نامزد جبههپیروان به «ائتلافاصولگرایان با محوریتروحانیت» معرفی میشود
حبیبی: بنده معتقدم که ما باید یک تفکیکی بین جریان اصلاحطلبی و جریان فتنه قائل باشیم یعنی اینکه گفته شود که هر اصلاحطلبی الزاما فتنهگر است ما این قول را قبول نداریم؛ گرچه در فتنه سال ۸۸ برخیها با داعیه اصلاحطلبی به فتنه کمک کردند و خودشان در این فتنه دخیل هستند این را ما هم از یاد نمیبریم

دبیرکل حزب مؤتلفه گفت: قرار شد نتیجه جمعبندی ۱۵ تشکل جبهه پیروان خط امام و رهبری درباره نامزد انتخابات ریاستجمهوری به ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت روحانیت معرفی شود.
به گزارش دیارمیرزا: محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با حضور در تظاهراتها علیه رژیم ستمشاهی فعالیتهای سیاسی بسیاری داشته است؛ وی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بسیاری از استانهای کلیدی ایران استاندار بوده است.
حبیبی استانداری تهران، فارس، خراسان بزرگ را در کارنامه سوابق خود دارد؛ وی همچنین در دورهای به عنوان شهردار تهران انتخاب شد.
از دیگر سوابق محمدنبی حبیبی میتوان به قائم مقامی بنیاد بینالمللی غدیر، مدیر عامل شرکت پست جمهوری اسلامی، معاون وزیر راه و ترابری، رئیس سازمان هواپیمایی کشور، – معاون وزیر بازرگانی، قائم مقام رئیس بنیاد مستضعفان و جانبازان و رئیس ستاد اقامه نماز تهران اشاره کرد.
بر این اساس در پی برگزاری نهمین مجمع عمومی حزب مؤتلفه اسلامی در اردیبهشت ماه سال جاری حبیبی مجدداً به عنوان دبیرکل حزب مؤتلفه ابقا شد.
آنچه میخوانید مصاحبه مشروح فارس با محمدنبی حبیبی درباره انتخابات ریاستجمهوری آینده است که در ادامه میآید:
فارس: با توجه به نزدیکشدن انتخابات ریاستجمهوری یازدهم برنامههای حزب مؤتلفه برای انتخابات ریاستجمهوری آینده چیست؟
حبیبی: ما در حزب مؤتلفه اسلامی معمولاً بعد از هر انتخاباتی شورای انتخابات بعدی را تشکیل میدهیم و به همین دلیل برای انتخابات ریاست جمهوری دوره ۱۱ و شوراهای شهر و روستا چند هفته بعد از انتخابات مرحله دوم مجلس نهم این شورای انتخابات را تشکیل دادیم؛ در بحثهای اولیه به این جمعبندی رسیدیم که در انتخابات ریاست جمهوری باید حداقل ۴ موضوع مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
*ویژگیهای ۴ گانه نامزدهای ریاستجمهوری
اول گفتمان انتخاباتی است، دوم اینکه نامزدهای ریاست جمهوری باید برنامههای خود را برای اداره کشور اعلام کنند، سوم تیم و گروهی است که رئیسجمهور را باید همراهی کنند و چهارم هم مصداق نامزد ریاست جمهوری است.
حزب مؤتلفه اسلامی از همان ابتدا درباره این موضوعات چهارگانه غالباً در شورای انتخابات بحث و بررسیهایی داشته و با دیگرانی هم که مذاکراتی داشتیم، مانند جامعه روحانیت مبارز و یا در جلسات پیروان خط امام نیز که شرکت میکردیم ضرورت بحث و بررسی در این موارد چهارگانه را توضیح میدادیم که البته توضیحات ما برای آنها نیز قانعکننده بود.
*تاکنون به مصداق مشخصی در حزب مؤتلفه نرسیدهایماما در مورد مصداقها ما تا این تاریخ هنوز به مصداق مشخصی در مجموعه حزب مؤتلفه اسلامی نرسیدهایم ولی یک سیاستی را از چند ماه پیش به عنوان سیاست انتخاباتی مؤتلفه با بقیه اصولگرایان به نتیجه رسیدهایم و آن این بود که ما در جبهه پیروان خط امام و رهبری فعالیت میکنیم.
