مذاکره؛ با چه کسی؟ بر سر چه چیزی؟

انقلاب اسلامی باید از کدام یک از اصول و بنیان های وجودی اش که استکبار با آنها ضدیت دارد دست بردارد تا بتواند در میز مذاکره با آمریکا برای رسیدن به یک منفعت مشترک چانه زنی نماید؟!

یادداشت: محمد رمضان پور

در ابتدا لازم می‌دانم تعریف مذاکره و شرایط آن را به‌ اختصار یادآور شوم:
مذاکره یک روش صلح آمیز همراه با قدرت چانه‌زنی ، جهت حصول یک توافق مشترک بین دو یا چند کشوری است که با یکدیگر اختلاف دارند و برای حفظ و دست‌یابی به منافع مشترک ناگزیرند اثر بخشی از خواسته ها و منافع خویش بگذرند و به یک امتیاز حداقلی بسنده کنند.

با تعریفی که دربارهٔ مختصات و ویژگی های مذاکره گذشت ، ناگفته روشن است که به صورت طبیعی هیچ کدام از ویژگی های تحقق مذاکرهٔ نظام اسلامی ( که حرکت و رشدش بر اساس مبانى دینی بوده است) با ابرقدرت های مستکبر و مشرک وجود ندارد.

انقلاب اسلامی باید از کدام یک از اصول و بنیان های وجودی اش که استکبار با آنها ضدیت دارد دست بردارد تا بتواند در میز مذاکره با آمریکا برای رسیدن به یک منفعت مشترک چانه زنی نماید؟!

به عنوان نمونه همانگونه که گذشت، آنچه از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون که در طلیعه دهه پنجم آن هستیم همچون خاری در چشم مستبدان و ظالمان جهانی قرار داشته است ، عنصر مقاومت و مبارزه انقلاب اسلامی علیه ظلم و جور و زیاده خواهی آنها در جهان بوده است که هم اکنون و با هویدا شدن بیشتر خیزش های بیداری اسلامی، الگو بودن انقلاب اسلامی (به تعبیر رهبر معظم انقلاب) در این جهت، آشکار تر نیز گردیده است و ملت های مسلمان با الهام از آرمان های انقلاب اسلامی، با قوت قلب گام در راه قیام الله علیه حاکمیت های جائرانه و وابسته به آمریکا نهاده اند.

حال دوباره تأمل کنیم که:

« مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با امریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می‌شود؟ اینطوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی یعنی معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر! چیزی بده! تو از انقلاب اسلامی، به امریکا چه میخواهی بدهی، تا چیزی از تو بگیری؟ آن‌چیزی که شما می‌خواهید به امریکا بدهید، تا در مقابل از تو چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می‌توانیم به امریکا بدهیم؟ او از ما چه می‌خواهد؟»
( بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی – ۱۳۶۹/۲/۱۲ )

اصل تعهد و پایبندی به اسلام و همین‌طور تشجیع ملت های مسلمان علیه منافع نا مشروع آمریکا و اسوه بودن مبارزه و ایستادگی جمهوری اسلامی علیه استکبار قطعأ جزء اولین اصولی است که ما باید کمی از آن عقب نشینی کرده و آن را به طرف مقابل واگذار کنیم، در حالی که از این نکته غافلیم که :

« برای آمریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اول به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی‌کنم، حالا بگوید بسیار خوب ، چَشم، ما هم مذاکره می‌کنیم!
میگویند بفرما! ابرقدرتی کامل شد! این منطقه ای هم که زیر بار نمی‌رفت، زیر بار آمد؛ اینجا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین ، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهم است… این که مذاکره با ایران برای امریکا اهمیت دارد، این است که حرکت جمهوری اسلامی و ملت ایران موجب شد که احساسات اسلامی در هر گوشه دنیا بیدار شود؛ در آسیا، در آفریقا و حتی در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامی خود را سرِ دست گیرند و مبارزه ای را به نحوی شروع کنند.
بعضی از این مبارزات، مبارزات سیاسی با دولت هاست. بعضی از این مبارزات، مبارزات اصلاحی است؛ بالاخره مشغول مبارزه هستند.
همهٔ این ها، از این قلّهٔ جمهوری اسلامی و امام و این ملت، سرازیر شده‌اند. »
(بیانات رهبر معظم انقلاب‌اسلامی – ۱۳۷۶/۱۰/۲۶)

مذاکره؛ با چه کسی؟ بر سر چه چیزی ؟

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share