ابَربدهکار بانکی پیکر روحانیون سرشناس را به خانه می‌برد و غسل می‌دهد!

احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و حسین رجایی، معاون سازمان دیده بان شفافیت و عدالت در یادداشت مشترکی که منتشر کرده‌اند، مدعی شده‌اند که غسال آیت الله مصباح یزدی، یک ابَربدهکار بانکی است که جنازه‌های روحانیون سرشناس را به خانه خود می‌برد و غسل می‌دهد!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و حسین رجایی، معاون سازمان دیده بان شفافیت و عدالت در یادداشت مشترکی که در سایت «الف» منتشر کرده‌اند، مدعی شده‌اند که غسال آیت الله مصباح یزدی، یک ابَربدهکار بانکی است که جنازه‌های روحانیون سرشناس را به خانه خود می‌برد و غسل می‌دهد!

چندی پیش جناب آقای صدیقی روایتی را از قول یک غسّال در سیما مطرح کرد که جنجال بسیاری در کشور برانگیخت به حدی که مدتی بعد مجبور به عذرخواهی شد. پیدا کردن غسّال یاد شده با توجه به کدی که ایشان در سخنان خود داد، چندان دشوار نبود. غسّال آیت الله مصباح، همان غسال مرحوم آیت الله حق‌شناس است. رضا مطلبی کاشانی، همان ابرسرمایه داری که چندی پیش نیز برای حجت الاسلام پناهیان حاشیه آفریده بود. گرچه آقای پناهیان از خویش در برابر هجمه‌های ناجوانمردانه‌ای که علیه‌اش مطرح شده بود دفاع کرد اما در سخنانش اعتماد و حسن ظن فراوان به شخصی وجود داشت که ابهامات مالی بسیاری درخصوص وی مطرح است.

با ورود جریان عدالتخواه به این مسئله، ابعاد بیشتری عیان گشت. دیده بان شفافیت و عدالت پرونده آقای مطلبی کاشانی را یک پرونده ویژه تلقی کرد و با نام بردن صریح از وی، به علما هشدار داد از وی بپرهیزند که متاسفانه چندان کارگر نیفتاد. فردی که بررسی‌ها نشان می‌دهد شبکه بزرگ و تو در تویی از ارتباطات با مسئولان عالی رتبه و روحانیون سرشناس دارد.

همچنین، بررسی برخی پرونده‌هایی که در دیده بان شفافیت و عدالت در جریان است نشان دهنده نقشی است که متأسفانه جن گیرها و کهانت ورزان*** فاسد در سال‌های اخیر در اتخاذ تصمیمات مرموزانه و ناکارآمدساز و جورافزای برخی از مسئولان و سرشناسان داشته اند.

افرادی که در لباس تاجران خیّر و متدیّن به دنبال نفوذ بر علما و مسئولان هستند فارغ از آنکه، کار خیری که از عایدی غصب املاک دیگران یا اجاره موقوفات به ثمن بخس صورت گیرد را چه سود، حتی اگر نگهداری از صدها کودک معلول یا ساخت حوزه‌های علمیه باشد و بدتر آنکه پای چنین افرادی را به تمشیت امور در آستان مقدس علی بن موسی الرضا (ع) نیز باز نماید.

از دیگر موارد مشابه می‌توان به فردی به نام علیرضا موحدی اشاره کرد که به عنوان یکی از متهمین پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان با بدهی چند صد میلیاردی به بانک سرمایه از کشور گریخته است. موحدی هم در لباس فردی دست به خیر که در راستای گسترش دین و کمک به اقشار ضعیف، از هیچ کمکی به برخی وعاظ مشهور تهران دریغ نداشته است، به نفوذ اقدام میکرد.

این دست نگرانی‌ها به مسائل مالی ختم نمی‌شود. مدتی است می‌بینیم برخی روحانیون سرشناس، ارزش‌هایی چون عدالت و اخلاق را تخفیف می‌دهند تا ارزش‌های دیگری چون ثروت افزایی اجتماعی و رشد سیاسی را برجسته سازند. آیا ممکن هست که مجالست با چنین ثروتمندانی، بر افکار هم تأثیر گذاشته باشد!؟

در برخود با این مشکلات ما با یک وضعیت پیچیده و تناقض‌آمیز روبرو هستیم. از سویی هم حمایت از گسترش دین و فرهنگ دینی و هم حمایت از مستضعفان هزینه اقتصادی دارد. شارع مقدس پرداخت وجوه شرعی چون خمس و زکات را در همین راستا وضع نموده است. حمایت از دین همواره به کمک‌های مردمی وابسته بوده است. این امر مبارکی است که برای جلوگیری از وابستگی نهاد دین به دولت‌ها همیشه توصیه شده است. در نتیجه قطع جریان کمک‌های مردمی یا پرداخت وجوه شرعی مطلوب نیست.

