وقتی نماینده اخراجی از دانشگاه، از وزیر شکایت میکند!
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا شاید به جرأت بتوان گفت هیچ وزیری در طول تمامی ادوار انقلاب و در دولتهای مختلف همانند وزیر علوم دولت “تدبیر و امید” در چالشهای پیدرپی و مداوم با نمایندگان مجلس نبوده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا و به نقل از آفتاب, شاید به جرأت بتوان گفت هیچ وزیری در طول تمامی ادوار انقلاب و در دولتهای مختلف همانند وزیر علوم دولت “تدبیر و امید” در چالشهای پیدرپی و مداوم با نمایندگان مجلس نبوده است.
پروفسور رضا فرجی دانا مردی آرام و محفوظ به حیاست که البته گرایشهای تند سیاسی نیز نداشته و عیار و تخصص وی نیز در زمینه کارهای محوله و جایگاه علمی وی نیز به اذعان دوست و دشمن خدشناک نیست. اما چرا فرجی دانا تا بدین حد با مخالفتها روبهروست؟ مخالفتهایی که شاه کلید آن بر روی واژه “فتنه” میچرخد و هنوز از حضور وی در ساختمان شهرک غرب هفتهای نگذشته بود که زمزمه استیضاح او در مجلس پیچید.
بهانه اولیه به انتصاب دو تن از چهرههای برجسته علمی کشور باز میگشت؛ دو مدیری که یکی خود چند سال سابقه وزارت داشته و اکنون به سمت مشاور عالی منصوب شده بود و دیگری معاون چندین و چند ساله وزیر بود که یک بار دیگر به سمت معاونت برگزیده شده بود. سه پروفسور؛ دو جعفر و یک رضا مثلثی بودند که در طول تمامی سالهای اخیر و در دوران دولت اصلاحات با یکدیگر از نزدیک عجین بوده و در کنار هم به انجام وظیفه پرداخته بودند و بدیهی بود که فرجی دانا از این مدیران کاربلد بهره بگیرد.
همه نمایندگان از گرایش سیاسی دولت و شخص وزیر آگاه بوده و هستند و میدانند که وزیر مربوطه هم همپوشانی سیاسی با این دو چهره داشته و هم به تواناییهای آنان باور وثیقی دارد. با این اوصاف بدیهی است که آنان انتظار نداشته باشند که وزیر از میان مخالفان سیاسی پر و پا قرص خود معاون برگزیند. اما نمایندگان دست از مخالفت برنداشته و ضمن آنکه در نامهای ۱۵۰ امضایی به رئیس جمهوری اخطار دادند، بالاخره بابت این موضوع وزیر را به بهارستان کشیده و یک کارت زرد به او اعطاء کردند، درحالی که وزیر با صراحت در پاسخ به آنان گفته بود اگر نهادهای ذیربط صلاحیت این افراد را تأیید نکند، لحظهای در عزل ایشان درنگ نخواهد کرد، اما اگر چنین نیست، کسی حق قضاوت نداشته و نباید جامعه دانشگاهی را از خدمات ایشان بیبهره کند.
پس از اعطای کارت زرد، بهنظر میرسید که فضا میان مجلس و وزارت علوم کمی آرامتر شود، اما یک بار دیگر خبر شکایت سه تن از نمایندگان مجلس از وزارت علوم که به کمیسیون اصل نود مجلس ارسال شد، نشان داد که گویا قرار بر عادیسازی روابط میان این دو نهاد نیست.
درخصوص علتیابی حساسیت مجلس به وزارت علوم حرفها و گمانههای زیادی مطرح است؛ از جمله حساسیت و حیطه تأثیرگذاری دانشگاه که گرایش اغلب استادان و دانشجویان با طیف سیاسی مخالف اصولگرایان است و آنها نمیخواهند که با ایجاد تغییرات در سطوح مدیریتی، این فنر منقبض شده رها گردد. در دیگرسو، این نکته هم مطرح میشود که در دوران هشت سال گذشته، اغلب مدیران اصولگرا در دانشگاهها پست و امتیازی گرفتهاند و اکنون که دولت هم در اختیار آنان نیست، با خروج از این جایگاه، شأنیت و جایگاه شغلی خود را از دست داده و نسبت به این تغییرات مقاومت میکنند.
