انتقال قدرت و رویکرد جناح های سیاسی
انتقال قدرت و رویکرد جناح های سیاسی ایران مهد تمدن است و تاریخ دموکراسی در مقابل تمدن های قدیمی کشور ما حرفی برای گفتن ندارد و اگر پیش شرط های مردم سالاری را احصا کنیم، از بیشتر کشورهای اسلامی شرایط مناسب تری دارد و در آن دموکراسی به مفهوم امروزی و اسلامی تا جایی که […]

انتقال قدرت و رویکرد جناح های سیاسی
ایران مهد تمدن است و تاریخ دموکراسی در مقابل تمدن های قدیمی کشور ما حرفی برای گفتن ندارد و اگر پیش شرط های مردم سالاری را احصا کنیم، از بیشتر کشورهای اسلامی شرایط مناسب تری دارد و در آن دموکراسی به مفهوم امروزی و اسلامی تا جایی که با شریعت منافات نداشته باشد، حاکم و جاری است.
سیستم قضایی حاکم بر کشور ما تا جایی که با روح قوانین اسلام منافاتی نداشته باشد، همپای قوانین مدنی پیشرفتهترین دستگاههای قضایی روزآمد میشود و کما اینکه حقوق مدنی کشور از بلژیک و فرانسه اقتباس شده است که در امور حقوقی از کشورهای پیشرو هستند. در حوزه حقوق جزا، اسلام مجازات ها را معین و مشخص کرده و حدود را تعیین نموده است و قضات نیز بر اساس قوانین اسلام و موارد مصوب شده در مجلس شورای اسلامی بر مسند قضا می نشینند.
در حوزه اخلاق، ایرانیان حتی پیش از اسلام به مردمانی اخلاق مدار شهره بودند و گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک آنها زبانزد ملل دیگر بود و امروز هم اخلاق در روح جامعه ایرانی درونی شده است و انسانیت سطر برجسته جامعه ایرانی، اسلامی است.
از نظر سیاسی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی جز در موردی که رئیس جمهور با حکم به عدم کفایت سیاسی ایشان و تأیید رهبر انقلاب، از مسئولیت خلع شدند، در دیگر موارد به آرامی و بدون تنش بوده است و همیشه رؤسای جمهور با روی گشاده و در حضور رهبر نظام پس از تنفیذ، یکدیگر را در آغوش گرفته و برای هم آرزوی موفقیت میکنند و به دموکرات ترین شکل ممکن انتقال قدرت انجام میشود و حتی در مورد رئیس جمهوری که بعضا نشان از عدم تمکین به ساز و کارهای قانونی کشور و اتخاذ موضع سکوت و کمی سرسختی در مقابل حکم حکومتی داشت، انتقال قدرت با همان شیوه سابق به انجام رسید و کشور در صلح و صفا در انتظار تغییری که رئیس جمهور جدید قول آن را داده بودند، ماند.
تا اینجای داستان همه چیز همچون سابق و بدون تنش به پیش رفت و مشکلی در کار نبود اما پس از آن مقاومتهایی در گوشه و کنار کشور از برخی مدیران میانی و بعضا منطقهای مشاهده شده و میشود که جای بسی تعجب دارد!
در روزنامهای میخوانیم فرمانداری در یکی از شهرستانهای غربی گیلان ماشین و تمامی امکانات خانه سازمانی فرمانداری را با خود برده است، فلان مدیر در شهرستانی دیگر خودروی اداری را هنوز تحویل نداده است و بدتر از آن پاسدار قانون اساسی کشور، آقای رئیس جمهور و اطرافیانش که روزی، روزگاری ساکن پاستور بودند، ۴۰ خودرو را هنوز تحویل ندادهاند! اجاره ساختمان های مجلل دولتی به اطرافیان خود به مدت ده سال، عدم تحویل خودروها و این روزها در برخی از شهرستانها و استان ها عدم تحویل مسئولیت از عجایب دولت مهرورز است که همچنان مهرشان پرتو افشانی میکند و امید میرود دولت، تدبیری برای این بیتدبیری مدیران پیشین در آستین داشته باشد تا امید به عرصه مدیریتی کشور برگردد.
تمامی موارد احصا شده فوق شاید قابل تکذیب باشد و در مناطق آزاد و دور از دسترس نگارنده اتفاق افتاده باشد اما عدم تحویل مسئولیت ها و یا مقاومت در مقابل تغییر در استان و شهرستان محل زندگی یکی از معاونان رئیس جمهور و دخالت بی حد و حصر نمایندگان در انتصابات و عجیب تر از آن توقف اجرای احکام صادر شده توسط نماینده یک شهرستان دور از تدابیر مرسوم است.
در هیچ دولتی حتی در میان جناح موسوم به اصولگرا نیز مقاومت در مقابل انتقال قدرت در این سطح مشاهده نشده بود و این موضوع برای اولین بار پس از انقلاب تجربه شده است که البته نباید آن را به تمامی دولت گذشته تسری داد و دولت گذشته در سطح کلان در مورد اموال، بر اساس اخبار منتشر شده، هنوز مقاومت میکند تا برخی از مدیرانش، صندلی و مسئولیت دولتی را همچون اموال قابل تملک می بینند.
سام سکوتی بداغ
پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای منتشر میشود.
دیدگاه