کاری که در حق ستار بهشتی شد خیانت بود | بعضی اصلاح‌طلبان ضدانقلابند و اصولگرایان منفعت طلب

گنجی اظهار کرد: من نوشته ام و گفته ام که قتل ستار بهشتی کار زشتی بود. این کاری که در حق ایشان انجام گرفته خیانت بوده است و باید با آن برخورد و نتیجه به مردم اعلام شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از ایرنا، عبدالله گنجی باتشریح مواضع روزنامه جوان به ماجرای قتل ستار بهشتی در بازداشتگاه اشاره می کند و می گوید: کاری که در حق ستاربهشتی انجام گرفته خیانت بوده است و باید با آن برخورد و نتیجه به مردم اعلام شود. برخی که باعث فوت او شده اند باید به دادگاه می رفتند. این که آدمی برود زندان این جوری با او برخورد شود به نام جمهوری اسلامی خیلی بد است.

مدیرمسوول روزنامه جوان می افزاید: خیلی پلشتی در حاکمیت است اما اصولگراها نسبت به آنها موضع نمی گیرند. وقتی ستار بهشتی کشته می شود اصلاح طلب ها می روند با مادرش عکس می گیرند ولی اصولگراها هیچی نمی گویند. فرض اصولگراها این است که پلیس یک اشتباهی کرده است و حالا فرد خاطی را به دادگاه می برند و محاکمه می شود. بخش سوم و پایانی گفت وگو با گنجی به شرح زیر است:

در تحقق آرمان های انقلاب تا چه حد توفیق داشته ایم؟

گنجی: انقلاب اسلامی بنیان های بسیارعظیمی را گذاشته است. منتهی هم فضای ذهنی خود ما و آنهایی که به انقلاب اسلامی معتقدند و هم ذهن مخالفین انقلاب، فقط نیمه خالی آن را می بیند. اما گام دوم مقام معظم رهبری که این ها را می شمارند.

مثلا طبق آمار ما الان ۴۵۰ هزار نفر از جوان هایمان در سال برای اعتکاف اسم می نویسند ولی تنها ۴۵ هزارنفر آنها می توانند در دانشگاه اعتکاف کنند و برای اعتکاف جا نداریم. یا این نمازهای جمعه، این اردوهای جهادی، این جوششی که در جوانان ما است؛ این ها را ما قبل از انقلاب نداشتیم. حتی مقام معظم رهبری می گویند این صدقه ای که مردم در طول سال می دهند و این میلیاردها تومان وجوهات را قبل از انقلاب نداشتیم.

جامعه ما یک جامعه مذهبی است. وقتی تاسوعا و  عاشورا  فرا می رسد ایران یک حزب سراسر سیاهپوش می شود، بدون این که حکومت در آن نقشی داشته باشد. اما این جنبه های مثبت دیده نمی شود. ما حتما پلشتی هایی هم داریم که آزاردهنده است و غرب روی همین مانور می دهد و همین طور کسانی که به ارتباطات و اطلاعات دسترسی دارند و می توانند این ها را برجسته کنند فقط پلشتی ها را برجسته می کنند.

البته خیلی از روشنفکران و اندیشمندان و نظریه پردازان ما وقتی نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند و می دانند نمی توانند بگویند امکان نظام غیردینی در ایران نیست می گویند ما باید کاری کنیم ولایت فقیه به نفع مردم سالاری مدل مشروطه خواهی، تشریفاتی شود. نظر آقای سعیدحجاریان همین است و در این زمینه کتاب هم دارد.

بخشی از منازعه ۴۰ ساله ما با غرب، مسائل فرهنگی و هویتی است. اینجا غرب خیلی به ما آسیب زده است و قضیه خیلی جدی است. یک وقت شما برنامه ای پخش می کنید و مخاطب دست به گزینش می زند ولی یک وقت هم طراحی و ادارک سازی می کنید و ممکن است هر کس نتواند آن را هضم کند و در چالش ها سردرگم شود.

