شالیکاری و تنش های آبی

با توجه به کاهش منابع آبی در کشور که به دلایل مختلف از جمله بی برنامگی در حوزه آب و منابع آبی حاصل شده است، آشفتگی در حوزه مدیریت و عدم وجود برنامه جامع و مناسب در حوزه توزیع آب به ویژه در بخش کشاورزی، آینده تیره و تاری را متصور است. این حقیقت تلخ زمانی نگران کننده است که سرزمین زر پروری مانند گیلان حال و روز خوبی ندارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، علی پورجعفر کارشناس ارشد کشاورزی در یادداشتی نوشت: با توجه به کاهش منابع آبی در کشور که به دلایل مختلف از جمله بی برنامگی در حوزه آب و منابع آبی حاصل شده است، آشفتگی در حوزه مدیریت و عدم وجود برنامه جامع و مناسب در حوزه توزیع آب به ویژه در بخش کشاورزی، آینده تیره و تاری را متصور است. این حقیقت تلخ زمانی نگران کننده است که سرزمین زر پروری مانند گیلان حال و روز خوبی ندارد. این روزها، شالیکاران گیلانی با چهره های نا امید و خسته با پمپ های آب بر دوش، شبانه روز به دنبال استفاده از پسابها و اندک آب باقی مانده در چاله زهکش ها برای نجات سرمایه خود هستند که گاه به نزاع و درگیری منجر می شود.

گرچه عده ای، علت این نابسامانی ها را کمبود منابع آبی دانسته و برآن تاکید دارند اما فقدان دیدگاههای کارشناسی در مدیریت توزیع منابع آب، علت اصلی مشکلات موجود می باشد. با نگاهی به پیشینه فعالیت کشاورزی در گیلان، اهمیت استفاده بهینه از منابع آب به روشنی نمایان می شود. ذخیره آبهای حاصل از بارش های پاییز و زمستان در آببندانهای حاشیه روستاها، حفرنهرهای آبرسانی اصلی و فرعی به تناسب وسعت مزرعه، پاکسازی نهرها با مشارکت کشاورزان و تحت مدیریت کدخدای روستا و همچنین تعیین «میرآب» جهت توزیع عادلانه اب از جمله اقدامات کشاورزان برای مدیریت توزیع آب در گذشته بوده که اکنون به فراموشی سپرده شده است.

در گذشته، شروع فعالیت شالیکاران همه ساله از فروردین ماه با توجه به نرم بودن زمین وبا استفاده از پساب ها آغاز و متناسب با داشته های کشاورز و وسعت زمین، ادامه داشت. به این ترتیب، امکان استفاده بهینه از منابع، مانند: بارش ها، منابع انسانی و ماشین آلات وهمچنین کاهش فشارهای روحی و منازعات اجتماعی را  فراهم می نمود.

تجربه نشان داده که شروع دیرهنگام فعالیت شالیکاران که چند سالی است به بهانه مدیریت توزیع آب رواج پیدا نموده است، علاوه برتحمیل هزینه های مالی، روحی و روانی به کشاورزان، آثار زیانباری را برجامعه وارد می نماید که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱-    کاهش رغبت به کشاورزی به دلیل عدم اطمینان از تامین آب.

۲-    لم یزرع شدن و یا تبدیل مزارع به امور غیر کشاورزی.

۳-    فروش زمین توسط کشاورزان به افراد غیربومی.

۴-    کمبود تولید محصول ناشی از تنش های آبی.

۵-    کاهش در کمیت و کیفیت محصول.

۶-    افزایش هزینه های تولید ناشی از همزمانی شروع فعالیت کشاورزان و عدم کفایت منابع از جمله کارگر و ماشین آلات.

۷-    افزایش منازعات محلی و منطقه ای.

۸-    ظهور ارباب رعیتی نوین.

۹-    افزایش مصرف آب به دلیل شروع فعالیت همزمان با افزایش شدت گرما و تابش نور خورشید( چنانچه عملیات آماده سازی و نشاء قبل از شروع گرما انجام شود، نیاز به آب به دلیل سایه ایجاد شده ساقه های قد کشیده بر زمین و کاهش تبخیر و همچنین تثبیت ریشه گیاه، کمتر خواهد بود).

به طور کلی از علل عمده وضع موجود می توان به موارد زیراشاره نمود:

۱-    اجرای ناقص طرح یکپارچه سازی مزارع که موجب نابودی نهرهای آبرسانی شده است. توضیح اینکه نهرهای آبرسان در طول مدت زمان طولانی متناست با شیب زمین و نیاز کشاورزان ایجاد و اجماع عرفی برنحوه کاربرد آنها وجود داشت. اجرای طرح غیر علمی طرح یکپارچه سازی علاوه بر کاهش سطح زیر کشت کشاورزان، منجر به نابودی کامل سیستم آبرسانی کارآمد سنتی شده است. چنانچه انتقال آب به مزرعه از سیستم ثقلی به استفاده از پمپ و صرف انرژی های فسیلی( عمدتاً بنزین) تغییر نموده است.

