رنانی: در دوره ای که ما سه پله جلو رفته ایم، ازبکستان ۲۰ پله جلو رفته است

محسن رنانی در نشست رونمایی از کتاب توسعه(گزارش صفر ۱۴۰۰) در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، گفت: ما صد سال توسعه بدون تئوری گذرانده ایم؛ چون نفت داشته ایم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از جماران، کیومرث اشتریان در این نشست گفت: ما نیازمند به نهادهای مدنی ارزیابی سیاست هستیم؛ نیازمند نهادهای مدنی حرفه ای و تخصصی در حوزه های اقتصادی و علوم مختلف هستیم که این نهادهای مدنی بتوانند علم را به سطح جامعه بیاورند. جوهره برنامه ریزی در عالی ترین سطح نظری آن عبارت از «تبدیل دانش به عمل» است و این کار تلاش های مختلفی از جمله نهادهای مدنی متصل به دانش و به طور ویژه نهادهای مدنی ارزیابی سیاسی را ایجاب می کند.

رئیس انجمن علوم سیاسی ایران افزود: به نظر من کاری که دوستان در حوزه «پویش فکری توسعه» انجام  داده اند یکی از نیازهای اساسی جامعه امروز ما است. ما مدتی که در دولت قبل بودیم، این را به شکل عینی و ملموس می دیدیم، مواقعی که می خواستیم تصمیم سازی کنیم یک خلأ جدی را در عمل می دیدیم که نهادهای مستقلی وجود ندارند و یا اگر وجود دارند، بسیار ضعیف یا تحت نفوذ نهادهای خصولتی هستند.

وی تأکید کرد: ما در حوزه سیاستگذاری عمومی گسست های نسلی داریم. از سال ۱۲۸۵ تا حالا گسست  های اساسی در حوزه سیاستگذاری عمومی پیش آمده و دانش تجمیعی نداریم. بنابر این ما برای حل این مشکل گسست نسلی نیاز چنین نهادهایی داریم؛ چیزی شبیه احزاب سیاستی مورد نیاز ما هست که  بتوانند کارهای تکمیلی را انجام بدهند و بر این اساس ما بتوانیم صیقل گفتمان های عمومی انجام بدهیم.

اشتریان افزود: قدم بعدی و مکمل این حتما باید یک سری کارهای تحلیلی توسط کارشناسان باشد. ما وقتی که در پیمایش های کلان داده هایی را جمع می کنیم و معمولا مبانی نظری انسجام یافته ای هم ندارند به خاطر اینکه شاخص ها خیلی وسیع هستند، بنابر این دانش تکمیلی برای این کار خیلی ضروری است. نکته سوم این است که دائما باید این داده ها را پالایش کنیم.

محسن محبی نیز در این نشست با عنوان «نگاه به توسط از منظر حقوق بین الملل» گفت: یک پرسش بسیار مهم به نظر من در این بحث این است که آیا توسعه واقعا یک امر داخلی است یا ابعاد خارجی و بین المللی هم دارد؟ فراتر از بحث های مربوط به جهانی شدن و ارتباطات بین المللی، به نظر من کمی عمیق تر است. یکی از بن مایه های اصلی مشکلات در کشور ما ساختار قدرت است و تا زمانی که این حل نشود، بحث های ثانوی مثل توسعه همچنان تخته بند آن پارادایم مفهومی است که ما از ساختار قدرت داریم.

نماینده پیشین ایران در دادگاه لاهه با اشاره به اینکه مشروطه هم نتوانست این گره قدرت را حل کند، افزود: ما مشکل «قرارداد اجتماعی» داریم. قرارداد اجتماعی اساس نظریه سیاسی مدرن در دنیا است و به قرن هجدهم بر می گردد ولی در برخی از کشورها از جمله کشور ما هنوز مفهوم قرداد اجتماعی فهم نشده؛ با اجرا شدن آن که خیلی فاصله داریم. ما نیاز به یک قرارداد اجتماعی افقی بین آحاد مردم نیاز داریم؛ ما هویت خودمان را بیشتر در تفرد دنبال می کنیم تا امر اجتماعی. قبل از اینکه به توسعه برسیم باید اینها در چهارچوب حقوق اساسی حل شود.