البته من قبول دارم جامعه ما به سمت لذت گرایی و سودگرایی رشد کرده است و نمودهایش را هم در جامعه دارید می بینید. مثلا می گویند خانواده ها می خواهند به ورزشگاه ها بروند. اما وقتی به وزرشگاه می روی آنجا خانواده نمی بینی بلکه دو تا دختر و پسر دست همدیگر را گرفته اند و به ورزشگاه آمده اند ولی به این می گویند خانواده. این همان لذت گرایی است که حریم هم ندارد. ما چیزی در اسلام داریم به نام قبح ذاتی. یک چیزهایی حرام است و نباید انجام داد. در غرب اما معیار رضایت شخص است. شما اگر در غرب خودت رضایت داشته باشی می توانی هر بلایی را که بخواهی سرخودت بیاوری. چون راضی هم هستی به کسی ربطی ندارد. اما اینجا قبح ذاتی است. خداوند به اشخاص اجازه نداده است خدایی ناکرده بروند و تن فروشی کنند. اما در غرب می گویند به خود شخص ربط دارد. اصلا اگر شخص برود خودش را آتش هم بزند باز به کسی ارتباط ندارد. اصلا به من یا به توچه!

آیت الله جوادی آملی اما می گوید «ما در اسلام به من چه و به توچه نداریم.» ولی الان اگر این حرف را جایی بگویی مسخره ات می کنند.

در بحث تحقق عدالت اجتماعی تا چه حد موفق بوده ایم؟

گنجی: من بچه شهرکرد هستم. یکی از محروم ترین نقاط کشور قبل از انقلاب. جمهوری اسلامی در عدالت توزیعی واقعا توفیق نسبی داشته است. اما آن چیزی که الان در ذهن من و شما است این است که ما فساد را مقابل عدالت می گذاریم. در صورتی که نقطه مقابل عدالت، بی عدالتی است. مثلا می بینیم رییس یک بانک، دزد است این را حمل بر بی عدالتی می کنیم و مثلا پیرزنی در جنوب کرمان داخل یک کپر است عکس او را منتشر می کنیم.

ما در شهر کرد قبل از انقلاب فقط یک کارخانه داشتیم و آن هم کارخانه قند بود. خود ما که در روستایی کنار شهرکرد زندگی می کردیم نه برق داشتیم، نه آب، نه جاده. الان همان روستای ما هم آب دارد، هم برق و گاز و آسفالت و تلفن و از تهران فقط یک فاضلاب را کم دارد. یا در خود شهرکرد، شما یک ساعت و نیم هم با پای پیاده بروی نمی توانی قطب صنعتی شهرکرد را دور بزنی. توسعه و آبادانی و بهداشت و درمان در این جا اتفاق افتاده است.

منتهی ما مقوله ای به نام فساد داریم که نباید آن را وارد بحث عدالت کرد. عدالت را امیرالمومنین(ع) هم نتوانست اجرا کند ما هم نمی توانیم. عدالت مقوله ای بسیار پیچیده است به این علت که تفسیربردار است. به قول امام، ایشان را متوقف کردند. دو سه جنگ داخلی علیه اش راه انداختند. چه کسانی این جنگ ها را راه انداختند ؟ صحابه پیامبر. چرا؟ چون این غنایمی که مسلمانان در جنگ ها به دست آوردند این اصحاب افتادند روی آن و تبدیل به طبقه اشراف شدند. به قول رهبری این ها یا امیرالمومنین را رها کردند یا جلوی ایشان ایستادند. امیرمومنان هم دید دیگر این ها را ندارد رفت سراغ رویش ها. رهبری می فرمایند مالک اشتر که پیامبر را ندیده بود اما وقتی امیرمومنان شمشیر می خواست مالک اشتر شمشیرش بود. وقتی زبان می خواست ابن عباس زبانش می شد.

اما فساد است. متاسفانه در کشور ما فرهنگی ایجاد شده به نام تعجیل برای پولدار شدن. نمی دانم شما چقدر به این موضوع فکر کرده اید. بی حوصلگی برای پولدار شدن. من مال نسل قدیم تر هستم. اول  دوچرخه داشتم. سال ۶۴ موتورگازی خریدم. سال ۷۸ ژیان خریدم. دو سال بعد از مکه آمدم گفتند ژیان زشت است رنو خریدم. بعد پیکان خریدم. بعد پژو آردی خریدم. بعد ۴۰۵ و الان هم یک پژو پارس دارم. اما حالا جوان ها می خواهند همان روز اول در بانک استخدام شوند و همان سال اول ماشین شاسی بلند سوار شوند. یکی از دلایل فساد در کشور ما همین تعجیل در پولدار شدن است.

