ساکنان برج «آرمیتا» همچنان زیر سایه وحشت

همسایه میترا استاد: از همان روزی که قتل اتفاق افتاد، دردسرهای‌ما هم شروع شد

بابک یکی از ساکنان این ساختمان می‌گوید: «از همان روزی که این ‏اتفاق افتاد، دردسرهای ما هم شروع شد. دوست و آشنا بود که با ما تماس می‌گرفتند، خیلی‌ها که ‏به خانه ما آمدند، فکر می‌کردند که ما از همه چیز خبر داریم. خلاصه این‌ که چندماهی داستان ‏داشتیم.»

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از روزنامه شهروند، «چهار ماه از آن روز پرهیاهو گذشت. روزی باور نکردنی برای ساکنان برج آرمیتای شهرک غرب. ‏همان ساختمانی ‏‎‎که جنجالی‌ترین جنایت‌های تاریخ معاصر ایران را به خود دید. جسد غرق خون ‏یک زن که به ضرب چند گلوله از پای درآمده بود. ابتدا کسی باور نمی‌کرد مقتول، همسر شهردار اسبق تهران است. اصلا خیلی از ساکنان این ساختمان لوکس از همسایگی با نجفی و همسر ‏دومش بی‌خبر بودند. آنها وقتی فهمیدند که مدتی است دیوار به دیوار چه کسی زندگی می‌‏کنند که تیم ویژه قتل، پلیس آگاهی، بازپرس جنایی و کلی مامور به این ساختمان هجوم آوردند ‏تا پرده از راز این جنایت بردارند. اما باز هم ساکنان این ساختمان مطمئن نبودند، چون آن روز ‏کسی جواب درستی به آنها نمی‌داد. همه حواس‌ها جای دیگری بود، این‌ که قاتل کجاست؟ کجا ‏می‌تواند رفته باشد؟ دست‌نوشته‌های به جای مانده از آقای شهردار هم همه را نگران کرده بود، ‏نگران از این‌که تنها سرنخ این پرونده دست به اقدامی غیرمنتظره بزند و این جنایت سر به مهر باقی ‏بماند. اما هیچکدام از آنها نشد، نجفی بعدازظهر آن روز خودش را به پلیس آگاهی معرفی ‏کرد و باقی ماجرا که در این مدت همه جزییات آن مو به مو روایت شده است.‏

در میان همه اخبار ریز و درشت این حادثه، آن چه تاکنون کمتر به آن پرداخته شده، حال و ‏هوای خانه‌ای است که این جنایت در آن رخ داد. ساکنان ساختمانی که حالا خیلی هم از محل ‏زندگی‌شان راضی نیستند. ساختمان آرمیتا یکی از سه بلوک معروف منطقه شهرک غرب تهران است. ‏حد فاصل شهرک غرب و سعادت آباد، منطقه‌ای به نسبت مرفه‌نشین و گران. در همان روزهای ‏نخست و پرخبر قتل میترا استاد، خانواده نجفی اعلام کردند این خانه اجاره‌ای است. در واقع به‌واسطه یکی از دوستان نجفی این خانه تهیه شده تا میترا استاد همراه پسرش و شهردار اسبق ‏تهران برای مدتی در آن زندگی کنند. شواهد و بررسی وضع خانه هم نشان می‌داد که آنها تازه به ‏این خانه نقل مکان کرده بودند. نجفی هم در اعترافات بارها به این موضوع اشاره کرد. دختر و ‏داماد نجفی هم همین را گفتند اما هیچ‌کدام از آنها درباره اجاره بهای این خانه لوکس صحبتی ‏نکردند. البته ناگفته پیداست که پرداخت اجاره این خانه از عهده مردم عادی برنمی‌آید.

آن روز یعنی هفتم خردادماه ساختمان آرمیتا به عکس یک همه رسانه‌های تبدیل شد. ساختمانی ‏سفید رنگ با پله‌های سیاه کشیده. تصاویر نمای بیرونی این ساختمان تا روزها تنها قابی بود که از ‏محل جنایت منتشر می‌شد. موضوعی که به گفته ساکنان این ساختمان مشکلات زیادی هم برای آنها درست کرد.

بابک یکی از ساکنان این ساختمان می‌گوید: «از همان روزی که این ‏اتفاق افتاد، دردسرهای ما هم شروع شد. دوست و آشنا بود که با ما تماس می‌گرفتند، خیلی‌ها که ‏به خانه ما آمدند، فکر می‌کردند که ما از همه چیز خبر داریم. خلاصه این‌ که چندماهی داستان ‏داشتیم.»

او ادامه می‌دهد: «تا چند هفته که مردم از بیرون ساختمان عکس می‌گرفتند؛ پیاده و با ‏ماشین، خیلی‌ها دوست داشتند تا در واحد محل جنایت را هم از نزدیک ببینند. اینها را ‏نگهبان‌ها برای ما تعریف کرده‌اند.»

