پوشش متفاوت یک روحانی ایرانی در دانشگاه فرانسوی لبنان

حجت الاسلام محمدرضا زائری در کانال تلگرامی خود عکس متفاوتی از خود منتشر کرده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا تصویر زیر از حجت الاسلام محمدرضا زائری (محقق و نویسنده مسائل فرهنگی و دینی) در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه سن ژوزف ( دانشگاه فرانسوی لبنان) است.

زائری در یادداشتی تحت عنوان «من دکتر نیستم» نوشت:

روزی که سالها پیش، برای شرکت در آزمون سراسری شرکت کردم، می دانستم آینده من طلبگی و حوزه است، اما نمی خواستم کسی فکر کند از سر ناچاری و ناتوانی به حوزه رفته ام و به همین خاطر در آزمون کنکور شرکت کردم و با رتبه دو رقمی در دانشگاه تهران قبول شدم و البته غیر از آن چهار فرصت دیگر دانشگاهی (از دانشگاه امام صادق علیه السلام تا دانشگاه علوم قضایی) به دست آوردم اما ترجیح دادم کوچکترین شاگرد حوزه علمی و فکری جعفری باشم.

در سالهای اخیر هم که با جدیت و تلاش برای تحصیلات تکمیلی وقت و توان فراوان گذاشتم، بازهم برای این بود که اگر خواستم پدیده نامعقول و عجیب “حجت الاسلام دکتر” را نقد کنم کسی نگوید چون خودش دکتر نیست دارد اعتراض می کند و چون دستش به گوشت نرسیده می گوید که بودارد!
اعتراف می کنم که تجربه تحصیل دانشگاهی مخصوصا در مقاطع ارشد و دکتری بسیار برای من ارزشمند و پرثمر بود و نگاه من را به دانشگاه و دانشگاهیان بسیار دقیق تر و کامل تر کرد.

امروز با احترام و تجلیل فراوان به دانشمندان بزرگ محافل آکادمیک می نگرم و نه تنها مدرک دانشگاهی را مانند برخی ورق پاره! نمی دانم، بلکه حتى دانشمندان علوم انسانی غربی را هم مطلقا فاسد و مزدور نمی بینم.
این تجربه باعث شد تا به همه تلاش های فکری و علمی انسانی -حتى با بیشترین اختلاف مبنایی و اعتقادی- با احترام و تقدیر بنگرم و در دستاوردهای فرهنگی همه دانشمندان و بزرگان جهان چیزی برای استفاده و بهره گرفتن بیابم.
امروز می دانم که یک فارغ التحصیل موفق دانشگاهی چه راه سختی را طی کرده و از چه مسیر دشواری گذشته است و گاه شاید چه میوه های شیرین و خوشگواری از درختان فکر و اندیشه بشری چیده و با خود به ارمغان آورده است و می کوشم به سهم خود تا آنجا که می توانم از این بهره ها و آورده ها سهمی برگیرم.

اما معتقدم در مقابل تمام این دستاوردهای ارجمند بشری، آنچه می توان با آزاداندیشی و حریت فکری از معارف دینی و میراث معرفت وحیانی حوزه ها برگرفت بسیار فراتر و والاتر است.
قصدم اینجا نه مقایسه است و نه انکار این واقعیت که هیچ یک از این دو طرف انسان را از دیگری بی نیاز نمی کند و خداوند چنین خواسته که همه با هم برای تکمیل سفره آگاهی و دانش بکوشند و همراه باشند، اما باور دارم که هر کسی باید خودش باشد!
اگر کسی قرار است طلبه و روحانی و آخوند باشد نباید از موضع ضعف و حسرت و انفعال، چشم به عنوان دکتری بدوزد و اگر کسی دانشگاهی است نباید در مناسبات و اقتضائات خاص حوزوی دخالت کند.
آنچه امروز به عنوان پدیده ” حجت الاسلام دکتر” رایج شده، شاید روزی در الگوهایی مانند امام موسى صدر و شهید بهشتی تجلی دیگرى داشت که با حفظ اصالت حوزوی خود در محیط دانشگاهی حضور داشتند، اما اکنون به دلایلی بیشتر به تضعیف جایگاه ارزشی و اصالت علمی حوزه ها انجامیده است.

امروز هم البته چهره های برجسته ای از فضلای حوزه در محیط های آکادمیک درخشیده اند و حضور فعال دارند و با حفظ اصالت حوزوی خود به خدمت علمی در دانشگاهها مشغولند اما این نیز دقیقا وقتی است که خود این بزرگواران اصالت خود را در طلبگی می دانند و خود را فرزند حوزه ها برمی شمارند.
حسرت من پس از سالها هنوز باقی است نسبت به حال و هوای کشیش پیرمردی که دو دانشنامه دکتری داشت و مدارج بالای علمی را در دانشگاهها طی کرده بود، اما وقتی به او گفتم: “آقای دکتر”، گفت:”لطفا من را پدر جورج خطاب کن”!
امروز هم در عین تمام احترامی که برای دوستان و اساتید عزیز و بزرگوار دانشگاهی ام قائلم، احساس می کنم که من یک آخوندم نه یک دانشگاهی، و با صراحت و صداقت به این حقیقت اعتراف می کنم و به احساس مرحوم پروفسور عبدالجواد فلاطوری غبطه می خورم که وقتی بعد از سالهای طولانی زندگی در اروپا به کشور بازگشت و با پیشنهادهای متنوع علمی آکادمیک روبرو شد گفت:” خودم دلم می خواهد به گوشه ای بروم و نهج البلاغه درس بدهم!”

راستش رابخواهید من ده سال انتظار کشیدم تا امروز بتوانم بگویم من طلبه ای کوچک هستم که ترجیح می دهم همان شیخ محمدرضا یا حجت الاسلام باشم. خاک پای همه اساتید و بزرگان با ایمان و عامل و فاضل دانشگاهی خواهم ماند، اما من دکتر نیستم، لطفا همچنان من را حاج آقا صدا کنید!

Share