دلیل دیگر فساد، تورم بالا است. این تورم در کشور ما حالا یا به خاطر درگیری با غرب و جنگ روانی و تحریم یا به علت نقدینگی زیاد که دولت نمی تواند آن را درست هدایت کند تبدیل به تورم بالا شده است. من و شما هم وقتی می خواهیم زندگی کنیم احساس ناامنی می کنیم و به خاطر این که تورم دنبال ما بدود نه این که ما دنبال تورم بدویم هی غلت می زنیم تا یک جایی خراب می کنیم. حالا راهش را پییدا می کنیم یا از طریق رانت می شود یا راه های دیگر.

اما در توزیع امکانات در کشور شما نمی توانید بگویید بعد از انقلاب همه امکانات به اصفهان رفت و مثلا به یاسوج نرفت. خود آقای روحانی در افطاریه ماه رمضان با روزنامه نگاران به ما گفت الان ۹۸ درصد کشور آب آشامیدنی و برق دارد.

در حالی که قبل از انقلاب ۴۶ درصد مردم در فقر مطلق بودند. اما با وجود این ۴۶ درصد بروید مطالعه کنید یا درباره آن مصاحبه کنید که چرا مردم آن موقع شعار اقتصادی نمی دادند. این نکته عجیبی است و مال فرهنگ تشیع است. انقلاب اسلامی تنها انقلاب غیر اقتصادی جهان است. شما نه پلاکارد اقتصادی دست مردم در راهپیمایی های قبل از انقلاب می دید نه شعاری در این رابطه از دهان کسی بیرون می آمد. خاندان حکومت هم حداقل از نظر اقتصادی فاسد بودند. بنابراین من معتقدم ما عدالت نسبی را پیاده کرده ایم اما هنوز یکی از چالش های بزرگ ما همین است. ما سبک زندگی هایمان اسلامی نیست.

در مورد همین بحث زود پولدار شدن. یادم است زمان جنگ اصلا تبلیغات تلویزیونی ممنوع بود؟ اما بعد از آن به مرور تبلیغات به طور وسیعی وارد صد ا و سیما شد و مصرف گرایی و سبک زندگی اشرافی را ترویج کرد.؟

گنجی: بله. اصلا زمان جنگ، ما اقتصاد نداشتیم. ما دهه اول انقلاب اقتصاد نداشتیم. دهه اول انقلاب اقتصاد ما در جنگ نابود شده بود. بعد که به سمت صنعتی شدن رفتیم برای فروش نیاز به تبلیغ محصولاتمان داشتیم و صدا و سیما هم موظف شد با تبلیغ پول در بیاورد.

من این نقص را قبول دارم. ما در زمینه ترویج این سبک زندگی با صدا و سیما مشکل جدی داریم. صدا و سیمای ما این مشکل را دارد. البته ما به صدا و سیما صحبت کرده ایم اما می گوید ما که فقط صدا و سیمای حزب اللهی ها نیستیم ما صدای و سیمای یک ملتیم با سلایق مختلف وبه ما می گویند شما باید همه ذائقه ها را پوشش دهید. ما نقد جدی به این رویه صدا و سیما داریم و هر روز هم درباره آن مطلب می نویسیم.

تاثیری در سیاست های این سازمان می گذارد؟

گنجی: هر روز زنگ می زنند و گله می کنند.

و صدا و سیما به شدت مصرف گرایی را ترویج می کند؟

گنجی: فساد در ایران سه خاستگاه دارد: گمرگ، بانک وشرکتهای دولتی. این سه تاست و خاستگاه های دیگری ندارد. مهم ترین منشا این فساد این است که قوانین شفاف ساز نداریم. در افغانستان همین الان می توانید اموال رییس جمهور را ببنید. اما ما هیچ سامانه ای در ایران برای این کار نداریم. اتاق شیشه ای که الان شما بروید مثلا بینید فلان شخص این قدرکاغذ از گمرک وارد کرده با ارز دولتی و الان هم در فلان انبار است. این ها را از این جهت عرض می کنم که ما عدالت را بی عدالتی مقایسه نمی کنیم بلکه آمده ایم آن را با فساد مقایسه و خلط کرده ایم و گرفتارش شده ایم.

اما همین سبک زندگی ما باعث شد تفاوت درآمدی در حاکمیت خیلی بالا برود. از طرفی آن تورم افسار گریخته هم توانست یک شبه هزاران نفر را پولدار کند. رانت اطلاعات  دسترسی به منابع محدود را برای  یک سری اشخاص فراهم کرد. مثلا شخص ۳۵ سال وزیر جمهوری اسلامی یا کارمند است ولی الان میلیاردر شده است. دزدی هم نکرده و آدم متشرعی است. اما وقتی وارد کارش می شودی می بینی اطلاعاتی داشته است که یک دفعه مزایای نسبی زیادی را به دست آورده است.

