سرنوشت عجیب مردی که گریه‌های دو دختر خردسال را نادیده گرفت

وقتی سه محکوم به قصاص پای چوبه‌دار رفتند تا مجازات شوند، ۲ دختر خردسال یکی از آنها به پای اولیای دم افتادند و با گریه درخواست بخشش کردند اما یکی از اولیای دم حاضر به بخشش نشد و برخورد نامناسبی با دختران خردسال کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از همشهری، مدتی قبل ۳ محکوم که در جریان پرونده‌های متفاوت به اتهام قتل به قصاص محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر پای چوبه‌دار رفتند تا حکم‌شان اجرا شود. آن روز تیم صلح و سازش و گروه صلح‌یار که برای جلب رضایت از اولیای دم فعالیت می‌کند به همراه چند هنرمند نیز در زندان حضور داشتند تا برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کنند. در میان محکومان به قصاص، مردی جوان بود که ۱۶ آبان سال ۹۶ و در جریان درگیری با یکی از بستگانش بر سر اختلافات مالی، با شلیک گلوله وی را به قتل رسانده بود. او اما در جریان جلسات محاکمه مدعی شده بود که روز حادثه مقتول سلاح داشته و او در جریان درگیری لوله اسلحه مقتول را گرفته که ناگهان مقتول شلیک کرده و گلوله به‌ خودش خورده است. این مرد در جریان رسیدگی قضایی به پرونده در نهایت با اجرای مراسم قسامه و سوگند ۵۰ نفر از اقوام مقتول که می‌گفتند وی قاتل است، به قصاص محکوم شده و حالا قرار بود حکم قصاص وی به همراه ۲ قاتل دیگر در زندان رجایی شهر اجرا شود.

صبح روز اجرای حکم، مرد جوان و ۲ قاتل دیگر پای چوبه دار قرار گرفتند. ۲ دختر ۸ و ۱۰ ساله مرد جوان اما با التماس و گریه از اولیای دم خواستند که حکم را اجرا نکنند و به پدرشان فرصت زندگی بدهند. اما یکی از اولیای دم به نام فرهاد در برابر التماس این دو دختر رفتار نامناسبی انجام داد و آن روز تلاش‌ تیم صلح و سازش نیز برای جلب رضایت بی‌نتیجه ماند و مرد جوان با اصرار فرهاد قصاص شد. آن روز اگرچه مرد جوان به دار مجازات آویخته شد اما گریه‌های ۲ دختر خردسالش باعث شد اولیای دمی که برای قصاص ۲ قاتل دیگر در زندان حاضر شده بودند تحت‌تأثیر قرار گرفته و در آخرین لحظات آن دو قاتل را بخشیده و حکم را اجرا نکنند. یکی از قاتلانی که در آن سحرگاه غم انگیز از قصاص رهایی یافت، مردی جوان بود که چند سال قبل دوستش را به قتل رسانده بود. چرا که مدعی بود مقتول با دختر وی بدرفتاری کرده و همین موجب شده تا خشمگین شود و جان دوست صمیمی‌اش را بگیرد. دومین نفر نیز مردی جوان بود که او هم جان دوست صمیمی‌اش را گرفته بود. او و دوستش با یکدیگر دچار اختلافاتی شده و پشت سر یکدیگر بدگویی کرده بودند. همین باعث شده بود که با هم درگیر شوند و یکی از آنها جان دیگری را بگیرد.

اتفاق عجیب

آن روز با اجرای حکم قصاص مرد جوان و یتیم شدن ۲ دختر خردسالش و همچنین نجات ۲ قاتل دیگر از پای چوبه دار به پایان رسید تا اینکه مدتی بعد برای فرهاد (کسی که با اصرار وی مرد جوان قصاص شد و در روز اجرای حکم رفتار بدی با دختران خردسال محکوم به قصاص داشت) اتفاق عجیبی رخ داد. او چند روز پس از آنکه حکم قصاص را اجرا کرد در جریان درگیری در یکی از شهرهای غربی کشور، کنترلش را از دست داد و از فرط عصبانیت دست به جنایت زد و جان مردی را گرفت. او پس از این درگیری به جرم قتل دستگیر شد و هم‌اکنون در زندان است. خانواده وی این روزها در تکاپو هستند تا از خانواده مقتول رضایت بگیرند اما آنها اصرار بر اجرای حکم قصاص دارند و حاضر نشده‌اند از قصاص قاتل فرزندشان بگذرند.

Share