طبیعی است که علما و روحانیون به ثروتمندان خیّر حسن ظن داشته باشند یا آن‌ها را بستایند. اما چه کنیم وقتی قلیلی از این ثروتمندان بدین طریق برای خود وجهه و اعتبار کسب می‌کنند و از آن برای کسب مقاصدی غیرقانونی و نامشروع سود می‌جویند!؟ چه کنیم وقتی همواره عده‌ای با مقاصد سیاسی و اقتصادی خاص به دنبال نفوذ در بیوت علما بوده‌اند و تاریخ نشان داده که بعضا هم موفق شده اند!؟

از سوی دیگر مقابله با این نوع پدیده‌ها و جریانات نیز واجد هزینه‌های بسیار است. هرگونه تلاشی برای اصلاح و نقد این رویه ها، توسط دشمنان دین به عنوان یک فرصت مغتنم نگریسته می‌شود. فرصتی برای تبلیغ به نفع سکولاریسم و زدودن دین از عرصه اجتماع. برای مشابهت‌سازی حکومت اسلامی با جاهلیّت کلیسای قرون وسطی! غافل از آنکه حتی در غرب سکولار نیز، موسسات خیریه گاهاً به عنوان پوششی برای پولشویی یا فرار مالیاتی عمل می‌کنند. ولی وجود این نفاق و سالوس، حجتی برای تعطیلی خیریه‌ها نیست.

هر جا دین باشد نفاق و دورویی و ریا نیز هست. این ما هستیم که با ضعف و دوستی‌های غیر الهی، راه را برای سلطه شیطان بر خویش هموار میکنیم و دچار فتنه میشویم. چنان که امام علی علیه السلام در خطبه ۵۰ نهج البلاغه میفرماید:

«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّهِ. فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَی الْمُرْتَادِینَ، وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ، وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ، فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ منَ اللَّهِ الْحُسْنی.»

«جز این نیست که آغاز پیدایش فتنه ها، پیروی از هواهای نفسانی است و نیز بدعت‌هایی که گذاشته می‌شود، بدعت‌هایی بر خلاف کتاب خدا. آن گاه کسانی کسان دیگر را در اموری که مخالف دین خداست، یاری می‌کنند. اگر باطل با حق نمی‌آمیخت، حق بر جویندگانش پنهان نمی‌ماند و اگر حق به باطل پوشیده نمی‌گشت زبان معاندان از طعن به حق بریده می‌شد ولی همواره پاره‌ای از حق و پاره‌ای از باطل درهم می‌آمیزند. در چنین حالی، شیطان بر دوستان خود مستو لی می‌شود و تنها کسانی رهایی می‌یابند که پیشتر الطاف الهی شامل حالشان شده باشد.»

این علمای سرشناس هیچ از خود پرسیده‌اند چرا امام رحمه الله علیه، از چنین ثروتمندانی فریب نمیخورد؟ البته امام چون جمع شدن ثروت‌های افسانه‌ای را از راه صحیح آسان نمیدید، وقتی فردی در این بازار کساد ۴۰ میلیارد تومان خمس می‌آورد از خودش میپرسید منبع کسب او چیست. مَنِشی که در نزد رهبر انقلاب نیز می‌توان دید هنگامی که باعث به دام افتادن امثال شهرام جزایری می‌شود. همان شهرام جزایری که معدود وعاظ مشهوری به وجوهات کلان او دست رد نزدند و منشاء آن برایشان سوال نشد! همان‌ها که حتی پس از صدور حکم وی هم از خیرات و مبراتش به نیکی یاد می‌کردند و هرگاه مسئولیت داشتند برای نجات ثروتمندان نابکارِ زرپرست، قضات را تحت فشار قرار میدادند.

همچنین بعید است امام (ره) وقتی می‌دیدند فردی آن قدر به روحانیت علاقه‌مند میشود که با زیرپا گذاشتن مقررات قانونی (مواد ۵۲ و ۵۳ آیین نامه مقررات بهداشتی آرامستان ها، ابلاغی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، طی نامه شماره ۸۷۰۷۵/ت – مورخ ۰۹/۰۵/۱۳۸۹) پیکر روحانیان را به منزل خویش میبرد و غسل میدهد؛ و چه بسا این عشق و شوق وی تنها شامل پیکر علمای سرشناس میشود و نصیب پیکر هیچ طلبه فاضل و مهذب ولی گمنامی نمی‌شود، از وی کرامت بپذیرند، چه رسد به آن که کرامت ادعایی را در سیمای رسمی جمهوری اسلامی نقل کرده و زبان طعن معاندان را بر اسلام و انقلاب و نماز جمعه دراز کنند.

باز هم به علما و امراء هشدار میدهیم که به جای معاشرت با ثروت اندوزان، با حفظ حقوق و احترام کلی به همه ملت از جمله ثروتمندان، با مستضعفان متدین و وطن خواه بجوشند تا سلامت و پاک بمانند و مردم از این طریق در سلامت پاکی سر کنند که پیامبر گرامی فرمود:

«صِنفانِ مِن اُمَّتی إذا صَلُحا صَلُحَت اُمَّتی، و إذا فَسَدا فَسَدَت اُمَّتی، قیلَ: یا رسولَ اللّهِ و مَن هُما؟ قالَ: الفُقَهاءُ و الاُمَراءُ.»

«دو گروه از امّت من هستند که اگر آن‌ها درست شوند امّتم درست می‌شود و اگر آن‌ها فاسد گردند امّتم فاسد می‌گردد. پرسیدند: ای رسول خدا! آن دو گروه کدامند؟ فرمود: فقیهان و زمام داران.»

پانوشت:

*: رئیس هیئت مدیره سازمان مردم نهاد دیده بان شفافیت و عدالت

**: معاون آموزش سازمان مردم نهاد دیده بان شفافیت و عدالت

***کاهنی و غیب گویی

Share