مثلا فرض کنید هیات دولت تصویب می کند که بندرجاسک تبدیل به بندرآزاد تجاری شود و این محرمانه است. همان موقع در هیات دولت یک نفر به پسرش زنگ می زند و می گوید برو در جاسک ده هکتار زمین بخر. یک ماه بعد هم این موضوع رسانه ای و قیمت آن زمین چندبرابر می شود.شخص هم چند هکتار زمین را به قیمت جدید می فروشد و با پول آن می آید و در تهران برج می سازد.

این هاست که به جمهوری اسلامی ضربه می زند. اتفاقا آمریکایی ها از مهر سال ۱۳۹۷ که گفتند فروپاشی از طریق تحریم اتفاق نمی افتد نقشه خود را عوض کردند. گفتند باید برویم روی علمای طراز اول تشیع متمرکز شویم با اتهام زنی درباره فساد مالی. استدلالشان این بود که این پروژه باعث می شود تا آنهایی که مذهبی اند و نسبت به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند ببرند. مثلا رفتند سراغ آیت الله مکارم و امامی کاشانی و آملی لاریجانی و… اسنادش را هم توئیت کردند. سفارت آمریکا در بغداد هم این اسناد را منتشر کرد. یا ستاد اجرایی فرمان امام را تحریم کردند. من قبول دارم که ما در مقوله عدالت اجتماعی مشکل داریم. رهبری هم این را گفته اند.

اما یک بخش آن دنیاگرایی است اما بخشی از این توطئه برای بی اعتبارسازی و ضربه زدن به انقلاب است که رسانه هایی هم پشت آن قرار گرفته اند. من یکبار توئیت هم کردم که فساد در کشور ما در ذهن مردم هزار است ولی دادگاههای مفاسد اقتصادی کمتر به چشم می آید. هر روز صبح نامه دادگاه های اقتصادی که روی میز من قرار می گیرد و می خواهند خبرنگار بفرستیم همه شان هم علنی است. از روز اول هم دادگاه را نشان می دهند. آقازاده ها را زندان می برند. همین الان کاظمی وزیر آقای احمدی نژاد زندان است. داماد آقای شریعتمداری وزیر زندان است. ولی ما این ها را نمی بینیم. یک  فساد را صدبرابر و با آن عملیات می کنیم و هر کس هم نگوید همه فاسدند می گوییم خیلی پرت است.

در بحث مبارزه با فساد، روزنامه جوان به طور خاص چه کاری انجام می دهد؟

گنجی: مطلقا هیچ روزی نیست که روزنامه جوان به موضوع فساد نپردازد. همین امروز شما تصادفا به این جا آمده اید. من که این تیترها را برای شما نزده ام. این  تیتر علیه آقای ….. که ۴ هکتار زمین در لواسان دارد از کجا آورده است و این علیه سود دلال ها. شما هر روز که ببینی دو صفحه اقتصادی و اجتماعی داریم و من برای این ها چقدر دادگاه دارم می روم .

روزنامه جوان فقط به مفاسد طیف حامی دولت و اصلاح طلبان می پردازد. مفاسد طیف  خودتان چه؟

گنجی: مثلا که؟ ما اعتقاد داریم فساد اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد.

مثلا ادعاهایی که درباره قالیباف و شریفی بود؟

گنجی: ما همه این ها را زدیم. املاک نجومی را هم زدیم. منتهی درباره شریفی ما اطلاعات دقیق نداریم. همه گمانه زنی است. ما رسانه رسمی هستیم  نمی توانیم همین جوری چیزی را برداریم بزنیم. به دادگاه احضار می شویم. آقای شریفی هم در شهرداری بوده است نه آنجایی که قبلا بوده است یعنی سپاه. در ارتش و سپاه فساد به ندرت است. اگر هم باشد بیرون نمی آید چون حفاظت اطلاعات دارند. خودشان رسیدگی می کنند کسی نمی فهمد. اما فساد به معنای عام خود ۸۰  درصدش مربوط به دولت و شرکت های دولتی است که اکثر پولها انجاست.

