قدر ترانه‌ها و موسیقی های محلی و فولکوریک مان را بدانیم

صدرنوری اظهار داشت: ما با بی برنامگی و روزمرگی، ذائقه مردم را به مرور زمان تنزل داده ایم و بعد می گوییم بیاییم برنامه ریزی کنیم و در این صورت مردم دیگر حاضر نیستند موسیقی فولکور و موسیقی فاخر گوش بدهند و فکر می کنند موسیقی همین است که شنیده اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، پژوهشگر و نوازنده برجسته موسیقی با اشاره به ضرورت آموزش شعر و ترانه به کودکان گفت: برای تشخیص شعر و ترانه با محتوا بایستی از کودکی فرزندان‌مان آموزش ببیننند که در بخش آموزش رسمی دچار ضعف هستیم.

دکتربردیا صدرنوری با اشاره به تعریفی از ترانه و موسیقی ارتباط این دو را بسیار نزدیک به هم دانست و گفت: ترانه را زیرمجموعه شعر تعریف کرده اند و نمی توان آن را از موسیقی جدا کرد؛ وقتی که موسیقی با کلام پخش شود، در ترانه معمولا واژگانیست که ریشه های اجتماعی دارد و می تواند در سطح ملی یعنی سطح زبان رسمی کشور یا به شکل تعریف شده به زبان بوم یا منطقه ای از یک کشور تعریف شود.

مولف کتاب طرح جامع موسیقی کشور ادامه داد: می توان ترانه های ملی و یا ترانه های بومی و منطقه ای یا محلی داشت اما عمده تفاوت آن با شعر ارتباط نزدیکش با موسیقی است یعنی ما قطعا ترانه و موسیقی را باهم می بینیم و کاربردش اینست که بیشتر با موسیقی همراه باشد و این ترکیب محصولی ایجاد کند که به مخاطب ارائه شود.

صدرنوری بیان کرد: در تعریفی که توسط یکی از دوستان ارائه شده آن وجه ترانه مطرح گردید که ریشه در مناطق جغرافیایی ما و زندگی و کار افراد است به طور مثال وقتی راجع به موسیقی شالیزار صحبت می کنیم در اصل در مورد بخشی زندگی و کار است که تیپی از موسیقی را می طلبد؛ در سطح ملی نیز ترانه را داریم و به طور معمول ریشه اجتماعی دارد.

وی تصریح کرد: آن اجتماع می تواند ملی، بومی یا منطقه ای باشد و مهمترین وجهی که یک موسیقی می تواند نسل به نسل منتقل شود موسیقی است که کلام دارد بویژه در کشور ما که موسیقی علمی و کلاسیک مبتنی بر نت و ریاضی کمتر نسبت به غرب وجود دارد و از قدیم به صورت سینه به سینه منتقل می شده و می شود؛ موسیقی با کلام بیشتر به یاد می ماند برای همین است که مواردی را سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان مان منتقل می کنیم و گاه ترانه موسیقی در این انتقال کمک بهتری می کند.

مدیر شش دوره جشنواره همایون خرم با بیان اینکه با مقوله فرهنگ و هنر نمی توان با دو تا دوتای ریاضی روبرو شد، تصریح کرد: البته می توان قانون و ضابطه را به آن حاکم کرد.

صدرنوری با اشاره به اینکه بخشی از ترانه های خوب از بوم و منطقه می رسد، تصریح کرد: وقتی شالیزار از بین می رود و در روستاهای ما چوب و کاه و کلش با سنگ و اهن و سیمان عوض شود، موسیقی آن هم از بین می رود چرا که این موضوع ناخودآگاه در روحیات و فرهنگ و هنر انسان ها تاثیر می گذارد.

وی با بیان اینکه تکنولوژی در کنار زوایای مثبت و خوب، ابعاد منفی دارد، اظهار کرد: تکنولوژی از یکسو زندگی شما را پیچیده و از طرفی سطحی نگر می کند و به جای اینکه فرزندان مان شعر با محتوا بخوانند همواره تلفن همراه دستشان است و انواع و اقسام مطالب سطحی می اید که آنها تصور می کنند شعر همین است.