وی با اشاره به اینکه وظیفه حقوق بین الملل تنظیم روابط دولت ها در عرصه بین المللی است، تصریح کرد: من جزو کسانی هستم که معتقدم حقوق بین الملل، با همه مشکلات و کمبودها، یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است. تا قبل از ۱۹۱۹ هر دولتی که ارتش بیشتری داشت به آسانی می توانست کشور دیگر را بگیرد و به کسی هم پاسخگو نباشد ولی امروزه توسل به جنگ در حقوق بین الملل ممنوع است. یکی از مشکلات حقوق بین الملل ضعف ضمانت اجرا است ولی به نظر من تا همین جا خدمات بسیار بزرگی کرده است.

این استاد حقوق بین الملل ادامه داد: همین شورای امنیت با همه کارنامه قابل انتقاد و استانداردهای دوگانه، صدام حسین در عراق و قذافی در لیبی را پایین آورد و مسلمانان  کوزوو را نجات داد. همین حقوق بین الملل نتوانسته جلوی جنگ روسیه علیه اوکراین بایستد؛ ابزاری ندارد. ابزارش این است که برای تشکیل یک ارتش بین المللی توافق کنیم؛ چه کسی می خواهد آن ارتش را کنترل کند؟! الآن ۱۹۳ کشور در جهان هستند و نیروهای آنها همدیگر را خنثی می کند ولی یک دولت مقتدر و بزرگ آن بالا بگذارید، چه کسی می خواهد او را کنترل کند؟! همین حقوق بین الملل الآن دارد روسیه را در دیوان کیفری بین المللی تعقیب می کند.

وی اظهار داشت: این از عجایب است که از حقوق بین الملل انتظار داریم مشکلات را حل ولی سازوکار آن را قبول نداریم. یک وقتی مسئولین عالی رتبه کشور می گفتند سازمان ملل را به تهران بیاورید و ما پول آن را می دهیم؛ چرا به ما حق وتو نمی دهید؟ دنیا هنوز بر مدار آرایش سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم است و آن نظام مرزی اگر بر هم بخورد خیلی چیزهای دیگر هم پشت سر آن خواهد آمد.

 دکتر محسن رنانی نیز در این نشست گفت: «ادب توسعه» تمرین مهارت گفت و گو، همشنوی، رواداری، استواری و عقب نشینی است و برای تمرین این مهارت ها باید از خودمان آغاز کنیم؛ روشنفکری باید از نقد خودش شروع کند و تا زمانی که روشنفکران از نقد دولت شروع می کنند ما به جایی نمی رسیم؛ کم کم باید یاد بگیریم که در جلسات اینگونه جایی هم برای نقد دیگران بگذاریم. یک زمانی دنبال تئوری پردازی برای توسعه بودم و بعد متوجه شدم تمام تئوری ها وقتی علمی هستند که قابل اندازه گیری و سنجش باشند.

عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان افزود: ما صد سال توسعه بدون تئوری گذرانده ایم؛ چون نفت داشته ایم. حالا ۳۰ سال بکوشیم برای توسعه خط کش بسازیم تا کم کم یاد بگیریم اگر هم می خواهیم در مسیر توسعه حرکت کنیم با اندازه گیری و قابلیت نقد و مقایسه حرکت کنیم. دولت ها این همه فریاد می زنند که کار کرده ایم ولی آخرش معلوم نیست که کار کرده اند یا نکرده اند. امیدوارم این کتاب کند که بتوانیم اول و آخر دولت ها را با هم مقایسه کنیم و بگوییم دولت آقای روحانی خیلی تلاش کردی، ولی کلا در هشت سال ما را سه پله در نردبان توسعه بالا بردی.

وی تأکید کرد: اگر قرار باشد با سرعت دولت آقای روحانی توسعه پیدا کنیم، ۸۰ سال دیگر به امروز فنلاند می رسیم. پس جلو رفته ایم ولی اگر با قزاقستان مقایسه کنیم یک دهم قزاقستان جلو رفته ایم، اگر با ترکمنستان مقایسه کنیم او در این فرصت ۱۰ برابر ما جلو رفته است. در دوره ای که ما سه پله جلو رفته ایم، ازبکستان ۲۰ پله جلو رفته است.

رنانی اظهار داشت: سازمان مدیریت الآن گرفتار است؛ از وقتی منحل شد مغزها و انباشت دانشش را از دست داده وبعد هم که احیا شد گرفتار بحران ها، بی پولی و بودجه شده است.