البته در ماههای اولی بعد از انتخابات مجلس اعلام کرده بودیم که حزب مؤتلفه اسلامی مستقل به میدان خواهد آمد علت اصلی این اعلام نیز این بود که ما به عنوان یک حزب نمیتوانستیم معطل دیگران بمانیم؛ چراکه تا آن زمان که ما موضوع مستقل آمدن مؤتلفه را مطرح کردیم، جنب و جوش ویژهای در فضای سیاسی کشور برای انتخابات در جریان اصولگرایی ملاحظه نمیکردیم و خودمان کار خودمان را شروع کردیم اما با شرایط جدیدی که پیش آمد تصمیم گرفتیم که در چارچوب ائتلاف با تشکلهای وابسته جبهه پیروان خط امام و رهبری تصمیمگیری کنیم و تلاش کنیم که محوریت روحانیت در جریان اصولگرایی برای انتخابات ریاست جمهوری تحقق یابد و این محوریت به میدان آید.
این سیاست را ما با جبهه پیروان خط امام و رهبری در میان گذاشتیم که آنها نیز تقریبا نه تحقیقا به همین نتیجه رسیدند و با همین استدلال یک ملاقاتی با شخص آیتالله مهدویکنی و یک ملاقات نیز با جامعه روحانیت مبارز و یک ملاقات نیز با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برای چگونگی محوریت روحانیت انجام دادیم که این ملاقاتها در واقع بین نمایندگان جبهه پیروان خط امام و رهبری و آیتالله مهدوی کنی، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم صورت گرفت.
بنابراین این نوع فعالیتها را مستقل از جبهه پیروان خط امام و رهبری انجام ندادیم و در حال حاضر در این مسیر حرکت میکنیم که اولاً نظر جبهه پیروان راجع به نامزد یا نامزدهای احتمالی به صورت یک ائتلاف درآید و دوم اینکه جبهه پیروان خط امام و رهبری از ارتباط و هماهنگی با بقیه اصولگرایانی که محوریت روحانیت را میپذیرند یک زمینه ائتلاف فراهم کند.
*دستیابی به ائتلاف بزرگ جریان اصولگرایی با محوریت روحانیت
سوم اینکه ما نهایتا با محوریت روحانیت به یک ائتلاف بزرگ در جریان اصولگرایی دست پیدا کنیم که نتیجه آن آمدن یک اصولگرا از طرف این ائتلاف به میدان نامزدی باشد و یا حداقل اینکه تعداد نامزدهای اصولگرا کاهش پیدا کند، چرا که اعتقاد ما بر این است که تعدد نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری از طرف جریان اصولگرا یک نتیجه منفی خواهد داشت و آن شکستن رای به ضرر اصولگرایان و به نفع رقیبان این جریان خواهد بود.
ما هر ائتلافی که در جریان اصولگرایی ولو به صورت مقطعی و محدود صورت گیرد در کلیات ایجاد این ائتلافها نظر مثبت داریم؛ منتهی این یادآوری را از همین ابتدا از قبل هم داشتیم که تشکلها یا ائتلافهایی که در داخل جریان اصولگرایی به ائتلافات محدود و مقطعی دست میزنند باید موضوع ائتلاف بزرگ اصولگرایان را در انتخابات یازدهم ریاستجمهوری مد نظر داشته باشند و فرض را بر این نگذارند که ائتلاف خودشان معنایش ائتلاف جمع اصولگرایان است.
*از هر قدمی در جهت ائتلاف اصولگرایان استقبال میکنیم
بنابراین ما اصولا از هر قدمی که جهت ائتلاف اصولگرایان برداشته شود استقبال میکنیم؛ ما معتقدیم که اگر همگی به یک ائتلاف بزرگ به عنوان یک هدف نهایی نگاه کنیم این فعالیتهای ائتلافی میتواند نتیجه مثبت داشته باشد.
