پر کارترین از نظر مردم و کم کارترین از نظر مجلس!
پر کارترین از نظر مردم و کم کارترین از نظر مجلس! همزمان با کوبیدن بر روی کیبورد مشغول شنیدن مجلس و جلسه استیضاح آقای آخوندی وزیر راه و مسکن و شهرسازی هستم و ایشان در حال دفاع از عملکرد خود هستند و در جای جای فرمایشات خود افرادی از مجلس و دولت را به شهادت […]
پر کارترین از نظر مردم و کم کارترین از نظر مجلس!
همزمان با کوبیدن بر روی کیبورد مشغول شنیدن مجلس و جلسه استیضاح آقای آخوندی وزیر راه و مسکن و شهرسازی هستم و ایشان در حال دفاع از عملکرد خود هستند و در جای جای فرمایشات خود افرادی از مجلس و دولت را به شهادت میگیرند که در مجلس حاضر هستند و تا این لحظه هیچ شاهدی اظهارات ایشان را تکذیب نکرده است.
نمایندگان کلید زنندهی استیضاح بر همگان معرفه هستند و نیازی به توضیح در مورد سوابق و اسلوب فکری ایشان نیست و نوع اعلام بیانات آنان هم قابل شنود و قضاوت هست خصوصاً که برخی از آنان سعی داشتند با دروغ بستن به هیئت رئیسه به مطلوب خود برسند که هوشیاری رئیس مجلس راه را بر ایشان بست.
با تمام سخنان موافقان و مخالفان و همچنین شخص وزیر کاری ندارم و رای نمایندگان هرچه که باشد مورد قبول مردم کشور است چرا که باور دارند مجلس در راس امور است و برخورد با این جمله هم شعاری نیست و از روی شعور است.
اما نکتهای که برای شخص نگارنده قابل درک نیست مشاهدهی وضع فرودگاه امام پیش از روی کار آمدن دولت تدبیر امید و پس از آن است که جداً تغییر اساسی داشتهاست، وضعیت حمل و نقل ریلی کشور است که به روایت مردم و مسافران بسیار پیشرفت داشتهاست وهمچنین استفاده از نیروهای متخصص در این وزارت خانه است.
اما آنچه که بیش از پیش قابل رویت و قضاوت مردم است راه سازی و آسفالت کردن جاده های کشور است که همه روزه در سطح کشور قابل لمس و مشاهده است.
تمامی ما در روزهای اخیر و پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید پشت ترافیکهای سنگین ناشی از روکش کردن جاده های پر دست انداز سال های اخیر بودهایم و پس از طی مسیری طولانی به دستگاههای آسفالت رسیدهایم.
شاید نمایندگان استیضاح کننده جزو آن دسته از ماشین دارانی هستند که پس از یک روز بارانی که خودرو خود را شستهاند گرفتار خیابانهای قیرپاشی شدهای شده اند که امروز از سر ناراحتی ناشی از آن، آقای اخوندی را استیضاح می کنند، که بنده بارها گرفتار چنین معضلی شدهام و اگر فرصتی دست می داد حتما چنین برخوردی با ایشان میکردم.
خدا را داد من بستان از او ای شحنه ی مجلس
که می با دیگری خورده ست و با من سر گران دارد
سام سکوتی بداغ
دیدگاه