ملی کشور خود را در میانه این تغییرات پیدا کند. بزرگ ترین مانع چنین دیپلماسی، نگاه یکجانبه و غیر واقعی به موضوعات است که گاهی خود را در نقد سیاست ایران در مبارزه با بنیادگرایی وهابی نشان می دهد و زمانی هم در نگاه غیرواقعی به شرق و غرب. نادرست بودن این نگاه های یکجانبه اکنون به خوبی پیداست.

جنس روابط اعراب با چین و روسیه چه از جنس تاکتیک برای گرفتن امتیاز بیشتر از آمریکا باشد چه از جنس راهبرد که ذیل عبور از نظام تک قطبی قابل توضیح است، در نهایت از این جهت پند آموز است که سیاست خارجی جای ژست ها شیک و روشنفکری نیست. سیاست خارجی جای حداکثر شدن منافع امنیتی و اقتصادی است.

هدف چین از گسترش روابط با کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس

رحمان‌ قهرمان‌پور در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به سفر احتمالی رییس‌جمهور چین به عربستان در هفته جاری اظهار کرد: از نگاه چینی‌ها، بی‌ثباتی در خاورمیانه از موانع افزایش حضور این کشور در منطقه و خاورمیانه بوده است، به نظر این موانع هنوز رفع نشده و آن‌ها هنوز به این جمع‌بندی نرسیده‌اند که زمان برای حضور استراتژیک و بلندمدت چین فراهم است.

وی با اشاره به انجام سفر مذکور بعد از سفر جو بایدن به عربستان گفت: باید ببینیم اتفاق خاصی می‌افتد یا خیر، احتمال انعقاد پیمان امنیتی بین چین و عربستان و کشورهای دیگر می‌تواند معادلات زیادی را برهم زند. در عین حال با توجه به کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه، پکن دوست دارد در منطقه و خاورمیانه حضور داشته باشد تا از نفت این منطقه استفاده کند، ولی اینکه چین تصمیم دارد نگاه خودش را به منطقه به طور اساسی و بنیادی تغییر دهد،‌ مساله‌ای مبهم است. اگر هدف‌گذاری سفر رییس جمهور چین به عربستان و تعامل با کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای عربی تجاری، توریسم و مخابرات و غیره باشد نشان می‌دهد که چین هم‌چنان رویکرد قدیمی خود را دنبال می‌کند. البته سطح حضور مقامات کشورهای عربی در این نشست مهم است و در نتایج نشست‌ها تاثیرگذار خواهد بود.

این کارشناس مسایل بین‌الملل تاکید کرد: در بررسی روابط چین با کشورهای عربی منطقه باید به این موضوع هم اشاره کرد که این کشورها در گسترش روابط با چین، باید خط قرمز امریکا را رعایت کنند که به سطح امنیتی و هوش مصنوعی سوق پیدا نکند. آمریکا بر این باور است که چین از افزایش تعامل با این کشورها در حوزه‌های مذکور دنبال جاسوسی از فعالیت‌های امریکا در منطقه است. این مساله آنقدر مهم است که وقتی امارات متحده عربی مخفیانه یک پایگاه نظامی کوچک را به چین در امارات داد با واکنش تند آمریکا رو به رو شد و سپس آن پایگاه هم تعطیل شد. چین در جیبوتی پایگاه نظامی دارد اما در حوزه خلیج فارس و کشورهای عربی منطقه و شمال آفریقا پایگاهی ندارد. از این رو باید دید چین ادامه سیاست گذشته خود را دنبال می‌کند یا اینکه زمان برای تغییر ریل و مسیر به سمت مسایل امنیتی فرا رسیده است.

قهرمان‌پور گفت: معتقدم چین هم‌چنان دنبال مسایل امنیتی نخواهد بود و انتظار ندارم سیاست چین در مقطع فعلی دچار تغییر بنیادین شود.

وی درباره تاثیر نزدیکی چین به کشورهای منطقه و عربی بر تعاملات ایران و چین در حالی که این کشور با ایران قراداد ۲۵ ساله همکاری‌ امضا کرده است؟ اظهار کرد: نکته قابل توجهی در رابطه با نگاه چین به قراردادهای تجاری‌اش با کشورها وجود دارد. چینی‌ها دوست دارند قراردادی را امضا کنند که به لحاظ عملیاتی و مالی امکان عملی شدن آن در مدت زمانی کوتاه وجود داشته باشد. چینی‌ها بر خلاف روس‌ها دوست دارند، قراردادها اجرا شود، چون سرعت رقابت چین با آمریکا بیشتر از سرعت رقابت روسیه با آمریکاست. روسیه انبوهی از قراردادها را منعقد می‌کند اما اجرا نمی‌کند، قرارداد احداث کریدور شمال به جنوب ایران از این جمله است. چین هم پول دارد و هم در رقابت تنگاتنگ با آمریکا است، از این رو تاخیر در تصمیم‌گیری و تعلل در اجرای قراردادها با چین و مبهم برخورد کردن چیزی است که چینی‌ها دوست ندارند.