*معرفی یک یا چند نامزد از سوی جبهه پیروان به ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت روحانیت
فارس: آیا این امکان وجود دارد که حزب موتلفه بخواهد از درون خودش یک نامزد معرفی کند؟
حبیبی: قرار نهایی جبهه پیروان خط امام و رهبری این شده که تشکلهای وابسته به جبهه پیروان در بحثهای درون تشکیلاتی خودشان به یک یا چند نامزد اگر رسیدند نتیجه این رسیدن و جمعبندی را در اختیار جبهه پیروان بگذارند و مجموعه نامزدهایی که از طرف ۱۵ تشکل وابسته به جبهه معرفی شدند یک بحث کلی را هم با حضور دبیران کل ۱۵ تشکل وابسته به جبهه پیروان خط امام و رهبری انجام دهند.
که در نتیجه یک یا بیشتر از یک نفر به عنوان نامزدهای جبهه پیروان خط امام و رهبری به ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت روحانیت معرفی شود.
فارس: آیا کمیته سهگانه بین جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جبهه پیروان تشکیل شده است؟
حبیبی: ما جامعه مدرسین و جامعه روحانیت را درواقع به عنوان محوریت مشترک فعالیتهای جریان اصولگرایی در انتخابات تلقی میکنیم بنابراین آن هماهنگی که بین جامعه مدرسین و جامعه روحانیت برای امور انتخاباتی ایجاد میشود از همین الان مورد تایید ما است.
البته یک مذاکراتی بین جامعه روحانیت و جامعه مدرسین مقدمتا صورت گرفته که یکی از بحثها این بوده که جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جبهه پیروان به عنوان یک کار مقدماتی این کمیته را تشکیل دهند که این کمیته هنوز تشکیل نشده است.
*باید بین جریان اصلاحطلب و جریان فتنه تفکیک قائل شد
فارس: با توجه به فعال شدن برخی از گروهها و چهرههای اصلاحطلب، حضور آنها را در انتخابات ریاستجمهوری آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
حبیبی: بنده معتقدم که ما باید یک تفکیکی بین جریان اصلاحطلبی و جریان فتنه قائل باشیم یعنی اینکه گفته شود که هر اصلاحطلبی الزاما فتنهگر است ما این قول را قبول نداریم؛ گرچه در فتنه سال ۸۸ برخیها با داعیه اصلاحطلبی به فتنه کمک کردند و خودشان در این فتنه دخیل هستند این را ما هم از یاد نمیبریم.
اما اینکه گفته شود که مرزی بین اصلاحطلبی و فتنهگری نیست با این استدلال مخالفیم و تصورمان بر این است که اشخاص یا تشکلهایی هستند با نام اصلاحطلبی و این تشکلها با همین نام اصلاحطلبی بین خودشان و براندازان و فتنهگران مرز قائل هستند و داخل نظام هستند.
وقتی میگوییم داخل نظام یعنی قانون اساسی را قبول داشته باشند یعنی ولایت فقیه را معتقد باشد، فصلالخطاب بودن ولی فقیه را به عنوان یک اعتقاد قبول داشته باشد و اگر این خصوصیت را فردی که داعیه اصلاحطلبی دارد قبول داشته باشد ما این فرد را در اردوگاه فتنهگری تلقی نمیکنیم ولو اینکه برای ما یک رقیب بسیار سرسخت باشد.
بنابراین ما یک نتیجهگیری داریم و آن این است که هررقیبی در برابر اصولگرایان قرار میگیرد الزاما در مقابل نظام قرار نمیگیرد و در فتنه هم قرار نمیگیرد و آن دسته از اصلاحطلبانی که این مشخصه را داشته باشند یعنی در اردوگاه نظام باشند ما اشکالی در حضور این افراد برای انتخابات وارد ندانسته بلکه مفید هم میدانیم.