وی با گرامیداشت خاطره عادل آذر، گفت: یکی از اصولگرایان منصف و عالم بود. کارش را بلد بود و آنجایی که کارش بود می نشست و هرجایی به او پست می دادند نمی دوید. یعنی تخصصش آمار بود و سال ها در مرکز آمار نشست و کارهای خیلی ماندگاری کرد و اخیرا هم که ریاست مؤسسه پژوهش و توسعه را داشت.

 دکتر محمد فاضلی نیز در این نشست گفت: هر جامعه نیاز به روایت و قصه دارد و باید خودش را روایت کند. جامعه ایران امروز بین دو قصه و روایت پاره شده است. یک روایت حکومت است که ادعا می کند شیوه مدیریتش ایران را بر قله های جهان انداخته و عده ای ادعا می کنند سرعت پیشرفت علم ما به گونه ای است که بقیه کشورها نگران شده اند. یک روایتی هم از سیاهی، بدبختی و فلاکت در فضای مجازی می بینید.

عضو سابق هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: جامعه در میان این دو قصه دارد پاره پاره می شود و همه انرژی و امیدش هدر می رود.  کتاب توسعه دارد یک روایت می سازد که  قهرمان ها و شاخص ها و مستندات خودش را دارد. نکته مهم قصه ای که کتاب توسعه می سازد و آن را مستند می کند، شاخص هایش را شفاف بیان می کند. این  روایت ساختن یک گام به سمت توانمند شدن جامعه است. یعنی از این به بعد در مقابل دولت ها می توانیم از شاخص حرف بزنیم و بگوییم حرف هایی که می زنی را ما روایت دیگری داریم و اتفاقا روایت ما مستندتر است.

وی تأکید کرد: ایران امروز نه به آن سیاهی است که در فضای مجازی روایت می شود و نه به آن سپیدی است که حاکمان از آن حرف می زنند. ساختن این روایت ابزار جامعه ایرانی است برای اینکه اولا خودش را بشناسد و بفهمد که در هر گامی از محیط زیست، ظرفیت اجرا و هر چیزی کجا است؛ خودش را روایت و از این روایت برای کنش جمعی استفاده کند.

 حجت الله میرزایی نیز در این نشست گفت: ما در توسعه با برخی  برداشت های  نادرست و کج فهمی ها مواجه هستیم که انتشار این گزارش می تواند از تسری یا تعمیم آنها جلوگیری کند؛ به شرط اینکه این گفت و گو بتواند موضوع توسعه قرار بگیرد. شاید هفت دهه  است که دنیا پذیرفته توسعه یک مفهوم سنجش پذیر است و اگر نتوانیم آن را بسنجیم، نمی توانیم راجع به آن صحبت کنیم. تقریبا در هیچ کدام از کتاب های معتبر توسعه در سه یا چهار دهه اخیر تعریفی از توسعه ارائه نشده اما راجع به مفهوم توسعه و ویژگی های آن گفت و گوهای زیادی انجام  شده که توسعه یک مفهوم عقلانی، فرآیندی، مستمر، انسانی و تعاملی است.

عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر اینکه  ما بر سر مفهوم جدل نمی کنیم، افزود: یکی از رسالت های این کتاب این است که راجع به توسعه بیش از نامگذاری، بر اساس شاخص ها و معیارهای سنجش گفت و گو می کند. اگر راجع به هدف های توسعه نمی توانیم توافق کنیم، لااقل راجع به وضعیت نامطلوبی که می خواهیم از آن فرار کنیم و فاصل بگیریم، می توانیم صحبت کنیم. مسیر آن هم گفت و گو و دستیابی به یک توافق جمعی است.

وی یادآور شد: همچنان برخی از اندیشمندان در ایران توسعه را بر اساس مفهوم ۷۰ سال پیش، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم، می فهمند و توسعه را فقط رشد اقتصادی معنی می کنند و اساس به جز رشد هیچ چیز دیگری را به عنوان توسعه نمی پذیرند؛ در حالی که آثار آن رشدها را در هفت دهه گذشته تجربه کرده ایم. یکی دیگر از برداشت های ناصحیح از توسعه، تحلیلی است که توسعه را به برخی اخلاق فردی تقلیل می دهد و مثلا «۲۰ ویژگی یک انسان توسعه یافته» می گویند. این تقلیل دادن یک مفهوم مهم به برخی عاداتی است که ممکن است هیچ ربطی به توسعه نداشته  باشد.

Share