این کارشناس مسایل بین‌الملل با تاکید بر اهمیت سفر رییس جمهور چین به عربستان گفت: این سفر در اوج اختلافات عربستان با آمریکا انجام می‌شود و به نوعی این پیام را از سوی عربستان به آمریکا می‌دهد که اگر بخواهیم می‌توانم به چین نزدیک شویم. این درحالی است که عربستان چه از سوی خودش و چه از سوی قدرت‌های بزرگ در حال ایفای نقش بیشتر و پررنگ‌تر در منطقه است. هم بایدن و هم شی جی پینگ درخواست کردند که رهبران کشورهای عربی به عربستان بیایند و این حاکی از تثبیت جایگاه عربستان در جهان عرب است، در حالی که قبلا مصر رهبر جهان عرب بود. به نوعی چین و آمریکا با سفرشان به عربستان می گویند این کشور اصلی‌ترین بازیگر جهان عرب است.

وی خاطرنشان کرد: نفس حضور چین در عربستان و خلیج فارس نشان می‌دهد که چین به دنبال روابط اقتصادی است چون ثروت و پول در کشورهای حوزه خلیج فارس است. مرکزیت جهان عرب در حال انتقال به شبه جزیره عربی است در حالی که منطقه شامات قبلا قلب جهان عرب بود. این تغییر ژئوپلتیکی بسیار مهم است. قدرت‌های بزرگ تلاش می‌کنند که سرمایه‌گذاری بیشتری در این منطقه کنند. چینی‌ها بر خلاف آمریکا نمی‌خواهند در ائتلاف ضد ایرانی در منطقه حاضر باشند و به دنبال تشکیل این ائتلاف نیستند اما از سرعت روابط ایران با چین ناراضی هستند و این پیام را می دهند که ایران باید سریع باشد. با وجود روابط دیرینه ایران و چین می‌بینم که در سال‌های اخیر کلیه تصمیم‌گیری با تعلل همراه بوده است و به نظر چین به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند منتظر ایران باشد. درباره قرارداد ۲۵ سال هم ایران هنوز مشکلاتی دارد و حداقل پکن می‌گوید ایران هنوز به جمع بندی برای اجرایی کردن این قرارداد نرسیده است.

این کارشناس مسایل بین‌الملل گفت: چینی‌ها دنبال نهادسازی‌های مختلف در سطح منطقه و دنیا هستند. در همین راستا نشست چین با کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس را طراحی کردند. چندین جلسه برگزار شده است، ولی مساله شان این است که در نشست‌های مختلف به کشورهای عربی گفته‌اند شرط حضور امنیتی چین این است که اختلافات و منازعات کمتر شود و تا وقتی منطقه با ثبات نباشد، چین انگیزه‌ای برای حضور استراتژیک و بلندمدت نخواهد داشت. از طرفی کشورهای منطقه می‌خواهند به نوعی روی کمک چین حساب کنند، مثلا عربستان و امارات از نزدیکی به چین برای اعمال فشار به آمریکا استفاه کنند و پیمان های امنیتی محکم با چین ایجاد شود.

قهرمان‌پور ادامه داد: ایجاد منطقه آزاد تجاری بین چین و کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله برنامه‌های چین است و گفته شده در سفر این هفته رییس جمهور چین به منطقه این مساله اعلام می‌شود.

وی اظهار کرد: طبیعی است تعاملاتی در این سطح، نقش عربستان و شبه جزیره عربی را برجسته می‌کند و اگر چین با این کشورها توافق آزاد تجاری ببندد، به این معنی است که در اختلافات میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس چین باید موضع‌گیری‌هایش را تغییر دهد. اگر چین در هر یک از این کشورها سرمایه‌گذاری کند، در امنیت این کشورها دغدغه خواهد داشت.

قهرمان‌پور گفت: سیر تحولات منطقه نشان می‌دهد رقابت میان چین و آمریکا هر روز پررنگ‌تر و روسیه بیشتر تضعیف می‌شود.

Share