علم الهدی: متاسفانه زن و همسر در خانه همدیگر را با اسم کوچک صدا می زنند

امام جمعه مشهد گفت: متاسفانه با تأثیر فرهنگ غرب زن و همسر در خانه همدیگر را با اسم کوچک صدا می‌زنند، در لایه اول زندگی که صمیمیت بین زن و شوهر حاکم است اگر همدیگر را با اسم کوچک صدا بزنند مانعی ندارد، اما در لایه دوم که لایه ظاهری زندگی است باید حرمت زن و شوهر حفظ شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از سایت رسمی، آیت الله علم الهدی ظهر امروز در خطبه اول نمازجمعه این هفته، ۸ اسفندماه در حرم امام رضا (علیه السلام)، با بیان این‌که کلام ما در خطبه اول درباره عمل به تقوا در ارتباطات خانوادگی و رابطه بین همسران بود، اظهار کرد: در هفته گذشته نکته‌ای را عرض کردم، عامل اجرایی تقوا در کانون زندگی خانوادگی و در رابطه با همسران با یکدیگر، مسئله خوش رفتاری و خوش خلقی است.

ایشان با بیان این‌که به مناسبت امروز که مقارن است با سالروز میلاد مسعود مولا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، در مقام تبیین این واقعیت، دو سه نمونه از سیره زندگی خانواده امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و صدیقه اطهر (سلام‌الله علیها) را عرض می‌کنم، ادامه
داد: در ارتباط با دو سه مسئله‌ای که مربوط به جریان امروزی خانوادگی ما هست، از مسائلی که بین زن و شوهر تحت عنوان خوش خلقی و خوش رفتاری، عامل اجرایی تقوای خانوادگی مطرح است، مسئله نوع برخورد بین دو همسر در داخل زندگی و خانواده هست.

فرهنگ رفتاری و مخاطبه بین زن و شوهر 

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: فرهنگ زندگی خانوادگی وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این بود که وقتی از بیرون وارد منزل می‌شدند، ورود خودشان را با «سلام» اعلام می‌کردند، دم در با صدای بلند صدا می زدند «السلام علیکم یا اهل البیت» و با سلام، ورود مولا اعلام می‌شد؛ نقطه مقابل وقتی صدای مولا دم در به سلام بلند می‌شد و معلوم می‌شد مولا وارد خانه شدند، صدیقه اطهر (سلام‌الله علیها) در هر شرایطی که بودند، بلافاصله به استقبال امیرالمؤمنین می‌آمدند تا نزدیک در منزل، با صورتی گشاده و لبانی متبسم از مولا استقبال می‌کردند.

وی به فرهنگ خطاب بین زن و شوهر در زندگی خانودگی و خاطرنشان کرد: در مقام مخاطبه یکدیگر، هروقت مولا می‌خواستند صدیقه اطهر را صدا بزنند، با اسم کوچک صدا نمی‌زدند، می‌فرمودند «یا بنت رسول‌الله» و هروقت صدیقه اطهر می خواستند مولا را صدا بزنند، می‌فرمودند «سیدی و مولای»، این فرهنگ زندگی خانوادگی مولا و در ارتباط همسری بین زن و شوهر بود.

 دولایه داخلی و ظاهری خانواده/ حفظ حرمت زن و شوهر 

آیت‌الله علم‌الهدی بیان کرد: در بین ما شیعیان نیز این فرهنگ تا چندی قبل حاکم بود و متأسفانه رسمی از غربی‌ها به داخل جامعه و مردم ما نفود کرد که زن و شوهر یکدیگر را با اسم کوچک صدا بزنند، خانمی در داخل منزل شوهرش را آن‌طور صدا می‌زند که بچه‌اش را صدا می‌زند و آقا در منزل خانم‌اش را آنطور صدا می‌زند که دخترش را صدا می‌زند.

 ایشان با بیان این‌که زندگی خانوادگی دو لایه دارد، تصریح کرد: یک لایه داخلی و باطنی که مربوط به روابط محرمانه بین زن و شوهر است، این روابط در هیچ بعدی نباید در فضای ظاهری خانواده منعکس شود و لایه دیگر زندگی خانوادگی، فضای ظاهری خانواده هست؛ در لایه باطنی و داخلی زندگی که محرمیت، صمیمیت و عشق حاکم است، هرطور می‌خواهند همدیگر را صدا بزنند اما در فضای ظاهری خانواده، حرمت زن بر مرد و حرمت شوهر بر زن لازم است، این که با اسم کوچک همدیگر را صدا می‌زدند، رسم غربیست که چند دهه است از غرب به خانواده‌های متدینین ما نیز سرایت کرده است.