معتقدیم که حضور اصلاحطلبان داخل نظام هم برای جریان اصولگرایی نیز مفید است از این جهت که یک رقیب معتقد به نظام در صحنه سیاسی حضور داشته باشد و همین وجود رقیب سبب میشود که اصولگرایان هم راهشان را با مراقبت و دقت ادامه دهند.
*وجود سه قطب در انتخابات به معنای نبود قطبهای دیگر نیست
فارس: برخی معتقدند انتخابات آینده ریاست جمهوری سه قطبی خواهد بود یعنی یک قطب اصولگرایان، قطب دیگر اصلاحطلبان و یک قطب هم نزدیکان دولت هستند، نظر شما در این زمینه چیست؟
حبیبی: الآن تقریباً میتوان گفت که این سه قطب وجود دارد اما این به معنای این نیست که قطبهای دیگری نیستند یا نخواهند بود، اعتقاد من بر این است که آن دسته از اصلاح طلبانی که میخواهند داخل نظام فعالیت کنند به طرف یک ائتلاف پیش میروند.
یک جریان انحرافی نیز وجود دارد که بهدلیل اینکه مشخصات معلومی دارد راجع به آن توضیحی نمیدهم، آنها هم درحال فعالیت هستند و من معتقدم که نه تنها برای انتخابات ریاست جمهوری بلکه در انتخابات مجلس نیز آنها قصد داشتند یک سهم عمده در مجلس داشته باشند که با مراقبت و هوشیاری دستگاه نظارتی موفق نشدند.
یکی از افراد وابسته به همین جریان انحرافی شاید ۱۰ ماه قبل از انتخابات مجلس نهم مصاحبهای کرده و گفته بود که ما در انتخابات مجلس آینده اولاً رقیب اصولگرایان خواهیم بود یعنی حساب خود را از حساب اصولگرایی کاملاً جدا کرده بودند که ما هم از این جدا شدن حساب کاملاً استقبال میکنیم و خوشحال هستیم که خود آنها این جدایی را اعلام کردند.
دوم اینکه گفته بود که ما در انتخابات آینده به دنبال این هستیم که دو سوم تعداد نمایندگان مجلس از آن ما باشد البته کسی که از آن جریان این مصاحبه را کرد بهنظر بنده یک ناپختگی سیاسی انجام داد چراکه اگر کسی ولو اینکه راهش هم درست نباشد ولی آنچه را که باور دارد بدون ملاحظه و صریح بیان کند میتواند یک علامت ناپختگی سیاسی باشد.
اما در هر صورت این جریان نیز وجود دارد و بنده میخواهم در این مصاحبه تأکید داشته باشم روی خطری که جریان انحراف برای فعالیتهای سیاسی در داخل کشور ایجاد کرده و خواهد کرد.
*جریان انحرافی به روحانیت اعتقاد ندارد
جریان انحرافی به روحانیت اعتقاد ندارد اگر هم افراد ملبسی را بهعنوان روحانیت جذب میکنند بهعنوان یک ابزار به آنها مینگرند و نه به عنوان یک شریک، این جریان در ماههای قبل از انتخابات مجلس نهم انشعابی را در جامعه وعاظ تهران ایجاد کردند و آن دسته از روحانیونی که شاید خیلی از آنها بیخبر بودند آنها را جذب میکردند و نام خود را جامعه وعاظ ولایی گذاشته بودند.
*وجه مشترک تشکیلات نخستوزیری موسوی و جریان انحرافی
البته زمانی که آقای موسوی نخستوزیر بود در سالهای اول انقلاب در تشکیلات نخست وزیری آن زمان نیز همین کار را میکردند یعنی یک انشعابی را ایجاد میکردند بین روحانیت به این ترتیب که عدهای از روحانیون را جذب کرده بودند و با آنها ارتباط داشته و سعی میکردند سیاستهای نخست وزیری را در آن زمان از زبان این دسته از روحانیونی که جذب آنها شده بودند، بیان کنند.