۲-    نابودی آببندانهای طبیعی که منبع ارزشمندی برای شروع و استمرار فعالیت های کشاورزی و کمک به منابع آب سدها بود. توضیح اینکه اغلب این آببندانها به بهانه زمین دار کردن کشاورزان کم زمین تبدیل به زمین های کشاورزی شده و یا به سایر دلایل از جمله زمین خواری و ساخت و سازهای غیر قانونی و بعضاً مجوز دار، به طورکلی نابود شده اند.

۳-    اجرای طرهای هادی که بعضاً غیرکارشناسی و منفعت طلبانه اجرا شده است.

۴-    انتقال مدیریت روستایی از «کدخدایی کاریزما محور» به «شورا محور» و «دهیار محور». توضیح اینکه عدم اشتغال بیشتر اعضاء شوراها و حقوق بگیربودن دهیاران موجب شده که بهینه سازی فعالیت های کشاورزی به عنوان اولویت اقدامات در روستاها قرار نگیرد.

۵-    افزایش افسارگسیخته بنگاههای املاک که موجب کم اهمیت شدن کشاورزی و ترویج پدیده فروش زمین های کشاورزی به غیربومیان شده. توضیح اینکه این موضوع، پدیده های شومی چون: تغییربافت جمعیتی، معضلات فرهنگی و اجتماعی، ناامنی، نابودی منابع طبیعی، افزایش پسماندهای غیرکشاورزی، نابودی راههای روستایی، استهلاک و تضعیف سیستم های انتقال انرژی، گسترش ناامنی، کاهش و نابودی ظرفیت های اشتغالهای مولد، مهاجرت روستائیان فاقد زمین و شغل به شهرها و … به دنبال دارد.

نتیجه گیری:

تامین غذا به عنوان یک موضوع استراتژیک در دنیا جایگاه ویژه ای دارد. در کشور ما کشاورزی به عنوان محور استقلال کشور در گذشته مورد عنایت بوده اما متاسفانه اقدامات انجام شده در روستاها همسو با توسعه کشاورزی و گسترش فعالیتهای تولید محور نبوده و برعکس مولد معضلات نوظهوری بوده است. به عنوان مثال آسفالت راهها و گازرسانی بدون توجه به افزایش درآمد کشاورزان از فعالیتهای کشاورزی، موجب فرصت طلبی افراد سودجو و رشد پدیده ویلاسازی شده که کشاورزی و تولید در روستاها را تحت شعاع قرار داده است. اعمال سیاستهای اشتباه از سوی برخی دستگاهها از جمله بنیاد مسکن به عنوان متولی طراحی و اجرای طرح هادی در روستاها که کوچک سازی را بدون توجه به اهمیت خانه روستایی به عنوان محل تولید و نه صرفاً مسکونی، خود عاملی مهم برگسترش ویلاسازی و نابودی کشاورزی بوده است به طوریکه موجب تغییر بافت جمعیتی روستا از بومیان تولیدکننده به غیربومیان مصرف کننده شده است. بنابراین شایسته است در اولین فرصت، تصمیم گیران ملی و مجریان محلی با اتخاذ راهکارهای اصولی برگرفته از خرد، حفظ اکوسیستم های  روستایی و پایداری زایش را با حساسیت دنبال نمایند.

پیشنهادها:

۱-    شروع زودهنگام فعالیت کشاورزی از طریق رهاسازی متناوب آب پشت سدها از ابتدای فروردین ماه.

۲-    ترمیم و بهینه سازی سیستم های آبرسانی اصلی و فرعی با مشارکت کشاورزان.

۳-    احیای آببندانهای طبیعی از طریق بازپس گیری اموال عمومی ( منابع طبیعی تصرف شده)، لایروبی و نصب سیستم های حفظ آب.

۴-    حفرچاههای عمیق و نیمه عمیق با توجه به بالا بودن سفره آبهای زیرزمینی برای استفاده در مواقع ضروری و بحرانی.

۵-    تعیین « میرآب» با تجربه محلی از سوی آب منطقه ای برای مدیریت آب.

۶-    نصب پمپ آب در محل آببندانها جهت افزایش شدت جریان آب و آبرسانی به مناطق پایین دست.

۷-    اتصال کانال های آبرسانی به یکدیگر و ایجاد سیستم آبرسانی مدیریت شده و قابل برنامه ریزی.

۸-    حذف بنگاههای املاک از سطح روستاها.

۹-    اعمال محدویت های قانونی در فروش زمین به غیر بومیان و همچنین به منظور فعالیتهای غیر مرتبط با امور کشاورزی.

۱۰-برخورد قضایی با دهیاران و شوراهای متخلف.

۱۱-پرهیز از کوچک سازی حریم منازل روستایی از طریق عدم اعطای مجوز ساخت به غیر بومیان .

۱۲-بازنگری در طراحی و اجرای طرح های هادی روستایی با رویکرد تولید محور.

۱۳-استفاده از مدیران بومی در دستگاههای متولی.

۱۴-حمایت از فعالیت های تولید محور از طریق ارزشمند نمودن محصولات که موجب تقدم و ارجیحت فعالیت کشاورزی بر سایر فعالیتهای غیر مولد شود.

                                                       علی پورجعفر کارشناس ارشد کشاورزی۰۹۱۲۵۶۳۲۱۳۵

Share