حق زن در زندگی باید محفوظ باشد/ تحکم مرد در مسائل مربوط به زن، درست نیست

امام جمعه مشهد مقدس با یادآوری این نکته که این خطاب با رسم زندگی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و صدیقه اطهر (سلام‌الله علیه) سازگار نیست، اظهار کرد: دومین نکته‌ای که در زندگی خانوادگی در تحقق خوش خلقی و خوش رفتاری وجود دارد، این است که در محیط زندگی خانوادگی حق زن باید محفوظ باشد، مسائل مربوط به شخص این خانم و اموری که مربوط به خود او هست، باید با تصمیم، اراده و اذن او اجرا شود، محضور ایجاد کردن از ناحیه شوهر و مشکل به وجود آوردن، تحکم کردن مرد بر زن نسبت به مسائلی که مربوط به خود زن است، درست نیست.

وی با بیان این‌که زن و شوهر باید به محذورات یکدگیر توجه داشته باشند، ادامه داد: مسئله دوم این‌که معمولأ مردها در ارتباطات اجتماعی با محذوراتی برخورد می‌کنند که گاهی رعایت این محذورات با تمایل خانم‌ها جور در نمی‌آید، باید خواهران نیز در محیط زندگی به این محذورات اجتماعی شوهرها توجه داشته باشند.

دو نمونه از سیره رفتار زندگی امیرالمؤمنین و صدیقه اطهر

آیت‌الله علم‌الهدی به بیان نمونه‌ای از رعایت دو روش رفتاری در زندگی خانوادگی پرداخت و گفت: در فرازی از سیره رفتاری مولا و صدیقه اطهر هر دو مسئله را مشاهده می‌کنیم؛ در فاصله بین رحلت پیامبر (صلوات‌الله علیه) و شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) که در میان خانه بستری بودند، یکی دو نفر از میان کسانی که به حضرت ستم کرده بودند، درصدد استحلال برآمدند و خواستند با حضرت ملاقات کنند، آمدند در خانه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ، صدیقه اطهر چون بر آنان خشمگین و غضبناک بودند، اجازه ورود ندادند و آنان برگشتند؛ در کوچه بین راه با مولا برخورد کردند، اول به مولا گفتند می‌خواهیم به منزل شما بیاییم، شما موافقید، فرمودند بله، مخالفتی ندارم، همین که درِ منزل رسیدند، مولا از آنان سؤال کردند «شما برای چه می‌خواهید به خانه ما بیایید»، گفتند می‌خواهیم به عیادت بیاییم و استرضا کنیم.  ایشان افزود: وقتی موضوع حضرت صدیقه (سلام‌الله علیها) پیش آمد، حضرت فرمودند با آمدن شما موافقم اما عیادت از زهرا و ملاقات با او مسئله خصوصی خود او هست و او باید موافقت کند؛ مولا وارد خانه شدند، به صدیقه اطهر که در میان بستر آرمیده بودند، فرمودند این‌ها می‌خواهند با شما ملاقات کنند، پرسیدند آیا شما موافقید یا نه؟ حضرت بلافاصله اظهار نظر نکردند، توجه داشتند اظهار نظرشان موجب محضوریت اجتماعی مولا قرار نگیرد، ابتدا پرسیدند شما با آمدنشان به منزل موافقت کردید یا مخالفت؟ حضرت فرمودند با آمدنشاتن به خانه موافقت کردم اما بعد که فهمیدم با شما می خواهند ملاقات کردم، باید از شما سؤال می‌کردم.

عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: صدیقه اطهر یک جمله بسیار لطیف، زیبا و صمیمی فرمودند که این جمله با قلب مولا خیلی برخورد کرد و در تمام لحظاتی که بعد از شهادت حضرت پیش می‌آمد، این جمله صدیقه اطهر برای حضرت خیلی جانسوز بود، فرمودند «البَیتُ بَیتُک و حره عمتک»، خانه خانه خودت است، من هم کنیزت هستم، این جمله خیلی در دل علی اثر کرد، نکند مولا گرفتار محضور اخلاقی و اجتماعی بشود یعنی صدیقه اطهر این ملاحظه را کردند، زندگی یعنی این، زن و شوهر یعنی این برخورد.

