از «سرمایه‌گذاری» تا «کارآفرینی»

کافیست به محیط زندگی خودتان با دقت بیشتری نگاه کنید و با کسب مهارت های «پرورش خلاقیت»، «نگاه انتقادی» به فرآیندهای موجود و «شناخت به موقع فرصت ها» کاری کنید که دیگران تمایل داشته باشند در کسب و کارتان سرمایه گذاری کنند.

رضا سیف‌پور، مدرس سوادمالی و فنون مذاکره

اگر تا کنون با ما در این یادداشت ها همراه بوده اید، حتما خوب می دانید که تمام تلاش من این بود که به شما بگویم با بهره گیری از مهارت های «سواد مالی» در ابتدا چگونه هزینه های خود را مدیریت کنید؟ سپس بخشی از درآمدتان را پس انداز نموده و در نهایت بخشی از پس اندازتان را سرمایه گذاری کنید. این الگو، بدون شک رفتار عاقلانه ای است و شما اگر به همین قاعده عمل کنید جزء اندک افراد ریسک پذیر جامعه هستید که سرمایه خود را وارد بازار می کنند تا سودی مناسب از آن نصیبشان شود. با اینحال می خواهم اعتراف کنم که همه چیز را به شما نگفته ام. واقعیت این است که شما پولتان را به فرد یا افرادی داده اید تا آنها ضمن استفاده از پولتان، در نهایت با حذف کلیه هزینه های ضروری و غیر ضروری خود، اندک مبلغ سود باقی مانده را با شما شریک شوند. این اصلا خوب نیست و یا حداقل اینکه می تواند به شکل بهتری تغییر کند. به عبارت دیگر شما کمک کردید تا چرخ زندگی دیگران خیلی خوب بچرخد و در عوض چرخ زندگی خودتان و عده ای دیگر از افراد ذی نفع، تنها اندکی بهتر بچرخد و این چندان منصفانه نیست. خیلی از شما ممکن است با شنیدن این اعتراف من دلگیر شوید و بخواهید مسیر جدیدی ر در زندگی و به همراه پول هایتان سر بگیرید اما لطفا ناراحت نشوید و اجازه دهید که پیشنهاد جدیدی به شما ارائه دهم. حالا اگر خود شما بخواهید می توانید به جمع یک درصد افراد «کار آفرین» جامعه بپیوندید. این خیلی بهتر از سرمایه گذاری روی کسب وکار دیگران است. اگر روی کسب وکار خودتان سرمایه گذاری کنید و به نکات و ظرائف این کار آگاه باشید سود بیشتری خواهید برد.

نکته مهمی که باید در اینجا به آن توجه کرد این است که آغاز هر کسب و کار جدیدی به معنای کار آفرینی نیست. متاسفانه در کشور ما بسیاری از واژه ها بد تعریف می شوند و بر اساس آن اقدامات و سیاستگذاری های بعدی به همان نسبت غلط صورت میگیرد ب. مثلا به کسی که یک سوپرمارکت یا قنادی بزرگ زده عنوان کارآفرین داده می شود و سپس مسئولین برای ثبت عکس های رنگارنگ و افتتاح آن صف می کشند اما این در خوشبینانه ترین حالت فقط راه اندازی یک کسب و کار است که با چند اشتغالزایی هم همراه است. “پیتر دراکر” پدر علم مدیریت، کارآفرین را کسی می‌داند که فعالیتی را با سرمایه اقتصادی خودش شروع می‌کند، «ارزش‌ها» را تغییر می‌دهد و در محیط اطراف خود «تحول» ایجاد می‌کند و آن را به سمت بهتر شدن می‌برد. با این نگرش کار آفرین باید نسبت به محیط پیرامون خود آگاه باشد و با آگاهی کامل از فرصت ها و تهدیدهای موجود، کسب و کاری جدید و سود ده را خلق کند. “یوزف شومپیتر” که از او به عنوان پدر کار آفرینی یاد می شود، کار رآفرینی را «تخریب خلاق» می‌نامد. به عبارت دیگر ویژگی تعیین‌کننده در کارآفرینی همانا انجام «کارهای جدید» یا ابداع «روش‌های نوین» در امور جاری است. به عبارت دیگر واژه «نوآوری» با «کارآفرینی» پیوندی جدی دارد. پس شما هم به فکر انجام کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در پیرامون خود باشید. مثلا شما می توانید به این موضوعات فکر کنید:

·       ارائه یک کالایا خدمات جدید متناسب به محیطی که در آن زندگی می کنید.

·       ارائه یک روش جدید، کم هزینه یا سریع تر در فرایند تولید یک کالا.

·       گشایش بازارهای جدید برای محصولات یا خدمات موجود.

·       یافتن منابع جدید در فرآیند تولید یا عرضه.

بدون شک اگر با دقت به این موارد بیاندیشید می بینید که انجام آنها خیلی سخت نیست. کافیست به محیط زندگی خودتان با دقت بیشتری نگاه کنید و با کسب مهارت های «پرورش خلاقیت»، «نگاه انتقادی» به فرآیندهای موجود و «شناخت به موقع فرصت ها» کاری کنید که دیگران تمایل داشته باشند در کسب و کارتان سرمایه گذاری کنند. خیلی دشوار نیست. امتحان کنید.

ارتباط با نویسنده: ۰۹۱۱۱۳۸۱۷۰۲

 

 

Share