بنده به یاد دارم که همان زمان آیتالله مهدویکنی که آن زمان نیز دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بود تذکری به آن دسته از روحانیون که جذب نخستوزیری شده بودند دادند و گفتند که مواظب باشید این نوع جدا شدن از روحانیت اصیل و پیوستن به نخست وزیری برای خود شما و هم برای روحانیت میتواند عواقب نامطلوبی داشته باشد، از اینرو همان کاری که در زمان نخست وزیری موسوی انجام شد جریان انحرافی نیز همان کار را انجام داد.
نه تنها سعی در ایجاد انشعاب در روحانیت بلکه در بسیاری از موارد دیگر نیز اقداماتی را دیدیم که جریان انحراف درحال انجام است و معتقدیم که با چشمان باز باید که به این جریان نگاه کرد، اگر هوشیاری و دقت و مراقبت شورای نگهبان نبود تعدادی از کسانی که گول جریان انحرافی را خورده بودند از طرف آنها ممکن بود وارد مجلس نهم شورای اسلامی شوند که با مراقبت شورای نگهبان این خطر رفع شد.
الآن نیز باید یک نگاه دقیقتری نسبت به گذشته داشت و در مقابل تصمیمگیریهای آنها مراقب بود چون هم امکانات، سرمایه و تواناییهایی در عزل و نصبها دارند که بنده به این دلیل معتقدم باید با مراقبت کامل به این موضوع نگاه کرد از اینرو این سه قطب فعال هستند و ممکن است قطبهای دیگری بعداً بهوجود آید.
اما اصولاً بنده در مورد قطب بندی انتخاباتی نکتهای را میخواهم اشاره کنم که برخی از تفکرات و جریانهای سیاسی یا باندهای سیاسی مایلند که با یک تبلیغات وسیع به مردم اینگونه وانمود کنند که خودشان قطب حق هستند و تمام رقبا و مخالف آنها قطب باطل هستند.
بنده لازم میدانم اشاره صریحتری داشته باشم، در یک زمانی در همین کشور یک قطب بندی صورت گرفت که عدهای تبعیت از آقای هاشمی رفسنجانی را یک تبعیت تقریباً بی چون و چرا میخواستند و یک عده نیز تبعیت از آقای احمدینژاد را؛ از اینرو یک دو قطبی ایجاد کردند و عدهای از طرفداران هاشمی جز ریشه کن کردن تفکرات مربوط به احمدینژاد را بر نمیتابیدند و عدهای هم از طرفداران احمدینژاد جز بر انداختن تفکرات آقای هاشمی را قبول نمیکردند.
این دو قطب هر دو متوقع بودند که بقیه تکلیفشان را با این دو قطب روشن کنند، یعنی یا تبعیت از آقای هاشمی یا تبعیت از آقای احمدینژاد؛ ما آن زمان نیز یک موضع ساسی مشخص گرفتیم و گفتیم که ما اولاً قطببندی به این شکل را قبول نداریم، با قبول نداشتن این توقعات این دو قطب معتقدیم که اگر آقای هاشمی رفسنجانی کار درستی در جهت انقلاب اسلامی انجام میدهد باید آن کار درست را تائید کرد و اگر هم کار نادرستی از طرف وی و طرفدارانش صورت میگیرد باید حتماً معتقد و معترض بود.
همین سیاست را معتقد بودیم که در برابر آقای احمدینژاد باید اتخاذ شود یعنی جایی که احمدینژاد کار مثبتی انجام میدهد تائید کنیم و جایی هم که کار منفی انجام میدهد منتقد و معترض باشیم، اصلاً این توقع را در فضای سیاسی کشور به رسمیت نشناسیم که عدهای در کشور قطب درست کنند و بعد توقع داشته باشند که دیگران هم تابع قطب آنها باشند هم مخالف صد در صد قطب مخالفشان باشند.