زن و شوهر روی نظر خود پافشاری نکنند 

ایشان افزود: زندگی خانوادگی با صفا داشتن، عشق در زندگی حاکم بودن، لوازم و شرایطش این نوع زندگی هست، نه زن در مقابل شوهر روی یک نظر یک پا بایستد و نه یک مرد بخواهد نظر خودش را در یک امر اختصاصی مربوط به این زن، کاملأ تحمیل کند و حرفش را بزند؛ اگر این فرهنگ در زندگی خانوادگی ما اجرا شد، این خانه چقدر صمیمیت دارد.

آیت‌الله علم‌الهدی یادآور شد: برادران و خواهران جوان، شما که تشکیل زندگی و خانواده می‌دهید، بیایید فرهنگ همزیستی زن و شوهر را از این زن و شوهر یاد بگیرید، هر دوی شما ملتزم به این فرهنگ باشید، اگر یکی ملتزم به این فرهنگ شد و دیگری نشد، مشکل در زندگی به وجود می‌آید؛ چند بار در زندگانی امیرالؤمنین و صدیقه اطهر این قضیه اتفاق افتاد که مولا به خانه می‌آمد، تقاضای غذا می‌کرد و گرسنه بود، اظهار گرسنگی می‌کرد و صدیقه اطهر می‌فرمود دو روز است در خانه ما چیزی نیست و غذایی وجود ندارد، مولا ناراحت می‌شدند که چرا قبلأ به من نگفتی که مواد غذایی تهیه کنم، صدیقه اطهر می فرمودند «پدرم به من سفارش کرده دخترم از پسرعمویت، شوهرت خواسته‌ای نداشته باش که نکند نتواند برآورده کند، شرمنده تو شود»؛ در دومین روز ولادت مولا در ایام البیض ماه رجب، اگر همین آموزه را از زندگی ولایتمدارانه امیرالمؤمنین و صدیقه اطهر بیاموزیم، زندگی خانوادگی ما به چه روزی در خواهد آمد.

ایشان اضافه کرد: این بلیه ناگاه و ویروس منحوس خسارت‌های زیادی به ما زده، از خسارت‌های فرهنگی و معنوی آن این است که اعتکاف تعطیل شد، سال‌های سابق به خصوص اگر در جمعه واقع می‌شد، در مجاورت این مکان در مسجد گوهرشاد اعتکاف برقرار بود و زمزمه‌های عاشقانه معتکفین که با خدا که در اعتکاف با خدا خلوت کرده بودند، بلند بود «خدایا هرکه غیر در خانه تو آمد و غیر خانه تو مسکن گزید، ناامید شد و هرکس بنا شد دست به جایی ببرد، در خانه‌ای را بزند و سراغ کس دیگه‌ای را بگیرد، زیان کرد»، تو چنین خدایی هستی که این ماه را برای ما ماه رخمت و آشتی قرار دادی، همه احسان تو برای ما رایگان بود، این ماه را هم قرار دادی به ما اضافه‌تر بدهی.رنگ مظلومیت در زندگی صدیقه اطهر و امیرالمؤمنین در همه ابعادش نمودار بود، نه تنها در زندگی خودشان، در زندگانی عزیزانشان، امشب شب رحلت جانگداز زینب کبری، میوه دل این دو عزیز است؛ آقایی در حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) روضه می‌خواند، روضه حضرت زینب را گفت، شب خواب دید مولا را که فرمودند دیگر روضه زینب را در محضر من نگویید، خیلی رای علی طاقت‌فرساست، زینبش را بیاورند دروازه کوفه و بخواهند نان جوز و خرما صدقه بدهند، خیلی برای مولا سخت است زینبش به جایی برسد که یک نگاه به چپ، یک نگاه به راست، به بدن‌های غرق به خون خفته به خاک، بگوید «عزیزان من پاشید، خواهر و عمه‌تان می خواهد سوار محمل شود و به سفر اسیری برود، کسی نیست او را سوار شتر محمل کند»

Share