این پژوهشگر و نوازنده برجسته ادامه داد: ما گونه بهتری پیش روی آنان قرار نداده ایم که تفاوت شعر و ترانه و شعر خوب را به آنها اموزش بدهیم؛ ضمن آنکه در بخش آموزش رسمی دچار ضعف هستیم و یک بخش دیگر آموزش از طریق کنسرت، کارگاه های آموزشی، صدا و سیما و یا تلفن های همراه است که هیچ برنامه ای برای آن نداریم.

مولف کتاب طرح جامع موسیقی کشور خاطر نشان کرد: شعر بایستی بار محتوایی و معنایی داشته باشد و ما خیلی چیزها را با هم قاطی کرده ایم؛ مثلا کسی ممکن است در حرفه دیگری به طور مثال کارگردان و یا چهره سینمایی موفقی باشد و به صرف این که مشتری و مخاطب دارد به آن مجوز اجرای کنسرت می دهیم و می آید به فاجعه امیزترین وجه ممکن یک تصنیف قدیمی را تخریب می کند؛ سپس خوشحال هستیم که کلی بلیت فروخته ایم.

صدرنوری با بیان اینکه نظارت فرهنگی در این زمینه وجود ندارد و به بدترین نحو این امر اتفاق می افتد، اظهار داشت: از سوی دیگر جایگاه ارزش های ما تغییر کرده که نظارتی هم بخواهیم انجام بدهیم بر اساس شاخص است و یا شاخص هایی که می تواند مبتنی بر مبانی ارزشی قرار بگیرد.

وی موسیقی های اصیل و سنتی را میراث معنوی خواند و گفت: این موسیقی ها بویژه آنهایی که از قدیم به دست ما رسیده اند، میراث معنوی ما هستند و فکر نمی کنم هیچ جای دنیا با میراث معنوی خود اینطور رفتار کنند؛ به طور مثال ما آهنگ سرود زیبای ای ایران را عوض می کنیم و یا آهنگی ریشه دار را تغییر می دهیم و با همان موسیقی قبلی برای تبلیغات استفاده می کنیم که متاسفانه به جای نگاه فرهنگی، نگاه همان پول در آوردن اقتصادی است.

صدرنوری اظهار داشت: ما با بی برنامگی و روزمرگی، ذائقه مردم را به مرور زمان تنزل داده ایم و بعد می گوییم بیاییم برنامه ریزی کنیم و در این صورت مردم دیگر حاضر نیستند موسیقی فولکور و موسیقی فاخر گوش بدهند و فکر می کنند موسیقی همین است که شنیده اند.

بهترین ترانه و موسیقی های تولید شده در کشور را بین دهه های ۳۰ تا ۵۰ دانست و گفت: ترانه سرا و آهنگساز باهم همزیستی داشتند که بهترین موسیقی های تولید شده ناشی از این همزیستی هاست.

مدیر شش دوره جشنواره همایون خرم رسالت ترانه سرا را انتقال یک مجموعه مفاهیم، ارزش ها و آداب که باید انتقال دهند، دانست و گفت: وقتی موسیقی کلام داشته باشد، می توان نسل به نسل آن را راحت تر منتقل کرد.

وی با بیان اینکه به جای سخت گیری بایستی زمینه سازی انجام داد، خاطرنشان کرد: آموزش در محیط مناسب داده شود و بیش از اینکه سخت گیری کنیم، آموزش بدهیم چراکه کار فرهنگی با سخت گیری و بزن و بگیر اصلاح نمی شود و باید زمینه سازی های لازم برای رشد آن را انجام داد.

این پژوهشگر و نوازنده برجسته با اشاره به تعطیلی خانه ترانه و انجمن ها و نشست های مشابه در بسیاری از مناطق گفت: با تعطیلی این مجامع علاقمندان محیطی ندارند که آموزش صحیح را درباره ترانه فرا بگیرند.

صدرنوری خاطرنشان کرد: اگر ضابطه درستی داشته باشیم و محیط را نیز فراهم کنیم، می توانیم امیدوار باشیم که در بسیاری از حوزه ها از جمله این حوزه پیشرفت کنیم.

Share