اما ما در روزنامه واقعا درگیر مبارزه با فسادیم. یک بار آقای عراقچی بعد از برجام آمد روی همین صندلی نشست و گفت « تنها روزنامه ای که ما را نقد می کرد و انصاف را رعایت می کرد شما بودید و من الان آمده ام از شما تشکر کنم.»

ما با دولت هم همین جوری هستیم. ما سعی کردیم تقوا را رعایت کنیم حالا این که چقدر موفق شدیم نمی دانم. به شما می گوییم والله قسم جان سه بچه ام نگاهم جناحی نیست. دغدغه ام انقلاب اسلامی است ولی خوب من اعتقادم این است که بعضی اصلاح طلبان ضدانقلابند. این را اعتقاد دارم و کتاب هم درباره اش نوشته ام. البته بخشی از اصلاح طلبان، نه همه شان. مثلا آقای عارف هم آمده همین جا عکس گرفته روزخبرنگار آمده به ما سر زده است یا اقای محمدعلی ابطحی برای من مطلب می نویسد و در روزنامه چاپ می کنیم. اما اقای اکبرگنجی و خانم حقیقت جو هم اصلاح طلب هستند!

در اصولگراها کسانی هم هستند که شما آنها را ضدانقلاب بدانید؟

گنجی: نه در اصولگراها ضدانقلاب نداریم، منففعت طلب داریم.

مثلا طیف مشایی؟

گنجی: نه. مشایی اصلا طیف ندارد خودش است. احمدی نژاد طیف ندارد خودش است. احمدی نژاد اندیشه ای دنبال خودش نیاورده است. در قطب بندی هایی که پیش می آید با لگد زدن به قالیباف و لاریجانی، چهار تا آدم که از آن ها متنفرند را  دور خود جمع می کند. این اندیشه ای پشتش نیست. این جوری است داستانش.

اصولگراها در ابطه با آن ۸ بندی که برایتان گفتم با نظام مشکلی ندارند. اصولگراها مشکلشان عدم فهم اجتماعی درست است. فهم تحولات اجتماعی فهم تعاملات اجتماعی و کارآمدی. وگرنه نسبت به مبانی نظام مشکل ندارند. یعنی من خلافش را ندیده ام.

منظورتان از عدم فهم تحولات اجتماعی چیست؟

گنجی: فرض بفرمایید این تحولاتی که الان پیش می آید مثلا شبکه های اجتماعی. مسائل جدید مثلا بیت کوین. هر روز یک چیز جدید می آید و اصولگراها نمی توانند ارتباط بین این ها و مردم را درست درک کنند، مثل این که گرفتار یک قیود ذاتی باشند.

 یا مثلا خیلی پلشتی در حاکمیت است اما اصولگراها نسبت به آنها موضع نمی گیرند. وقتی ستار بهشتی کشته می شود اصلاح طلب ها می روند با مادرش عکس می گیرند ولی اصولگراها هیچی نمی گویند. فرض اصولگراها این است پلیس یک اشتباهی کرده است و حالا می برندش دادگاه و محاکمه می شود. ولی اصلاح طلب ها با آن می روند و عملیات می کنند.

به طور مشخص نظرتان درباره ماجرای ستاربهشتی چه بود؟

گنجی: من نوشته ام و گفته ام که کار زشتی بود.این کاری که در حق ایشان انجام گرفته خیانت بوده است و باید با آن برخورد و نتیجه به مردم اعلام شود. برخی که باعث فوت او شده اند باید به دادگاه می رفتند. این که آدمی برود زندان این طور با او برخورد شود به نام جمهوری اسلامی خیلی بد است.

درباره قتل علیرضا شیرعلی محمدی چه که چندماه پیش در زندان رجایی شهر رخ داد؟

گنجی: این ها اصلا قابل دفاع نیست. من همه این ها را توییت می کنم.

نظرتان درباره عزل رییس زندان ها بعد از این قتل چه بود؟

گنجی: به نظر من اقدامی انقلابی بود.

در مورد آقای رییسی نظرتان چیست؟

گنجی: بادی که رییسی می وزاند امیدبخش است. چون می دانید رهبری یک چیزی را دوبار از قوه قضاییه خواست. و من آن شبی که آقای رییسی افطار داد این را به ایشان گفتم و تلویزیون هم پخش کرد. گفتم رهبری فرمودند قوه قضاییه باید پرچمدار آزادی های مشروع اجتماعی باشد، شما برنامه تان در این باره چیست؟ این خیلی مهم است. یعنی قوه قضاییه باید صیانت کند از آزادی های اجتماعی.