رضا یکی دیگر از ساکنان این ساختمان از مشکلات روحی و ‏اضطراب فرزندانش پس از وقوع این جنایت می‌گوید: «دختر ۶ ساله من از همان ‏روزی که این حادثه اتفاق افتاد، حالش تغییر کرد. شب‌ها تنها در اتاقش نمی‌خوابد. مدام بهانه من ‏و همسرم را می‌گیرد. هر چقدر هم تلاش کردیم تا نگرانی او را رفع کنیم فایده‌ای نداشت. عکس ‏خانه ما روی همه سایت‌ها بود، مدام آنها را به ما نشان می‌دادند. مجبور شدیم او را چند جلسه ‏به مشاوره ببریم. حدود یک ماهی است که حالش بهتر شده. اما باز هم بهانه‌گیری می‌کند. مشاور ‏به ما گفت مدتی طول می‌کشد تا اثر این حادثه کمرنگ شود و دخترم به شرایط عادی ‏بازگردد. راستش را بخواهید همسرم هم کمی ترسیده بود اما خب به خاطر دخترمان جوری رفتار ‏می کردند تا او متوجه نشود. حالا شانس آوردیم که آن روز صدای گلوله را نشنیده بود.»

او ادامه ‏می‌دهد: «ما این‌جا فقط با دو خانواده آشنا هستیم و گاهی هم رفت و آمد می‌کنیم. یکی از آنها ‏دو تا پسر دارد، پسر کوچکشان «آرشان» همسن «آیدا» دختر من است، آنها همه هم همین ‏مشکل ما را داشتند. همین هم شد برای مدتی به خانه یکی از اقوامش در شمال رفتند تا آرشان ‏در خانه پدربزرگش این حادثه را فراموش کند.»

اما مشکلات اهالی این ساختمان به همین جا ختم نشد. مریم زنی حدودا ۴۵ ساله از افت قیمت ‏واحدهای این برج می‌گوید. به گفته او این برج در کل منطقه انگشت‌نما شده و به ‏همین دلیل هم خواهان کمی برای خرید پیدا کرده است: «چند هفته پیش برای فروش خانه با چند ‏املاکی تماس گرفتم، وقتی موقعیت ملک را گفتم بلافاصله گفتند همان خانه‌ای که نجفی میترا را ‏کشته، اصلا در این منطقه همه ساختمان ما را به این نام می‌شناسند، بعد هم املاکی‌ها به ما ‏گفتند که قیمت واحدهای این بلوک به همین دلیل از قیمت منطقه پایین‌تر آمده، چون خریدار آن ‏کم شده است.»

حالا این‌ که واحد شماره ۲۷۰۱ برج آرمیتا چه وضعی دارد، هم برای خودش حکایتی شده. این واحد ‏ برای مدتی به دستور قضائی پلمپ شده بود. روال هم همین است. به هر حال بخش مهمی از ‏تحقیقات پلیس و سرنخ‌های لازم در هر پرونده جنایی مربوط به صحنه جرم است. به همین دلیل ‏اولین کاری که در این گونه حوادث انجام می‌شود مهر و موم شدن محل وقوع قتل است.

چند ‏هفته بعد از وقوع حادثه اما این ساختمان دوباره تعداد زیادی مامور و ماشین پلیس را به خود دید. ‏این بار اما محمدعلی نجفی هم همراه آنها بود تا صحنه جنایت را بازسازی کند. برنامه‌ای که ‏حدود یک ساعت زمان برد. البته که مسئولان دادسرای جنایی پایتخت برای جلوگیری از ازدحام و ‏جنجالی شدن ماجرا، بازسازی صحنه جرم را جمعه بعدازظهر و در سکوت کامل انجام دادند. تا جایی ‏که حتی وکلای مدافع نجفی هم از زمان بازسازی صحنه جرم بی‌خبرماندند. با این حال چند روزی ‏پس از آن به دستور مقام قضائی این خانه فک پلمپ شد. خانه‌ای که به گفته ساکنان این ‏ساختمان همچنان در اختیار خانواده استاد است. یکی از ساکنان برج آرمیتا که نخواست نامش ‏فاش شود، درباره شرایط حال و حاضر واحد ۲۷۰۱ این برج می‌گوید: «صاحب اصلی ‏این ساختمان خارج از کشور است. البته مدیریت برج به نمایندگی از او پیگیر کارها است. اما خب ‏خانواده استاد هنوز کلید را تحویل نداده‌اند. تا جایی که من خبر دارم هنوز وسایلشان را هم نبرده‌‏اند، همه چیز مثل همان روز است. من شنیدم که مسعود استاد چند باری به خانه سر زده است. از ‏برنامه صاحبخانه هم خبر ندارم اما از همسایه‌ها و املاکی‌های منطقه شنیده‌ام که این ‏خانه نه به این راحتی‌ها اجاره می‌رود و نه به فروش می‌رسد.»‏

Share