اما در این میانه یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن اینکه در طول هشت سال گذشته برخی افراد با استفاده از نفوذ خود به رانت علمی و امتیازهای انحصاری رسیدهاند که با فراغ بال مدیریت عالی دانشگاهها به پرونده آنها رسیدگی شده و جایگاههای خود را از دست خواهند داد و بدین واسطه فشار بر وزارت علوم را فزاینده کردهاند.
به گزارش “خرداد”، یکی از نمایندگانی که نامش در میان سه نماینده شکایت کننده از وزیر علوم آمده، فردی است که در آذر ماه امسال با نظر کمیته تحقیق منصوب از سوی وزیر علوم، بورسیه تحصیلی وی لغو میشود و این نکته شائبه تسویه حسابهای شخصی را در این مسأله پررنگ میکند.
ماجرا از این قرار است که پنج تن از افرادی که در دولت محمود احمدینژاد برخوردار از بورسیه تحصیلی در مقطع دکتری از دانشگاه گیلان شده بودند، پس از آغاز سال تحصیلی جدید و با اعتراض اعضای هیأت علمی دانشگاه، بورسیه آنان لغو میشود.
وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری طی نامهای در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۲ ثبت نام افراد مذکور را بهعنوان دانشجوی دکتری روابط بینالملل در گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان مغایر با مقررات و آییننامههای مربوطه آموزشی تشخیص داد و پذیرش این افراد را بهعنوان دانشجوی دکتری روابط بینالملل در گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان کان لم یکن اعلام کرد.
در میان این پنج نفر نامهای جالبی به چشم میآید: علیرضا باژرنگ (داماد محمدرضا مردانی، رئیس مرکز جذب اساتید دانشگاههای کشور در دولت احمدینژاد که طی چهار سال از دیپلم به دانشجوی دکترا و عضو هیأت علمی رسید)، یکی از این افراد است. محمد شیخان (معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیس جمهور در دولت احمدینژاد) نیز یکی از این پنج تن است.
اما نام جالب در این میانه، جبار کوچکینژاد است؛ نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی که او نیز با نظر وزارت علوم دولت “تدبیر و امید” بورسیهاش لغو میشود و اکنون نامش در میان سه نمایندهای است که از وزیر علوم، تحقیقات و فنآوری بابت آنچه ممانعت از اعمال حق نظارت نمایندگان مجلس بر دستگاههای اجرایی میخوانند، از رضا فرجیدانا به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شکایت کردهاند.
البته بیگمان حق نظارت نمایندگان مسلم و بدیهی است و انشاء الله که این کدورت شخصی جایگاهی در این اعلام شکایت ندارد، اما بالاخره با این سوابق چندان منطقی بهنظر نمیرسد که از وزیر علوم فردی شکایت کند که چندی پیش با حکم اجزاء وزارتخانه تحت امر وی، بورسیه این نماینده لغو گردیده و از دانشگاه اخراج میشود.
نکته آنکه بحمدالله اعضای پر و پاقرص جبهه پایداری برای شکایت از وزیر علوم و ارکان دیگر دولت آماده به حضورند و چه خوب بود این وظیفه به دیگر نیروهای این طیف در مجلس سپرده میشد تا این شائبه جدی ایجاد نگردد.
ایرج ندیمی، محمد مهدی رهبری املشی،غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی،محمدحسین قربانی ،حسن تامینی،جبارکوچکی نژاد،مهردادلاهوتی،ناصرعاشوری،حمیدرضاخصوصی،حسن خسته بند،محمود شکری،صفرنعیمی رز،عطالله حکیمی
دیدگاه