اختیار طالبان در دست دیگران است

علت غیبت نمایندگان طالبان آن است که اسلام‌آباد و واشنگتن به آن‌ها اجازه حضور ندادند. طالبان مایل به شرکت بودند ولی از آنجا که اختیاری برای تصمیم‌گیری ندارند، نتوانستند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، محمدحسین جعفریان کارشناس ارشد حوزه افغانستان:

▪️اهمیت کنفرانس تهران در تصمیم‌گیری برای به رسمیت شناختن یا نشناختن طالبان است.

▪️علت غیبت نمایندگان طالبان آن است که اسلام‌آباد و واشنگتن به آن‌ها اجازه حضور ندادند. طالبان مایل به شرکت بودند ولی از آنجا که اختیاری برای تصمیم‌گیری ندارند، نتوانستند. گرچه به شدت به اثبات مشروعیت خود احتیاج دارند و این کنفرانس فرصتی برای رسیدن به این هدف بود، اما اجازه نزدیک شدن به تهران را پیدا نکردند. این نقطه پایانی است بر این نظر که می‌توان با طالب ارتباط گرفت؛ جبهه تشکیل داد و به دنبال صلح بود.

▪️احمد مسعود پایان‌نامه‌ای با موضوع مقایسه صلح ایرلند و انگلستان با صلح طالبان و دولت مرکزی وقت در افغانستان نوشته و در پایان نتیجه‌گیری کرده بود؛ صلح با طالبان امکان‌پذیر نیست، زیرا طالبان شبح [ی از یک گروه تصمیم‌گیر] هستند. صحبت‌های آن‌ها قابل اعتماد نیست. مستقل نیستند و احتمال تغییر همه تعهداتشان وجود دارد.

▪️تهران فرصتی برای صلح فراهم کرد و خواستِ طالبان نیز حضور در این کنفرانس بود. با این حال نتوانستند بیایند. اختیارشان در دست خودشان نیست. در این شرایط اگر بنا بر به رسمیت شناختن طالبان در کابل باشد، عملا به معنای به رسمیت شناختن حاکمیت پاکستان و آمریکا در آنجا خواهد بود.

▪️بی‌شک چاره افغانستان صلح است نه جنگ. همه از جمله احمد مسعود در پی صلح هستند. صلح است که نقطه پایانِ کشتار، گرسنگی و قحطی است. صلح ما را به نتیجه خواهد رساند و نه جنگ. ایران نیز برای میانجی‌گری و رسیدن به صلح این فرصت را فراهم و نمایندگان طالبان را دعوت کرد. ولی آن‌ها جرات شرکت در کنفرانس را پیدا نکردند، اجازه نداشتند.

▪️افغانستان را نباید با یک سفر تحلیل کرد. شناخت طالبان مانند داستان «فیل در تاریکی» مثنوی است. هر فرد بخشی از حقیقت را دریافت کرده و فیل را طبق تصور خود توصیف می‌کند. طالبان گروهی بدون اختیار هستند. تصمیماتشان متلاطم و ناپایدار است. طیفی از گروه‌های مختلف هستند. عمدتا از مناطق جنوبی مثل قندهار،هلمند، زابل و شرقی مثل ننگرهار، خوست، کنر، پکتیا و پکتیکاو…می‌آیند. بخشی از آن‌ها مردم و عشایر ساکن در کوه‌ها هستند. ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. طرزفکرهای مختلف آنان باعث رفتارهای متضاد مثل تخریب مقبره احمدشاه مسعود یا قرائت فاتحه و ادای احترام در مزار او می‌شود. به دو بخش افراطی و متعادل تقسیم می‌شوند. ولی قدرت در حال حاضر در دست بخش افراطی است. میان این دو گروه نیز درگیری‌هایی وجود دارد.

▪️در این میان افرادی نیز هستند که فهم صحیحی از دنیا دارند. در دوره اول طالبان سفری به افغانستان داشتم. منتظر شروع یک مصاحبه بودم. بدون اینکه متوجه حضور ما شوند به یکدیگر می‌گفتند در مصاحبه چه جوابی بدهیم؟ چطور بگوییم ما دولتی هستیم که به زنان اجازه تحصیل نمی‌دهیم؟ چطور باید این را به دنیا بگوییم؟
امیدوارم قشر میانه‌روی طالبان بتوانند حاکم شوند تا سایرین را نجات دهند. اما پیش‌بینی من آن است که بخش تندرو، میانه‌روها را از میان بردارد.

Share