مرادتان از آزادی های مشروع اجتماعی چیست؟

گنجی: مثلا شخص امنیت داشته باشد با خانواده اش برود بگردد، جشن بگیرد، سینما برود، تئاتر برود و همین ها.  ما که از کار نامشروع نمی خواهیم دفاع کنیم و به خاطر این که حکومت کنیم بگذاریم طرف هر غلطی می خواهد بکند.

اتفاقا مقام معظم رهبری بحث هزینه دادنی که مطرح می کنند همین است. ما به هر قیمتی نمی خواهیم حکومت کنیم. مگر الان مقام معظم رهبری نمی توانند کاری کنند ۹۹ درصد مردم برایش کف بزنند. نمی کنند چون اصولی دارند. وگرنه می توانند بگوید دختر و پسر بروند ورزشگاه، حصر نباشد و غیره. اما ایشان یک اصولی دارند. وقتی نمازش برای هاشمی رفسنجانی با نمازی که برای هاشمی شاهرودی می خوانند فرق دارد یعنی یک اصولی دارند یک فهمی دارند و با خودشان منافق نیستند. این برای کسانی که می خواهند پیرو ایشان باشند، مهم است.

اصولگراها باید خیلی اشتباه و ایرادی که در حاکمیت است را نقد کنند. مثلا الان ضرغامی این کار را شروع کرده است. بعضا خود قالیباف شروع کرده است. اما بعضی اصولگرایان این کار را نمی کنند. نه این که آن را تایید کنند ولی می گویند خوب این کار زشتی است.

یعنی می گویند نباید ضعف های نظام را برجسته کرد؟

گنجی: نه. من بیشتر جبنه های رفتاری اش را می گویم. طرف در زندان کشته شده است من حمل بر این می کنم کار بدی است و معتقدم باید برخورد کنند. اما به این نمی رسم که باید در این زمینه بیایم و حرف بزنم. در صورتی که از من توقع است. این که تنها نیتم این باشد که باید با این قتل برخورد شود کافی نیست. باید بیایید مردم نظر شما را بشنوند و بگویند موضع فلانی این است. اصولگرایان باید هر موضعی را که درباره این پلشتی ها دارند ، شفاف بیان کنند که نمی کنند. منظورم از فهم اجتماعی همین است. این نکته بسیار مهمی است.

نکته بعدی این که به عنوان یک معلم سیاست معتقدم قطب بندی هایی که در جامعه ما وجود دارد ایام انتخابات به وجود نیامده است بلکه شب های انتخابات تنها احیا می شود. یکی از همین اصلاح طلبانی که من می گویم ضدانقلاب است گفته که ما اصلا نگران نیستیم کارنامه روحانی در انتخابات خوب نیست ما به مردم می گوییم اگر رقیب ما رای بیاورد این بلاها را سر شما می آورد مردم دوباره به ما رای می دهند یا مثلا می گوییم رقیب بیاید دیوار می کشد.

اعتقاد من این است در حوزه نخبگی جمهوری اسلامی، دو جریان عمده کشور از اختلاف سلیقه عبور کرده اند البته در حوزه نخبگی نه در بدنه و به یک اختلاف ماهیتی و هویتی رسیده است. مثلا آقای تاجزاده ویدیو پر می کند و صراحتا می گوید اصلا روشی که امام آمد در کشور و انقلاب کرد اشتباه بود. می گوید روش انقلابی روش پرهزینه ای است و جمهوری اسلامی هم تشکیلش اشتباه بود. تاجزاده این را صریحا با صدای خودش گفته است. خوب نمی شود دیگر گفت این یک سلیقه است و نقطه مقابل آقای زاکانی است. این دیگر اختلاف سلیقه نیست تفاوت دو ماهیت است. اختلاف سلیقه این است که شما می گویید من اصولگرایم اگر بیایم در قدرت اولویتم توسعه راه آهن است و دیگری می گود من اصلاح طلب اگر بیایم بزرگراه ها را گسترش می دهم. در غرب مگر رقابت انتخاباتی سر چیست؟ سر بیمه تامین اجتماعی، مهاجرین، سن بازنشستگی، خدمات اجتماعی و درمانی، تعرفه ها. اما آیا ما اصلا در انتخاباتمان سر این چیزها با هم بحث می کنیم؟ خیر اختلاف ها ماهیتی شده و این خطرناک است.

Share