*برخی قطبها تصور میکنند قطب عالم امکان هستند
اگر بحث تبعیت در کشور مطرح باشد که مطرح هم است ما معتقدیم همگی ما بهعنوان ملت ایران و اصولاً ملت مسلمان فقط از اوامر ولی فقیه باید تبعیت کنیم؛ حزب موتلفه اسلامی نیز در آن زمان نظرش را به رهبری اعلام کرد که ما تابع آقای احمدینژاد و آقای هاشمی نیستیم بلکه معتقدیم هردوی اینها را برای انقلاب باید حفظ کنیم نقاط منفی آنها را بگوییم و نقاط مثبت آن را تائید کنیم اما جایی که بحث تبعیت پیش میآید وظیفه شرعی ما تبعیت از امر ولی فقیه است.
البته در این قطببندیها متأسفانه برخی مواقع اتفاقاتی میافتد که به هیچ وجه قابل تائید نیستند مثلاً یک نفر در کشور برای خود یک قطب درست میکند و تصور میکند قطب عالم امکان است طرف مقابل وی نیز یک قطب دیگر درست میکند و تصور میکند قطب خودش قطب عالم امکان است، از اینرو اگر به این شکل قطب بندی داشته باشیم در کشور ما صدها قطب ممکن است وجود داشته باشد که برخی از این قطبها لیدر و باندشان توقع دارند که همه مردم آنها را قطب عالم امکان بدانند و ما چنین امری را به رسمیت نمیشناسیم و معتقدیم که در موضوع تبعیت، فقط تبعیت از ولیفقیه وجهه شرعی دارد؛ بقیه می توانند سلیقههای مختلف داشته باشند و براساس آنها کار سیاسی انجام دهند.
فارس:با توجه به نزدیک بودن انتخابات آینده راهبرد اصولگرایان برای انتخابات چه باید باشد؟
حبیبی: ما حرف مهممان در حال حاضر این است که اصولگرایان مسیر حرکت را به طرف یک ائتلاف بزرگ با محوریت روحانیت انتخاب کنند، البته وقتی ما میگوییم روحانیت مشخصا نظر ما جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است و اگر اصولگرایان این کار را انجام دهند، خطری که با تعدد نامزدهای اصولگرا را تهدید میکند کاهش پیدا میکند.
*افزایش نامزدهای ریاستجمهوری به پیروزی رقیب کمک میکند
اینهایی که از طرف اصولگرایان نامزد میشوند بسیاری از آنها واجد شرایط اصولگرایی برای نامزدی هستند ولی اینکه ما در یک مقطع انتخاباتی تعداد افراد واجد شرط نامزد ریاست جمهوری طوری زیاد شود که کل رای اصولگرایان را بشکنیم، به پیروزی رقیب کمک کردهایم و توصیهام به تمام تشکلهای اصولگرا این است که همگی ما به سمت ائتلافی با محوریت روحانیت برای انتخاب نهایتا یک نامزد حرکت کنیم.
فارس: به نظر شما انتخابات آزاد میتواند کلیدواژه فتنه جدید باشد؟
حبیبی: چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم صدای تقلب از بلندگوهای دشمنان خارجی به گوش میرسید و عدهای از داخل نیز با پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت از آرا آن را تقویت میکردند.
*تشکیل کمیته صیانت از آراء و القای تقلب یک ترفند زشت سیاسی بود
آنهایی که این مطالب را مطرح کردند، دنبال این بودند که اگر نامزدشان در انتخابات موفق شد، بگویند با وجودی که تقلب شد ما برنده شدیم و اگر هم نشد بگویند ما از اول گفته بودیم که تقلب شده است؛ این یک ترفند زشت سیاسی بود.
الان نیز مگر کسی منکر آزادی در انتخابات است، هیچکس اینها را انکار نمیکند اما عدهای از این حرف حق به تعبیر حضرت علی(ع) مقصودی را به ناحق دنبال میکنند.
باید دید چه کسانی این مسائل را دنبال میکنند برخی از اینها کسانی هستند که اگر نتیجه مطلوبشان در انتخابات حاصل نشد میخواهند از الان نظام را به نبودن آزادی در انتخابات متهم کنند البته همه کسانی که از آزادی انتخابات دم می زنند مشمول داشتن چنین قصدی نیستند ولی باید مواظب باشند در دام طراحان تبلیغاتی دشمن نیفتند.
دیدگاه